جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 4 مرداد 1391 12:16
نمایش جزئیات
آفلاین

۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏


فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏

کتاب سلیمان

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏


خیر در صورتی که بزارید بچه ها برن فیلم مورد نظر رو خودشون دانلود کنن بهتره

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏


گیوتین - دار - جزغاله نمودن - کشیدن - لهیدن - سوراخ سوراخ کردن - سقوط از ارتفاع


۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏

- میشه بپرسم منو کجا دارید می برید؟

سربازان بی اعتنا به لی او را هل می دادند. برای لی شب سختی بود.مجبور بود مسافت بسیاری را از آن دهکده ی کوچک تا قلعه را پیاده بیاید. هرگز باورش نمی شد سربازان به خاطر دستگیری او به آن دهکده ی کوچک که حالا کمپ جادوگران پناهنده شده بود بیایند. هر چقدر به قلعه نزدیک تر می شدند، لی به پاسخ خود نزیک تر می شد.

بوی تعفن همه جا را فرا گرفته بود. اجساد نیمه سوخته اطراف قلعه اقتاده بودند. چقدر زیاد بودند. آن همه زیبایی قلعه که روزی جادوگران و مشنگ ها کنار هم زندگی می کردند حالا تبدیل به کشتار گاهی شده بود که هر سمت و سوی را نگاه می کردی آتشی برافروخته بودند تا به زندگی جادوگران پایان دهند. سربازی به لی نگاه کرد. وقتی ترس را از صورت لی خواند پوزخندی زد.

لی و بقیه گروه را به نزدیک ترین کشتارگاه بردند. از شانس لی او اولین نفر بود. گونی به سرش کردند و ناگهان برای لی همه چی تمام شد. برایش مهم نبود که در آش پرتابش کردند. برایش مهم نبود که شخصی از روی کتاب چیزی خواند. گریه های پدر و مادرش برایش دیگر مهم نبودند. چون او قبلا مرده بود. در آخرین لحظه دارویی را که مادربزرگش به داده بود را استفاده کرده بود. دارویی که مادربزگش به او گفته بود:

-وقتی دیگر هیچ امیدی نداشتی بنوش


۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏


متن تدریس طولانی تر باشه. کلاس بعد از افطار باشه.

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏

هرکی بیش تر نمره بده

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)

مش مملی سیریش صیحت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 4 مرداد 1391 12:09
نمایش جزئیات
آفلاین

۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏


فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏

کتاب سلیمان

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏


خیر در صورتی که بزارید بچه ها برن فیلم مورد نظر رو خودشون دانلود کنن بهتره

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏


گیوتین - دار - جزغاله نمودن - کشیدن - لهیدن - سوراخ سوراخ کردن - سقوط از ارتفاع


۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏

- میشه بپرسم منو کجا دارید می برید؟

سربازان بی اعتنا به لی او را هل می دادند. برای لی شب سختی بود.مجبور بود مسافت بسیاری را از آن دهکده ی کوچک تا قلعه را پیاده بیاید. هرگز باورش نمی شد سربازان به خاطر دستگیری او به آن دهکده ی کوچک که حالا کمپ جادوگران پناهنده شده بود بیایند. هر چقدر به قلعه نزدیک تر می شدند، لی به پاسخ خود نزیک تر می شد.

بوی تعفن همه جا را فرا گرفته بود. اجساد نیمه سوخته اطراف قلعه اقتاده بودند. چقدر زیاد بودند. آن همه زیبایی قلعه که روزی جادوگران و مشنگ ها کنار هم زندگی می کردند حالا تبدیل به کشتار گاهی شده بود که هر سمت و سوی را نگاه می کردی آتشی برافروخته بودند تا به زندگی جادوگران پایان دهند. سربازی به لی نگاه کرد. وقتی ترس را از صورت لی خواند پوزخندی زد.

لی و بقیه گروه را به نزدیک ترین کشتارگاه بردند. از شانس لی او اولین نفر بود. گونی به سرش کردند و ناگهان برای لی همه چی تمام شد. برایش مهم نبود که در آش پرتابش کردند. برایش مهم نبود که شخصی از روی کتاب چیزی خواند. گریه های پدر و مادرش برایش دیگر مهم نبودند. چون او قبلا مرده بود. در آخرین لحظه دارویی را که مادربزرگش به داده بود را استفاده کرده بود. دارویی که مادربزگش به او گفته بود:

-وقتی دیگر هیچ امیدی نداشتی بنوش


۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏


متن تدریس طولانی تر باشه

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏


هرکی بیش تر نمره بده

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)

مش مملی سیریش صیحت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 13:59
نمایش جزئیات
آفلاین

۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏


دوران ساحره یا شاید بهتر باشه بگیم دوران جادوگر یا جادوگران به فصل هم میشه ترجمه کرد


۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏

تاریخ جادوگری یا به قول بچه ها کتاب سلیمان

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏

این فیلم ها که تارییخ رو نشون میدن خوبن ولی ممکنه بین جادوگران باعث جادوگر پرستی بشه باعث بشه که مشنگا جور دیگه ای جلوه کنن البته تاریخه دیگه

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏

دار زدن_ گردن زدن _ مسموم کردن!!! _ توی بعضی دوران تیر بارون کردن _ قیمه قیمه کردن!!

۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏


فقط صدای سوختن اتیش میاید همه دوستانی که باقی ماندند از ترس به اینجا نیامدند فقط یک خرگوش کوچک انجاست با نراحتی به من نگاه میکند چه خوب یکی از دوستام اینجاست میدونستم هر جور که شده میاد تا اخرین بار من رو ببیند گرمای اتش صورتم را نوازش میکنه دوباره بهش نگاه میکنم بهش حسودیم میشه کاش یک انیماجوس بودم ناگهان کسی منو به سمت اتیش حل میده کمی سوزش و بعد ...
حالا ازادم سبک مثل یک پرنده دیگه من ازادم!


۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏

رول جدی ندین !!!

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏

ما بین پرفسورا فرق نمیزاریم ولی بری سه امتیاز پروفسور دوج! شوخی کردم من کلا در همه موارد پرفسور دوج رو ترجیه میدم.

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏


استاد اسم دختر رو که نمیپرسن ولی حالا که 3 نمرس و شما دارین التماس میکنین!:
S.H Roling



رنگارمگ زدم شاد شین!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1391/5/3 16:50:11
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 09:11
نمایش جزئیات
آفلاین
برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟(2 امتیاز)
فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
من کلا یک کتاب داخلش دیدم اونم دفترچه یادداش بودش اسم این اون رو مینوشتن داخلش !

‏ 3) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏

نه ! خیلی رک گفتم آره ؟این جور فیلم ها روحیه بالا میخوادش ما الان روحیمون خرابه ! نیاز به تشویق داریم !

‏4) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)

کشیدن ناخن (یکی دو تاش مشکلی نداشت ولی وقتی زیاد میشد طرف دیگه فاتحه!)

بستن آنها به درخت در منطقه ی گرگ خیز

حمله با چوب و چماق

ریختن سرب داغ در گلوی آنها

5) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏

تا به آن لحظه احساس خاصی نداشتم زیرا بی هوش بودم ! چشمانم را به زور باز کردم . درد در تمامی نواحی بدنم میپیچید ! با اینکه چشمانم تار شده بود ولی جمعیتی که در جلویم دیده میشد را حس کردم ! خواستم از جایم تکان بخورم ولی .... دست هایم به شدت بسته شده بود . شدت بسته شدن دست هایم را از خونی که احساس میکردم در مچم جمع شده است متوجه شدم ! تمام نیرویم را جمع کردم و فریاد زدم :
ولم کنید !
جمعیت خندید !
یک نفر از بین جمعیت جدا شد .... یک شعله ی آتش در دستانش بود . تازه متوجه شدم این بوی نفرت انگیز بوی چیست !؟! بوی نفت بود که بر روی بدنم احساس میکردم . دیگر انرژی ای نداشتم که فریاد بزنم . شخص نزدیک شد . نزدیک و نزدیکتر ! ... منتظر سرنوشت بودم تا دیگر چیزی حس نکنم!

6) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏

کلا کلاس ها مشکلی ندارن که بخوان بهتر بشن !

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏

دوج بهتره !

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏

استرجس پادمور !(تو پروفایلم نوشته)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: دوشنبه 2 مرداد 1391 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
دوران ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
انجیل بود فکر کنم!

3) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏
حتما پخش بشه؛ مثل بازدید مستقیم ولی از راه دور می مونه
جدا از شوخی...باعث می شه وقایع گذشته رو به خوبی درک کنیم

4) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)
غرق کردن در آب، بریدن سر و بیرون کشیدن قلب، زنده به گور کردن، سوزاندن، خفه کردن بادود، طعمه حیوانات وحشی کردن

5) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏
دستانم را با طناب بسته بودند. دو مرد قوی هیکل بازوانم را گرفته و مرا دور میدان می گرداندند. صورتم از اشک خیس بود و مقاومت نمی کردم. نمی توانستم غیب شوم. با خود می اندیشیدم که چه کسی طلسم های حفاظتی ضد آپارات را خوانده است؟ کدام جادوگر همنوعانش را به این مردم جاهل فروخته است؟
صدای جیغ و فریاد خاصی را شنیدم. برگشتم و دوستانم را دیدم. یکی از مردانی که از پیشروی جمعیت جلوگیری می کرد مشتی در صورت ظریف یکی از آن ها کوفت. طاقتم را از دست دادم. با قدرتی که جادو در آن بی تاثیر نبود دو مرد را کنار زدم و به سمت دوستانم دویدم.
زمین خوردم. چرا؟ جوابش را با سوزشی که در پشتم به وجود آمده بود حس کردم. خنجر تیز در بدنم فرو رفته بود. به سرعت مرا از زمین بلند کردند و به مرکز میدان، جایی که هیزم زیادی انباشته شده بود بردند. کشیش پشت به من ایستاد و جملاتی را ادا کرد. خنده دار بود. با سوزاندن من می خواستند رضایت خدا را جلب کنند!
خورشید با بی رحمی می تابید و بادی نمی وزید. دیری نپایید که گرمای آتش را در اطرافم حس کردم. سرم را پایین انداختم و به جویبار باریک خونم که بر روی زمین جاری شده بود چشم دوختم. چشمانم تار می دید. لبخندی زدم...
دیگر بدنم تکان نمی خورد. سرنوشت از پیش تعیین شده ام به پایان رسیده بود.

6) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏
من همین یه جلسه رو شاید بیشتر شرکت نکنم...راستش فقط به خاطر سوال 5 بود. به نظرم بهتره نمره بیشتری رو به رول نویسی اختصاص بدین.

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏
پروفسور دوج تاریخی تره بهتره!!

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏
جوآن کتلین رولینگ!

والا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 1 مرداد 1391 17:05
نمایش جزئیات
آفلاین

۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏

فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏

استاد همون کتاب معروف باتیلدا باگشات " تاریخ جادوگری " که مشنگ ها بهش می گن کتاب سلیمان

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏
بله کاملا موافقم ،پخش این فیلم ها به ما دلیل سالازار اسلیتیرین واسه راه ندادن مشنگ زاده ها رو نشون می ده .
اگه یکی از پدر مادر ها در اون زمان هاگوارتزو لو می داد هم دانش آموزا کشته می شدن هم هاگوارتز از بین می رفت .

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏
آتش زدن ، گردن زدن ، روغن داغ ، خفه کردن و در موارد بسیار نادر غرق کردن.

۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏

باران به شدت می بارید و باد هم او را یاری می داد انگار آسمان هم ناراحت بود ، بادی که برای من مانند نوازش پر بود برای آنان شلاقی سرد بود .

چوب های مرگ من خیس شده بود و حتی آتش کوچکی نیز درست نمی شد .
لبخندی زدم که منجر به لگدی به کمرم شد . آن مرد با صدای گوشخراشش گفت : اینقدر خوشحال نباش ساحره . راه های دیگه ای هم برای کشتن تو اون بچت هس .

ویا ، عشق کوچک من ، با آن چشمان درشت آبی رنگش و موهای بلوندش هر کسی را مسحور خویش می کرد . این دهکده ی خرافاتی می خواست دختر کوچکم را از بین ببرد .

ناگهان فهمیدم " خرافاتی " کلید مشکل من بود .

با صدای پر از دردم به شروع حرف زدن کردم : مگه نمی بینین ؟! عیسی مسیحم از دست شما عصبانیه که یه بچه ی عادیو می کشین . فکر کردین این آب و بارون مال چیه ؟ بذارین این بچه زنده بمونه . یا راهی جهنم می ...

مشتی که به صورتم برخورد کرد نفسمو برید و نگذاشت حرفمو ادامه بدم ، رهبرشون غرید : خفه شو ساحره ! چه کسی به پند و اندرز شیطانی مثل تو نیاز داره .

اما کار از کار گذشته بود مردم با من موافق بودند . بچه نباید کشته می شد .

ویارو از بغل من بیرون آوردند و به یک زوج جوان دادند . می خواستم فریاد بزنم ویای من. ولی خودمو کنترل کردم می دانستم این آخرین شانس اوست .
اشک ها روی گونه هایم غلتیدند ، از خودم بدم می آمد ، چگونه توانستم ویارا رها کنم ؟

کسی مرا روی تخته سنگی خواباند و چشمهایم را پوشاند ویا را برای آخرین بار بغل کردم و زیر لب برایش خواندم .
بالاخره زمان اعدامم رسید .
از پشت پارچه ی سیاه هیچ چیز معلوم نبود ، من صدای گریه ی ویا را می شنیدم صدای چک چک قطره ها ی باران، بوی چمن خیس ...

کسی دستور داد : حالا .

لبخند تلخی زدم می دانستم منظورش چیست ؟ او حکم گردن زدن مرا صادر کرده بود . دردی در گردنم احساس کردم و آخرین تصویری که روبروی چشمانم آمد صورت خندان ویا بود .

* ویا در فرانسوی یعنی زندگی

۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏

من پیشنهادی ندارم اگه کلاس خوب نبود اصلا نمیومدم .

۷) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏

نمیدونم این اولین جلسه ی من تو کلاس تاریخ جادوگریه .

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)
آ.... ن.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 1 مرداد 1391 16:50
نمایش جزئیات
آفلاین
۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
استاد همون کتاب معروف باتیلدا باگشات " تاریخ جادوگری " که مشنگ ها بهش می گن کتاب سلیمان .

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏
بله کاملا موافقم ،پخش این فیلم ها به ما دلیل سالازار اسلیتیرین واسه راه ندادن مشنگ زاده ها رو نشون می ده .
اگه یکی از پدر مادر ها در اون زمان هاگوارتزو لو می داد هم دانش آموزا کشته می شدن هم هاگوارتز از بین می رفت .

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏
آتش زدن ، گردن زدن ، روغن داغ ، خفه کردن و در موارد بسیار نادر غرق کردن.

۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏

باران به شدت می بارید و باد هم او را یاری می داد انگار آسمان هم ناراحت بود ، بادی که برای من مانند نوازش پر بود برای آنان شلاقی سرد بود .

چوب های مرگ من خیس شده بود و حتی آتش کوچکی نیز درست نمی شد .
لبخندی زدم که منجر به لگدی به کمرم شد . آن مرد با صدای گوشخراشش گفت : اینقدر خوشحال نباش ساحره . راه های دیگه ای هم برای کشتن تو اون بچت هست .

ویا ، عشق کوچک من ، با آن چشمان درشت آبی رنگش و موهای بلوندش هر کسی را مسحور خویش می کرد . این دهکده ی خرافاتی می خواست دختر کوچکم را از بین ببرد .

ناگهان فهمیدم " خرافاتی " ، کلید مشکل من بود .

با صدای پر از دردم به شروع به حرف زدن کردم : مگه نمی بینین ؟! عیسی مسیحم از دست شما عصبانیه که یه بچه ی عادیو می کشین . فکر کردین این آب و بارون مال چیه ؟ بذارین این بچه زنده بمونه . یا راهی جهنم می ...

مشتی که به صورتم برخورد کرد نفسمو برید و نگذاشت حرفمو ادامه بدم ، رهبرشون غرید : خفه شو ساحره ! چه کسی به پند و اندرز شیطانی مثل تو نیاز داره .

اما کار از کار گذشته بود مردم با من موافق بودند . بچه نباید کشته می شد .

ویا را از بغل من بیرون آوردند و به یک زوج جوان دادند . می خواستم فریاد بزنم "ویای من". ولی خودم را کنترل کردم می دانستم این آخرین شانس اوست .

اشک ها روی گونه هایم غلتیدند ، از خودم بدم می آمد ، چگونه توانستم ویارا رها کنم ؟

کسی مرا روی تخته سنگی خواباند و چشمهایم را پوشاند ویا را برای آخرین بار بغل کردم و زیر لب برایش خواندم .
بالاخره زمان اعدامم رسید .
از پشت پارچه ی سیاه هیچ چیز معلوم نبود ، من صدای گریه ی ویا را می شنیدم صدای چک چک قطره ها ی باران، بوی چمن خیس ...

کسی دستور داد : حالا .

لبخند تلخی زدم می دانستم منظورش چیست ؟ او حکم گردن زدن مرا صادر کرده بود . دردی در گردنم احساس کردم و آخرین تصویری که روبروی چشمانم آمد صورت خندان ویا بود .

* ویا در فرانسوی یعنی زندگی

۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏
من پیشنهادی ندارم اگه کلاس خوب نبود اصلا نمیومدم .

۷) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏
نمیدونم این اولین جلسه ی من تو کلاس تاریخ جادوگریه .

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏
آ.... ن.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1391/5/1 16:55:31
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 1 مرداد 1391 08:24
نمایش جزئیات
آفلاین
1.برگردان فارسی نام فیلم چه می شود؟(2امتیاز)
فصل ساحره.
2.کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن می خواندند، نامش چه بود؟(2امتیاز)
استاد من چون زیاد دقت نکردم دقیق نمی تونستم بگم اما وقتی دوستان می گن کتاب سلیمان من چی می تونم بگم؟پس تصویب شد .
3.آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستین؟چرا؟(5امتیاز)
خب راستش نه. برای اینکه وقتی ما این کار های مشنگ ها رو می بینیم از دست اونها ناراحت میشیم و خب مسلما بعضی از ما ها کارهای نا خوشایندی بر علیه اونها می کنیم و این باعث خراب شدن روابط ما با اونهامیشه.
4.چند مورد ازنحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.(5امتیاز)
آتش زدن ،از روی پل های رودخانه ها آویزان کردن،سنگ باران کردن(آنها را در گو دال هایی انداخته و آنقدر رویشان سنگ پرتاب می کنند تا بمیرند)،به میخ کشیدن (آنها را با میخ به میله های چوبی بلند وصل می کردند تا پرندگان به آنها نوک بزنند و از گوشت تنشان بخورند تا بمیرند)،گردن زدن.
5.یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما راجادوگر یا ساحره شناختدو دارن می برنشما را آتش بزنند و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد ،را توضیح دهید.(8امتیاز)
دیروز مرا هنگام نجات یک دختر بچه گرفتند و حالا می خواهند مرا آتش بزنند .ترس در قلبم حکم فرمایی می کند .نگاهی به اطراف می اندازم تا شاید دیدن یک چهره ی آشنا کمی تسکینم دهد ،اما جز چهره ی مشنگ هایی که با نفرت نگاهم می کنند چیزی نمی بینم . از دور نگاهم به میله ای می افتد که قرار است مرا به آن ببندند دورش را پر از چوب کرده اند تا دیگر هیچ راه گریزی نداشت باشم .نزدیک میله نگهم می دارند و مرا روی سکوی بلندی می برند پدر روحانیشان هم آنجاس اوپس از نگاهی مملو از تنفر به من رو به جمعیت می گوید:
ای مسیحیان مومن ،دورد خداوند بر شما باد .امروز ما اینجا جمع شدیم تا این زن گناهکار را که مانند هم نوعانش دنیا را پر از سیاهی و پلیدی کرده به آتش بکشیم و از سیاهیه این دنیای فانی بکاهیم .
پس از پایان حرف او مردم با صدا های خشمگین حرف هایش را تایید می کنند.
نگهبانان مرا از میله پایین می برن آنها آتش را روشن کرده اند .حالا آن میله بیش تر خود نمایی می کند مرا از راهی که آتش هنوز به آنجا تجاوز نکرده نزدیک میله می برند و دستان بی حسم را به آن فلز داغ می بندند و سریع دور می شوند . چشمانم را می بندم این آخرین کاریست که در زندگی ام می کنم.
6.چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید.(2امتیاز)
ای اولین جلسه ایست که من در این کلاس شرکت کردم برای همین نظر خاصی ندارم .
7.تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی ؟(3امتیاز)
من اولین بار است که در این کلاس شرکت می کنم برای همین از نوع تدریس پرفسور ویزلی اطلاعی ندارم اما از روش تدریس پرفسور دوج خوشم آمد.
8.نام و نام خانوادگی واقعی تون را بنویسید.(3امتیاز)
اهم ،اهم با سلام من صغری خانم هستم.
سوال آخر شوخی بود جدی نگیرید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 1 مرداد 1391 00:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سیلام


۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏


فصل ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏


کتاب سلیمان

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏


بله چون انگیزه دانش آموز ها رو بیشتر می کنه! بخدا

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏


فرو کردن میخ در قلب،در آب جوش انداختن،گردن زدن،جلوی حیوانات وحشی انداختن، تیکه تیکه کردن و دار زدن.

۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏


- « ولم کنین! ولم ... »

یکی از آنها پارچه ای سیاه رنگ را جلوی دهانم قرار می دهد و دیگر صدایم در نمیاید. دیگر برایم شانسی نمانده بود. آنها مرا گرفته بودند. هر یک از دستانم را یک نفر گرفته بود. چند نفر دیگر هم دور تا دورم بودند و چشم از من بر نمی داشتند.

تا چند دقیقه فقط تکان می خوردم تا خود را ازاد سازم. اما وقتی بیهودگی اینکار شدم ، دیگر فقط همراه آنها قدم بر می داشتم.

روز بود و هوا روشن! کاملا می دانستم که آنها مرا می برند تا بسوزانند. شاید مرگ با اتیش جالب تر باشد اما در خاک دفن شدن را ترجیح می دادم. من همیشه مراقب بودم اما امروز بی احتیاطی کردم. نتیجه اینکارم هم مرگ من شد.

صدای خرد شدن برگ های خشک را زیر قدم های محکمم حس می کردم. به طرف محدوده ای در دل جنگل می رفتیم. آنجا را می شناختم. همانجا که جادوگر ها اتش می زندند. من می توانستم در یک چشم بهم زدن تمام آنها را بیهوش کنم و ناپدید شوم اما بعدش خود جادوگر ها مرا می کشتند چون قوانین را زیر پا گذاشته می شدم. دیگر فرصت استفاده از قدرت هایم گذشته بود.

در یک آن چند نفر پاهام را بلند کردن. کمی روی هوا و دستهای چند مرد معلق بودم تا اینکه حس کردم روی چند تیکه چوب دراز کشیده ام. صدای شعله اتش را نیز می شنیدم. چشمانم را بستم. گرمای اتش را نیز کم کم حس می کردم.

بدنم گرم و گرم تر می شد. می دانستم زجر خواهم کشید برای همین کمی از قدرتم استفاده کردم و زجرش خنثی کردم. فقط گرمای کشنده اش را حس می کردم. چشنانم را دیگر نمی توانستم باز کنم ... من مرده بودم. به همین سادگی ....

۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏


25 نمره اختصاص پیدا کنه به رول و پنج تای بقیه به سوال های دیگر!

۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏


نمی دونم!

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏


میر حسین درگاهی!

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: شنبه 31 تیر 1391 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
۱‏) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
فصل ساحره یا زمان ساحره

۲‏) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند،‏ نامش چه بود؟ (‏۲‏ امتیاز)‏
استاد چیزه.. من چشام ضعیفه، روی جلد کتابو ندیدم. یه چیز تو مایه های افسانه های ملل، یه همچین جیزی!

۳‏ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (‏۵‏ امتیاز)‏
نچ، نچ اصلا استاد. آخه این چه فیلمی بود گذاشته بودین؟ من یه هفته اس شبا کابوس میبینم. امروز عصر قراره والدینم بیان ازتون شکایت کنن! یعنی چی اصلا؟ من اینگونه فیلمهارو به کل تحریم عمومی اعلام میکنم! باشد تا درس عبرتی گردد برای شوما!!

۴‏) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید.‏ (‏۵‏ امتیاز)‏
هووم؟؟

سوزوندن، جزغاله کردن، کباب کردن،به سیخ کشیدن،زنده زنده آب پز کردن، تف دادن در دیگ روغن.

۵‏) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد،‏ را توضیح بدهید(‏۸‏ امتیاز)‏((پورفسور یعنی چی آخه ؟ چطور من باید داستان اعدام خودمو بنویسم؟ پس شما این وسط چیکاره اید؟ چرا دستی دستی منو به کشتن میدین؟ دهه!! فقط پورفسور یه دستمالی چیزی دستتون باشه ها! :hammar:))

شب سردی بود. سوز هوا کل وجودمو به یخ بستن سوق میداد. استرس و رعشه ای که از ترس به من هجوم آورده بود. کار هوا رو راحت تر میکرد. دو نقابدار در حالیکه دستانم با طنابی بسته بود و پارچه سفیدی روی صورتم رو میپوشاند مرا به جلوی پیشخوان هل دادند. پارچه از روی صورتم برداشته شد. چشمانم جایی را نمیدید.به سختی چشمانم را نیمه باز کردم و به نقطه مقابلم نگاهی کردم.
کشیشی که تکبر و غرور از چهره اش میریخت روی سکویی ایستاده بود ،نگاه تمسخر آمیزی به من کرد و با صدای خشن و بلندی که جمعیت حاضر بشنوند اعلام کرد :
-اهالی نجیب و محترم دهکده ژاک ، امشب یکی از پر افتخارترین شبهایی است که شاهدش هستیم. امشب یک ساحره به آتش کشیده خواهد شد. فردی که باعث نحسی و شومی دهکده ما شده، امشب دهکده به آرامش خواهد رسید. فردا روز بزرگی برای همگی ماست. روزی سرشار از نیک بختی و خوشی...

کشیش همچنان با صدای بلند مردم را برمی آشفت و خشم و کینه مردم را شدید تر میکرد. مردم با هیجان حرفای او را تایید میکردند و با خشم یشتری به من مینگریستند.

دود سیاهی در آسمان به چشم میخورد. بوی زمختی گلوم رو پر کرده بود و مثل دستی آهنین بر سینه ام فشار می آورد. من باید تحمل میکردم. سنگینی نگاه مردم رو حس میکردم. و چه حس غریبی بود تنها بودن در میان جمعی که به مانند شغال هرلحظه انتظار تکه تکه کردنت را میکشند.
سخنرانی کشیش به پایان رسیده بود. صورتم دوباره پوشانده شد. دو مرد نقابدار بازوهایم را گرفتند و کشان کشان از میان سیل جمعیت عبورم میدادند. پاهایم توان حرکت نداشت. فقط درآرزوی یک معجزه بودم. جمعیت خشمگین مرا احاطه کرده بود و باران اشیایی که به طرفم پرت میشد.

هر لحظه سوز سرما جای خود را به گرمای آتش میداد. گرما لحظه لحظه بیشتر میشدو غوغایی جمعیت کمتر. کسی جرات نمیکرد خود را بیشتر از آن به آتش نزدیک کند.
بالاخره رسیده بودیم. به سختی آخرین قدمها را برمیداشتم.پارچه برای بار آخر از صورتم برداشته شد. من بودم و تلی از آتش سرخ که همچون اژدهایی مغرورانه سربه آسمان گذارده بود. مرد نقابدار مرا به چوبک وسط تل بست و بسته های هیزم بیشتری به اطرافم چیده شد .
هیاهوی مردم و غریو شادی آنها بیشتر از گرمای آتش مرا اذیت میکرد. آتش هر لحظه شعله ور تر میشد .
توانی در بدن نداشتم. حتی برای فریاد زدن. برای آخرین بار به آسمان سیاه و تیره نگاه کردم.تک ستاره ای از میان دود و آتش به من چشمک میزد. با چشمان و صورتی خسته با آخرین توان به ستاره لبخند زدم و ...
آتش شعله کشید و ساحره را در آغوش کشید. ستاره ای درآسمان آخرین سو سو های خود را زد و خاموش شد..


۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ‏۲‏ امتیاز)‏

استفاده از آهنگهای شاد، انجام حرکات موزون توسط استاد حین تدریس، بردن به گورستان جهت درک کامل مطالب، بازدید از یک مراسم اعدام زنده جهت تفهیم بیشتر.

[b]۷‏) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(‏۳‏ امتیاز)‏
هردوشون خوفن!

۸‏) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید!‏‏ (‏۳‏ امتیاز)‏
استاد پیر شدیا . بانو ویولت دیه . هه هه هه !


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بانو ویولت در 1391/4/31 19:07:26