نقل قول:
- به به! سلام بر سورس! جاسوس دوروی کثیف محفل و مرگخواران! میدونستی هنوز بهت اعتماد دارم؟
- البووووووووووووس! مردیم از گشنگی! چی شد پس؟
صدای فریاد بقیه ی محفلی ها همراه با نعره ی لوپین، بقیه جمله ی سورس رو در خودش گم کرد!
-پیرمرد بوقی! تو رو چه به این کارا؟ تو باید بری توی اتاقت برای حمله به اون سیاه سوخته ها نقشه بکشی! نه اینکه بیای اینجا و پیاز خرد کنی!
چیزی که توی پستت توجه من رو جلب کرد و لازم دونستم بیشتر از هر موردی بهش اشاره کنم ، شخصیتِ دامبلدور هست ... توی پستِ آموزش نویسندگی که زدم ، نوشتم :
نقل قول:
هر شخصيتي در كتاب، به گونه اي خاص رفتار ميكند. يا در سايت شخصيتي را يافته كه رفتار كردن بر خلاف آن، اشتباه است. در واقع غير معقولانه نبايد عمل نمود.
براي مثال: لرد ولدمورت شخصيتي دارد كه مي تواند در رول مثل هر شخصيت ديگري: لباس عجيب بپوشد، گاف بدهد، مو داشته باشد و ... .
اما همه ي اينها در عين وقار و سنگيني انجام مي دهد. در واقع اينكه ولدمورت بي دليل از مرگخوارانش تعريف كند، از كسي خواهش كند و يا اينكه عذر خواهي كند؛ داستان را به جايي مي كشاند كه : به جاي خنديدن به فكر آن هستيم كه، اين كار از ولدمورت بعيد است!
اینکه به شخصیت ها وفادار بمونیم ، فقط مربوط به پستهای جدی نیست ! اصلا فرقی نمیکنه که جدی باشه یا طنز یا تلفیق ِ طنز و جدی ... چیزی که من الان بهش اهمیت میدم ، این هست که دامبلدور اون جذابیت و جذبه و سنگین و وقاری که توی کتاب های هری پاتر داشت رو دوباره بدست بیاره ... زمانی که میخواستم این شخصیت رو بگیرم ، میخواستم از جنبه ی بیناموسی روش کار کنم ، ولی دیدم اینطوری خیلی بهتر و جذاب تره و خیلی وقت هم هست که همچین دامبلدوری نداشتیم .
چیزی که از شما و بقیه ی محفلی ها انتظار دارم ، اینه که هر طور شده به اصل ِ شخصیت ها وفادار بمونید ، به نظرم میشد که ریموس با احترام از دامبلدور در موردِ غذا سوال بکنه که کی حاضر میشه و کلا اون وقار و سنگین بودنِ ریموس لوپین هم بهش اشاره بشه ... و اینکه مثلا اونجا که گفتی پیرمرد بوقی و تو رو چه به این کارا ، به جایِ اینکه دیالوگِ مستقیم به دامبلدور باشه ، میتونست جوره دیگه ای باشه که هم جالبتر باشه و هم تو ذوق نزنه .
مثلا مینوشتی که ریموس صداش رو پایین میاره و رو به محفلیا ( مثلا اسم ِ چند نفر از محفلی ها رو میاوردی ) میگه که آلبوس رو چه به این کارا ! به جای غذا درست کردن اگر به فکره مقابله با ولدمورت ( یا اسمشو نبر ) باشه میتونه مفیدتر باشه و ما هم میتونیم یه غذای خوشمزه تر بخوریم و بعد مثلا محفلی ها نخودی میخندن و به روشون نمیارن و این جور موارد که به نظرم خیلی جالبتر میتونه باشه .
انتهای پستت ، چند دیالوگ رو پشتِ سر هم آوردی و با خط تیره نشونشون دادی ... من به شخصه این سبک دیالوگ نویسی رو دوست ندارم ، یعنی اصلا جالب نیست که تعدادِ زیادی دیالوگ پشتِ سره هم بیان . اگر ما بین دیالوگ ها از فضاسازی ، هر چند کوتاه استفاده بشه ، خواننده خیلی راحت تر میتونه خودش رو با پست مچ کنه .
نقل قول:
- البوس راست میگه لوپین! یک رهبر نباید فقط بشینه تو اتاق کارش و فکر کنه! من کاملا با کارهای آلبوس موافقم! یه رهبر باید از این کارها هم بکنه بعضی وقتا!
- ممنونم سورس! لوپین بهتره بری سر کارت! شام بزودی حاضر میشه!
- میتونم بپرسم کی حاضر میشه؟
- بزودی فرزندم! بزودی!
میتونستی بنویسی ، سوروس لبخند تلخی به لوپین زد و در حالی که به حرکاتِ دست دامبلدور بالای قابلمه ی سوپ خیره شده بود گفت : لوپین راست میگه ، یه رهبر فقط نباید بشینه تو اتاق کارش و فکر کنه! من کاملا با کارهای آلبوس موافقم! یه رهبر باید متنوع تر هم برخورد کنه گاهی اوقات .
ریموس که از حالت چهرش مشخص بود که از دخالتِ بیجای اسنیپ خوشش نیومده ، به طرفِ درب آشپزخانه رفت و با بی میلی پرسید : میتونم بپرسم کی حاضر میشه ؟
دامبلدور لبخندی زد و جواب داد : بزودی ریموس ، بزودی !
توی بخش بالا ، اولا که به نظرم نیازی نبود دامبلدور هم دیالوگی بگه ، میتونست جر و بحث رو بذاره به عهده ی همون ریموس و اسنیپ . و اینکه درسته که دامبلدور خیلی مهربون برخورد میکنه ، ولی به همه که نمیگه فرزندم . معمولا برای صمیمیتِ بیشتر همه رو به اسم ِ کوچیک صدا میکنه ... اینا خیلی مهم بودن ، چیز ِ خاصی به ذهنم نمیرسه که در این مورد بگم
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


