من با کمال میل پستهای شما رو نقد میکنم.ولی یه توصیه ای برای همه درخواست کننده ها(نه فقط شما) دارم. بهتره از دو یا چند نقد کننده, درخواست نقد نکنین.این کار ممکنه شما رو سردرگم کنه.ما در این سایت معیار مشخصی برای پست خوب یا بد نداریم.همه حرفایی که میزنیم از روی سلیقه اس.برای همین ممکنه یه نکته ای در پست شما وجود داشته باشه که من ازش تعریف کنم ونقد کننده دیگه ای اونو یه اشکال و ایراد بدونه.این وسط شما گیج میشین که حرف کدوم درسته! برای همین بهتره شما پستها و نوشته های نقد کننده ها رو در نظر بگیرین.نوشته های هر کدومو قبول دارین از همون درخواست نقد کنین.البته اگه به نظرتون همینجوری هم مفیده, مشکلی نیست.اینجوری هم نقد میکنم.
لودو که با آخرین حرکت ارباب سخت ترسیده و تحت تاثیر قرار گرفته بود چند قدمی عقب عقب رفت .
"ارباب" کلمه ایه که بیشتر لرد رو باهاش مخاطب قرار میدن.یعنی وقتی دارن با لرد صحبت میکنن از این کلمه استفاده میکنن.یا حتی وقتی درباره لرد صحبت میکنن.ولی خارج از دیالوگها استفاده از "ارباب" زیاد مرسوم نیست و کمی توی ذوق خواننده میزنه.حتی اگه نویسنده مرگخوار باشه.
نقل قول:
ارباب سرش رو بالا آورد و گفت:احمق مجوز.
لرد سیاه اصولا فحش نمیده...حالا اگه بخواد بده هم از کلمات دیگه ای استفاده میکنه."احمق" کمی سنگین بود.طرز حرف زدن لرد رو در نظر بگیرین.معمولا محترمانه ولی با نیش و کنایه.مغرورانه و گاهی احمقانه.لرد ترجیح میده شخصیت طرف رو با مفهوم جمله ها خرد کنه نه با توهین مستقیم.خود منم گاهی در دیالوگهای لرد از فحش استفاده میکنم.ولی کمی برای این شخصیت باید دقت بیشتری برای انتخاب کلمات کرد.
پستتون کمی زیادی جدی شده!در پستهای قبلی دیدم که شما میتونین طنز بنویسین.از نوشتنش منصرف نشین.پستهای جدی این روزا طرفدار زیادی ندارن.به سختی خونده میشن, مگه اینکه واقعا خاص باشن.در شکنجه لودو یا تلاش لرد و بلا برای قانع کردن لودو...میشد موقعیتها و دیالوگهای طنز آمیزی خلق کرد.
نقل قول:
لرد که هنوز عصبانی بود گفت:حوصلمو سر بردی. سپس به بلا گفت:بلا اینو با خودمون می بریم . -چشم ارباب. بلاتریکس به سوی لودو رفت و با طلسمی اونو بیهوش کرد سپس همه ی مرگخوار ها به همراه وزیر سحر و جادو از وزارتخونه خارج شدند.
ایده بردن لودو بد نبود...ولی نمیدونم که آیا مفید بود یا نه.اینجا سوژه کمی گیر کرده بود.گره نخورده....گیر کرده!یعنی داشت دور خودش میچرخید.در اینجور موقعیتها باید یه تکون کوچیک به سوژه داد.چیزی مثل یه هُل! که کمی جلوتر بره.منظورم تغییر بزرگی نیست.مثلا یه تغییر کوچیک در شرایط.مطمئن نیستم بردن لودو بتونه این تاثیر رو بذاره.با وجود این به نظر من ضرری هم نداشت.
لحن پستتون خیلی عوض میشه.یه لحظه گفتاری و یه لحظه نوشتاری...مثلا: نقل قول:
لرد و مرگخوار ها هم به لودو نگاه می کردند و منتظر مجوز بودن
سعی کنین کل پست رو بصورت یکدست و هماهنگ بنویسین.خودتون انتخاب کنین که با کدوم لحن راحتتر مینویسین.
رفتار لودو جالب بود.اینکه نمیخواست مجوز رو بده ولی از طرفی از لرد میترسید.
پست شما یه پست معمولی بود.نه نکته خاص مثبتی داشت و نه نکته منفی.شاید اگه کمی روی طنزش کار میشد میتونست از این حالت متوسط و معمولی خارج بشه.
پست شما خیلی کوتاهه... چند بار دیدم اعضای سایت در انجمنهای دیگه از بعضی از نویسنده ها ایراد گرفتن که چرا وقت نذاشتی و اینقدر کوتاه نوشتی.نظر من کاملا مخالف اینه.من پست کوتاه رو که ببینم تشویق میشم به خوندنش.مگه اینکه نویسنده پست مورفین، لودو یا نویسنده خیلی خوب دیگه ای باشه. بنابراین کوتاه نوشتن یه مزیته.تا وقتی مجبور نشدین یا دلیل خاصی نداشته باشه بهتره همینطور کوتاه بنویسین.
مکانها رو مشخص کردین.کار مفیدی بود.یه کار مفید دیگه هم انجام بدین.قبل و بعدش یه خط فاصله بذارین.پستتون کمی نامرتبه.البته اینطور که فهمیدم با عجله فرستادین و فرصت نداشتین روی ظاهرش کار کنین.ولی به هر حال در پستهای بعدی بهتره این کار رو انجام بدین.
نقل قول:
همه ی مرگخوار ها داشتن به لودو نگاه می کردن و از ابهت اربابشون لذت می بردن.
این قسمت جالب بود...اولش متوجه منظورتون نشدم.ولی اگه توضیح بیشتری هم میدادین طنزش از بین میرفت.همینجوری جالب بود.
نقل قول:
مگه تو قرار نیست بری دنبال یسری سفید و برای از دست نرفتن حوصله ی ارباب نازنین بیاریشون .هان؟
چیزایی که معمولا دربارشون مینویسیم سوژه های فرعی هستن.در کنار اینا همیشه سوژه اصلی رو هم در نظر بگیرین.به این نکته توجه کنین که این سوژه فرعی میتونه سوژه اصلی رو خراب کنه یا نه. اینجا سوژه اصلی بازرسی های لرد بود.جریان شکنجه گاه سوژه فرعی بود.خارج کردن آنتونین از شکنجه گاه کمی خطرناکه.ممکنه نویسنده بعدی هم همراه آنتونین از شکنجه گاه خارج بشه.یعنی اون سوژه رو ادامه بده.البته در اونصورت هم میشه ادامه داد.ولی احتمال اینکه سوژه منحرف بشه زیاده.برای جلوگیری از این موضوع میتونستین ماجرا رو ادامه بدین.تا جایی که آنتونین به شکنجه گاه برگرده.کلا سعی کنین داستان رو دو تکه نکنین.شخصیتها رو از هم جدا نکنین.اینجور سوژه ها معمولا به بن بست میرسن.
شخصیتهاتون خوب بودن.در موردشون خوب اغراق میکنین.درباره سفید ها هم همین کارو انجام بدین.بصورت برعکس...یعنی اونا رو هم سفید تر از اونی که هستن نشون بدین.
از شکلک استفاده کردین.خوبه...شکلک میتونه کمک کننده باشه.البته احساس اجبار نکنین.هر جا حس کردین شکلک بهتر میتونه احساس و مفهوم جمله رو منتقل کنه ازش استفاده کنین.مثلا جایی که مشخص نیست دیالوگ با چه لحنی گفته شده.یا جاییکه دیالوگ وجود نداره و فقط قصد دارین حالت فرد رو به خواننده منتقل کنین.مثلا:
لرد:
کمی عجولانه بود...ولی بد نبود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لردولدمورت در 1391/6/25 17:07:40 ویرایش شده توسط لردولدمورت در 1391/6/25 17:08:26
بلاتریکس یکدفعه عصبانی شد و سر فلور و بقیه ی مرگخوار ها داد زد: چی ؟فرار کنیم.ای احمق های به درد نخوره پس مار نازنین ارباب چی؟
معمولا بهتره ایده نفر قبلی رو رد نکنیم.البته تصمیم با خودتونه.شما آزادین هر طور دوست دارین ادامه بدین.گفتم معمولا، چون اینجا اون حالت معمولی وجود نداشت.دیالوگ شروع شما و شخصیتی که برای گفتن این دیالوگ انتخاب کرده بودین کاملا خوب و مناسب بود.بولد(ضخیم) کردن جمله بلا عصبانیست و تن صداشو به خوبی نشون داده.از شکلک هم میتونستین استفاده کنین.تنها فرقش این بود که اینجا خواننده از اول جمله متوجهه که بلا داره داد میکشه!
نقل قول:
بلاتریکس در حال داد زدن چوبدستیشو در آورده بود تا اولین مرگخواری که نزدیکش میشد رو با کروشیوی لذت بخشی ادب کنه اما هیچ کدوم از مرگخوار ها نزدیکش نشدن.
شخصیت شجاع، نسبتا دیوانه و غیر قابل کنترل بلا رو خیلی خوب ترسیم کردین.بلا جزو شخصیتهاییه که میشه دربارش اغراق کرد.تقریبا میشه هر نوع عمل غیر عادی و غیر منطقی رو بهش نسبت داد.همونطور که در اینجا تهدید مرگخوارا از طرف بلا عجیب نبود.خواننده خیلی راحت میتونه باور کنه که اگه ققنوسا نمیومدن بلا حتما بلایی سر مرگخوارا میاورد!
نقل قول:
مرگخوار ها که با دیدن چوبدستیه بلاتریکس وحشت کرده بودن عقب عقب میرفتن وهیچ کدومشون توجهی به ققنوس های زیبایی که به خاطر جیغ بلاتریکس به اونجا اومده بودن نداشتن.
قسمتی که توجه منو جلب کرد این قسمت بود.خیلی خوب صحنه رو عوض کردین.در نقد قبلی هم گفته بودم که شما صحنه ها رو به خوبی توصیف میکنین.اینجا یک صحنه جالب و هیجان انگیز رو به خوبی برای خواننده توصیف کردین.هر اشتباهی میتونست جذابیت این قسمت از پستتون رو از بین ببره.شما به خوبی از پسش براومدین.
پستتون کمی خالیه...کمی بی احساسه... دلیلش عدم استفاده درست از علامتگذاری و شکلک هاست.مثلا این قسمت: نقل قول:
بلاتریکس داشت وردی به سمت ایوان میفرستاد که فلور و تری با هم گفتند: وای ققنوس.
هیجان یا ترس فلور و تری رو اونطور که باید به خواننده منتقل نمیکنه.میتونست به این شکل نوشته بشه: بلاتریکس داشت وردی به سمت ایوان میفرستاد که فلور و تری با هم گفتند: -وای... ققنوس!:worry:(یا ) شما از شکلک استفاده نمیکنین.اگه علاقه ای به استفاده از شکلک ندارین اشکالی نداره.ولی بعضی جاها واقعا میتونن کمک کننده باشن.ضمن اینکه پست رو از اون حالت خشکی و بی احساسی در میارن.
نقل قول:
مرگخوارها از ترس اینکه ققنوس ها فرار کنن حرکتی نمی کردند.
این جمله خوبی بود.جمله لازمی بود!نفر بعدی باید بدونه که مرگخوارا قصد دارن چیکار کنن.این موقعیتی بود که کل پست شما برای درست کردنش نوشته شده بود.و نباید از بین بره.
سوژه رو خوب و به اندازه پیش بردین.پایانش خیلی خوب بود.نوشتن پایانهای ترغیب کننده هم از کارهاییه که شما به خوبی انجام میدین.
این پستتون بهتر از پست قبلی بود که من نقد کرده بودم.
Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.
اینجا فقط پستهای انجمن خانه ریدل نقد میشن.اگه براتون مهمه میتونم با پیام شخصی نقد کنم. ولی یه مشکل دیگه هم وجود داره.به این پست قراره امتیاز داده بشه.و اصولا درست نیست که قبل از امتیاز دهی(چه اینجا و چه در پیام شخصی)نقد بشه.برای همین باید تا وقتی امتیاز دهی اون پست تموم بشه صبر کنین.بعد از اون مرحله اگه خواستین بوسیله پیام شخصی نقدش میکنم.
جناب لرد متوجهم که این ممکنه درخواست غیر متعارفی باشه ولی اگر امکان داره پست شماره ی چهار مرحله ی دوم جام آتش من رو هم نقد کنید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.