کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
72
نفر همین الان آنلایناند
28 نفر در «انجمن»
2 عضو
70 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
آرشیو گالری 40
-
انجمن 28
-
پروفایلها و حساب کاربری 2
-
بخشهای دیگر 2
اعضای آنلاین
51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

1- سه سپر دفاعی نام ببرید . 5 امتیاز
1.پاترانوس 2.پروتگو3.فینیته اینکانتاتم
2- هرکدام در مقابل کدام خاصیت دفاعی دارند. 5 امتیاز
فینیته اینکانتاتم:متوقف کردن طلسمهای در حال اجرا
پروتگو:مقابله با بیشتر طلسم های هجومی
ریدیکلوس: جالب ترین دفاع ممکن علیه بوگارتها
3- نحوه ی به وجود آمدن یکی از این سه مورد را شرح دهید . 20 امتیاز
جادوگر بزرگی در در حال تمیز کردن ساعت کهنه ی پدر بزرگش بود که ناگهان بوگارتی از درون ساعت به بیرون پرید و شکل زن سابقش را گرفت. مرد از ترس در حال احتزار (ه.ض.ذ.ظ) قرار گرفت و خواست باطلسمی از شر زنش خلاص شود.اما طلسم اثر نکرد.مرد که هراسان بود سیلی از طلسم ها را به سوی زن ارسال کرد اما هیچکدام موثر نیفتاد. مرد که در حال تمرکز بر روی طلسم بعدی بود پیش خود گفت:" خیلی مسخرست"(ایتس سو ریدیکولوس) و پس از بیان ابن جمله طلسم را رها کرد و دید که شکل همسر سابقش تغییر کرد و لباس هایش مشکل منکراتی پیدا کردند که از توصیف آنها معذوریم و اینگونه بود که این طلسم کشف شد
4- در رولی کوتاه از یک سپر دفاعی استفاده کنید . 5 امتیاز تشویقی .
دامبلدور چوبش را بیرون کشید و من هم همینطور. رو به هم کرده و متناسب با آداب دوئل به هم تعظیم کردیم.سه قدم به عقب قدم برداشتیم و به سرعت رویمان به سمت یکدیگر بازگرداندیم. دامبلدور پیش از اینکه طلسمی بفرستم اکسپلی آرموسی به سمتم فرستاد تا موضوع را دوستانه تمام کند ولی من که حسابی جوگیر شده بودم طلسم پرقدرت فینیته اینکانتاتم را به کار بردم و اینگونه بود که دوئل من و دامبلدور آغاز شد.
پاراگرافی از کتاب نبرد من اثر جادوگر بزرگ گریندلوالد که پایان آن در قلعه ی نورمنگارد نوشته شد
1.پاترانوس 2.پروتگو3.فینیته اینکانتاتم
2- هرکدام در مقابل کدام خاصیت دفاعی دارند. 5 امتیاز
فینیته اینکانتاتم:متوقف کردن طلسمهای در حال اجرا
پروتگو:مقابله با بیشتر طلسم های هجومی
ریدیکلوس: جالب ترین دفاع ممکن علیه بوگارتها
3- نحوه ی به وجود آمدن یکی از این سه مورد را شرح دهید . 20 امتیاز
جادوگر بزرگی در در حال تمیز کردن ساعت کهنه ی پدر بزرگش بود که ناگهان بوگارتی از درون ساعت به بیرون پرید و شکل زن سابقش را گرفت. مرد از ترس در حال احتزار (ه.ض.ذ.ظ) قرار گرفت و خواست باطلسمی از شر زنش خلاص شود.اما طلسم اثر نکرد.مرد که هراسان بود سیلی از طلسم ها را به سوی زن ارسال کرد اما هیچکدام موثر نیفتاد. مرد که در حال تمرکز بر روی طلسم بعدی بود پیش خود گفت:" خیلی مسخرست"(ایتس سو ریدیکولوس) و پس از بیان ابن جمله طلسم را رها کرد و دید که شکل همسر سابقش تغییر کرد و لباس هایش مشکل منکراتی پیدا کردند که از توصیف آنها معذوریم و اینگونه بود که این طلسم کشف شد
4- در رولی کوتاه از یک سپر دفاعی استفاده کنید . 5 امتیاز تشویقی .
دامبلدور چوبش را بیرون کشید و من هم همینطور. رو به هم کرده و متناسب با آداب دوئل به هم تعظیم کردیم.سه قدم به عقب قدم برداشتیم و به سرعت رویمان به سمت یکدیگر بازگرداندیم. دامبلدور پیش از اینکه طلسمی بفرستم اکسپلی آرموسی به سمتم فرستاد تا موضوع را دوستانه تمام کند ولی من که حسابی جوگیر شده بودم طلسم پرقدرت فینیته اینکانتاتم را به کار بردم و اینگونه بود که دوئل من و دامبلدور آغاز شد.
پاراگرافی از کتاب نبرد من اثر جادوگر بزرگ گریندلوالد که پایان آن در قلعه ی نورمنگارد نوشته شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

1- سه سپر دفاعی نام ببرید . 5 امتیاز
پروتگو
عشق!!!
اکسپکتو پاترونوم
2- هرکدام در مقابل کدام خاصیت دفاعی دارند. 5 امتیاز
پروتگو-بیشتر برای جالوگیری از دعوا های بچگونه استفاده میشه.
عشق!!!-در افسانه ها آمده برای جلوگیری از آوداکداورا استفاده میشود.
اکسپکتوپاترونوم-برای مقابله با دمنتور ها
3- نحوه ی به وجود آمدن یکی از این سه مورد را شرح دهید . 20 امتیاز
عشق!!!
روزی روزگاری یک لرد که اکنون او را با نام لرد ولدمورت میشنایم،به یک بچه حمله کرد.اما مادر او گفت:بچه ی منو نکش و از این حرف ها....
لرد ولدمورت گفت:برو کنار خانوم.من روم نمیشه ماد مازل هایی مثل شما رو بکشم.چون اسنیپ شما رو دست داره.(کمی اغراق در این قسمت صورت گرفته!)
لرد ولدمورت ادامه داد:حالا که کنار نمیری میکشمت.
بعد چون عشق مادر بچه هه به درون پوستش نفوذ کرد؛اون نمرد.اما لرد ولدمورت غیب! شد و کله پسرک اما زخمی شد و او کله زخمی نام گرفت.
4- در رولی کوتاه از یک سپر دفاعی استفاده کنید . 5 امتیاز تشویقی .
-
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر

نتایج امتیازات جلسه ی اول
راونکلاو
دافنه گرینگراس : 27 امتیاز
پروفسور مری تاوت : 12 امتیاز
گلرت گریندل والد : 30 امتیاز
پنه لوپه كلير واتر: 28 امتیاز
ولدمورت جزوه جادوگران دوران معاصر هستش ، نه قدیم دخترم.
مجموع امتیازات راونکلاو : 25 امتیاز
گریفیندور
گودریک گریفیندور : 28 امتیاز
مجموع امتیازات گریفیندور : 28 امتیاز
راونکلاو
دافنه گرینگراس : 27 امتیاز
پروفسور مری تاوت : 12 امتیاز
گلرت گریندل والد : 30 امتیاز
پنه لوپه كلير واتر: 28 امتیاز
ولدمورت جزوه جادوگران دوران معاصر هستش ، نه قدیم دخترم.
مجموع امتیازات راونکلاو : 25 امتیاز
گریفیندور
گودریک گریفیندور : 28 امتیاز
مجموع امتیازات گریفیندور : 28 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
جزئیات کاربر

جلسه ی دوم
اینبار به موقع رسیده بود ، شاید بهتر باشد که بگویم زودتر از موقع رسیده بود .
از میان نیمکت ها به سمت صندلیش رفت ،کاغذ پوستی ها را بر روی میز گذاشت و به صندلیش تکیه زد.کمی به اطراف و محیط کلاس نگاه کرد .
- باید به سوروس بگم این فیلیچ فشفشه رو بندازه بیرون ، مرتیکه یه جارو نمیگیره دستش که اینجا ها رو تمیز کنه ، اگه من مثل قدیما مدیر بودم ، میدونستم چطور باهاش برخورد کنم .
در حال غر زدن بود که بچه ها وارد کلاس شدند و هریک به سمت میزهایشان رفتند و سرجایشان نشستند . سپس کتابهایشان را در آوردند و به استاد خیره شدند .
- :hyp:
سالازار از جایش بلند شد و روبه روی بچه ها ایستاد .
- تکالیفتون رو خوندم ، بد نبودند ولی جای خلاقیت بیشتری داشتند ، انتظارم ازتون خیلی بیشتر بود ولی خب از شما روانمنش های خون فاسدِ گلم بیشتر از این انتظار نداشتم .
گودریک دستش را بلند کرد و گفت :
- با این حالی که من اصیلم خوشم نمیاد که اینجوری به جمع توهین کنی ، مهم اینه که همه ی ما جادوگریم ، در ضمن بیا زودتر پستت رو توی "رینگ دوئل محفل" بزن بوقی .
سالازار به سمت میز گودریک رفت و گفت :
- اولا بوقی خودتی با این ریشات ، اصلا میدونی بهداشت فردی چیه؟ دوما اینجا کلاس منه و هرجور که دوست دارم صحبت می کنم ، سوما مشکلی داری میتونی نیای سر کلاس .
سپس به سمت تخته سیاه رفت و با خطی زیبا بر روی تخته بدون استفاده از جادو نوشت : سپرهای دفاعی .
به سمت دانش آموزان برگشت و درحالی که تک تکشان را از ریر نگاهش میگذراند گفت :
- همیشه برای هرچیزی تو جهان یک ضدی وجود داره ، مثلا زن ، مرد . عمل ، عکس العمل . کنش ، واکنش . در جادو هم برای اکثر ورد ها یک ضد وردی وجود داری . بعضی از ضد وردها که حالت دفاعی دارند به سپر مدافع معروفند . معروفترین سپر دفاعی "پروتگو" هستش که جلسه ی پیش اسم بردم و گفتم که توسط مرلین ابداع شد .
این سپر در مقابل با خیلی از طلسم ها میتونه مقابله کنه ولی در مقابل یک سری جادوهای سیاه پیشرفته خیلی ضعیفه و بهتره بگم اصلا نمیتونه مقابله کنه.
دافنه از نه کلاس گفت :
- استاد خسته نباشید .
سالازار نگاهی به وی کرد و پاسخ داد :
- خسته نیستم .
اینبار پنه لوپه بود که گفت :
- استاد خسته نباشید .
و با این حرف همه ناگهان شروع کردند به گفتن خسته نباشید .
سالازار به سمت تخته رفت و مشغول نوشتن تکالیف شد .
- حالا که همتون اصرار دارید ، باشه . تکالیفتون رو یادداشت کنید و برید ، موقع رفتن یادتون نره که تکالیف جلسه ی قبلتون رو هم بردارید.
1- سه سپر دفاعی نام ببرید . 5 امتیاز
2- هرکدام در مقابل کدام خاصیت دفاعی دارند. 5 امتیاز
3- نحوه ی به وجود آمدن یکی از این سه مورد را شرح دهید . 20 امتیاز
4- در رولی کوتاه از یک سپر دفاعی استفاده کنید . 5 امتیاز تشویقی .
اینبار به موقع رسیده بود ، شاید بهتر باشد که بگویم زودتر از موقع رسیده بود .
از میان نیمکت ها به سمت صندلیش رفت ،کاغذ پوستی ها را بر روی میز گذاشت و به صندلیش تکیه زد.کمی به اطراف و محیط کلاس نگاه کرد .
- باید به سوروس بگم این فیلیچ فشفشه رو بندازه بیرون ، مرتیکه یه جارو نمیگیره دستش که اینجا ها رو تمیز کنه ، اگه من مثل قدیما مدیر بودم ، میدونستم چطور باهاش برخورد کنم .
در حال غر زدن بود که بچه ها وارد کلاس شدند و هریک به سمت میزهایشان رفتند و سرجایشان نشستند . سپس کتابهایشان را در آوردند و به استاد خیره شدند .
- :hyp:
سالازار از جایش بلند شد و روبه روی بچه ها ایستاد .
- تکالیفتون رو خوندم ، بد نبودند ولی جای خلاقیت بیشتری داشتند ، انتظارم ازتون خیلی بیشتر بود ولی خب از شما روانمنش های خون فاسدِ گلم بیشتر از این انتظار نداشتم .
گودریک دستش را بلند کرد و گفت :
- با این حالی که من اصیلم خوشم نمیاد که اینجوری به جمع توهین کنی ، مهم اینه که همه ی ما جادوگریم ، در ضمن بیا زودتر پستت رو توی "رینگ دوئل محفل" بزن بوقی .

سالازار به سمت میز گودریک رفت و گفت :
- اولا بوقی خودتی با این ریشات ، اصلا میدونی بهداشت فردی چیه؟ دوما اینجا کلاس منه و هرجور که دوست دارم صحبت می کنم ، سوما مشکلی داری میتونی نیای سر کلاس .
سپس به سمت تخته سیاه رفت و با خطی زیبا بر روی تخته بدون استفاده از جادو نوشت : سپرهای دفاعی .
به سمت دانش آموزان برگشت و درحالی که تک تکشان را از ریر نگاهش میگذراند گفت :
- همیشه برای هرچیزی تو جهان یک ضدی وجود داره ، مثلا زن ، مرد . عمل ، عکس العمل . کنش ، واکنش . در جادو هم برای اکثر ورد ها یک ضد وردی وجود داری . بعضی از ضد وردها که حالت دفاعی دارند به سپر مدافع معروفند . معروفترین سپر دفاعی "پروتگو" هستش که جلسه ی پیش اسم بردم و گفتم که توسط مرلین ابداع شد .
این سپر در مقابل با خیلی از طلسم ها میتونه مقابله کنه ولی در مقابل یک سری جادوهای سیاه پیشرفته خیلی ضعیفه و بهتره بگم اصلا نمیتونه مقابله کنه.
دافنه از نه کلاس گفت :
- استاد خسته نباشید .
سالازار نگاهی به وی کرد و پاسخ داد :
- خسته نیستم .
اینبار پنه لوپه بود که گفت :
- استاد خسته نباشید .
و با این حرف همه ناگهان شروع کردند به گفتن خسته نباشید .
سالازار به سمت تخته رفت و مشغول نوشتن تکالیف شد .
- حالا که همتون اصرار دارید ، باشه . تکالیفتون رو یادداشت کنید و برید ، موقع رفتن یادتون نره که تکالیف جلسه ی قبلتون رو هم بردارید.
1- سه سپر دفاعی نام ببرید . 5 امتیاز
2- هرکدام در مقابل کدام خاصیت دفاعی دارند. 5 امتیاز
3- نحوه ی به وجود آمدن یکی از این سه مورد را شرح دهید . 20 امتیاز
4- در رولی کوتاه از یک سپر دفاعی استفاده کنید . 5 امتیاز تشویقی .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در 1391/9/30 14:33:42
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/10/12
تولد نقش: 1389/10/13
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1404 11:34
از: تالار گریفندور
پستها:
976

1.تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
جادویی که فقط هدف از ان رسیدن به خواسته های خود باشد و در ان ضرر رساندن به ادم بیگانی باشد و یا خراب کردن چیزی باشد. جادویی که بیشتر مردم عادی جادوگران از ان به بدی یاد می کنند.
2.سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
گلرت گریندل والد
سالازار اسلایترین
ولدمورت
سالازار اسلایترین همانند سه تن دیگر بنیان گذاران ، جزو کسانی بودند که عقیده داشتند باید دنیای دیگری برای جادوگران باشد و همراه سه تن دیگر دست به ساخت مکان هایی مختص جادوگران شدند اما سالازار بدترین و سیاه ترین فرد این گروه چهار نفره بود و در زمان تاسیس مکان جادویی همیشه طلسم های شومی بر انها می گذاشت و به عنوان بنیان گذار حق این کار را داشت و هرچه بنیان گذاران دیگر طلسم هایی برای مقابله با ان می ساختند کارساز نبود و طلسم های شوم این فرد هنوز هم باقیست!
سالازار همیشه موسس ورد های سیاه و خطرناک بود. او ورد های سیاه زیادی یادگار سیاه های بعد از خود گذاشت و همیشه در بین مردم به عنوان پایه گذار سیاهی از او یاد می شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

1.تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
جادوی سیاه، به جادوهایی گفته میشه که نابخشودنی و خطرناک باشن و بیشتر مواقع در مبارزه ها از اون استفاده میشه و آسیب های جدی و خطرناک به فرد وارد میکنه.
2.سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
ارباب لرد ولدمورت
سالازار اسلیترین
گلرت گریندل والد
ارباب ولدمورت
نام اصلی او تام مارلو ریدل است که به دلیل خون ناپاک بودن پدرش نامش را تغییر داد. تقریبا می شود او را خطرناک ترین جادوگر سیاه دنیای جادوگری نامید. وی دوران کودکی اش را در پرورشگاه به سر برد و با پیشنهاد پیر محفل(آلبوس دامبلدور)، به هاگوارتز برای کسب مهارت های جادویی رفت. کلاه گروه بندی او را در گروه اسلیترین جای داد. در مدت تحصیلش در هاگوارتز پسری مرموز و تو دار بود.
پس از دانستن راز هورکراکس ها، روح خود را تقسیم کرد تا جاودانه شود. بعد از اتمام تحصیلش در هاگوارتز به قتل های وحشتناکی دست زد که چهره اش را بیشتر نمایان ساخت. گروهی تشکیل داد که ارتش سیاه نام داشت و یارانش به مرگخواران معروف بودند. بعد از حمله به خانواده جیمز پاتر و بعد از کشتن لی لی و جیمز قصد کشتم کله زخمی (هری پاتر) را کرد که به خاطر جادوی لی لی پاتر طلسم به خودش بازگشت و ضعیف شد و قدرتش را از دست داد.
جادوی سیاه، به جادوهایی گفته میشه که نابخشودنی و خطرناک باشن و بیشتر مواقع در مبارزه ها از اون استفاده میشه و آسیب های جدی و خطرناک به فرد وارد میکنه.
2.سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
ارباب لرد ولدمورت
سالازار اسلیترین
گلرت گریندل والد
ارباب ولدمورت
نام اصلی او تام مارلو ریدل است که به دلیل خون ناپاک بودن پدرش نامش را تغییر داد. تقریبا می شود او را خطرناک ترین جادوگر سیاه دنیای جادوگری نامید. وی دوران کودکی اش را در پرورشگاه به سر برد و با پیشنهاد پیر محفل(آلبوس دامبلدور)، به هاگوارتز برای کسب مهارت های جادویی رفت. کلاه گروه بندی او را در گروه اسلیترین جای داد. در مدت تحصیلش در هاگوارتز پسری مرموز و تو دار بود.
پس از دانستن راز هورکراکس ها، روح خود را تقسیم کرد تا جاودانه شود. بعد از اتمام تحصیلش در هاگوارتز به قتل های وحشتناکی دست زد که چهره اش را بیشتر نمایان ساخت. گروهی تشکیل داد که ارتش سیاه نام داشت و یارانش به مرگخواران معروف بودند. بعد از حمله به خانواده جیمز پاتر و بعد از کشتن لی لی و جیمز قصد کشتم کله زخمی (هری پاتر) را کرد که به خاطر جادوی لی لی پاتر طلسم به خودش بازگشت و ضعیف شد و قدرتش را از دست داد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

1- تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
جادوی سیاه به جادویی میگویند که تنها برای آسیب رسانی به حریف (چه جادوگر و چه غیر جادوگر) به کار میرود و تاثیرات این جادو ترمیم ناپذیر است, از لحاظ فیزیکی برای شخص یا شی طلسم شده و برای فرد طلسم کننده نیز آسیب های روحی از همان دسته را داراست.
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
1.مورگان لی فای
2.هرپوی کثیف
3.امریک شیطانی
هرپوی کثیف اولین جادوگری بود که به راز جاودانگی سیاه (ایجاد هورکراکس) پی برد و همچنین او اولین کسی بود که توانست به راز تولد شاه مارها و یا همان باسیلیسک پی ببرد. این جادوگر را برای اختراع طلسم های سیاه بسیار قوی شناخته میشود و همچنین اولین مارزبان(پارسلموث) شناخته شده میباشد.
هیچ سندی از مرگ این جادوگر سیاه توانا به دست نیامده و با وجود داشتن یک هورکراکس امکان اینکه هنوز هم در قید حیاط باشد وجود دارد.
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
مرلین در حال قدم زدن در کنار رودخانه بود و داشت پیامی که دوست دخترش با خفاش دوست داشتنی خود برایش فرستاده بود را نظاره میکرد, در نامه این چنین نوشته بود:
نقل قول:*
مرلین دوباره و دوباره نامه را خواند و کلمات "مسافرت اسکاتلند مامی و ددی"و"مریضی" توجه او را جلب کردند.مراین پس از نیم ساعت تصمیم خو را گرفت که به عیادت دوست دخترش مرگانا برود و اگر کمکی خواست به او کمک کند. پس به خانه ی مرگانا رفت و خواست که در بزند ولی باتوجه به صدایی که از درون کلبه می آمد, شور و هیجانش به خشم مبدل شد شد.
ما به دلایل اخلاقی از این قسمت ها گذشته و به قسمت بعدی داستان میرویم
مرلین:"مرد تیکه ی بوقی وایسا تا نشونت بدم,اگه مردی وایسا تا خواهر مادرتو وصلت بدم,د وایسا دیگه!!!"
ایگنوتیوس پاوارل همین طور که داشت به سمت پسر جوانی که در حال عبور بود میدوید شنل نامریی اش را در آورد و آماده ی پنهان شدن شد.
مرلین که از خشم میسوخت فریاد زد:"کروشیو"
ایگنوتیوس شنل را پوشید و از طلسم جاخالی داد. طلسم به جوانی که پشت سر ایگنوتیوس بود برخورد کرد و از دهان گلرت جوان خون به بیرون و بر روی شلوار مرلین پاشید.(اون زمان تازه پشت لبام سبز شده بود.) مرگانا با دیدن طلسمی که مرلین قصد فرستادنش به سوی دوست پسر جدیدش را داشت خشمگین شد و پس از رد و بدل شدن چند لفظ رکیک بین آنها که از گفتنشان معذوریم,مرگانا با مرلین بهم زد و از اینجا بود که جنگ تاریخی آنها شروع شد.
جادوی سیاه به جادویی میگویند که تنها برای آسیب رسانی به حریف (چه جادوگر و چه غیر جادوگر) به کار میرود و تاثیرات این جادو ترمیم ناپذیر است, از لحاظ فیزیکی برای شخص یا شی طلسم شده و برای فرد طلسم کننده نیز آسیب های روحی از همان دسته را داراست.
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
1.مورگان لی فای
2.هرپوی کثیف
3.امریک شیطانی
هرپوی کثیف اولین جادوگری بود که به راز جاودانگی سیاه (ایجاد هورکراکس) پی برد و همچنین او اولین کسی بود که توانست به راز تولد شاه مارها و یا همان باسیلیسک پی ببرد. این جادوگر را برای اختراع طلسم های سیاه بسیار قوی شناخته میشود و همچنین اولین مارزبان(پارسلموث) شناخته شده میباشد.
هیچ سندی از مرگ این جادوگر سیاه توانا به دست نیامده و با وجود داشتن یک هورکراکس امکان اینکه هنوز هم در قید حیاط باشد وجود دارد.
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
مرلین در حال قدم زدن در کنار رودخانه بود و داشت پیامی که دوست دخترش با خفاش دوست داشتنی خود برایش فرستاده بود را نظاره میکرد, در نامه این چنین نوشته بود:
نقل قول:
"مرلین جان خوفی؟
میخواستم بهت بگم که امروز با اینکه ددی و مامی رفتن اسکاتلند مسافرت, من مریضم و خونه موندم.
حالم خیلی خوب نیست و ترجیه میدم خونه تنها باشم.
اگر کار داشتی واسم پ.م بده.
دوست دارم عجیجم."
مرلین دوباره و دوباره نامه را خواند و کلمات "مسافرت اسکاتلند مامی و ددی"و"مریضی" توجه او را جلب کردند.مراین پس از نیم ساعت تصمیم خو را گرفت که به عیادت دوست دخترش مرگانا برود و اگر کمکی خواست به او کمک کند. پس به خانه ی مرگانا رفت و خواست که در بزند ولی باتوجه به صدایی که از درون کلبه می آمد, شور و هیجانش به خشم مبدل شد شد.
ما به دلایل اخلاقی از این قسمت ها گذشته و به قسمت بعدی داستان میرویم
مرلین:"مرد تیکه ی بوقی وایسا تا نشونت بدم,اگه مردی وایسا تا خواهر مادرتو وصلت بدم,د وایسا دیگه!!!"
ایگنوتیوس پاوارل همین طور که داشت به سمت پسر جوانی که در حال عبور بود میدوید شنل نامریی اش را در آورد و آماده ی پنهان شدن شد.
مرلین که از خشم میسوخت فریاد زد:"کروشیو"
ایگنوتیوس شنل را پوشید و از طلسم جاخالی داد. طلسم به جوانی که پشت سر ایگنوتیوس بود برخورد کرد و از دهان گلرت جوان خون به بیرون و بر روی شلوار مرلین پاشید.(اون زمان تازه پشت لبام سبز شده بود.) مرگانا با دیدن طلسمی که مرلین قصد فرستادنش به سوی دوست پسر جدیدش را داشت خشمگین شد و پس از رد و بدل شدن چند لفظ رکیک بین آنها که از گفتنشان معذوریم,مرگانا با مرلین بهم زد و از اینجا بود که جنگ تاریخی آنها شروع شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

1- تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
یعنی خوصصیات ظاهریش سیاه باشد یعنی در نوع خئود سیاه باشد که یعنی خصوصیات ظاهریش سیاه باشد
که به عبارت ساده تر میشود در نوع خود سیاه باشد که یعنی خصوصیات ظاهریش سیاه باشد که یعنی در نوع خود سیاه باشد که یعنی .........................
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
ننه ی 6 انگشتی : مطالب زیادی در موردش نمیدانیم فقط هنگامی که کودکان به رخت خواب نرفته یا تقاضای غیر معقول دارند اسمش را اورده و کودک را می ترسانند
هاپو : موارد بالا را شامل می شود با این تفاوت که کودکم از این بیشتر می ترسد و همچنین صدایش را در می آورند تاکودمک را بترسانند
امپول : بدترین جادوگر که معمولا کودکان و حتی هاپو از ان میترسیدند
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
کدوم روز ؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خیلی دلم میخواست برگردم ایران ولی متاسفانه همین الانشم ایرانم
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。
哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮
哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮
我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

1- تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
به جادویی که با چوبدستی و توسط یک انسان به کار برود و رنگ آن سیاه باشد جادوی سیاه میگوییم!
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
1.لولو خرخره!
2.بختک!
3.قزمیت!
جادوگر های بالا جادوگران بسیار مرموز،آب زیر کاه و خشنی هستند و در همه جا هستند.امروزه در همه جا رد آنها دیده میشود.از جمله میتوان به حضور سر لولو خرخره ی کبیر در خواب یکی از نزدیکان ما اشاره کرد.البته در این جا منظور از لولو خرخره آنهایی نیست که با ورد ریدیکیولوس دفع میشوند.بلکه به آنهایی که در خواب بچه ها میایند اشاره دارد.
لولو خرخره سوم فرزند لولو خرخره دوم و زنش و برادر لولو خرخره ی سوم -پارت دو است!او هنگام تولد برهخلاف اکثر لولو خرخره ها سیاهخ متولد شد.هنگامی که لولو خرخره های قرمز دور او جمع شده بودند یک پیشگویی سر گرفت و گفت که الو با سفید ترین جادوگر میجنگد و در آخر یا او میمیرد یا آن جادوگر.برای همین لولو خرخره سوم توسط یک جادوگر سفید کشته شدن پرد و مادر و برادرش را تماشا کرد.او که در پیشانی خود زخمی داشت بعد ها آن جادوگر سفید را کشت و پدر جادوی سیا نامیده شد.
برخی از منابع تاریخی نظریه وجود لولوخرخره سوم و اختراع جادوی سیاه توسط او را رد کردند!
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
ما آدم بی تمایلی هستیم استاد!
به جادویی که با چوبدستی و توسط یک انسان به کار برود و رنگ آن سیاه باشد جادوی سیاه میگوییم!
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
1.لولو خرخره!
2.بختک!
3.قزمیت!
جادوگر های بالا جادوگران بسیار مرموز،آب زیر کاه و خشنی هستند و در همه جا هستند.امروزه در همه جا رد آنها دیده میشود.از جمله میتوان به حضور سر لولو خرخره ی کبیر در خواب یکی از نزدیکان ما اشاره کرد.البته در این جا منظور از لولو خرخره آنهایی نیست که با ورد ریدیکیولوس دفع میشوند.بلکه به آنهایی که در خواب بچه ها میایند اشاره دارد.
لولو خرخره سوم فرزند لولو خرخره دوم و زنش و برادر لولو خرخره ی سوم -پارت دو است!او هنگام تولد برهخلاف اکثر لولو خرخره ها سیاهخ متولد شد.هنگامی که لولو خرخره های قرمز دور او جمع شده بودند یک پیشگویی سر گرفت و گفت که الو با سفید ترین جادوگر میجنگد و در آخر یا او میمیرد یا آن جادوگر.برای همین لولو خرخره سوم توسط یک جادوگر سفید کشته شدن پرد و مادر و برادرش را تماشا کرد.او که در پیشانی خود زخمی داشت بعد ها آن جادوگر سفید را کشت و پدر جادوی سیا نامیده شد.
برخی از منابع تاریخی نظریه وجود لولوخرخره سوم و اختراع جادوی سیاه توسط او را رد کردند!
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
ما آدم بی تمایلی هستیم استاد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر

جلسه ی اول
کلاسش دیر شده بود .
حتی وقت نکرده بود ریش هایش را بتراشد و از همه مهم تر متن آغاز ترمش را آماده کند .
چند روز تعطیلی حسابی باعث شده بود که همه چی را فراموش کند حتی شروع ترم جدید را .
مچ دستش را بالا آورد تا به ساعتش نگاه کند اما یادش آمد که در دنیای جادویی خبری از ساعت سواچ نیست .
پشت در کلاس رسید کمی صبر کرد تا نفسی تازه کند ، با خود می اندیشید که "سوروس چه فکری با خود کرده است که این کلاس در این قسمت برج را به این پیر مرد داده است؟!! ".
در را باز کرد و داخل کلاس شد . در کمال ناباوری کلاس خالی بود .
- لابد امروزم به علات آلودگی هوا تعطیل شده و این فیلیچ احمق یادش رفته به من بگه ، هرچی می کشیم از دست این خون فاسد هاست. :vay:
خواست از کلاس خارج شود که صدای برخورد شیئی نظرش را جلب کرد . برگشت و به پشت سرش نگاه کرد جایی که تا چند لحظه پیش بر روی میزی گلدان یادگاری مادربزرگش بر روی آن قرار داشت .
- لعنت بر دل سفید دامبلدور . کی اونجاس؟ گفتم کی اونجاس؟
هیچ صدایی به پاسخ نیامد .
چوب دستی اش را بیرون کشید و گفت :
- اگه تا ده ثانیه ی دیگه بیرون نیاید کلاس رو به آتیش می کشم.
در همین هنگام از پشت صندوقچه ها و کمدهای داخل کلاس چند دانش آموز بیرون آمدند . یکی از آنها که گلدان را در دست داشت جلو آمد و من من کنان گفت :
- بـ... بفرمایید پر. . پرفسور . . .
سالازار گلدان را از دست بچه گرفت و به سمت میزش رفت و پشت آن نشست.
- این مسخره بازیا یعنی چی؟ چرا همتون قایم شدید برا من؟
-
- با شماهام. . . میگم چرا قایم شدید ؟
صدایی از بین بچه ها گفت :
- آخه از شما می ترسیم پرفسور .
سالازار ناگهان زد زیر خنده .
-
از من؟ الخودم که همتون خون فاسدید ، آخه کودکان روانمنش خودم، من سه ترم معجون سازی تدریس کردم، مگه سگ هارجیتانی ام که ازم می ترسید؟
- آخه پرفسور ، از شما همیشه به عنوان پدر جادوی سیاه یاد میشه ، اون وقت این ترم دارید مبارزه باهاش رو تدریس می کنید این یه خورده مشکوکه .
سالازار دستی بر ریش هایش کشید و با نگاهی عاقل اندر سفیه گفت :
- حق با توئه ، ولی یادت باشه که من درخواست اولم تاریخ بود که خب. . . به خاطر حساسیت این درس پرفسور اسنیپ تصمیم گرفت من این درس رو تدریس کنم .
ولی بزار یه نکته ای رو برات مشخص کنم ، اصلا بزار این نکته درس امروزمون باشه . من خالق و پدر جادوی سیاه نیستم . مرلین پدر جادوی سیاهه .
-
- چشاتون رو درست کنید ، الانه که از کاسه بزنه بیرونا ، هــــــــــوی، با تو ام بچه ، نرو تو کفش گیر می کنیا بالا نمیای ها .
سپس ادامه داد :
- همون طور که از تعجب شما روانمنش های عزیزم مشخصه از مرلین همیشه به عنوان یک جادوگر خوب ، سفید و ریش دراز یاد میشه ولی این رو به خاطر بسپارید که همه ی مردم یک بخش تاریک هم دارن .
شاید براتون جالب باشه که بدونید طلسم ممنوعه ی "کروشیو" برای اولین بار توسط مرلین جوان ابداع شد ، زمانی که یک مشنگ خون فاسد روانمنش قاپ دوست دختر مرلین رو قاپید .
این موضوع مرلین رو عصبانی کرد و روزی که به سراغ این پسر رفت به صورت ناگهانی این طلسم زیبا رو ابداع کرد .
چند قطره از خون اون پسر هنگام شکنجه رو شلوار مرلین پاشید که این قضیه باعث متحول شدن مرلین و دلیل اصلی پیژامه پوشی اون از آن زمان به بعد شد .
بعد ها خودش سپر دفاعی "پروتگو" رو برای محافظت از این طلسم و دیگر طلسم ها پدید آورد.
حالا با توجه به درسی که دادم دوست دارم بتونید به راحتی تکالیفتون رو انجام بدید .
1- تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
- موفق باشید .
و سپس سالازار کبیر در امتداد افقی که از در به داخل کلاس افتاده بود رفت و در نور گم شد .
کلاسش دیر شده بود .
حتی وقت نکرده بود ریش هایش را بتراشد و از همه مهم تر متن آغاز ترمش را آماده کند .
چند روز تعطیلی حسابی باعث شده بود که همه چی را فراموش کند حتی شروع ترم جدید را .
مچ دستش را بالا آورد تا به ساعتش نگاه کند اما یادش آمد که در دنیای جادویی خبری از ساعت سواچ نیست .
پشت در کلاس رسید کمی صبر کرد تا نفسی تازه کند ، با خود می اندیشید که "سوروس چه فکری با خود کرده است که این کلاس در این قسمت برج را به این پیر مرد داده است؟!! ".
در را باز کرد و داخل کلاس شد . در کمال ناباوری کلاس خالی بود .
- لابد امروزم به علات آلودگی هوا تعطیل شده و این فیلیچ احمق یادش رفته به من بگه ، هرچی می کشیم از دست این خون فاسد هاست. :vay:
خواست از کلاس خارج شود که صدای برخورد شیئی نظرش را جلب کرد . برگشت و به پشت سرش نگاه کرد جایی که تا چند لحظه پیش بر روی میزی گلدان یادگاری مادربزرگش بر روی آن قرار داشت .
- لعنت بر دل سفید دامبلدور . کی اونجاس؟ گفتم کی اونجاس؟
هیچ صدایی به پاسخ نیامد .
چوب دستی اش را بیرون کشید و گفت :
- اگه تا ده ثانیه ی دیگه بیرون نیاید کلاس رو به آتیش می کشم.
در همین هنگام از پشت صندوقچه ها و کمدهای داخل کلاس چند دانش آموز بیرون آمدند . یکی از آنها که گلدان را در دست داشت جلو آمد و من من کنان گفت :
- بـ... بفرمایید پر. . پرفسور . . .
سالازار گلدان را از دست بچه گرفت و به سمت میزش رفت و پشت آن نشست.
- این مسخره بازیا یعنی چی؟ چرا همتون قایم شدید برا من؟
-
- با شماهام. . . میگم چرا قایم شدید ؟
صدایی از بین بچه ها گفت :
- آخه از شما می ترسیم پرفسور .
سالازار ناگهان زد زیر خنده .
-
از من؟ الخودم که همتون خون فاسدید ، آخه کودکان روانمنش خودم، من سه ترم معجون سازی تدریس کردم، مگه سگ هارجیتانی ام که ازم می ترسید؟ - آخه پرفسور ، از شما همیشه به عنوان پدر جادوی سیاه یاد میشه ، اون وقت این ترم دارید مبارزه باهاش رو تدریس می کنید این یه خورده مشکوکه .
سالازار دستی بر ریش هایش کشید و با نگاهی عاقل اندر سفیه گفت :
- حق با توئه ، ولی یادت باشه که من درخواست اولم تاریخ بود که خب. . . به خاطر حساسیت این درس پرفسور اسنیپ تصمیم گرفت من این درس رو تدریس کنم .
ولی بزار یه نکته ای رو برات مشخص کنم ، اصلا بزار این نکته درس امروزمون باشه . من خالق و پدر جادوی سیاه نیستم . مرلین پدر جادوی سیاهه .
-
- چشاتون رو درست کنید ، الانه که از کاسه بزنه بیرونا ، هــــــــــوی، با تو ام بچه ، نرو تو کفش گیر می کنیا بالا نمیای ها .
سپس ادامه داد :
- همون طور که از تعجب شما روانمنش های عزیزم مشخصه از مرلین همیشه به عنوان یک جادوگر خوب ، سفید و ریش دراز یاد میشه ولی این رو به خاطر بسپارید که همه ی مردم یک بخش تاریک هم دارن .
شاید براتون جالب باشه که بدونید طلسم ممنوعه ی "کروشیو" برای اولین بار توسط مرلین جوان ابداع شد ، زمانی که یک مشنگ خون فاسد روانمنش قاپ دوست دختر مرلین رو قاپید .
این موضوع مرلین رو عصبانی کرد و روزی که به سراغ این پسر رفت به صورت ناگهانی این طلسم زیبا رو ابداع کرد .
چند قطره از خون اون پسر هنگام شکنجه رو شلوار مرلین پاشید که این قضیه باعث متحول شدن مرلین و دلیل اصلی پیژامه پوشی اون از آن زمان به بعد شد .
بعد ها خودش سپر دفاعی "پروتگو" رو برای محافظت از این طلسم و دیگر طلسم ها پدید آورد.
حالا با توجه به درسی که دادم دوست دارم بتونید به راحتی تکالیفتون رو انجام بدید .
1- تعریف شما از جادوی سیاه چیست؟ ( 5 نمره)
2- سه تن از سرشناس ترین جادوگران سیاه در دوران قدیم را نام ببرید و به دلخواه زندگی یکی از آنها را شرح داده و کارهای مهمش را نام ببرید . (25 امتیاز)
3- در صورت تمایل در رولی کوتاه حادثه ی آن روز مرلین را شرح دهید (6 امتیاز تشویقی)
- موفق باشید .
و سپس سالازار کبیر در امتداد افقی که از در به داخل کلاس افتاده بود رفت و در نور گم شد .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در 1391/9/18 19:12:58
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز

