جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 29 تیر 1392 21:21
نمایش جزئیات
آفلاین
مقش جناب بزرگ وار "شخص شخصی" محترم، خانم دافنه گرینگرس:

1- دمنتور یا دیوانه ساز یعنی چی؟ این واژه ها از کجا می آیند؟ دمنتور ها از چی درست شده اند و یا چی هستند؟ خلاصه در مورد دمنتور هرچه می دانید و نمی دانید را بگویید. 10 امتیاز.

اولا من اعلام کنـم که ما دو نوع دمنتور داریم. یکی، یک سایت (ابزار ماگلی- مناسب برای افراد کله زخمی دوست) هست . دومی یک موجود (درست شده از سیاه چاله- اوستاد، ما این رو خود ـمون بلد بودیم و اصلا تو کلاس پروف دلاکور یاد نگرفتیم!) که کس و ناکس رو می بوسه!

در مورد مورد اول، باید بگم که شبانه روز عکس هر پاتر بالای اون در جریانه و همه در حال تماشا ـی فیلم سینمایی "هری پاتر اکسپلیارموس یاد می گیرد!" می باشند!

اما... مورد دوم... موجودی بس مخوف، قهرمان اول داستان های رمانتیک- ترسناک، کلاه دار (سیاه!) که دل هر کسی را به لرزه در می آورد. این موجود بر خلاف دیگر موجودات که موقع عصبانیت جنگ می کنند؛ شوما را در آغوش گرفته و می بوسد. در صورت بوسیده شدن توسط یک "دمنتور" روح ـتان به پرواز در می آید و شوما بدون روح باقی خواهید ماند و همچنان قلب ـتان کار می کند اما!

واژه دمنتور از "دَمـت سوزیوس" گرفته شده که یک ورد است و مخالف واژه ی دمت شرجی می باشد. این ورد که استفاده چندانی ندارد؛ باید در ذهن گفته شود تا فرد مورد نظر، احساس بدی پیدا کند... همین! دمنتور هم چون خیلی موجود "مرض دار" ـی بود و دَم همه را می سوزاند؛ همین اسم را گرفت و بعد ها برای رحتی دمنسوز و در آخر "دمنتور" نامیده شد!


2- آیا از ورد استفاده کرده اید؟ خاطره ی آن روز را بیان کنید(بدون رول) 10 امتیاز.


اوستاد! اومد و ما استفاده نکرده بودیم. اون وقت چی باید می نوشتیم؟
البته بنده استفاده کردم ها! راس می گم بوخودا.

روزی روزگاری... من تو کتابخونه این جا بودم و با دیدن کتاب "پاتر ها: روانی های اصیل" ،جلد چهارم در فصل سی و چهار که عنوان ـش "کورممد به اکسپکتوپاترونوم پایان می بخشد." بود؛ همه ـی اطلاعات مورد نیاز و زندگی کورممد رو فهمیدم که یکی از سوال ها گفتم. بعد تصمیم گرفتم از این ورد استفاده کنم.

خلاصه، این شد که من به تمامی کتاب ها اکسپکتوپاترونوم می زدم و خلاصه، هیچی نمی شد! بنده نا امید شده و به اوستاد قبلی دفاع در برابر مراجعه کردم. اوشون فرمودند که این ورد روی موجوداتی بس مخوف به نام "دمنتور" فقط اثر دارن.

از اون جایی که بنده از اون روانی هایی هستم که الکی خود ـش رو به خطر می ندازه؛ تند تند رفتم و رفتم تا به یه "دمنتور" رسیدم.گفتم: «ای دمنتور خوب و نازنین، دوست من می شی؟» و از اون جایی که دمنتور عزیز قبول نکرد و خواست بنده رو می خواست ماچ کنه که من به موقع به اوشون یک اکسپکتوپاترونوم زد ـم و دمنتور بدبخت پدر سوخته ـش در اومد!

3- این ورد توسط چه کسی و چرا اختراع شد .5 امتیاز


این ورد توسط جناب "کورممد پاتر" اختراع شده. ایشون برادر هری پاتر می باشند و همان طور که ورد مخصوص هری، اکسپلیارموس بوده، ورد اوشون هم اکسپلیارموس بوده. کور ممد هر موقع که موجودی رو می دید؛ داد می زد:«اکسپکتوپاترونوم.» و تمامی موجودات دور و بر ـش به طرز عجیبی هیچ تغییری نمی کردند!
هری هر وقت که بزرگ می شد؛ به کور ممد می گفت:«بسوز داشی! حال کن که اکسپلیارموس چه کار هایی می کنه در حالی که این اکسپکتوپاترونوم تو هیچ کارست!» کورممد شبانه روز دنبال وردی می گشت تا هری را ضایع کند.او هر جایی که می رفت و هر چیزی که می دید و هر اتفاقی که برای ـش می افتاد؛ از ورد دیگری به غیر از همین ورد استفاده نمی کرد. به حدی که به آن ها برادران اکس می گفتند!

سال ها بعد، در سالگرد شش سالگی هری، کور ممد نه ساله، آن دو از یک باغ وحش دیدن کردند. آن جا مملو بوود از انواع حیوانات وهری هی به همه آن ها اکسپلیارموس می زد و کورممد برای ضایع نشدن، اکسپکتوپاترونوم می زد. ناگهان آن ها به یک "دمنتور" برخورد کردند. اکسپلیارموس هری هیچ کاری نکرد.

اما اکسپکتو پاترونوم کورممد فرق کرد و دمنتور را بدبخت کرد. از آن به بعد کوورممد هیچ وقت از اکسپکتوپاترونوم استفاده نکرد. چون دمنتور ـی که او نابود کرده بود؛ بسیار گرون خریده شده بود و کورممد مجبور شد خسارت ـش را خود ـش بدهد برای همین خاطره بد، کور ممد هیچ وقت از این ورد استفاده نکرد. اما کارکنان باغ وحش ورد را یاد گرفتند و آن را گسترش دادند!

4- سپر دفاعی شما چه شکلی است؟ چرا؟ 5 امتیاز

روباه دم نارنجی اوستاد. می دونید، از اونجایی که روباه ها همیشه موجودات مکار و مرض داری در تاریخ بودند و خب، بنده هم... (خیر! متانت اجازه کامل کردن نمی دهد...) همون که می دونید، بسیار "موذی" هستم؛ پاترونوس ـمون شبیه خود ـمون در اومد و روباره شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 29 تیر 1392 19:34
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه ی دوم

در حال مطالعه ی ورق های پوستین تکالیف هفته ی قبل بود که دانش آموزان به ترتیب وارد شدند و بر سر جاهایشان نشستند. سالازار از جایش بلند شد و در وسط کلاس ایستاد.
به چهره ی تک تک دانش آموزان نگاهی ژرف انداخت و سپس گفت :

- واقعا لذت بردم، خلاقیت های خوبی به خرج دادید، جنس نوشته هاتون رو دوست داشتم ، اما از بعضی ها انتظار بیشتر از این رو داشتم .
ولی روی هم رفته کاملا از این کلاس راضی بودم و شما ثابت کردید که نیازی به تکالیف رول ندارید و این سبک از تکالیف کاملا برای شما خوب و مناسب است .
اخیرا یکی از اساتید با این نحوه دچار مشکل شده و گویا از سبک هاگوارتز این ترم و مدیریت من شاکی هستند ولی به نظر من آمار و ارقام حرفشون رو میزنند و شما میتونید استقبال فراوانی که از این ترم شده رو شاهد باشید.

دانش آموزان:

- مثل اینکه صحبت های طولانی من باعث خواب آلودگی شماها شد ، حالا برای اینکه این خواب از کله ی شما روانمنش ها، خون فاسد ها و اصیل زادگان بپره میخوام امروز یه درس هیجان انگیز رو تدریس کنم.

سالازار با مهارت کامل و با وجود لرزش دست هایش رو میزی که بر روی یکی از میزهای گوشه ی کلاس قرار داشت و مقداری وسایل رویش بود کشید .
سپس پارچه را چند بار در هوا تکان داد و بعد روی زمین انداخت ، پس از چند ثانیه بدون استفاده از چوب دستی بر زیر پارچه صندوقچه ای ظاهر شد.

-

- امروز میخوام ورد "اکسپکتو پاترونام" رو یاد بدم، وردی باستانی که برای مبارزه با دیوانه ساز ها به کار میره .

- استاد ولی این درس که مربوط به دفاع جادوی سیاه هستش ، تازشم ما این رو توی کتاب "هری پاتر" و زندانی آزک....

حرف های پسرک تمام نشده بود که با ورد سالازار غیب گشت .
- از دست این خون فاسد ها، آدم نمیشن، همین هفته ی پیش فرستاده بودمش پیش فیلیچ.

بعد از چند ثانیه ،زمانی که پرفسور آرام گشته بود حرف هایش را ادامه داد.

- این درس هم میتونه در این کلاس تدریس بشه هم در جادوی سیاه.
زمانی که شما میخواید در مقابل یک دمنتور یا دیوانه ساز در مقابل خودتون دفاع کنید باید از این ورد استفاده کنید ، لازمه که شما زمانی که برای اولین بار از این ورد زیبا و ظریف استفاده کنید به یک خاطره ی خوش فکر کنید .
اصیل زادگان میتونن از خاطره ی اولین شکنجه دادن یک خون فاسد و خون فاسد ها از خاطره ی اولین شکنجه شدنشون توسط یک اصیل زاده استفاده کنن که خیلی خاطره ی شیرینی هستش .

بعد از این مرحله شما ورد رو بیان میکنید و نوک چوب دستی رو صاف میکنید تو صورت دیوانه ساز، منظورم اینه که رو به اون میگیرید.

نوری از چوب دستی شما خارج خواهد که بعد از گذشت زمان زیادی ، در صورتی که حرفه ای بشید و به عمق این ورد پی ببرید و تو کفش بمونید سپر دفاعی شما شکل یک حیوان را خواهد گرفت .

تکالیف :
1- دمنتور یا دیوانه ساز یعنی چی؟ این واژه ها از کجا می آیند؟ دمنتور ها از چی درست شده اند و یا چی هستند؟ خلاصه در مورد دمنتور هرچه می دانید و نمی دانید را بگویید. 10 امتیاز.
2- آیا از ورد استفاده کرده اید؟ خاطره ی آن روز را بیان کنید(بدون رول) 10 امتیاز.
3- این ورد توسط چه کسی و چرا اختراع شد .5 امتیاز

4- سپر دفاعی شما چه شکلی است؟ چرا؟ 5 امتیاز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در 1392/4/29 19:40:36
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 29 تیر 1392 00:59
نمایش جزئیات
آفلاین
تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابید و راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید.(10 امتیاز)

وینگاردیوم له ویوسا! این ورد به چه زبانی است؟مخترع آن چه کسی است ؟اسرار پشت پرده ی این ورد کاربردی چیست؟چرا وزارت سحر و جادو برای از بین بردن تاریخچه ی این ورد تلاش میکند ؟
پاسخ به این پرسش ها همه و همه در برنامه های امشب سینماهای تهران و شهرستان ها!


مخترع این ورد شخصی اسلیترینی الاصل و همان طور که بدیهی است از خاندان های اصیل جادوگری است.
وی در اطراف دهکده ی لیتل هنگلتون زندگی می کرد و نامش ماروولو گونت بود. درست حدس زدید! پدر وزیر سحر و جادوی فعلی!
ماروولو، جادوگری مارزبان؛ فردی به شدت مغرور و متکبر بود. ضمنا تمام ثروتش را نیز از دست داده و شغلی نداشت. شایعاتی هست که وی با استفاده از زبان مارها، آن ها را به سمت خود کشانده و برای سیر کردن شکم خود و دو فرزندش از گوشت آن ها تغذیه می کرده. گفتنی است که وزیر سحر و جادو، مورفین گونت هرگز مایل به فاش کردن این اسرار نیست!
وی در دوران سالخوردگی و قبل از به زندان افتادنش این ورد را اختراع کرد.

2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟(10 امتیاز)

طبق گزارشات روزنامه های محلی، در اطراف دهکده ی مورد سکونت ماروولو بالاخص پایین کلبه ی آن ها، مزرعه های خشخاش به وفور یافت می شده. پسر نوجوان ماوولو، مورفین، مرتبا رفت و آمد های مشکوکی به این مزارع داشته است.روزی پدر کنجکاو میشود که چه چیزی پسر تنبل تن پرورش را در این هُرم گرما به بیرون از خانه می کشاند. وی میبیند که پسرش چوبدستی به دست مشغول تبدیلات شیمیایی بر روی محصولات این مزرعه به ماده ی مخدر است و چشم هایش به شدت به سرخی گراییده! او که عصبانی شده چوبدستی اش را تکان می دهد و به زبان محلی و سنتی مارها فریاد میزند:
- گـــمشو بـــرو بالا! (ترجمه شده ی : وینگاردیوم له ویوسا! )
ناگهان مورفین به پرواز در آمده و توسط چوبدستی پدرش و روی هوا به داخل خانه هدایت می شود!
این گونه بود که به صورت کاملا اتفاقی این ورد کشف و توسط خبرنگاران روزنامه ی پیام امروز که جریان را فهمیدند، به سرتاسر جهان اطلاع رسانی شد.

3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟( 10 امتیاز)

چند سال پیش، وقتی دابی تازه به دنیا اومد قربان، خیلی حوصله اش سر می رفت و خانواده اش هم سرکار بودن. دابی از تنهایی خیلی بدش میومد و از طرفی هم هنوز برای آماده کردن آماده نبود. چون دابی فقط یه نوزاد بود قربان. پس دابی تمام مدت گریه می کرد و جیغ و ویغ راه می انداخت! دابی انقدر سرو صدا کرد که مامانش یه بازی به اون یاد داد. وینگاردیوم له ویوسا بازی! دابی با یک بشکن و حرکت دادن مچ دستش در جهت عقربه های ساعت جن های خونگی از چوبدستی استفاده نمی کنند) تمام وسیله های اتاق رو به پرواز در میاورد و سر گرم میشد و از اون به بعد دیگه به تنهایی بازی می کرد!




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 28 تیر 1392 15:52
نمایش جزئیات
آفلاین
تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید.

اگرچه این مرد متواضع و کوچک خودش چیزی رو تو فیلم ها و کتاب ها و بازی ها لو نداد، اما واقعیت اینه که مخترع این ورد، پروفسور فلیت ویک بود. همون کسی که این ورد رو به بچه ها آموزش داد.
فلیت ویک کوچک جثه جزو کوتوله هاست. از ارباب حلقه ها فرار کرده اومده هاگوارتز.
هیشکی تحویلش نمیگیره. کلی کتاب میذاره رو میزش و میره روشون تا بتونه بچه ها رو ببینه. هیشکی تکالیفشو انجام نمیده. یَک بدبختیه این که لنگه ش وجود نداره!!

حتی تو بازی هری پاتر یک وقتی هری رو تو پشت بوما ول میکنه و میره رد کارش، میگه : آخر سال می بینمت! که این یعنی چی؟ یعنی این بیچاره رو دامبلدور یه بار بیشتر بهش اجازه تدریس نمیده. یه جلسه بیشتر تدریس نداره در طول ترم.
چرا؟
چون فقط یه ورد بلده که اونو تدریس میکنه هر سال تو یه جلسه، همونم تکلیف میده و همونم امتحان میگیره! وردی که خودش اختراع کرده.

چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد.


فیلیت دیگه پیر شده، از کت و کول افتاده. کمرش نصف شده و هر بار که خم میشه چیزیو ورداره دیگه راست نمیشه! یه روز وقتی میخواست برا بالای چهارپایه و لامپ خونه ی هابیتیش رو عوض کنه، یهو کمرش گرفت و دوتا پله مونده به بالای چارپاله، بین زمین و هوا موند. این شد که به فکر اختراع یه ورد افتاد که خودشو وین گاردیوم لویوسا کنه و ببره بالای چهارپایه.

اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟


اولین بار؟
رو تدی بود. وسط ماه گرگ شده بود وحشی، گاز می گرفت! منم که اون موقع هنوز جانورنما نبودم. یه شب که تو شیون آوارگان شیون می کشید زنجیر پاره کرد و چارنعل اومد سمت من. منم سال اولی! کلا هم یه درس یاد گرفته بودم اول سالی! وین گاردیوم لویوسا! اولین چیزی بود که به زبونم اومد، یهو یه سنگ از یه جایی بلند شد خورد تو مخ تدی.
البته تدی تا 6 ماه بلند نشد ولی خب خدا به من رحم کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1392/4/28 15:57:55
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 27 تیر 1392 11:39
نمایش جزئیات
آفلاین
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز

طبق کتاب تاریخچه هاگوارتز این ورد در خود مدرسه اختراع شده بود . یکی از دانش آموزان هاگوارتز در چند سال اولیه هاگوارتز به نام گیلدی وایت این ورد را کشف کرده است . این دانش آموز در حومه ی لندن به همراه پدر خود زندگی میکرد که در اصل اصیل زاده بود و پدر او در گروه هافلپاف و مادر او که در تصادفات مشنگی هنگام ورود به کوچه دیاگون کشته شده بود در گروه راونکلاو بود !

2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز

در یکی از دعواهایی که در هاگوارتز به وجود آمد او به جای آنکه از ورد پرت کن استفاده کند زبانش نچرخید و به جای جمله ی وینگردلسیوم گفت وینگاردیوم لویوسا !

3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز

اولین بار در خود هاگوارتز بود و در سر میز شام . چون حال نداشتم برم پارچ آب کدو حلوایی رو بردارم با این ورد اونو آوردم جلوی خودم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 26 تیر 1392 10:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابید و راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید.

تحقیقات ما در WORLD WIDE WEB نشون میده مخترع این ورد کسی نیست جز هکتور دگورت گرنجر :zogh: هکتور دگورث گرنجر که از این پس جهت صرفه جویی در کالری لازم برای فشردن صفه کلید در این نوشته به نام ه.د.گ نامیده میشه، معجون ساز معروفی بود که دستی در اختراع طلسم، تغییر شکل گیاه شناسی و حتی مراقبت از موجودات جادویی داشت! کأنه مایکل فارادی مشنگ ها
ه.د.گ که هر گونه نسبت داشتن نسبی و سببی با ه.ج.گ (هرمیون جین گرنجر،مشنگ زاده ی معروف ) رو تکذیب می کنه، شب های جمعه آخر ماه نذر داشت که برای همسایه ها فلیکس فلیسیس درست کنه...و از اونجا که درست کردن معجون در مقیاس هیأتی تسترال نر می خواهد و ساحره ی پیر، وی سرانجام در عنفوان جوانی دچار آرتروز مزمن و در رفتگی دیسک کمر شد! بنابراین برای جا به جایی مواد لازم کارش با تمام استخوان های بدنش درگیر بود! وی که به شفادهنده اعتقادی نداشت و کلا معتقد بود «مرگ دست خداست» این ورد رو اختراع کرد تا بتونه باز هم نذر خودش رو به پیشگاه مرلین ادا کنه!
+از شفا یا عدم شفای این جوان جویای نام اطلاعی در دست نیست

2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟
عع من این سوالو ندیدم خب تو متن بالا توضیح داده شده!
البته اینجا لازمه توضیح اضافه تری بدم در این راستا که ه.د.گ خیلی مطالعه ها نمود و تحقیقات انجام داد و این ورد رو از روی چند ورد باستانی ساخت...یکی از زمینه های مورد علاقه ش( که تمومی هم ندارن شکر مرلین :hyp: ) مطالعه طلسم های باستانی بوده!

3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد؟

با وجودی که همینطور که برادر زاده ی زن داداشم فرمود اصیل زاده ها از ورد های ساخته مشنگ زاده ها استفاده نمی کنن من لازم میدونم یادآوری کنم ه.د.گ هیچ نسبتی با ه.ج.گ نداره و یه اصیل زاده ی بی شک و شبهه هست!

اولین بار برای بلند کردن جن خونگی ای که مهلت اعدامش فرا رسیده بود ازش استفاده کردم، جن کوتاهی بود و از اون گذشته هیچ نمیخواستم خم شم بهش دست بزنم بعدش هم اتفاق خاصی نیفتاد، بلندش کردم گذاشتم رو تخته ی اشپزخونه، سرش رو قطع کردم و به دیوار (کنار سر فک و فامیل هاش) نصب کردیم و بسی نشاط رفت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1392/4/26 10:08:33
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 23 تیر 1392 15:34
نمایش جزئیات
آفلاین
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابید و راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید.

سازنده ی این ورد یک جادوگر مشنگ زاده است که به خاطر اینکه از مشنگ زاده بودنش ناراحت بود، هیچ وقت اسمش رو فاش نکرد. البته یه دلیل دیگه اش هم همکارِ مشنگش بوده. این خون لجنی که همکار دکتر نفاریو بوده، به درخواست ایشون این ورد رو میسازه.

2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟

والا ماجرا از اون جایی شروع شد که گرو (Gru) برای یکی از دزدی های کوچولوش (!) نیاز به چیزی داشت که باهاش بتونه وسایل رو جا به جا کنه. دکتر نفاریو که نمیتونست همچین چیزی اختراع یا ابداع کنه به دوست و همکارش که جادوگر بوده میگه و اون هم این ورد رو اختراع میکنه. دکتر نفاریو هم یه معجون درست میکنه که در واقع معجون نبوده و فقط چند قطره جوهر ریخته بوده توی آب. بعد همزمان که دکتر نفاریو داشته این معجون رو میریخته روی اون جسم، دوستش که پنهان شده بوده طلسم رو اجرا میکنه و به این شکل موفق میشن که گرو رو گول بزنن!

3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد؟

تا حالا دیدین که یه خون خالص از طلسمی که یه خون لجنی درست کرده استفاده کنه؟! میشه اصن؟! اصن اعتقادات اصیل زاده ها این اجازه رو بهشون میده؟! که جواب هر سه سوال نه هستش. در نتیجه استفاده نکردم و نخواهم کرد. وسایلای ما رو هم جن خونگیمون جا به جا میکنه!
پس جواب سوالای شما هم میشه: اولین بار نداشته، برای هیچ کاری و هیچ اتفاقی هم نیفتاد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven

هر کسی به اصل خود باز می‌گردد...
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 23 تیر 1392 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز

جد بزرگ! باز تو قرصاتو پشت و رو خوردی؟ عزیز من! جان من! پدر من! این هشصد هفصد پونصد بار! قرصاتو همونجور که گفتم بهت بخور. گوش نمیدی به حرف من، آلزایمرت عود می کنه. مخترع این ورد خودتی باباجون! یادت رفته؟
یادته من بچه بودم، یواشکی می رفتم سراغ پاکت سیگار آقاجون ماروولو، بعدش که می فهمید با کمربند می افتاد به جونم، سیاه و کبودم می کرد؟ بعد تو می اومدی جلوشو می گرفتی می گفتی نزنش، بچه اس، گناه داره، رفتار پرخاشگرانه با کودک باعث ایجاد کمبودهای عاطفی میشه که به نوبه ی خودش زمینه ساز آسیب های اجتماعی بزرگی مثل اعتیاد در بزرگسالیه!
بعدش آقاجون ماروولو می گفت این بچه الانشم موتاده! پاکت سیگار منو خالی کرده!
بعد که تو می فهمیدی قضیه چیه، کمربند ماروولو رو می گرفتی، سوار باسیلیسکت می شدی آی دنبالم می کردی تو کوچه های لیتل هنگلتون! آی دنبالم می کردی! ولی منم فرار می کردما! هیچ وقت نتونستی منو بگیری. اونقدر میومدی دنبالم که بالاخره باسیلیسک خسته میشد مینداختت پایین، خودشم رم می کرد، می رفت تو بیابونا. تو هم که کمرت ضرب دیده بود آخ و واخ می کردی و می رفتی زیر سایه ی درخت که: مورفین! باباجان! بیا کمکم کن! آخ کمرم! وای استخونام!
بعدش من میومدم از سیگارای بابا ماروولو بهت میدادم با هم دود می کردیم و تو حالت بهتر میشد و می خندیدی. هیییییی... یادش بخیر... چه روزگاری بود... چقدر زود گذشت...

زیر همین سایه ی درختا و بعد از تعقیب و گریزامون بود که از روزگار گذشته و وردایی که ساخته بودی برام می گفتی. وینگاردیوم له ویوسا رو هم همونجا برام تعریف کردی. ببینم... خالی که نمی بستی واسه بچه جد بزرگ؟ ها؟... ولش کن بابا. تو که آلزایمری، یادت نمیاد اون موقع رو.

راجع به زندگیت هم برات توضیح میدم جد بزرگ ... خدایا! یا شفای این پیرمرد بیچاره رو بده یا ورش دار ببر، بذار ما هم به سهم الارثمون برسیم... میگم برات جد بزرگ... میگم برات...

شما در خانواده ای ثروتمند و اصیل دیده به جهان گشودین و تحت تعلیمات خانگی بزرگ شدین. هوش و استعداد فوق العاده ای داشتین که در نسل های بعدی شما هم ادامه پیدا کرد. به خاطر همین هوش فوق العاده تون بود که به فکر ایجاد یک آموزشگاه برای فرزندان جادوگران افتادین و این قضیه رو با دوست و بچه ی همسایتون که اسمش گودریک بود در میان گذاشتین. گودریک قبول کرد و بعد از سربازی هر کدوم رفتین خواستگاری دختر مورد علاقه تون و بعد هم دست نامزداتون یعنی روونا و هلگا رو گرفتین و رفتین مدرسه ی هاگوارتز رو تو بیابون برهوت خدا ساختین و افتتاح کردین. همه ی کارای مدرسه با خودتون بود و گودریک هیشکار نکرد. فقط آخر کار رفت ثبت اسناد و سند مدرسه رو 6 دونگ به اسم خودش زد و چون خودش گندزاده بود و به اصیل زاده ها حسودیش می شد، همه ی اصیل زاده ها رو از مدرسه اخراج کرد و شما هم در اعتراض به این اعمال ناشایستش، دیگه باهاش همکاری نکردین و از کادر مدیریت استعفا دادین.
بماند که چقدر تالارهای مخفی و مختلف و متنوع و جذاب در مدرسه ایجاد کردین و اصلا طرح اصلی معماری بنای هاگوارتز کار شما بود.
بماند که به زنتون؛ روونا گفتین تو هاگوارتز بمونه و تا حدی جای خالی شما رو پر کنه و هوای اصیل زاده ها رو داشته باشه و به هلگا دلداری بده تا از دست شوهر یزیدش! دق مرگ نشه بیچاره!
بماند که عمری رو به سفر در اقصی نقاط دنیای جادوگری گذروندین. آموزش دادین و آموزش دیدین و برگشتین و کمک های فراوان کردین به پیشبرد جامعه.

موقعی که هاگوارتزو ترک می کردین قول دادین که یه روزی بر می گردین و مدیریتش رو دوباره خودتون بر عهده می گیرین. حالا امروز بعد از هزاران سال برگشتین ولی چه فایده که این آلزایمر مزاحم کارتونه... بیا جد بزرگ... بیا وقت دواته... بیا این قرصا رو بخور...

2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز

کمردرد! همانطور که عرض شد به خاطر چموشی های باسیلیسک شما همواره از ناحیه ی کمر دچار ضرب دیدگی می شدید که امکان حرکت و جابجا کردن اجسام را از شما سلب می کرد. این شد که نشستید و پس از تحقیقات فراوان این ورد مفید را اختراع کردید.

3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز

قشــــــــــــــــــــــــنگ یادمه! درست فردای اون روزی بود که شما ورد رو به من یاد دادین. بعدازظهر بود و آقاجون ماروولو پای بساط چایی و سیگار بعد ناهارش نشسته بود. یکم که گذشت کم کم چرتش گرفت و سرش سنگین شد و رفت برای خودش. منم تو نخ پاکت سیگاره بودم. خدایا چیکار کنم؟ برم برش دارم؟ بیدار نشه یه وخ؟ همینجور با خودم کلنجار میرفتم که چیکار کنم که یهو یاد این ورد افتادم.
چوبدستیمو گرفتم طرف پاکت سیگار و دستم رو در جهت عقربه های ساعت حرکت دادم و آروم گفتم وین گاردیوم له ویوسا. یهو پاکت سیگار پرید و محکم خورد تو صورت آقاجون.جدجان! چشمت روز بد نبینه. چرت آقاجون پاره شد و منو دید که چوبدستی تو دست خشکم زده. پرید کمربندو از شلوارش که بالا سرش آویزون بود کشید بیرون و پابرهنه گذاشت دنبالم تو کوچه های داغ لیتل هنگلتون تا غروب. یادش بخیر...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1392 23:52
نمایش جزئیات
آفلاین
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز

(دو تا سوال را با هم جواب دادم)

مخترع این ورد، کسی سوسکی نیست جز، سوکسی سیلین، ادیب و پزشک و جادوگر رومی، که چهارصد سال پیش در فاضلاب های اسکندریه زندگی می کرد. (جالبه بدونید این ادیب بزرگ داروی آموکسی سیلین را دوهزار سال پیش از انسان ها کشف کرد و نام خود را بر آن نهاد)

این سوسک بزرگوار در فاضلاب های اسکندریه از مادری ادیب و پدری پزشک به دنیا آمد. او از سوسکان توالت بود اما بدلیل شور و علاقه فراوانی که به علم داشت، دوران جوانی خود را در دستشویی بزرگانی همچون ارسطو و افلاطون گذراند. ( جالبه بدونید سیلین نظریه تجزیه ناپذیری اتم ها را هنگامی که دموکریت داشت دستشویی می کرد با استفاده از جادو به او القا کرد.)

روزی، سیلینی که پا به سن گذاشته بود، در راه توالت ارسطو، به چیز بزرگی برخورد کرد که راه چاه توالت را بسته بود. او با کمی تفکر، به این نتیجه رسید که وردی بسازد و ساخت. در اصل کاربرد این ورد باز کردن چاه خلا بود!

سوکسی سیلین پس از مرگ، تمام تجربیات خود را در کتابی بنام "حقایق عن سوکسی سیلین" نوشت و در دریچه فاضلاب محل زندگی خود مخفی کرد؛ که سال ها بعد توسط مامور فاضلابی جادوگر کشف شد و به دنیای انسان ها معرفی شد.


3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز

من؟ استاد مطمئنید می خواید بدونید؟ خوب راستش وقتی بود که راه سوسکام بسته شد بود، منم بازش کردم. (فهمیدید که)

پ.ن: استاد یه تحقیق کردم تو دیکشنری، یه معنای بیسیار بیسیار بیتربیتی می داد این ورد خلاصه گفتم خودتون برید ببینید نمره ی مثبتی، چیزی عنایت بفرمایید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لی جردن در 1392/4/23 0:39:48
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1392 16:17
نمایش جزئیات
آفلاین

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز

مخترع این ورد شخصی بودن به نام سالازار اسلیترین! ایشون یکی از جادوگرای بنام دوران خودشون(حدود 10 قرن) هستن.
ایشون تو خانواده ای فرهنگی و اصیل زاده بزرگ شدن.
یه روز جناب اسلیترین بانویی بسیار دانشور و خردمند به نام روونا ریونکلا رو ملاقات کردن و با توجه به اینکه نقاط مشترک زیادی بین خودشون و اون بانوی بزرگوار پیدا کردن تصمیم گرفتن روونا رو بهتر بشناسن و به لطف مرلین یه روز به خواستگاریشون برن.
بهمین علت یه پروژه به نام هاگوارتز رو بوجود آوردن و از بانو ریونکلا هم دعوت کردن که تو طرح شرکت کنن و تو ساختن مدرسه ی جادوگری سهیم بشن.
بعد از گذشت چند سال، ایشون تونستن مدرسه ی جادویی رو بسازن. اما بعد متوجه شدن بانو روونا به شخص دیگه ای که یکی از فامیلای گودریک گریفندور* بوده دلبسته و از اونجایی که نمیخواستن زندگی بانو رو خراب کنن، با دلی شکسته مدرسه رو ترک می کنن.

* گودریگ گریفندور شخصی بود که در طول ساخت مدرسه به طور ناگهانی پیداش شد، به طور ناگهانی بزرگ شد و به طور ناگهانی زندگی جناب اسلیترین رو دستخوش تغییر کرد. اون اولش یه کارگر بنای ساده بود که با چوبدستی شکسته ـش مشغول کار میشد. روونا ریونکلا که تلاش اون رو تحسین می کرد به گودریک ترفیع داد و اینجوری بود که گودریک وارد زندگی سالازار شد.


2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز

بالاخره روزی رسید که کار های گریفندور از حد تحمل جناب سالازار فرا تر رفت. هنگامی که گودریک با حواس پرتی باعث فرو ریختن سقف سرسرای اصلی شد و مشغول جا خالی دادن از زیر سنگ و کلوخ هایی بود که هر لحظه امکان داشت روش سقوط کنه، جناب سالازار بسیار عصبانی شدن، بزرگترین سنگی که به چشمشون خورد رو انتخاب کردن، ورد وینگاردیوم له ویوسا(که به طور ناگهانی بهشون الهام شده بود) رو خوندن و سنگ رو به سمت سر گریفندور هدایت کردن.



3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز


همونطور که می دونین من خون آشامی متعلق به 5 قرن پیش هستم. اولین باری که از این ورد استفاده کردم بر میگرده به همون دوران. زمانی که برای تکمیل فرآیند تبدیل شدن به یه خون آشام باید می مردی.
خوب...من تصمیم گرفتم بدست خودم کشته بشم.برای همین یه طناب پیدا کردم و دور گردنم بستمش و ورد وینگاردیوم لویوسا رو روش اجرا کردم. و بله...مردم!
بعد از اینکه بهوش اومدم احساس کردم هنوز تو هوا معلقم. از اونجایی که در اون زمان فقط با ورد های سطح بالا کار می کردم و برای اولین بار بود که ورد پرواز رو بکار می بردم، یادم رفته بود ببینم ورد خنثی کنندش چیه.
خلاصه تلاش هایی که بنده برای خلاص شدن از اون وضعیت انجام می دادم منجر به به بیرون شوت شدن از پنجره ی اتاقم و 5 ساعت معلق موندن تو آسمون شهر شد! تا اینکه کم کم اثر طلسم از بین رفت و بنده کنار اولین قربانیم سقوط کردم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!