پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

130
نفر همین الان آنلاین‌اند 78 نفر در «انجمن»
3 عضو 127 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

نوع تاپیک: غیر رول

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 4 کاربر مهمان
آخرین ورود
دوشنبه 1 تیر 1394 16:57
عضویت
1391/11/27
پست‌ها
451
یک سوال چطوری شناسه من بسته میشه؟
میشه شناسه ام بسته بشه دوباره تو تابستان اینده باز بشه؟
نبندی شناسه امو فعلا

بله میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/24 10:50:41
مراقب خودت باش.
تولد نقش
1389/07/24
آخرین ورود
پنجشنبه 16 آذر 1402 21:10
عضویت
1389/08/13
پست‌ها
1473
اگه میشه جایگزین بشه!


نام: رز!

نام خانوادگی: نام خانوادگیِ غالب بر جامعه ی جادوگری که همون ویزلیه!

سن: الان من سن واقعی رز ویزلی که هشت نه ساله رو اگه بگم میان از مدرسه و گروه مرگخوارا و اینا پرتم میکنن بیرون. کلی مدرک جعل کردیم تا رامون دادن بابا!

گروه: هافلپاف

معرفی شخصیت:
رز ویزلی یکی از غیر قابل پیش بینی ترین افراد از طایفه ی ویزلی ها بود. یعنی منظور اینه که هر چی بقیه ی ویزلی ها بودن این ویزلی نبود. از اون جایی که برخلاف تمام ویزلی ها اهل تریپ شجاعت برداشتن و اینا نبود، کلاه گروهبندی گروه هافلپاف رو براش مناسب دید. رز با توجه به گروهش سخت کوش بود و همیشه سعی میکرد پیشرفت کنه.
یکی دیگه از تفاوت های رز با بقیه ی ویزلی ها، پشت کردنش به محفل ققنوس و پیوستن به مرگخوار ها بود.
رز از اونجایی که هم هافلی بود و هم مرگخوار، هم سخت کوش بود و هم خشن. ولی با این وجود مواردی حاکی از اینکه با کسی به مشکل برخورده باشه گزارش نشد.
رز از این شاگردای مرتب و تر تمیز بود، اما در عین حال شیطون و یه کمی حواس پرت.

ویژگی های ظاهری:
آقا این رز کلا خسته شده بوده انگار از ویزلی بودن. دیگه بریده بوده. دیگه تحمل نداشته!:دی
برای همین حتی مو های قرمز بقیه ی ویزلی ها رو نداره و از اونجایی که دختر هرمیون گرنجره موهای قهوه ای اونو به ارث برده.

و در نهایت و به طور خلاصه اینو میتونم به عنوان شعار زندگی رز ویزلی بیان کنم!

"یه اسم فامیلی خشک و خالی دلیل بر شباهت نمیشه..."

انجام شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/24 10:49:18

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




آخرین ورود
دوشنبه 28 تیر 1395 22:09
عضویت
1392/04/09
پست‌ها
95
ای مدیران.بی زحمت اگه میشه یه پپ به عنوان اسم کوچیک به فامیلیم اضافه کنید اسمم بشه:پپ یاکسلی

کجا نوشته که پپ! نام کوچیک این شخصیت بوده!؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/23 9:59:21
آينده در دستان توست.كافيست به گذشته فكر نكني.
آخرین ورود
شنبه 11 آبان 1392 16:09
عضویت
1392/06/11
پست‌ها
2
نام شخصیت انتخابی: داریون دایلیس

گروه: ریونکلاو

ویژگی های ظاهری و اخلاقی:

آدم خوش مشربیه.معمولا تیکه ها و کنایه هایی وسط حرفهاش هست. موقع مباحثه جدیه. وقتی عصبانی میشه واقعا عصبیه. در کارش خیلی صبوره برای همین تونسته سالها از عمرش رو صرف تحقیقاتش برای طبقه بندی جادوگران، قدرتهاشون، طبقه بندی موجودات جادویی، و درمان بیماری های جادویی کرده.

قدش بلنده، با اینکه سنی ازش گذشته، ولی همچنان استواره. ریش و موهای موج دار داره. بین موهاش تارهای مشکی زیادی دیده میشه.عینکی با شیشه های مستطیلی روی چششه. موهاش یا خیلی بلنده یا خیلی کوتاه. ریشش هم همینطور

چوبدستی:

33.5 از چوب زبان گنجشک با مغزی از پودر شاخ تک شاخ

جارو:

اصولا از وسایل نقیله دیگه ای استفاده می کنه. به خاطر ترس از ارتفاع زیاد سوار جارو نمی شه و نمره پروازشم همیشه در دوران تحصیل پائین بوده.

معرفی کوتاه:

برادر کوچکتر ساحره دورنت دایلیس، هرگز از مرگخواران طرفداری نکرده. با اینکه یکی از نظریه های تفاوت بین مشنگها و جادوگران مربوط به او بوده.داریون بر این باور است که تمام مشنگها روزی جادوگر بوده اند اما اجداد آنها در نقطه ای از تاریخ به فشفشه تبدیل شدند و جادو در آنها گم شد. او در زمینه ی پزشکی جادویی زبانزد همه است. سالهایی زیادی را با هکتور دگورث گرنجر برای کشف داروهای مختلف گذراند. او همچنین معتقد است برای گرگینه ها و خون آشامها هم امکان درمان وجود دارد.

او همچنین چندسالی ، گیاهشناسی را در بوباتون تدریس می کرد. دوئل های داریون در هاگوارتز از دوئلهای به یاد ماندنی در ذهن هم دوره های اوست.

این شخصیت تو کتاب بود!؟ تو لیست نیستا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/20 10:04:31
تولد نقش
1403/01/09
آخرین ورود
پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:18
عضویت
1392/06/16
پست‌ها
32
نام شخصيت انتخابي:

ایگور کارکاروف

گروه:

ریونکلاو

ویژگی های ظاهری و اخلاقی:

قد بلند، با صورتی لاغر و کشیده، ریش بزی سیاه رنگ و موهایی به نسبت بلند و جوگندمی، لباس یکدست سیاه میپوشد و همیشه از نظر ظاهری مرتب است!

مردی با اخلاق ولی بی رحم، سالها مرگخوار بودن به وی درس بی رحمی را به خوبی آموزش داده است و از این رو همیشه ترسناک به نظر میرسد و میتواند در عین وقار و متانت، ترسناکترین تاثیر را در فرد مقابل بگذارد!
ایگور کارکاروف مدت ها زندانی بود و این امر نیز در پرخاشگری و بی رحمی وی تاثیر زیادی داشته است!

چوبدستی:

35 و نیم سانتیمتر، چوب زبان گنجشک با مغز پر ققنوس!

جارو:

نیمبوس 3012 !!!

معرفی کوتاه:

ایگور کارکاروف یکی از مرگخواران وفادار لرد سیاه بود، او در در هر دو دوره ی قیام لرد سیاه در کنار وی حضور داشت و توانست با مهارت های خود بسیاری از دشمنان لرد سیاه را نابود کند و در پیش اربابش جایگاه بسیار والایی پیدا کرد به گونه ای که بقیه ی مرگخواران به وی حسادت کردند و با استفاده از معجون مرکب و تغییر شکل به او، سعی در سیاه نمایی چهره ی وی داشتند و با فروختن بسیاری از مرگخواران با اسم و ظاهر ایگور، او را نزد لرد سیاه بد نام کردند!

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/19 10:05:54
آخرین ورود
جمعه 28 آبان 1395 21:49
عضویت
1392/05/23
پست‌ها
217
خب به نام خدا
نام:آلبوس سورس پاتر(یکی ازاعضای هافل پاف بود که 1 ماه نیومد
دیگه دوستمون گفت بدنش به من قوانینتونو که باید بدونید؟؟)
گروه:هافل پاف
نام پدر:هری پاتر
خون:اصیل زاده
ظاهر:شبیه هری پاترم یکم پوستم روشن تره و موی سیاه
اخلاقیات:شوخ طبع با اراده هوای دوستاشم داره و اصلا قوانینو نخونده
درس مورد علاقه و استعداد اصلیم:دفاع در برابرجادوی سیاه(خیلی توش مهارت دارما!!)
چوب دستی:چوب درخت قرمزبانا + پرققنوس
جارو:تیر قرمز(خب 19 سال بعد هری پاتر باید جدیدش باشه یانه؟؟این 5 برابرآذرخش سرعت داره )
سال:سال پنجمی هست!!

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/18 16:04:40
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!




تصویر تغییر اندازه داده شده


باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.

گروهک تروریستی الهافلیه ...
آخرین ورود
یکشنبه 8 تیر 1393 16:27
عضویت
1392/06/09
پست‌ها
17
نام: جفری هوپر

گروه: گریفیندور

نژاد: مشنگ زاده

چوبدستی: چوب درخت بید با هسته ی ریسه ی قلب اژدها

خصوصیات ظاهری: مراجعه شود به آوتار اینجانب

توضیحات دیگر: جفری هوپر، جادوگری مشنگ زاده، که تا هفت سالگی جادو را همانگونه که در افسانه ها نقل شده بود تصور میکرد (سری کتاب های هری پاتر ) با مشاهده ی اعمال خارق العاده ای که از خودش سر میزد، دریافت که این ها بسی بیشتر از افسانه و داستان های کودکانه هستند. با قدم گذاشتن به مدرسه ی هاگورتز، توانست چهره ی دیگری از دنیایی که در آن زندگی میکند، که تا قبل از آن از چشمهایش پنهان بود را مشاهده کرد.
از جادوی سیاهی که توسط لرد ولدمورت و پیروانش و نیز دیگر جادوگران تاریک استفاده میشد، متنفر هست. بنابرین در صورت لزوم حاضر است، با تمام توانایی در برابر آنان ایستادگی و مبارزه کند.
بعد از اتمام تحصیلاتش در هاگورتز، زندگی ای را شروع کرد که به دور از جادوگران و نزدیک به مشنگ ها بود. چون میدانست افرادی همچون مشنگ ها نیازی بیشتر به او دارند تا جادوگران، بنابرین تمام زندگی خود را صرف کمک به آن ها کرد.
وجود او در جامعه ی مشنگ ها مانند وجود ابرقدرت های افسانه ای هست که منجیِ آن مردمِ بی دفاع و مستلزم یاری بودند.
شجاعت غیرقابل توصیفش نیز او را در دوران تحصیلات، در گروه گرریفیندور قرار داد.

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/17 12:47:30
در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند.

هدایت
تولد نقش
1403/01/09
آخرین ورود
پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:18
عضویت
1392/06/16
پست‌ها
32
نام شخصيت انتخابي:

ایگور کارکاروف

گروه:

ریونکلاو

ویژگی های ظاهری و اخلاقی:


قد بلند، با صورتی لاغر و کشیده، ریش بزی سیاه رنگ و موهایی به نسبت بلند و جوگندمی، لباس یکدست سیاه میپوشد و همیشه از نظر ظاهری مرتب است!

مردی با اخلاق ولی بی رحم، سالها مرگخوار بودن به وی درس بی رحمی را به خوبی آموزش داده است و از این رو همیشه ترسناک به نظر میرسد و میتواند در عین وقار و متانت، ترسناکترین تاثیر را در فرد مقابل بگذارد!
ایگور کارکاروف مدت ها زندانی بود و این امر نیز در پرخاشگری و بی رحمی وی تاثیر زیادی داشته است!

چوبدستی:

35 و نیم سانتیمتر، چوب زبان گنجشک با مغز پر ققنوس!

جارو:

نیمبوس 3012 !!!

معرفی کوتاه:


ایگور کارکاروف یکی از مرگخواران وفادار لرد سیاه بود، او در در هر دو دوره ی قیام لرد سیاه در کنار وی حضور داشت و توانست با مهارت های خود بسیاری از دشمنان لرد سیاه را نابود کند و در پیش اربابش جایگاه بسیار والایی پیدا کرد به گونه ای که بقیه ی مرگخواران به وی حسادت کردند و با استفاده از معجون مرکب و تغییر شکل به او، سعی در سیاه نمایی چهره ی وی داشتند و با فروختن بسیاری از مرگخواران با اسم و ظاهر ایگور، او را نزد لرد سیاه بد نام کردند!

هنوز در کارگاه نمایشنامه نویسی تایید نشدید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/17 12:44:57
آخرین ورود
جمعه 23 بهمن 1394 14:34
عضویت
1392/06/16
پست‌ها
297
راه رو باز کنید ای فشفشه‌های بی‌مقدار. مادر ِ عظیم‌الشأن ارباب ِ تاریکی‌ها، سرور تمام موجودات ِ زنده و مرده، نور چشم جادوگران ِ سیاه و به دنیا آورنده‌ی وحشت ِ دوران اینجاست!

با هماهنگی ِ جادوگرهای ِ یک کم کمتر فشفشه، ما برای تغییر شناسه‌مون از اون دورگه‌ی بی‌مقدار به چیزی که فی‌الحال می‌بینید، اومدیم.

نام شخصيت انتخابي:

مروپی گانت

گروه:

اسلیترین بالاجبار.

البته جایی گفته نشده به طور ِ مستقیم که در طی ِ دوران ِ تحصیلش اسلیترینی بوده‌ها. می‌تونه مثلاً ریونی هم باشه!


ویژگی های ظاهری و اخلاقی:

ظاهری

در دوران ِ پیش از مُردن، مروپی گانت یک موجود نحیف و خسته با موهای صاف و بلند مشکی و چشمای مشکی بوده. آما! آما پس از بازگشت به دنیای زندگونی توسط پسر نازنین و دوست‌داشتنی و گوگولی‌ش، یه مقدار فاز و نولش با مُرده‌های دیگه قاطی شده و یک‌هو ظاهرش بدون ِ این که بخواد، تغییر می‌کنه.

مثلاً یهو می‌بینید تبدیل شد به پیرمرد ِ پشمکی. نخند عاقا جان! کروشیو! آواداکداورا ! آدم نباید مشکلات و مصائب سایرین رو به سُخره بگیره که! عجب دوره زمونه‌ای شده‌ها!

اخلاقی

ما جادوگران ِ اصیل ضرب‌المثلی داریم که می‌گه از بس بلاجر خورده، بلاجر شده. مشنگ‌های بی‌مقدار می‌گن: از بس مار خورده افعی شده که البته اصلاً هم حائز اهمیت نیست.

باری‌به‌هرجهت، مروپی گانت زمانی موجودی بود مظلوم و بی‌صدا و عاشق ِ مشنگ‌ها. آما! پس از اتفاقاتی که رولینگ ِ مشنگ نقل کرده و حضور طولانی مدت در دنیای مردگان، دیه ناحیه‌ای که همه می‌دونیم رو لولو بُرد و دوشیزه گانت تبدیل شده به بانویی که تصمیم داره تمام مشنگ‌ها رو با خاک ِ گور ِ سالازار یکسان کنه.

بعد در طی ِ این حضور ِ طولانی‌مدت در اون برزخ ِ بی در و پیکر برای ِ گذران ِ وقت، علاقه‌ی شدیدی به مُد و ماسک‌های صورت و جراحی‌های زیبایی پیدا کرده. همینطور هم ایشون بسیار علاقه‌مندند که بنشینند و سایرین رو مسخره کنند.

لازم به ذکره که بانو گانت، از بازگشتش دو هدف ِ والا رو دنبال می‌کنه:
1. پیدا کردن ِ شوور.
2. زن گرفتن برای ِ تک پسر ِ قند عسلش.


چوبدستی:

چوب ِ درخت ِ بید کتک زن و موی تک‌شاخ.

جارو:

جارو؟! جارو؟! از سر راهم برید کنار جادوپیشه‌های شعبده‌باز! مادر ِ سیاه، برای پرواز نیازی به جارو و پارو و آلو و زالو و قس‌علی‌هذا نداره. :گولاخ:


معرفی کوتاه:


آهـــــــــــــــا! بشنوید ماجرای ِ مروپی گانت رو از زبان ِ خودش:

از نوادگان ِ سالازار اسلیترین و مار زبان همچو جد ِ بزرگوارش، فرزند ماروولو گانت و خواهر ِ مورفین گانت، مظلوم و ساکت، شیفته‌ی ارباب ِ دهکده‌ی مشنگی‌شون، تام ریدل می‌شه و با خوراندن معجون ِ عشق به اون، باهاش فرار می‌کنه و ابرقدرت ِ تمام ِ دوران، لرد سیاه رو به دنیا میاره.

قبل از تولد ِ تامی کوچولو، اون مشنگ ِ بی‌مقدار با خون کثیف ِ در رگ‌هاش در اثر ِ یک لحظه شفقت ِ حماقت‌آلود ِ مروپی از بند ِ معجون ِ عشق رها می‌شه و به عمارت ِ اربابی‌ش برمی‌گرده. مروپی در روند ِ تولد بخشیدن به فرزند ِ نازنینش، نور چشمای ِ دو دیده‌ش ( مادر به فدایش ) می‌میره.

اما این پایان ِ ماجرا نبود. لرد ِ سیاه ( مادر به فدایش ) در شبی تاریک و مخوف گور ِ مادرش رو پیدا کرده و با استفاده از قدرت‌های ماورایی و گولاخانه‌ش مادرش رو به زندگی برگردوند تا اثباتی باشد بر قدر قدرت و قوی شوکت بودنش.

باشد که عبرت گیرید و سر ِ تعظیم فرود آورید!

شناسه قبلیت رو هم باید بنویسی تا اونو ببندم و به این یکی دسترسی بدم




شناسه‌ی قبلی ِ من، ویولت بودلر بوده.

لینک ِ شناسه


تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/17 12:43:35
ویرایش شده توسط Vili-b در 1392/6/17 22:10:27
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1392/6/18 9:58:51
تولد نقش
1384/08/01
آخرین ورود
شنبه 14 فروردین 1400 04:53
عضویت
1384/08/01
پست‌ها
1548

نام شخصيت انتخابي:

ویولت بودلر

گروه:

ریونکلاو


ویژگی های ظاهری و اخلاقی:

ظاهری

عرضم به حضور عنبر و انورتون که ما قبلاً یه بار یه معرفی داده بودیم خدمت مبارکتون، ولی بچه بودیم، نفهم بودیم، نمی‌دونستیم آواتار پیدا کردن واسه یه موجود ِ چشم سبز چقدر مصیبته!

خلاصه این که شما در نظر بگیر ویولت دگرگون نماست. ولی قیافه‌ی اصلی‌ش اینطوریاس که چشم-ابرو مشکیه. موهای صاف مشکی داره و یه قیافه‌ی خیلی معمولی. ولی خب این دگرگون‌نماهای جونم مرگ شده هر دفعه یه شکلین دیه! :pashmak:

اخلاقی

والا اینم جونم براتون بگه که این بچه، قدیما یه شخصیتی واسش ساخته شده منم دیه ازش تعدی نمی‌کنم. ویولت یه موجودیه که علی‌رغم سنش، خیلی راحت خوشحال و هیجان‌زده می‌شه، ولی در برابر عصبانیت، ترس و ناراحتی؛ خونسرده. اهل ریسکه و هیجان‌طلب.

تو بدترین شرایط شوخی می‌کنه و با کل کل و حاضرجوابی رو اعصاب ملته.

بعد این که چون مادرش مشنگ بوده، به وسایل مشنگی خیلی علاقه داره و کلاً مخترعه. عشق کاراگاهیه، اما کلاً چون هایپره، نمی‌تونه یه جا آروم بگیره که بشینه فک کنه. دوست داره درجا عکس‌العمل نشون بده و وارد عمل شه.

تنها وقتی هم آروم می‌گیره که داره با یه وسیله‌ی مکانیکی ور می‌ره.

چوبدستی:

چوب درخت بید و موی تک‌شاخ.

جارو:

نیمبوس دوهزار. بنده خدا اصن در بند مادیات نیس!


معرفی کوتاه:

ویولت بودلر، یه جادوگر دورگه‌س. مادرش مشنگه و پدرش، جادوگر. کودکی شادی داشت بنده خدا، تا وقتی که والدین گرام در عنفوان طفولیتش، مردن و این فلک‌زده هم دهنش آسفالت شد از اون به بعد. خلاصه سیستم آسفالتسیون ادامه داشتــــــــــــه تا روزی روزگاری در سرزمیــن های خیلی خیلی دور، یه جغد می‌خوره پس کله‌ش و اون رو فرا می‌خونه به هاگوارتز و از اونجا هم شوت می‌شه به ریونکلاو و فوقع ماوقع!

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی این سرگذشت، به وب‌سایت زیر مراجعه بفرمایید:

www.jadoogaran.org

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.