شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
اهالی محترم لندن و حومه، به اخباری که هم اکنون به دست ما رسید توجه فرمایید. (چیزه... این دیالوگ مال رادیو بود؟ سوتی؟ خله خوف... بزن آنتن رو اونور... نه چیزه... منظورم اینه که حروف چین رو از اول بچین!)
توجه... توجه
لحظاتی قبل از به زیر چاپ رفتن این شماره از روزنامۀ وزین و مظهر صداقت در قشر جریده نگاران، پیام امروز، دامّ کاغذ پوستیه العالی، اخباری به دست ما رسید که بنا بر حفظ حقوق شهروندان و خوانندگان، باید به اطلاع شما عزیزان رسانده شوند. تیتر 1- جیمز سیریوس پاتر، فرشته ی نجات یا قربانی؟
بنا بر اظهارات قهرمانان جان برکف حاضر در جبهه ی چت باکس، بانو مروپی گانت، پس از ابراز درد در ناحیۀ وجدان بابت تنها گذاردن فرزند دلبندشان، به دلیل پیدا نکردن ناحیه ی درد، به شایعه سازی متهم و از چت باکس خارج شدند. ایشان جهت تشویش اذهان عمومی و علی الظاهر به منظور کور کردن جیمز سیریوس پاتر تصمیم به فرزندخواندگی ایشان گرفتند ولی عوامل پشت صحنه اشاره می کنند به دلیل تربیت ناصحیح لرد سیاه و خطر لوس شدگی ایشان به دلیل دردانه ی مامان و شیرینی و قندک بودن و تمایل به جریان یافتن ایشان همچون عسل، وجود برادری شاد و سپید برای ایشان لازم دانسته شده است.
خبرنگار ما، تجویز دکتر مالفوی در این زمینه را، دور از ذهن ندانست.
حال پرسش اینجاست: جهت حفظ جان، چشم، حنجره، یویو و نیز نسل نهنگ ها، آیا لازم است جیمز سیریش را در قسمتی از میدان گریمولد دفن (ببخشید) پنهان نماییم یا همچون همیشه، فداکاری محفلی به خرج دهیم تا منشی درست و سپید در میان مرگخواران رواج یابد؟ تیتر 2- جنگ دوگانه: دوئل ها و امتیازها!
پس از گذشت قریب به شونصد سال از دوئل مرگ خورده ها و محفلی ها، نتیجه ی جنگ هنوز مشخص نشده است. منابع موثق خبر می دهند علیرغم جملات همسوی پروفسور دامبلدور و لرد سیاه، در پس پرده "چیز"هاییست که هیچ یک از این دو نفر مایل به برون افتادنشان نیستند.
خبر رسیده ولدمورت با تیغ اهدایی بانو آیلین تمام ریش های دامبلدور را از ته تراشیده و درعوض، دامبلدور نیز تنها مویی که بانو مروپ به زور و زحمت بر سر فرزندش کاشته بوده را با قدرت تمام کشیده و کنده است. گفته می شود ولدمورت در عزای تنها موی داشته (و اینک از دست رفته) ی خویش، در کافه ی سه دسته جارو بست نشسته و تمام کافه از شیشه ی نوشیدنی کره ای های میل شده توسط ایشان، پوشیده گشته است. صداهای سکسکه های وینکی گونه ای نیز از پنجره های این کافه به خارج نفوذ و کل اهالی هاگزمید را نگران نموده است!
گفته می شود با اینکه برق سر لرد نسبت به روز قبل تغییر چندانی نداشته، ایشان مدام از زیردستانشان می پرسند سرشان براق تر شده یا خیر؟ و البته که پاسخ مرگخواران تاکنون شنیده نشده است زیرا فریادهای کروشیو صداهای دیگر را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
قرار است پروفسور دامبلدور و لرد سیاه فردا به صورت کاملا تصادفی، همزمان، نتایج جنگ را اعلام نمایند و گفته می شود امتیازات (صرفنظر از رشوه های رد و بدل شده و حقوق های خارج از نوبت پرداخت شده ی مرگخواران که البته کاملا داوطلبانه (!) به لرد سیاه پس داده شدند) به صورتی کاملا عادلانه اعلام خواهند شد و هرگونه اعتراضی قبل از نطفه، خفه خواهد گردید.
آخرین اخبار را در شماره بعدی به اطلاع شما خوانندگان محترم خواهیم رساند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بیدل آوازه خوان در 1392/10/2 3:01:37
بدینـسان قصد داریم از تمام محفلیان و دوستداران محفل تقاضا کنیم که برای جشن و پای کوبی به خانهی گریمولد تشریف بیاورند.
طبق بحثهایی که در محفل انجام شد با توجه به اینکه برندهی این مسابقات دوئل از پیش معلوم است؛ به همین جهت برای بالاتر رفتن روحیهی بالای محفلیها در خانهی گریمولد جشنی برپا شده که ورود به آن برای همگان آزاد است.
بدیهیست که برای جلوگیری از هر گونه زد و خورد خیر و شر چوبدستی همهی دوستان قبل از خانه گرفته میشود و خانه در خلا جادویی قرار داده میشود تا هیچ گونه سحر و جادویی به آن کار نرود(به جز برای مسئولین پذیرایی و مسئولین حراست)
فقط از دوستان عزیز خواهشنمدیم به موارد زیر توجه کنند: ۱- گذاشتن ماسک مرگخواران اکیدا ممنوع( همونطور که همه میدونن اعضای مرگخواران کاملا شناسن و نیازی به ماسکهاشون نیست. مراسم بالماسکه بعد از دوئل برگزار خواهد شد.) ۲- لطفا به آشپزخانه خانه گریمولد حمله نکنید. ما گرسنگی شما را درک میکنید ولی متاسفانه آشپزهای ما گرسنهاند و مدتیست که موجودی از جبهه تاریکی را نخوردهاند. ۳- رعایت نظافت و شان مجلس نمایانگر شخصیت شماست. ۴- لطفا از فریاد زدن جمله فقط ارباب وسط مهمانی جدا پرهیز کنید. ۵- از هر دو گروه خیر و شر اکیدا تقاضا میشود که با هم دوئل نکند. جو مهمانی دوستانه است.
حضور سبز شما دوستان بازی شادی روح و روان محفلیها و بزرگان ریش سفید جادوگران؛ آقایان دامبلدور و بیدل نقال خواهد شد.
در راستای برگزاری مسابقات دوئل که جان تازهای را به امت جادوگر و ساحره تزریق کرده و باعث شور و شعف بیسابقهای در جامعه شده که حتی وزیر باشد که نباشد با توزیع رایگان چیز هم به آن نرسید، بنگاه گرگینهی صورتی به مدیریت آقایان جیمز سیریوس پاتر و تد ریموس لوپین اقدام به فروش بلیتهای شرطبندی کرده است.
فقط کافی است تا قبل از برگزاری هر دوئل به بنگاه شرطبندی رفته و با خرید بلیت و پیشبینی برندهی هر مسابقه شانس خود را امتحان کنید و گالیونهای خود را در گرینگوتز افزایش دهید.
در بنگاه به روی همهی اقشار جامعه اعم از محفلی، مرگخوار، حزب باد و غیره باز است.
شرکت داوران مسابقات دوئل یعنی پروفسور دامبلدور و لرد ولدمورت در شرطبندی نه تنها بلامانع که مورد تشویق مدیریت بنگاه هم هست.
در راستای شعار زنده باد مخالف من! شرکت کادر مدیریت، نظارت، وزارت منحوس و معاونین فریبخورده، مدیریت هاگوارتز، داوران کوییدیچ و حتی رقبای مالکین بنگاه در مسابقات دوئل در این شرطبندیها آزاد است.
اما این که اصلا خبر هیجان ناک و جالب انگیزی نیست. پس چرا باید خوشحال بود؟!
دولت آزادی و پرواز به شما می گوید چرا؛ برای اینکه ما یک خبر خوش داریم و آن توزیع چیز رایگان در مدارس است!
توزیع چیز رایگان!
در مدارس!
...coming soon
دولت وظیفه دارد که آزادی و پرواز را به هر ضرب و زوری که شده ولو یارانه ای در کل جامعه بگستراند و با شروع ترم جدید چیز رایگان نیز در مدارس توزیع خواهد شد.
چند روزی است که از داخل محفل اخباری به گوش میرسد که کسی از صحت و صقم آن ها اطمینانی ندارد ولی این تغییرات در جاهای مختلفی باز خورد خود را نشان داده است.
چه اتفاقاتی در داخل محفل دارد میافتد؟ شاید این سوالی باشد که از خود پرسیده باشید. متاسفانه ما حق انتشار اخبار محرمانه را نداریم ولی نوید میدهیم که تغییراتی ژرف در محفل ایجاد خواهد شد و محفل همانگونه که در شان نیروهای پاکی است به فعالیت خود ادامه میدهد.
مسئولین محفل نسبت به شایعات موجود واکنشی نشان نداده اند و ترجیح میدهند که کارها سیر طبیعی خود را به پیش ببرند.
پروفسور دامبلدور طی مصاحبه ای نسبت به فعالیت و برنامههای محفل ققنوس اعلام کرده:
- به طور قطع محفل در حال انجام فعالیتهاییست ولی این فعالیتها نیاز به زمان و دقت فراوان دارد و ما قصد نداریم که با فعالیت های خود سرانه از تاثیر این اعمال بکاهیم. به شما نوید تغییرات بزرگی داده خواهد شد ولی رسیدن به این مهم تنها با همکاری شما دوستان خواهد بود. به زودی محفل به ثدرت سابق بازخواهد کشت.
این اتفاقات چیست که محفل تا این حد آنها را مخفی میکند؟ بدون شک محفل در انجام فعالیتهاییست که در روزهای آتی از آنها آگاه خواهید شد.
ولی اینکه چه حوادثی در حال وقوع است همچنان در حاله ای از ابهام قرار دارد.
تا کنون فکر کردهاید که حقیقت چیست؟ به نتیجه ای رسیدهاید؟ نتایجتان با بقیه یکسان بوده؟
طبق نظریهای خاص از یکی از فلاسفهی قرونوسطی این نظریه مطرح شد که به اندازه تمامی انسانها حقیقت وجود دارد. ولی کدام حقیقیتر است؟ این سوالیست که اینگونه جواب داده شد:
"همه چیز را به آنها بگویید؛ سرانجام آنها حقیقت را درک خواهند کرد"
پس حال قصد داریم تا در این شماره قصهای نقل کنیم. بله درسته. این قصه از اون دسته قصههای بلند و خسته کنندست ولی خوندنش بی لطف نیست. شاید بهتر باشه داستان رو اینطور شروع کنیم.
جیم موریارتی کیست؟!
این متنیست که ما در یکی از تحقیقاتمان به آن برخورد کردیم. نوشتهای که نویسنده آن ناشناس است.
ممکن است شما قبل از این جیم موریارتی را ملاقات کرده باشید؟ اوه، آیا او از یک احساس زود گذر می گذرد؟
مالی اورا می شناسد، خب حدقل جیم از بخش آی تی را٫ کسی که با اون تو بیمارستان کار میکنه. اونا باهمن یا مالی اینطور فکر میکنه. متاسفانه اون متوجه نشده که جیم تظاهر به بودن میکنه. آیا یه لباس زیر کافی نبود تا اونو لو بده؟! اون مارک خاص از بالای خط کمرش مشخص بود، خیلی واضح بود.
اون از افکار یک نفر اطلاع پیدا کرد، در حقیقت حتا اونو یه طرفدار نامید. اون حتا به اون یک نفر شماره موبایلشم داد، فکر میکرد ممکنه زنگ بزنه. بله، مالی همه چی رو در مورد شرلوک و کاراش به جیم گفته بود.
موریارتی؛ شما یک متخصص می بینید، مشاور جنایی، اگر بخواهید. اون به شرلوک اجازه داد تا یه نگاه مختصر بندازه به چیزی که جیم واقعا هست، فقط یه نگاه مختصر کوچولو، به چگونگی وجود او در خارج از آنجا، در دنیای بزرگ و بد. اون میتونه افکار شرلوک رو متوقف کنه، جان واتسونم متوقف کنه، قلبشو متوقف کنه درست شبیه کارل کوچولو کسی که به جیم خندید. اون خندهی اون مردو (کارل) متوقف کرد، مرگ به نظر میاد چنین کاری با فرد میکنه، متوجه نشدید؟
اوه، احمق نشین، یکی همیشه هست که کارای سختو انجام بده، موریارتی دوس نداره دستاشو آلوده کنه. بعد از همه ی اینها هیچکس تا بحال نتونسته اونو بشناسه و هیچکس هم نخواهد تونست! البته که شرلوک تا آخرین حد بهش نزدیک شد اما اون در حال حاضر در راه است. ( بله این به عنوان یک تحسین به حساب میرفت، درصورتیکه شما از دستش دادین؟)
اون اهمیت نمیده اگه مردم بمیرن، این کاریه که مردم انجام میدن (احتمالا از نظر اون!) . اون نشون داده که میتونه کاریو خوب انجام بده، حتی آزاد کردن سی میلیون پوند فقط برای اینکه شرلوک رو بیرون بکشه و باهاش بازی کنه.
بنابراین اگر میخواین جیم موریارتی رو پیدا کنین، این رو به عنوان یه هشدار دوستانه بپذیرین؛ عقب بکشین! اوه، مگر اینکه شما یه مشکل کوچولو داشته باشین که بخواین درستش کنین. در این مورد همه ی چیزی که شما نیاز دارین که بگین اینه که " جیم عزیز، ممکنه که اینو برام درست کنی؟!" ...
واقعیت های متوالی... آیا گذشته؛ آینده را تضمین میکند؟ همان طور که گفته شد "همه چیز را به آنها بگویید تا بتوانند تصمیم بگیرند که حقیقت چیست."
شایعاتی وجود دارد... آیا جیم راه درست را انتخاب کرده؟ راه درست چیست؟ چرا او اینکار را کرده؟
اوه چه میگویم.. شاید شما خبر را نشنیده باشید.
جیم موریارتی میخواهد محفلی شود.
این سوال مطرح است که چرا؟
داستانهای زیادی نقل میشود که شاید یکی از آنها واقعی باشد.. ما آن را نقل میکنیم ولی شاید حقیقت نداشته باشد. ما نمیدانیم. هیچکس نمیداند.
میگویند چندی پیش جیم٫ جادوگر بی جادو و رانندهی قطار هاگوارتز. برای کشف حقیقتی سه ماه ناپدید شد. کسی نمیداند چه حقیقتی بود یا اینکه به چه حقیقتی رسید. گفته میشود که او به دنبال حقیت وجودی زندگی خود رفت. اینکه جرا به وجود آمده بود؟ با چه هدفی؟
این سوال مغز جیم را به خود مشغول کرده بود. سرانجام در گوشهی یکی از مدخلها او به جواب سوالش رسید. حقیقتی تلخ یا شاید شیرینی. او مامور آزار دهندهی خوبی شد. در ازای یک توبه که طی آن زجری ابدی را تحمل خواهد کرد .کسی که وظیفه پیدا کرده تا برای انجام هدفی خاص به خوبی کمک کند و در این راه از هیچ کاری دریغ نکند. او با یک لقب برگشت لقب سینر (گنهکار) لقبی که شاید واقعا به او بیاید. کسی نمیداند چرا او به جبهه خوبی پیوسته ولی چیزی که اکثرا از آن مطمئنند اینست که باید منتظر چیزهایی باشند که شاید زیاد مطلوب نباشد. هر چه باشد او جیم است؛ کسی که زندگی هزاران نفر پشیزی برایش ارزش ندارد. او نماینده آزار دهنده خیر است و حتی دانستن این مطلب هم باعث نمیشود که شما احساس بهتری نسبت به او داشته باشید.
حقیقت را باید گفت. اما آیا حقیت آن چیزی ـست که شما دوست داشتید بشنوید؟ حقیقت های متوالی.. آیا چیزی که برداشت کردید حقیقت است یا برداشتی که کس دیگری کرده؟ به راستی واقعیت چیست؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیم موریارتی در 1392/8/11 16:07:42