جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  142 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 2 بهمن 1392 09:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

کروشیاتوس: این طلسم بسیار قدرتمند بوده و برای مبارزه ی تن به تن با یک خون آشام صلاح بسیار مناسبی است چرا که خون آشام را کاملا در برابر رقیبش بی دفاع میکند و جادوگر میتواند از شکنجه ی خون آشام لذت نیز ببرد
اینکارسروس: این طلسم طنابی نامریی به دور خون آشام می پیچد که با این که آسیب چندانی به خون آشام نمیزند تا زمانی که طلسم متوقف نشده طناب ها به دور خون آشام تنگ تر و تنگ تر میشوند. ولی انجام این طلسم برای مبارزه با بیش از یک خون آشام اشتباه محض است!
پتریفیکوس توتالوس: این طلسم جسم خون آشام را منجمد میکند و خون آشام نمیتواند حرکتی انجام دهد.
استوپفای: یکی از کاربردی ترین طلسمها در برابر خون آشامهاست؛ این طلسم که بیشتر برای به خواب بردن اژدهایان کاربرد دارد تاثیری چند برابر بر خون آشامان خواهد داشت!

2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)
به دلیل پیچیده بودن و زمان بر بودن اجرای طلسم در مبارزات تن به تن کابرد چندانی برای آن نمیتوان قائل شد اما اجرای آن در مبارزات گروهی میتواند خون آشامان را به جان هم بیندازد.

3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )


3-3. هر موضوع دیگری مرتبط با مبارزه با خون آشام ها و همچنین اجرای ورد بر روی آن ها ...


هوا سرد و نمور بود؛ گلرت بالا پوشش را به دور خود محکم کرد و در حالی که نور چوبش را بالا میگرفت به تاریکی جنگل مخوف ترانسیلوانیا لعنت می فرستاد و زیر لب غر غر میکرد.

پس از یک ساعت پیاده روی به نزدیکی پایگاه خون آشامان رسیده بودند و گلرت به همراهانش دستور داد که برای مدتی بیاسایند تا خستگی از تن و بدنشان رخت بر بسته و اگر مذاکرات با موفقیت پیش نرفت آماده ی مبارزه باشند.

یک ساعت بعد، نیروی بیست نفره ی گلرت که هر کدام در دوئل بر دیگری سرآمد بودند وارد قلعه ی خون آشامان شدند اما فرمانده ی خون آشامان که از جادوگران متنفر بود، به مذاکرات قبل از شروع، پایان بخشید و خون آشامانش از هر سمت به سوی جادوگران یورش بردند.

گلرت که اوضاع را اینگونه دید به افرادش اجازه ی دفاع داد و سیلی از طلسمها با نورهای مختلف به سمت خون آشامها که از پیروزی خود اطمینان داشتند روانه شد ولی نه جادوگران و نه خون آشامها از مواضع خود عقب نکشیدند.

گلرت همانند فرشته ی مرگ به پیش میرفت و خون آشامها یکی پس از دیگری یا طعمه ی طلسمهای هولناکش میشدند یا شمشیر پولادینی که به طور جادویی به حالت بی وزنی در آمده بود...

شادو جن خانگی مورد اعتماد گلرت با این که میشد از چهره اش سنی برابر سن شمشیر گودریک برای او تخمین زد نیز همچنان پا به پای فرماندهش میجنگید و خون آشامان را یکی پس از دیگری همانند برگهای درختان پاییزی بر زمین می ریخت لکن بقیه افراد تنها قادر به دفاع از خود در برابر حمله ی ظالمانه ی خون آشامانی که تعدادشان ده به یک بود بودند.

داویون فرمانده خون آشامان با دو شمشیر به دست به سمت گلرت یورش برد و در کسری از ثانیه با شمشیرهایش قصد ضربه ای به گلرت را کرد که تنها توانست هوا را بشکافد ولی او هر طور که بود انتقامش را از جادوگران میگرفت و حتی قدرتمندترین جادوگر دنیا نیز نمیتوانست مانع انتقامش شود...

با این حمله ی خون آشام قوی هیکل، خون آشامها و جادوگران هر دو برای لحظه ای دست از نبرد کشیدند و به رهبرانشان نگاه کردند و برای پیروزی فرمانده و نجات جان خودشان دعا کردند.

گلرت فکرش را آرام کرد، چوبش را در دست گرفت و آماده ی مقابله شد و در آن سو داویون فرمانده قدرتمند خون آشامان ترانسیلوانیا نیز بر روی حدفش تمرکز کرده و حرکاتی که قرار بود انجام دهد را در ذهنش مرور کرد و پس از چند ثانیه دوباره مبارزه آغاز شد!

داویون با جهشی بلند بر سر گلرت پرید که گلرت با جهشی به عقب از آن جای خالی داد؛ داویون که در حالتی تعظیم مانند قرار داشت و دو شمشیرش بر روی زمین بود دو شمشیر را با چرخشی از درون به بیرون به سمت سینه ی گلرت برد اما گلرت در آخرین لحظه شمشیرش را در تقاطعی که تنها لحظه ای بین دو شمشیر داویون ایجاد شده بود گذاشت و پیش از این که نیروی جسمانی داویون بر او غلبه کند با ابرچوب که در دست دیگرش بود طلسم اینکارسروس را بر روی داویون اجرا کرد، او را طناب پیچ نموده و با شمشیرش قلب او را شکافت...

خون آشامان که از قدرت جادوگر بزرگ به وحشت در آمدند هر کدام سعی کردند به سویی بگریزند ولی در محوطه ی بازی مانند آن کسی توانایی فرار از طلسم همراهان گلرت را نداشت.

گلرت که به خواسته اش از این ملاقات رسیده بود به خون آشامانی که سربازان جدید ارتش بزرگ اینفریش بودند نگاه کرده و لبخندی بزرگ و شیطانی تحویلشان داد...

سوال امتیازی :

3. ضمن تشریح و توصیف فضای کلاس، عکس العمل خودتون رو وقتی با کلاس مواجه شدید بنویسید.(طنز و یا طنزو جد) (امتیاز بسیار ویژه ** )


پیرمرد خاکستری وارد کلاس شد؛ نور قرمز و اسکلت خون آشامان آویخته به دیوار او را به یاد خانه می انداخت. گلرت به سمت صندلی اش رفت و همین طور که به اجساد مردگانی که به او لبخند میزدند(پیر مرد است دیگر؛ فرق لبخند و دندان نشان دادن را نمیداند، چه میشود کرد؟!) نگاه میکرد، منتظر ورود استاد ماند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در افسانه ها آمده است که خون آشامان در برابر پولاد ضعف داشته و زخمهای سلا پولادی در بدنشان هیچگاه خوب نمیشود-توضیح نویسنده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1392 11:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

1. پالامیومال: این ورد خون آشام را به صورت موقت کور می کند.
2. آلیودای: طلسم مرگ قطعی خون آشامان که البته باید زمانی باشد که خون آشام خواب است.

2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)

اولین دلیل این ورد مشکل بودن اون هست که شاید جادوگران کمی باشند که قادر به انجام این ورد باشند. اما یکی دیگه از دلیل های مهمی که این ورد رایج نشده است این است که بعضاً توهم خون آشام را قوی تر می کند و به اون انرژی و انگیزه ی بیشتری می دهد.

3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )

می دونست که نباید اونجا باشه. اما مجبور بود. باید میومد تا از چیزی سر در میورد. نشونه های که در چند روز گذشته دیده بود همه حاکی از یک چیز بود و حالا هلگا باید اون رو کشف می کرد.

همینطور که زیر نور مهتاب راه می رفت به سمت راست و درون یک کوچه ی تنگ و تاریک پیچید. وقتی درب چوبی انتهای کوچه به چشمش خورد نواری از خاطرات از جلوی چشمانش عبور کرد. روز هایی که همین کوچه ی تنگ و تاریک، پر زرق و برق بود و شبهایی که هافلپافی ها از این در عبور می کردندو جلسات شبانه شون رو اینجا برگزار می کردند.

صدای خش خش پشت سرش و یک حرکت سریع جلوی چشمانش نوار خاطراتش را پاره کرد. بوی زننده ی خون در فضا پیچید!
پیکره ی سیاه پوشی چند متر جلوتر ایستاده بود. وقتی برگشت و پشت سرش را نگاه کرد دیگر پیکر سیاه پوش را دید.

- خانوم خانوما دیگه گیر افتادن!

خون آشام مونثی که جلوی هلگا ایستاده بود بعد از گفتن این جمله خنده ی گوشخراش و بلندی سر داد.

هلگا دستش را دور چوبدستی ـش حلقه کرد و آماده ی نبرد شد:
- بهتره سریع راهتونو بکشید و برید. من دنبال دردسر نمی گردم ولی مطمئن باشید اگه مجبور بشم حال هر دوتون رو جا میارم.

خون آشامی که پشت هلگا ایستاده بود با لحن مسخره ای گفت:
- واااای، هالی! زود باش بیار بریم تا این خانوم خوشگله عصبانی نشده. الان دوتاییمون رو میخوره ها!

- پالامیومال!

همزمان با خنده ی گوشخراش خون آشام مذکر، هلگا برگشت و با فریاد طلسمی را به سمت او فرستاد.

خون آشام دیگر که هالی نام داشت با عصبانیت غرید و به سمت هلگا پرید!
هلگا که می دانست توان مبارزه ی تن به تن با یک خون آشام را ندارد جا خالی داد و هالی روی زمین افتاد.

هلگا چرخید و با فریاد «استیوپفای» نور قرمز رنگی را از نوک چوبدستی ش خارج شد و مستقیم به سینه ی هالی برخورد کرد.

خون آشام با لبخندی بلند شد و گفت:
- عزیزم ما خون آشامیم. مطمئن باش این طلسم ها آسیبی بهمون نمی زنه!

سپس با یک خیز بلند روی هلگا پرید و او را به زمین زد. دهانش را باز کرد و دندان هایش را روی گلوی او گذاشت.
در همین لحظه هلگا ورد «بلادیوس» را به شیوه ی غیر کلامی اجزا کرد و خون آشام مونث فکر کرد که گلوی او را دریده است و خوشحال از طعم خون بود!

هلگا با زور خودش را از زیر خون آشام بیرون می کشید که ناگهان دستی گلویش را گرفت و او را بلند کرد و به دیوار کوبید.

خون آشام مذکر زیر لب گفت:
- دیگه کارت تمومه خوشگله!

ناگهان از پشت چوبی وارد قلب خون آشام شد و او روی زمین افتاد.

هلگا چند ثانیه بعد چشمانش را باز کرد. روی زمین افتاده بود و یک چهر آشنا رو در سی سانتی صورتش می دید.
شکش به یقی تبدیل شد!
او خود کینگزلی بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 28 دی 1392 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

علاوه بر اونایی که خودتون ذکر کردین، میتونم به ورد "بلادایس" اشاره کنم که باعث میشه از انتهای چوبدستیمون یه چیزی تو مایه های خون خارج بشه، البته فقط طعم و رنگ خون رو داره، ولی همین برای ما کافیه. میتونیم چوبدستیمونو بگیریم سمت دهن یه خون آشام و با اجرای این ورد، اون خون مینوشه و ذوق میکنه و کف میکنه و ...

دومیش هم سکتوم سمپرا هست، ما میدونیم که خون آشاما ترمیم میشن و زخمشون خوب میشه، بنابراین این طلسم اونارو نمیکشه، اما حرکتشون رو کند میکنه و یخورده زجر میکشن و ما میتونیم از فرصت استفاده کنیم و بگریزیم!

2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)

این ورد فقط باعث میشه خون آشاما توهم بزنن و تو عالم هپروت غرق شن و شاید حتی به فضا برن، خب اینا خوبه چون باعث گیج شدن طرف میشه و میتونه حواسشو از ما پرت کنه و درگیر توهماتش بشه، اما همچینم راهکار 100% نیست.

اصن یه وخ دیدی توهمش مربوط به تو بود، یه وخ تو رو تو تخیلاتش یه لیوان پر خون ببینه و به جا اینکه با این ورد نجات پیدا کنی، برعکس شپلخ بشی.

البته خب این اتفاق دومی بسیار نادره، ولی همون گیج زدن خون آشام هم درسته که میتونه نجاتت بده و وقت فرار پیدا کنی، اما تا وقتی وردا و طلسمای بهتری هست، چرا باید خودمونو درگیر این ورد کنیم؟

3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )

3-2. شما در حال مبارزه با یک خون آشام هستید؛ در حالیکه هیچ وردی بلد نیستید و هیچ طلسمی نمی توانید اجرا کنید؛ چه می کنید.


- نــــــــــــــــــــــــه! تو دیوونه ای مندی! تو میخوای منو بکشی؟ دوستتو؟

لینی پرشی میکنه و پشت میزی پناه میگیره. آماندا همچون خون آشامای وحشی به دنبالشه و سعی داره اونو گاز بگیره.

- ای بابا مندی حداقل یه چیزی بگو ... خب چرا اینقده ترسناک شدی؟

آماندا بی توجه به حرفای لینی جلو میاد و با استفاده از قدرت ومپایریش میزو از چنگ لینی در میاره و یه گوشه پرتاب میکنه.

- واااای!

لینی فریادزنان به سمت مبلی حمله ور میشه و خودشو پشتش پرتاب میکنه.

- اون از آب آلبالوی مسخره ی بدمزه ای که ظهر بم تعارف کردی، اینم از این وحشی شدن الانت. تو چت شده مندییییی؟

جوابی شنیده نمیشه و دو تا چشم لینی از پشت مبل بیرون میزنه و با دیدن آماندا که هر لحظه بهش نزدیک تر میشه، دوباره برمیگرده سرجاش. قلبش داره تند تند میزنه و نمیدونه در مقابل یه خون آشام وحشی باید چه حرکتی انجام بده.

به مخش فشار میاره و به سرتاسر مغزش دستور صادر میکنه که ورد یا طلسمی علیه خون آشاما پیدا کنن. لینی بعد از واگذاری این عملیات به مغزش، با کنار رونده شدن مبل توسط مندی، چوبدستیشو بیرون میاره و یکراست جلو مندی میگیره.

- نیا جلو ... طلسمت میکنما ... مواظب باش ...

لینی همینطور که چوبدستیشو به سمت مندی گرفته، شروع به عقب عقب رفتن میکنه و همزمان آماندا هم جلو میاد و دندونای سفید و براقشو به نمایش میذاره. لینی تلنگری به مغزش میزنه، اما متاسفانه سلولای مغزیش خبر میدن که طلسمی علیه خون آشاما توی حافظه ش ثبت نشده.

مندی با یه حرکت سریع چوبدستی لینی رو از دستش میقاپه و یه ور دیگه پرتش میکنه و حالا اون مونده و لینی ـه بی دفاع.

لینی:

مندی:

لینی: جــــــــــــیـــــــــــــــــغ!

لینی گلدونی رو میندازه رو کله مندی و میاد فرار کنه که مندی بعد از یکم گیجی ویجی رفتن دوباره به خودش میاد و با استفاده از سرعت ومپایریش سریعا خودشو به لینی میرسونه و با ضربه ای اونو پخش زمین میکنه.

لینی همونطور که رو زمین نشسته و خودشو عقب میکشه میگه:

- نه مندی ... نکن مندی ... دلت میاد مندی؟ ... من دوستتم مندی ... نــــــــــــه!

آماندا بالاخره کار خودشو میکنه و لینی رو گاز میگیره و میکشتش و شپلخش میکنه و اونو به دیار باقی ... نه نه نمیفرسته!

بعدا مشخص میشه اون آب آلبالوی مذکور خون بوده، خون یک خون آشام، خون مندی! هیچی دیگه لینی تبدیل به خون آشام میشه. (این ماجراها و اتفاقات مربوط به مرداد یک هزار و سیصد و نود و دو است و برگفته از واقعیت است!)

سوال امتیازی : 2. یک نقاشی از آلبوس سوروس پاتر در حالی که ترسیده بکشید.

پروفسور، اون لحظه ای که شما آسپ رو مورد خطاب قرار دادین، من سرمو برگردوندم، ولی از اونجایی که هیچ علاقه ای به شناخت خانواده ی پاترها و ویزلی ها (جز اونی که هرچی بقیه ویزلی ها هستن این یکی نیست) ندارم و واسه همین نفهمیدم کدوم اون دو نفری که ترسیده بود آسپ بود. من تصویری که از هردوشون تو ذهنم بود رو میکشم، خودتون بفرمایین کدوم آسپ بود.

اون دو تا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
1- چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

1- "بلادیوس"
2- "اتنداندی"

2- چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)
این ورد همانطور که گفته شد ایجاد توهم می کند، از این رو نیازمند قوه ی تخیل قوی و مهارت در اجرای طلسم و تمرکز کافی برای ایجاد توهم است و فقدان دقت عمل کافی در اجرای این طلسم می تواند اثرات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. همچنین باید به این نکته اشاره کرد که اجرای این طلسم همان طور که ایجاد توهم های بصری می کند، به همان مقدار که توهم قوی باشد از انرژی هاله ی جادوگر می کاهد. لذا جادوگر تضعیف شده و در صورت از بین رفتن اثر ورد (ناشی بودن جادوگر در اجرای ورد) ممکن است خون آشام با توهمی ضعیف به خود جادوگر و اطرافیان او آسیب برساند. اثر این طلسم بر روی خون اشام ها طوری است که آنها تصور می کنند همه چیز واثعیت دارد و از قدرت آنها نیز نمی کاهد. و اگر در حینی که جادوگر فرار می کند، خون اشام به تصور توهم به افراد دیگری حمله ور شود خطر زیادی دارد.

3-. شما ورد "اتنداندی" را روی یک خون آشام اجرا کردید و حال نتیجه آن را شرح دهید. (طنز(
خوب، در حقیقت، من سرم به کار خودم بود. درست مثل همیشه!
رفته بودم به جنگل ممنوع تا نوعی گیاه دارویی برای دوستم جردن جمع کنم. جردن پس از گرفتن یک E از پروفسور مک گوناگال به ناچار روانه ی بخش بیماران روانی بیمارستان سنت مانگو شده بود.
نه که دلم برای او بسوزد یا ازش خوشم بیاید، او از جمله اسلیترینی های بسیار عجیب و مشکوک به مشنگ زاده بودن بود. (آخر کدام اسلیترینی عادی و خون اصیلی وقت باارزشی را که می شد صرف شکنجه کردن سال اولی ها کرد را صرف خواندن کتاب های سال بالاتر می کرد؟ نه ، واقعا می خواهم بدانم!) ولی در هر صورت، همگروه من در درس معجون های جادویی بود، و از وقتی که با او همگروه شده بودم پشت سر هم O گرفته بودم. نه که نمره برای من اهمیتی داشته باشد، ولی یک جور هایی مزه می داد. پس چاره ای نداشتم به جز اینکه نجاتش بدهم! وگرنه ممکن بود از راونکلاو هایی که با آنها رقابت می کردیم بدجوری عقب بمانم. در حقیقت داشتم آبروی خودم را نجات می دادم!
پس به نصیحت نه چندان انسان دوستانه ی تریستان مالفوی گوش کرده بودم و داشتم جنگل ممنوع را می جستم. در حالت عادی هم به حرف او گوش نمی دهم. اما چهره اش خیلی جذاب شده بود. فکر کردم شاید این یکی نوید خوبی باشد.
نمی دانم می دانید یا نه، ولی تمام اسلیترینی ها در زمینه ی گیاهان دارویی و تشخیص آنها، نابغه اند. حالا شاید این خصوصیت را زیر پوستی داشته باشند و دیدنش کمی تا حدودی چشم بصیرت بخواهد، اما نیت مهم است! پس می توانم به جرئت بگویم مدت زیادی طول نکشید تا گیاهانی را که می خواستم پیدا کنم. روی زمین نشستم. خاکی شدن ردایم پشیزی برایم ارزش نداشت. در حقیقت حتی پاره شدن آن هم نمی توانست مرا متوقف کند.
اوه چرا می توانست. اگر راونکلاو ها مرا می دیدند چی؟؟!
روی زمین خم شده بودم و مشغول کشیدن ریشه ی گیاه بودم که یکمرتبه...صدای خش خش شنیدم.
من گوش های تیز و حساسی دارم.سرم را بالا آوردم.
حضوری شوم و سرم را حس می کردم. نفس عمیقی کشیدم.
یکی از هنر های بزرگ زندگی این است که آدم خوب بداند دقیقا چه موقع باید فرار کند. بر اساس همین حس ذاتی و مهم، دقیقا شروع به شمارش معکوس کردم و با رسیدن به 1، جلو جلو از جایم پریدم و شروع کردم به دویدن. بدون هیچ ریشه ای.
جردن به جهنم! جان عزیز خودم در خطر بود!
با کله به جسم محکمی برخوردم و عقب پرت شدم.
-هوی! حواست کجاست نخاله!
سرم را مالیدم و متوجه شخص رنگ پریده ای شدم که با چشم های قرمز نگاهم می کرد.
خوب مسلما من باید خیلی خنگ باشم که نفهمم او یک خون آشام است.
-اوه! اوه، معذرت می خوام جناب! اشتباه از من بود! ببخشید، چیزیتون که نشد؟ من آدم خیلی دست و پا چلفتی ایم! خوبین دیگه؟ مطمئن باشم؟
همان طور زل زل به من خیره شده بود. تمام بند بند وجودم داد می زد که باید فرار کنم! در عوض تصمیم گرفتم کاری بسیار احمقانه و سهیفانه انجام بدهم. چوب جادو را به آرامی از آستینم در آوردم و در برابر چشم های سرد و خیره ی خون آشام آن را رو به او گرفتم. بعد فکر کردم که الان باید چه می گفتم؟
-اوم....ام.....
خون آشام همان طور به من خیره مانده بود. آخر خون آشام هم اینقدر بی بخار؟ خون آشام هم خون آشام های قدیم! جنسشان اصل بود می پریدند روی سر آدم مثل آدم خون را می مکیدند! نه به این امروزی هایشان که فقط نگاه می کنند. کلا زمانه ی بدی شده. نچ نچ.
-ببخشین شما نمی خواین کاری بکنین؟!
اخم کرد و بهم خیره شد.
-مثلا چی کار؟
با آنکه صدای خیلی جذابی داشت از خنگی اش به تنگ آمدم. یک بار هم من به داشتن یک عشق خون اشام راضی شدم این نمی آید! خبر مرگمان همواره گیرنده ی من چراغ نفتی جذب می کرده.
-مثلا خوردن خون من؟
نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و پشتش را به من کرد و مشغول رفتن شد.چشم هایم گرد شده بود. آخر چه طور توانست؟ از شدت خشم یادم آمد ورد دقیقا چه بود.چوبم را به سمت خون آشام گرفتم و فریاد زدم:
-اتنداندی!
طولی نکشید که معشوق خون اشام من مشغول خندیدن شد و برگشت به سمتم.چهره اش کاملا گیج و سرخوش به نظر می رسید. با دیدن من دست هایش را باز کرد و با لحن آدم های مست زمزمه کرد:
-پارا عزیزم، بیا....
بگویید حساس، ولی اسم من پارا نبود. تازه یادم آمد که ورد "اتنداندی" ایجاد توهم می کرد. چوبم را به زمین کوبیدم و لعنتی فرستادم.
-بخشکی شانس!
با اخم و تخم به سمت ریشه های در آمده رفتم. همان جردن را می چسبیدم بهتر بود انگار! اصلا به ما عشق های تلویزیونی و باحال نیامده. والا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرنل فلامل در 1392/10/26 10:15:21
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 25 دی 1392 12:23
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

ما خعلی دقیق نت برداری کردیم استاد...
1. ورد بلادیوس
2. ورد اتنداندی

2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)

1. چون نحوه ی حرکت چوبدستی و همین طور بیان ِ آن و تکیه بر روی هجای سوم هنگام ادای واژه، و رعایت هارمونی بین ِ حرکت چوبدستی و بیان ِ طلسم، مهارتی خاص میطلبد که تنها با تمرین زیاد حاصل میشود. به همین خاطر بسیاری از جادوگران قادر به اجرای مناسب این ورد نیستند.

2. چون توهم خون آشام هرچند تمرکز وی را برهم میزند و کار جادوگر را راحت میکند، اما اگر جادوگر نتواند کار خود را آن طور که باید تمام کند و خون آشام ِ متوهم از او بگریزد، محتمل است توهم خون آشام بسته به شدت و حالت آن منجر به خساراتی شود.

3-3. هر موضوع دیگری مرتبط با مبارزه با خون آشام ها و همچنین اجرای ورد بر روی آن ها ...

تافتی حوالی ِ نیمه شب روی یه نیمکت سرد، توی یه پارک سرد، زیر یه آسمون ِ سرد نشسته بود و کلن همه چی سرد بود و هوا هم بس ناجوانمردانه سرد است و اینا...

ملت پشت صحنه: خخخخخخخ...

تافتی پای چپشو میذاره روی پای راستش و یه نفس عمیق میکشه، اما چون هوا آلوده است و وضعیت قرمزه و اینا مقادیری گازوئیل وارد سوراخ دماغش میشه. تافتی سه بار محکم سرفه میکنه و بعد در سکوت به درختای بلند پارک خیره میشه. در این لحظه یه نفر از پشت دستشو میذاره رو شونه ی تافتی. تافتی جا میخوره و با دلهره برمیگرده و یه پیکر دارک و تاریک میبینه که هیچیش معلوم نیس. یه صدای کلفت شروع میکنه به حرف زدن:
- من خون آشامم! اومدم یه مقدار از خونتو بخورم و ازین حرفا... من و شما هم که نداره...

ملت پشت صحنه: خخخخخخخ...

تافتی به شدت جو زده میشه و طوری که انگار به پسرش تجاوز شده واکنش نشون میده و میپره بالا و میفته پایین و گارد میگیره و چوبدستیشو از رداش در میاره و تو سه سوت میگیره به طرف خون آشام و اخماشو درهم میکنه و فریاد میکشه:
- لــــومــــوس!

نوک چوبدستی تافتی روشن میشه و تافتی تازه میفهمه از شدت جو زدگی و غیرتی شدن و قرتی بازی از ورد اشتباهی استفاده کرده. خون آشام از شدت خنده میفته رو زمین و شکمشو میگیره و این شکلی میشه و میزنه تو سرشو و شلوارشو پایین میکشه و خودآزاری میکنه و دچار تحول روحی روانی و بیماری سادیسم میشه و اینا... بعد در یک لحظه فریاد میکشه:
- همین بود تمام زورت؟ حالا نیــگا کن من چی کار میکنمت... یوهاهاهاهاهاااا !

خون آشام در حالی که پیکرش دارکه و تیره است و به طور خلاصه در هاله ای از ابهام قرار داره شروع میکنه به بالا و پایین کردن دستاش، اونقدر اینکارو سریع انجام میده که ملت پشت صحنه کف میکنن... خون آشام پای راستش رو میاره بالا و تو هوا در شیش جهت آپچوگی میزنه و سه تا از فن های مرحوم بروس لی رو روی دشمن فرضی پیاده میکنه و پیرهن خودشو جر میده تا قلمبگی عضلاتش تافتی رو بترسونه، بعد دندونای تیزشو نمایان میکنه و میپره به سمت تافتی... وسط زمین و هواس که متوجه میشه تافتی از اساس یه طرف دیگه بوده و به سمت اشتباهی پریده، در نتیجه از ناحیه فک روی زمین پخش میشه...

تافتی شروع میکنه به قهقهه و خنده و تبدیل شدن به این شکلک و چپ و راست شدن و روی زمین قل خوردن و اینا... اما سریع تصمیم میگیره به خودش مسلط بشه و از جوزدگی که دشمن عقل و سلامتی و شعوره پرهیز کنه. سریع چوبدستیشو میگیره به طرف ِ خون آشام و فریاد میکشه:
- اتنداندی!

نور بنفشی از چوبدستی تافتی بیرون میاد و میخوره به سر خون آشام و اونو کله پا میکنه. خون آشام سرشو بالا میاره و یه تکون میده. ناگهان احساس میکنه که باراک اوباماست و الآن باید بره سنا و رای نمایندگان جمهوری خواه رو وتو کنه.

در این لحظه چون موضوع آمریکا و حق و حقوق ملت همیشه مقاوم پیش اومد، ملت پشت صحنه وارد صحنه میشن و انقلاب میکنن و از دیوار سفارت میرن بالا و حماسه سازی میکنن و انفجار نور میشن و تافتی و خون آشام هم کلن هیچ غلطی نمیتونن بکنن و ما آنها را زیر پا میگذاریم و اینا...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 19 دی 1392 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
بسم المرلین الگولاخ الحکیم


تدریسِ جلسهِ دومِ کلاس طلسمات و ورد های جادویی

زمستان 92 (دی ماه)

پرفسور فیلیوس فلیت ویک



بچه ها که همه به صورت های تسترال وار و شوک زده در تکالیف جلسه قبلشون وارد کلاس می شن با یک فضای بسیار خوفناک روبرو می شن.

بسیاری از دانش آموزان از همون راهی که اومدن فرار می کنن و اونایی که دل و جرات شون کمی بیشتر از بقیه بود فقط تونستن سرجاشون وایسن!

فضای کلاس بسیار ترسناک بود. فقط سر و کله خون آشام بود که از در و دیوار آویزون بود و یک سر بزرگ خون آشام هم دقیقا بالای چارچوب در بسته شده بود که باعث شده بود همه فرار کنن.

ولی با صدای دستِ پرفسور فلیت وی که دانش آموزان گرخیده هنوز متوجه حضورش نشده بودند، همه سر ها به سمت پرفسور فلیت ویک بر می گرده و کمی از دانش آموزان آروم می شن.

پرفسور چندم قدم جلو میاد و رو به دانش آموزانش میگه :
- بیاید تو فرزندانم ... بیاید داخل.

و دانش آموزان هم با قیافه ای که از صدای خود پرفسور مضحک تر به نظر می رسید، وارد کلاس شدند.

لوستر ها به رنگ سرخ بودند و تمام دیوار ها با اشیا قدیمی و آثار خون آشامان پر شده بودند.

پرفسور فلیت ویک به سمت تابلوی بزرگ کلاس رفت و تدریس رو شوع کرد:

- خون آشام ها از اولین دشمنان ما جادوگران محسوب می شدن؛ هر چند دیگه تقریبا نسل خون آشام ها منقرض شده ... اجداد ما در دوران باستان برای رویارویی با این خون خواران انسان شکل، از اوراد بسیاری استفاده می کردند.

پرفسور فلیت ویک با دیدن آلبوس سوروس پاتر که به طرز رقت باری و با چهرة ترسان و هراسان دم دربِ کلاس نشسته بود و می لرزید، صحبتش رو قطع کرد و رو به آلبوس گفت :
- یعنی این قدر ترسناکه کلاس؟ البته تو فقط 11 سالت ـه... هی به این استرجس می گم کلاسارو تفکیک کنه مگه گوش میده، خب کجا بودیم.

سپس به سمت یک تابلو می ره که تصویر یک فردِ کهنسال رو نشون می ده.

- ایشون اولین مبارز خون آشام هستن؛ این فرد با استفاده از ورد ها و روش های جادویی مختلفی در میان خون آشام ها خودش رو زنده نگه می داره ...

- وردِ "بلادیوس" باعث میشه که خون آشام یک لذت کاذب رو تجربه کنه که مملو از خون هست؛ پس شما فرصت فرار رو پیدا می کنید.

- ورد "اتنداندی" وردی هست که اجراش مرسوم نبوده ولی بسیار قدرتمند هست و باعث میشه خون آشام دارای توهم بشه!

- طلسمِ چوب صنوبر هم وجود داره؛ جادوگران با اجرای وردِ "آواداکاداورا" و یا جایگزین باستانی اون "آودایم" بر روی یک میخ به جنس صنوبر می تونن یک خون آشام رو دچار مرگ موقت کنن.

- خب اینم از جلسه امروز ... می خوام برید تحقیق کنید و برای من تکالیف بسیار ساده این جلسه رو بیارید.

تکالیف :

1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)

2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)

3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید.
( 22 امتیاز )

3-1. شما ورد "اتنداندی" را روی یک خون آشام اجرا کردید و حال نتیجه آن را شرح دهید. (طنز)

3-2. شما در حال مبارزه با یک خون آشام هستید؛ در حالیکه هیچ وردی بلد نیستید و هیچ طلسمی نمی توانید اجرا کنید؛ چه می کنید. (طنز و جد / طنز)

3-3. هر موضوع دیگری مرتبط با مبارزه با خون آشام ها و همچنین اجرای ورد بر روی آن ها ...


سوال امتیازی :

1. چرا در حالیکه ما ورد "آواداکاداورا" را روی چوب صنوبر اجرا می کنیم خون آشام دچار مرگ موقت میشود. (امتیاز ویژه * )

2. یک نقاشی از آلبوس سوروس پاتر در حالی که ترسیده بکشید.

3. ضمن تشریح و توصیف فضای کلاس، عکس العمل خودتون رو وقتی با کلاس مواجه شدید بنویسید.(طنز و یا طنزو جد) (امتیاز بسیار ویژه ** )





در پناه مرلین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در 1392/10/20 9:54:13
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 19 دی 1392 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی تکالیف جلسه اولِ کلاس طلسمات و ورد های جادویی
زمستان 92 (دی ماه)
پرفسور فلیوس فلیت ویک





پاسخ نامه :

1.

فلور دلاکور و لینی وارنر بهترین پاسخ های این سوال رو ارسال کردند. لینی وارنر هم که هم قدرت طنزش رو به کار انداخته بود و هم نگاهی به تاریخچه افراد آنلاین انداخته بود.

دوشیزه دلاکور هم پاسخ های خوب و قابل توجهی داشت. دوشیزه پاتیل هم تو نست تقریبا جواب کاملی رو بده ولی هر چند باید فرقی بین تکلیف ایشون و خانم وارنر باشه.


دوشیزه فلور دلاکور : 8 امتیاز
دوشیزه لینی وارنر : 8 امتیاز
دوشیزه پادما پاتیل : 6 امتیاز ( از هر چهار مورد به دلیل ناقص بودن، نیم نمره کم شد.)



2.

باز هم پاسخ هر سه دانش آموز کامل بود ولی با این حال پاسخ های دوشیزه وارنر و دوشیزه دلاکور دلچسب تر بود.

پاسخ اصلی :

1. تمرکز حواس : جادوگر باید بر روی اجرای وردش تمرکز کند. تمام نیرویش را در یک نقطه مثل کف دستانش جمع کند و سپس به چوبدستی انتقال دهد.

2. تصور ذهنی انجام آن ورد : به این صورت که فرد جادوگر برای اجرای طلسم ملزم هست که در خیال خود انجام آن ورد را تصور کند؛ مانند انجام ورد وینگاردیوم له ویوسا که تنها با تصور به پرواز در آمدن یک جسم اجرا می شود.

و یا مثال بسیار سیاه و در خورِ دوشیزه وارنر.

3. تلفظ صحیح ورد : فرد جادوگر ملزم به دانستن تلفظ صحیح وردِ مورد نظرش است. مانند تاکید بر یکی از حروف یا اصطلاحا "استرس کلمه"

4. عدم وجود طلسم ها و وسایل بازدارنده جادو / عدم وجود طلسم ضدطلسم در یک مکان : هرگاه یکی از این طلسم ها، یعنی ضد جادو و یا بازدارنده در یک مکان و یا بر روی یک شیئِ همراه ما، اجرا شده باشد، انجام ورد را غیر ممکن می سازد.

5. حرکت درست چوبدستی : برای اجرای تمامی افسون ها و ورد ها نیاز به یکسری حرکاتِ درست و خاص است. به طور مثال در ورد لوموس، تکانی کوچک رو به جلو از ملزومات اجرای این ورد است.

6. چوب دستی

7. ذره جادو


دوشیزه وارنر : 4 امتیاز ( لحن از ملزومات طلسم نیست. بلاتریکس لسترنج نمونه بارز یک ساحره پر عشوه اما قدرتمند در اجرای وردِ کروشیو هست. )
دوشیزه دلاکور : 4 امتیاز ( معمولا در کتب مربوط به جادوگری و اجرای طلسم، موارد 4 و 5 شما، یکی نام برده می شوند. )
دوشیزه پاتیل : 4 امتیاز ( چوبدستی یکی از ملزومات طلسم بود که گفته شد. "درست بودن چوبدستی" هم از مشتقاتِ همان وجود "چوبدستی" است. )



3.

باز هم از پاسخ های هر سه دانش آموز شرکت کننده لذت بردم. اطلاعات خوبی رو ارائه دادند.

پاسخ اصلی این سوال به شرح زیر است.

تاریخچه ذره جادو :

اعتقاد ذره جادو با نام ها و شکل های مختلفی در تمامی ملل جادوگری نفوذ کرده است. این ذره جادوگری نخستین بار توسط جادوگری یونانی و باستانی به نام دموکرتیوس کشف شد که ماگل ها از آن به عنوان اتم یاد می کنند در حالی که ذره اتم نام آن ها هیچ قدرت جادویی نداشته و اصلا اکتشاف اقای دموکرتیوس نیست!

تعریف ذره جادو :

ذره جادو یک گوی بسیار ریز و نامرئی در سه نقطه از بدن است؛ نخاع و مغز (پیشانی) و کف دستان. این گوی نامرئی با برقراری پیوند میان این سه نقطه وردی را اجرا و طلسمی را انجام می دهد.

ذره جادو آرام آرام از محیط خود جادو دریافت می کند. در طول رشد جادوگر ذره جادوی او یک سری از قابلیت ها را مثل "تغییر شکل" به او می بخشد.

ارتباط ذره جادو با فشفشه ها :

فشفشه ها هم همچون ما جادوگران دارای ذره جادو هستند. ولی تا سن 11 سالگی این ذره به اندازه یک جادوگر 11 ساله رشد پیدا نکرده. به همین دلیل است که فشفشه ها تنها می توانند عناصر جادویی را حس و یا در مواردی ببینند.


دوشیزه دلاکور : 12 امتیاز
دوشیزه وارنر : 11 امتیاز ( دوشیزه دلاکور در پاسخشون به تاریخچه هم اشاره کرده بودن که به همین دلیل از شما 1 امتیاز به دلیل عدم وجود مطلبی در باره تاریخچه این ذره کم شد.)
دوشیزه پاتیل : 8 امتیاز ( مقاله شما کمی کمتر از میزان مورد نظر بود. به مواردی چون تاریخچه هم اشاره نشد. )



4.

پاسخ های لینی وارنر و فلور دلاکور، دارای تاریخچه کامل به همراه معرفی اون ورد بود. هر دو هم بنابه مرگخوار بودنشون ورد "کروشیو" رو انتخاب کرده بودن.

اما دوشیزه پاتیل، متاسفانه تاریخچه تکاملی جز کسانی که از اون ورد استفاده کرده بودند ارائه نکرد و ما مجبور به دادن نمره کمی می شویم.

در ضمن فلور دلاکور و لینی وارنر طبق تاریخ جادوگری دو تا از روایت های مرسوم به ایجاد و تکامل ورد کروشیو رو گذاشتند که هردو درست ـه.

پس برای پاسخ نامه می تونید پاسخ این دو فرد رو بخونید.

دوشیزه فلور دلاکور : 5 امتیاز
دوشیزه لینی وارنر : 5 امتیاز
دوشیزه پادما پاتیل : 2 امتیاز



جمع امتیازاتِ دانش آموزان شرکت کرده به تفکیکِ گروه :

ریونکلا : 26

3 دانش آموز

فلور دلاکور : 8 + 4 + 12 + 5 = 29 امتیاز
لینی وارنر : 8 + 4 + 11 + 5 = 28 امتیاز
پادما پاتیل : 6 + 4 + 8 + 2 = 20 امتیاز

گریفیندور : 0

(بدون شرکت کننده )

اسلیترین : 0

(بدون شرکت کننده )

هافلپاف : 0

(بدون شرکت کننده )


- - - - - - - - - - - - - - - - -
تدریس جلسه دومِ ورد ها و طلسم ها، تا دقایقی دیگر ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1392 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1. 4 مخترع ورد را معرفی و زندگینامه شان را شرح دهید. « ورد های ساخته شده باید ذکر شوند.» (8 امتیاز )

ایرکتو :باز کردن چادر

يه جادوگر تنبل و خانه بدوش به نام جك سوسكى بود كه در سال ١٨٨٨ به دنيا آمد و در سال١٩٠٠ به ديار باقى پيوست.

ایمپروویوس :طلسم نفوذ ناپذیر(مثلاً ضد جمع شدن آب روی شیشه)

خانم خانه. دارى به نام لونا اسپيگنس كه در خانه ى دور افتاده در منطقه ى پر بارانى زندگى مى كرد.

آلوهومورا :باز کننده قفل ها

دزدى به نام آلبرت انيشتن كه اين ورد رو باى باز كردن در گاوصندوق ها استفاده مى كرد.

ایپیسکی :شفا دادن شکستگی یا زخم ها

پرستارى در جنگ جهانى دوم اين ورد را درست كرد.

2. 5 عدد از ملزومات اجرای طلسم را بنویسید. « دو تا از آن ها یعنی "ذره جادو" و چوب دستی گفته شده.


بلد بودن طلسم-

تمركز

دست يافتن به جادوگر درون

درست بودن چوب دستى

حركت درست دست

3. در قالب یک مقاله، ذره جادو را تعریف و ارتباطش با فشفشه بودن را بنویسید. (12 امتیاز)

فشفشه ها ذره ى جادو را دارند ولى به صورت خاموش مى باشد.

به همين دليل مشنگ ها نمى توانند جادو كنند چون ذره ندارند ولى فشفشه ها فرق دارد.

فشفشه ها بايد بسيار زحمت بكشند تا بتوانند يك حادوى ساده را بكنند و اين به دليل نيمه فعال بودن ذره ى جادويشان است.

ذره ى جادو

نيروى است كه باعث مى شود يك جادوگر بتواند با استفاده از آن مغز چوب دستى اش را فعال كند.

ماگل ها چون ذره جادو را ندارند حتى با استفاده از چوب دستى هم نمى توانند جادو كنند.




4. در 5 خط تاریخچه تکامل یک ورد خاص را بنویسید. «مثلا تاریخچه تکامل ورد آکوامنتی»(5 امتیاز)

اکسپلیارموس :طلسم خلع سلاح

اين طلسم بعد از اين كه هرى پاتر لرد سياه را مثلا كشت به عنوان يك ورد سفيد و ممنوع براى سياه ها شد.

اين طلسم يكى از ساده ترين و احمقانه ترين طلسم ها است.

اين طلسم بعد از به وجود آمدن توسط شخص مرموزى به عنوان يك طلسم خوب براى دوئل كردن شد كه باعث نا عادلانه شدن دوئل شد .

طلسم را با حركت ساده ى چوبدستى مى توان به راحتى اجرا كرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1392 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
1. 4 مخترع ورد را معرفی و زندگینامه شان را شرح دهید. « ورد های ساخته شده باید ذکر شوند.» (8 امتیاز )

سوروس اسنیپ: یک زندگی دردناک و پر از آه و افسوس داشت. عاشق دختری به اسم لیلی اوانز میشه و بعدش به خاطر شخص بوقی چون جیمز پاتر اونو از دست میده. تا آخر عمرش به لیلی وفادار میمونه و حتی برای نجات جون پسر لیلی (هری پاتر) کلی جان فشانی میکنه و به دروغ به مرگخوارا و لرد سیاه میپیونده در حالیکه در اصل یه محفلی واقعی بوده.

و به یاد میاری اینو؟! »»»» همیشه ...

سکتوم سمپرا: کل وجودت زخم میشه و از همه جات خون بیرون میزنه!


دافنه بلیک: ایشون بعد از ورود به دنیای جادوگری سایت جادوگران، تنها به ارسال 19 پست قناعت فرموده و بعد از اون شاهد هیچ پست دیگه ای از ایشون نبودیم اما در کمال تعجب و حیرت همگان میبینیم که هنوز هم در سایت لاگین میکنه و به دید و بازدید ِ بدون پست میپردازه. برم دعوتش کنم بیاد ریون.

اوبلیتوس: باعث فراموشی لحظه ای میشه. یعنی در یک آن فراموش میکنی قرار بود اون لحظه چی کار کنی.

ولدمیر: شاید باورتون نشه ولی این شخص فقط و فقط 5 ساعت عمر کرد، اما تو همین 5 ساعت عمر گرانبهاش تونستی وردی رو اختراع کنه و به ما جامعه ی جادوگری و ساحرگی تقدیم کنه. ایشون در ۱۴:۵۴ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ چشم به جهان گشود و در ۱۹:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ جان به جان آفرین تسلیم نمود. آه چه غمناک ... برای شادی روحش یک دقیقه سکوت اختیار کنین.

رامپه آبکستو -- Rampe Abexeto: برای شکستن اجسام!

آملیا سوزان بونز: این شخص هر روز و هر لحظه در سایت جادوگران حضور داره و از هم گروهی های خودمونم هست از قضا، اما درک اینکه چرا ایشون هیچ پستی ارسال نمی نمایند برای هیچ کس مشخص و نمایان نیست. ایشون همچون روح میمونن، همه جا حضور دارن و دید و بازدید رو انجام میدن، اما به هیچی دست نمیزنه و فقط از توشون رد میشه و میره. هنوز زنده ست و حضور داره پ دیگه چی بگم از زندگیش؟ همواره تو زندگیش روح بوده و ما به امید روزی هستیم که جسمش رو پیدا کنه و به وسایل دست بزنه و فعالیت کنه.

بلادی مری: گفتن این ورد 3 مرتبه در اینه روح جادوگری ظاهر میشود و چشم شخص مورد نظر را از کاسه در می اورد(به طور وحشتناکی)


* پروف افتخار کنین، رفتم تحقیق کردم و از یک مرجع معتبر یعنی کارگاه ساخت وردای جادویی استفاده کردم. بله! تقلب نه ... بلکه تلاش برای یافتن تحقیق. ;))

2. 5 عدد از ملزومات اجرای طلسم را بنویسید. « دو تا از آن ها یعنی "ذره جادو" و چوب دستی گفته شدند.» (5 امتیاز)

1. جمع کردن حواس کلیه ی اجزای مغزمون رو طلسم مورد نظر. باید خوب روش تمرکز کنیم!

2. حس کردن حقیقی طلسم از عمق وجود! یعنی همونکه میگن نیت مهمه. تو طلسم کروشیو دیدیم که تنها گفتن ورد و تمرکز روی اون کافی نیست، بلکه باید واقعا بخوای که طرف زجر بکشه و بدونی که واقعا این طلسم میخواد چه تاثیری بذاره.

3. تکان دادن درست چوبدستی! برای هر طلسمی باید حرکت مخصوص خودشو انجام بدیم. مثل بازیای هری پاتر!

4. تلفط صحیح ورد! یادمه رون ویزلی موقع یادگیری ورد وینگاردیوم له وی یوسا کلی مشکل داشت و هرمیون هی بش تذکر میداد که بابا بوقی، داری اشتباه میگی! بنابراین خیلی مهمه که تمام حروف رو کامل و بی نقض ادا کنیم.

5. لحن! این با شمرده و درست تلفظ کردن طلسم فرق داره. یعنی مثلا ما برای طلسم کروشیو، نمیتونیم بیایم حالت عشقولانه ای به خودمون بگیریم و با ناز و ادا بگیم کروشیو.

3. در قالب یک مقاله، ذره جادو را تعریف و ارتباطش با فشفشه بودن را بنویسید. (12 امتیاز)

ذره ی جادو چیزیه که اندرون هرکسی وجود داره، هرکسی منظورم آدمیان(!) ـه دنیای جادوگری هستن. یعنی هم ساحرگان و جادوگران و هم فشفشه ها این ذره رو توی وجودشون دارن. اما ماگل ها این ذره رو ندارن مسلما!

ذره جادو چیزیه که از بدو تولد با جادوگران و ساحرگان و حتی فشفشه ها همراهه. یعنی همزمان با اینکه به دنیا قدم میذارن این ذره رو با خودشون دارن، واسه همینه که از همون بچگی یه حرکات عجیبی ازشون سر میزنه که باعث میشه شک کنیم که نکنه طرف جادوگر یا ساحره س.

اما هرچی بزرگ تر میشن، این ذره جادو هم کم کم رشد میکنه و باعث میشه که نبوغ جادوگریه بیشتری از خودشون نشون بدن و رسما وزارت سحر و جادو به این پی ببره که این افراد جادوگر یا ساحره هستن و زیر نظر بگیرنشون تا وقتی که به سن مورد نظر رسیدن، توسط مدرسه ی جادوگری ای دعوت بشن. مثلا تو انگلستان همین هاگوارتز دعوتنامه میفرسته.

نهایتا اینقدر این ذره جادو رشد میکنه که دیگه بتونن یه جادوی واقعی با چوبدستی انجام بدن و این سن، دقیقا همون سنیه که به هاگوارتز دعوت میشن. واسه همینه که مثلا از دبستان نمیان جادوگرا و ساحره هارو جذب کنن و آموزش بدن، و میذارن همه به سن خاصی برسن و بعد دعوتنامه رو میفرستن، چون میخوان این ذره جادو به اندازه کافی رشد خودشو بکنه و به اون مرحله ای که میخوان برسه.

و اما در مورد فشفشه ها. اونا هم این ذره ی جادو رو دارن، اما متاسفانه این ذره درونشون رشد پیدا نمیکنه، یعنی به یه مرحله ای که میرسه رشد اون متوقف میشه. تا همین حدی هم که رشد کرده فقط در حد مشاهده ی دیوانه سازا و سایر چیزای دنیای جادوییه. اونا فقط میتونن جادو رو ببینن، اما چون ذره ی جادوی وجودشون رشد کافی رو نداشته، همین باعث میشه که نتونن اونقدر توانایی پیدا کنن که چوبدستی به دست بگیرن و جادو کنن.

در حقیقت به خاطر داشتن این ذره کاملا طبیعیه که به دنیای جادویی تعلق داشته باشن، اما همین رشد کافی نداشتن اونارو از جادو کردن منع میکنه.

4. در 5 خط تاریخچه تکامل یک ورد خاص را بنویسید. «مثلا تاریخچه تکامل ورد آکوامنتی»(5 امتیاز)

ورد: پدرسوخته در بیاریوس!

سازنده: سالازار اسلیترین

کاربرد: می تونه در یک آن کل جد های شوما رو از دماغ ـتون در بیاره! ورد ـی بسیار درد ناک که فرد مورد نظر را بد بخت می کند. تنها مورد ها ـی گزارش شده استفاده این ورد، توسط مرگ خواران بوده.

تا اینجا تاریخچه نبودا، داشتم طلسمو معرفی میکردم، از اینجا به بعد بشمارین پنج خط!

تاریخچه توسط دافنه گرینگراس در همون تاپیک مذکور شرح داده شده:

تاریخچه: روزی سالازار اسلیترین معروف، در اثر کل کل زیاد با فرد ـی خلاف کار، به نام جیمز سیریوس که از خاندان بدنام "پاتر" ها می باشد؛ اعصاب ـش خورد شد و تصمیم به فوش دادن گرفت. «ابـــــــــله! پدر سوخته ـت رو می دم در بیارن!» بعد یک اتفاقی افتاد و سالازار فریاد زد:«پدرسوخته در بیاریوس!» و بعد تمامی اجداد جیمز (هری- جیمز-...) دیده شده اند که از دهان جیمز به صورت "سوخته" در می آید!

در نهایت جادوگرای سیاه از این حرکت خوششون اومد و گفتن چه جالب میشه اگه واقعا بتونیم طرفو زجر بدیم. اینجاس که طلسم کروشیو ساخته میشه و به شکلی که امروز میبینیم مورد استفاده قرار میگیره.

پ.ن: خب چی کار کنم یکم بیشتر از 5 خط شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1392 22:07
نمایش جزئیات
آفلاین
1. 4 مخترع ورد را معرفی و زندگینامه شان را شرح دهید. « ورد های ساخته شده باید ذکر شوند.» (8 امتیاز ) سوروس اسنیپ: یک زندگی دردناک و پر از آه و افسوس داشت. عاشق دختری به اسم لیلی اوانز میشه و بعدش به خاطر شخص بوقی چون جیمز پاتر اونو از دست میده. تا آخر عمرش به لیلی وفادار میمونه و حتی برای نجات جون پسر لیلی (هری پاتر) کلی جان فشانی میکنه و به دروغ به مرگخوارا و لرد سیاه میپیونده در حالیکه در اصل یه محفلی واقعی بوده. و به یاد میاری اینو؟! »»»» همیشه ... اکسپتوپاترونوم: کل وجودت زخم میشه و از همه جات خون بیرون میزنه! دافنه بلیک: ایشون بعد از ورود به دنیای جادوگری سایت جادوگران، تنها به ارسال 19 پست قناعت فرموده و بعد از اون شاهد هیچ پست دیگه ای از ایشون نبودیم اما در کمال تعجب و حیرت همگان میبینیم که هنوز هم در سایت لاگین میکنه و به دید و بازدید ِ بدون پست میپردازه. برم دعوتش کنم بیاد ریون. اوبلیتوس: باعث فراموشی لحظه ای میشه. یعنی در یک آن فراموش میکنی قرار بود اون لحظه چی کار کنی. ولدمیر: شاید باورتون نشه ولی این شخص فقط و فقط 5 ساعت عمر کرد، اما تو همین 5 ساعت عمر گرانبهاش تونستی وردی رو اختراع کنه و به ما جامعه ی جادوگری و ساحرگی تقدیم کنه. ایشون در ۱۴:۵۴ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ چشم به جهان گشود و در ۱۹:۰۲ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ جان به جان آفرین تسلیم نمود. آه چه غمناک ... برای شادی روحش یک دقیقه سکوت اختیار کنین. رامپه آبکستو -- Rampe Abexeto: برای شکستن اجسام! آملیا سوزان بونز: این شخص هر روز و هر لحظه در سایت جادوگران حضور داره و از هم گروهی های خودمونم هست از قضا، اما درک اینکه چرا ایشون هیچ پستی ارسال نمی نمایند برای هیچ کس مشخص و نمایان نیست. ایشون همچون روح میمونن، همه جا حضور دارن و دید و بازدید رو انجام میدن، اما به هیچی دست نمیزنه و فقط از توشون رد میشه و میره. هنوز زنده ست و حضور داره پ دیگه چی بگم از زندگیش؟ همواره تو زندگیش روح بوده و ما به امید روزی هستیم که جسمش رو پیدا کنه و به وسایل دست بزنه و فعالیت کنه. بلادی مری: گفتن این ورد 3 مرتبه در اینه روح جادوگری ظاهر میشود و چشم شخص مورد نظر را از کاسه در می اورد(به طور وحشتناکی) * پروف افتخار کنین، رفتم تحقیق کردم و از یک مرجع معتبر یعنی کارگاه ساخت وردای جادویی استفاده کردم. بله! تقلب نه ... بلکه تلاش برای یافتن تحقیق. ;)) 2. 5 عدد از ملزومات اجرای طلسم را بنویسید. « دو تا از آن ها یعنی "ذره جادو" و چوب دستی گفته شدند.» (5 امتیاز) 1. جمع کردن حواس کلیه ی اجزای مغزمون رو طلسم مورد نظر. باید خوب روش تمرکز کنیم! 2. حس کردن حقیقی طلسم از عمق وجود! یعنی همونکه میگن نیت مهمه. تو طلسم کروشیو دیدیم که تنها گفتن ورد و تمرکز روی اون کافی نیست، بلکه باید واقعا بخوای که طرف زجر بکشه و بدونی که واقعا این طلسم میخواد چه تاثیری بذاره. 3. تکان دادن درست چوبدستی! برای هر طلسمی باید حرکت مخصوص خودشو انجام بدیم. مثل بازیای هری پاتر! 4. تلفط صحیح ورد! یادمه رون ویزلی موقع یادگیری ورد وینگاردیوم له وی یوسا کلی مشکل داشت و هرمیون هی بش تذکر میداد که بابا بوقی، داری اشتباه میگی! بنابراین خیلی مهمه که تمام حروف رو کامل و بی نقض ادا کنیم. 5. لحن! این با شمرده و درست تلفظ کردن طلسم فرق داره. یعنی مثلا ما برای طلسم کروشیو، نمیتونیم بیایم حالت عشقولانه ای به خودمون بگیریم و با ناز و ادا بگیم کروشیو. 3. در قالب یک مقاله، ذره جادو را تعریف و ارتباطش با فشفشه بودن را بنویسید. (12 امتیاز) ذره ی جادو چیزیه که اندرون هرکسی وجود داره، هرکسی منظورم آدمیان(!) ـه دنیای جادوگری هستن. یعنی هم ساحرگان و جادوگران و هم فشفشه ها این ذره رو توی وجودشون دارن. اما ماگل ها این ذره رو ندارن مسلما! ذره جادو چیزیه که از بدو تولد با جادوگران و ساحرگان و حتی فشفشه ها همراهه. یعنی همزمان با اینکه به دنیا قدم میذارن این ذره رو با خودشون دارن، واسه همینه که از همون بچگی یه حرکات عجیبی ازشون سر میزنه که باعث میشه شک کنیم که نکنه طرف جادوگر یا ساحره س. اما هرچی بزرگ تر میشن، این ذره جادو هم کم کم رشد میکنه و باعث میشه که نبوغ جادوگریه بیشتری از خودشون نشون بدن و رسما وزارت سحر و جادو به این پی ببره که این افراد جادوگر یا ساحره هستن و زیر نظر بگیرنشون تا وقتی که به سن مورد نظر رسیدن، توسط مدرسه ی جادوگری ای دعوت بشن. مثلا تو انگلستان همین هاگوارتز دعوتنامه میفرسته. نهایتا اینقدر این ذره جادو رشد میکنه که دیگه بتونن یه جادوی واقعی با چوبدستی انجام بدن و این سن، دقیقا همون سنیه که به هاگوارتز دعوت میشن. واسه همینه که مثلا از دبستان نمیان جادوگرا و ساحره هارو جذب کنن و آموزش بدن، و میذارن همه به سن خاصی برسن و بعد دعوتنامه رو میفرستن، چون میخوان این ذره جادو به اندازه کافی رشد خودشو بکنه و به اون مرحله ای که میخوان برسه. و اما در مورد فشفشه ها. اونا هم این ذره ی جادو رو دارن، اما متاسفانه این ذره درونشون رشد پیدا نمیکنه، یعنی به یه مرحله ای که میرسه رشد اون متوقف میشه. تا همین حدی هم که رشد کرده فقط در حد مشاهده ی دیوانه سازا و سایر چیزای دنیای جادوییه. اونا فقط میتونن جادو رو ببینن، اما چون ذره ی جادوی وجودشون رشد کافی رو نداشته، همین باعث میشه که نتونن اونقدر توانایی پیدا کنن که چوبدستی به دست بگیرن و جادو کنن. در حقیقت به خاطر داشتن این ذره کاملا طبیعیه که به دنیای جادویی تعلق داشته باشن، اما همین رشد کافی نداشتن اونارو از جادو کردن منع میکنه. 4. در 5 خط تاریخچه تکامل یک ورد خاص را بنویسید. «مثلا تاریخچه تکامل ورد آکوامنتی»(5 امتیاز) ورد: پدرسوخته در بیاریوس! سازنده: سالازار اسلیترین کاربرد: می تونه در یک آن کل جد های شوما رو از دماغ ـتون در بیاره! ورد ـی بسیار درد ناک که فرد مورد نظر را بد بخت می کند. تنها مورد ها ـی گزارش شده استفاده این ورد، توسط مرگ خواران بوده. تا اینجا تاریخچه نبودا، داشتم طلسمو معرفی میکردم، از اینجا به بعد بشمارین پنج خط! تاریخچه توسط دافنه گرینگراس در همون تاپیک مذکور شرح داده شده: تاریخچه: روزی سالازار اسلیترین معروف، در اثر کل کل زیاد با فرد ـی خلاف کار، به نام جیمز سیریوس که از خاندان بدنام "پاتر" ها می باشد؛ اعصاب ـش خورد شد و تصمیم به فوش دادن گرفت. «ابـــــــــله! پدر سوخته ـت رو می دم در بیارن!» بعد یک اتفاقی افتاد و سالازار فریاد زد:«پدرسوخته در بیاریوس!» و بعد تمامی اجداد جیمز (هری- جیمز-...) دیده شده اند که از دهان جیمز به صورت "سوخته" در می آید! در نهایت جادوگرای سیاه از این حرکت خوششون اومد و گفتن چه جالب میشه اگه واقعا بتونیم طرفو زجر بدیم. اینجاس که طلسم کروشیو ساخته میشه و به شکلی که امروز میبینیم مورد استفاده قرار میگیره. پ.ن: خب چی کار کنم یکم بیشتر از 5 خط شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!