کروشیاتوس: این طلسم بسیار قدرتمند بوده و برای مبارزه ی تن به تن با یک خون آشام صلاح بسیار مناسبی است چرا که خون آشام را کاملا در برابر رقیبش بی دفاع میکند و جادوگر میتواند از شکنجه ی خون آشام لذت نیز ببرد
اینکارسروس: این طلسم طنابی نامریی به دور خون آشام می پیچد که با این که آسیب چندانی به خون آشام نمیزند تا زمانی که طلسم متوقف نشده طناب ها به دور خون آشام تنگ تر و تنگ تر میشوند. ولی انجام این طلسم برای مبارزه با بیش از یک خون آشام اشتباه محض است!
پتریفیکوس توتالوس: این طلسم جسم خون آشام را منجمد میکند و خون آشام نمیتواند حرکتی انجام دهد.
استوپفای: یکی از کاربردی ترین طلسمها در برابر خون آشامهاست؛ این طلسم که بیشتر برای به خواب بردن اژدهایان کاربرد دارد تاثیری چند برابر بر خون آشامان خواهد داشت!
2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)
به دلیل پیچیده بودن و زمان بر بودن اجرای طلسم در مبارزات تن به تن کابرد چندانی برای آن نمیتوان قائل شد اما اجرای آن در مبارزات گروهی میتواند خون آشامان را به جان هم بیندازد.
3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )
3-3. هر موضوع دیگری مرتبط با مبارزه با خون آشام ها و همچنین اجرای ورد بر روی آن ها ...
هوا سرد و نمور بود؛ گلرت بالا پوشش را به دور خود محکم کرد و در حالی که نور چوبش را بالا میگرفت به تاریکی جنگل مخوف ترانسیلوانیا لعنت می فرستاد و زیر لب غر غر میکرد.
پس از یک ساعت پیاده روی به نزدیکی پایگاه خون آشامان رسیده بودند و گلرت به همراهانش دستور داد که برای مدتی بیاسایند تا خستگی از تن و بدنشان رخت بر بسته و اگر مذاکرات با موفقیت پیش نرفت آماده ی مبارزه باشند.
یک ساعت بعد، نیروی بیست نفره ی گلرت که هر کدام در دوئل بر دیگری سرآمد بودند وارد قلعه ی خون آشامان شدند اما فرمانده ی خون آشامان که از جادوگران متنفر بود، به مذاکرات قبل از شروع، پایان بخشید و خون آشامانش از هر سمت به سوی جادوگران یورش بردند.
گلرت که اوضاع را اینگونه دید به افرادش اجازه ی دفاع داد و سیلی از طلسمها با نورهای مختلف به سمت خون آشامها که از پیروزی خود اطمینان داشتند روانه شد ولی نه جادوگران و نه خون آشامها از مواضع خود عقب نکشیدند.
گلرت همانند فرشته ی مرگ به پیش میرفت و خون آشامها یکی پس از دیگری یا طعمه ی طلسمهای هولناکش میشدند یا شمشیر پولادینی که به طور جادویی به حالت بی وزنی در آمده بود...
شادو جن خانگی مورد اعتماد گلرت با این که میشد از چهره اش سنی برابر سن شمشیر گودریک برای او تخمین زد نیز همچنان پا به پای فرماندهش میجنگید و خون آشامان را یکی پس از دیگری همانند برگهای درختان پاییزی بر زمین می ریخت لکن بقیه افراد تنها قادر به دفاع از خود در برابر حمله ی ظالمانه ی خون آشامانی که تعدادشان ده به یک بود بودند.
داویون فرمانده خون آشامان با دو شمشیر به دست به سمت گلرت یورش برد و در کسری از ثانیه با شمشیرهایش قصد ضربه ای به گلرت را کرد که تنها توانست هوا را بشکافد ولی او هر طور که بود انتقامش را از جادوگران میگرفت و حتی قدرتمندترین جادوگر دنیا نیز نمیتوانست مانع انتقامش شود...
با این حمله ی خون آشام قوی هیکل، خون آشامها و جادوگران هر دو برای لحظه ای دست از نبرد کشیدند و به رهبرانشان نگاه کردند و برای پیروزی فرمانده و نجات جان خودشان دعا کردند.
گلرت فکرش را آرام کرد، چوبش را در دست گرفت و آماده ی مقابله شد و در آن سو داویون فرمانده قدرتمند خون آشامان ترانسیلوانیا نیز بر روی حدفش تمرکز کرده و حرکاتی که قرار بود انجام دهد را در ذهنش مرور کرد و پس از چند ثانیه دوباره مبارزه آغاز شد!
داویون با جهشی بلند بر سر گلرت پرید که گلرت با جهشی به عقب از آن جای خالی داد؛ داویون که در حالتی تعظیم مانند قرار داشت و دو شمشیرش بر روی زمین بود دو شمشیر را با چرخشی از درون به بیرون به سمت سینه ی گلرت برد اما گلرت در آخرین لحظه شمشیرش را در تقاطعی که تنها لحظه ای بین دو شمشیر داویون ایجاد شده بود گذاشت و پیش از این که نیروی جسمانی داویون بر او غلبه کند با ابرچوب که در دست دیگرش بود طلسم اینکارسروس را بر روی داویون اجرا کرد، او را طناب پیچ نموده و با شمشیرش قلب او را شکافت...
خون آشامان که از قدرت جادوگر بزرگ به وحشت در آمدند هر کدام سعی کردند به سویی بگریزند ولی در محوطه ی بازی مانند آن کسی توانایی فرار از طلسم همراهان گلرت را نداشت.
گلرت که به خواسته اش از این ملاقات رسیده بود به خون آشامانی که سربازان جدید ارتش بزرگ اینفریش بودند نگاه کرده و لبخندی بزرگ و شیطانی تحویلشان داد...
سوال امتیازی :
3. ضمن تشریح و توصیف فضای کلاس، عکس العمل خودتون رو وقتی با کلاس مواجه شدید بنویسید.(طنز و یا طنزو جد) (امتیاز بسیار ویژه ** )
پیرمرد خاکستری وارد کلاس شد؛ نور قرمز و اسکلت خون آشامان آویخته به دیوار او را به یاد خانه می انداخت. گلرت به سمت صندلی اش رفت و همین طور که به اجساد مردگانی که به او لبخند میزدند(پیر مرد است دیگر؛ فرق لبخند و دندان نشان دادن را نمیداند، چه میشود کرد؟!) نگاه میکرد، منتظر ورود استاد ماند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در افسانه ها آمده است که خون آشامان در برابر پولاد ضعف داشته و زخمهای سلا پولادی در بدنشان هیچگاه خوب نمیشود-توضیح نویسنده
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










میشه و میزنه تو سرشو و شلوارشو پایین میکشه و خودآزاری میکنه و دچار تحول روحی روانی و بیماری سادیسم میشه و اینا... بعد در یک لحظه فریاد میکشه:
!
و چپ و راست شدن و روی زمین قل خوردن و اینا... اما سریع تصمیم میگیره به خودش مسلط بشه و از جوزدگی که دشمن عقل و سلامتی و شعوره پرهیز کنه. سریع چوبدستیشو میگیره به طرف ِ خون آشام و فریاد میکشه:

تو طلسم کروشیو دیدیم که تنها گفتن ورد و تمرکز روی اون کافی نیست، بلکه باید واقعا بخوای که طرف زجر بکشه و بدونی که واقعا این طلسم میخواد چه تاثیری بذاره.