تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
180 کاربر(ها) آنلاین هستند (173 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
178
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترینهای سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.
مهلت شرکت: ۲۵ تا ۲۸ شهریور
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
قلمپر تندنویس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/03/24
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: سهشنبه 26 خرداد 1405 13:19
از: م ناامید نشین.. بر میگردم!
پستها:
416

درود!
به عنوان اولین پرسش کننده:
۱. خودتو به طور کامل معرفی کن! ( منظورم از کامل این بود که علایق و اینا هم بگو )
۲. از شناسه های قبلی خودت بگو! چرا اونا رو ول کردی؟
۳. چرا مرلین؟ چه چیزی رو توی مرلین دیدی که این شخصیت رو انتخاب کردی؟
۴. معمولا وقتی اسم مرلین میاد، طرف فکر می کنه آدم خوبی بوده مرلین! شاید هم فقط نظر من باشه و من اینجوری فکر می کنم. ولی در کل، چرا مرلین به سیاهی کشیده شد و طرفدار لرد؟
همین دیه!
امیدوارم سوالام مناسب بوده باشه.
با تشکر
اسلین کرد شبستری!
به عنوان اولین پرسش کننده:
۱. خودتو به طور کامل معرفی کن! ( منظورم از کامل این بود که علایق و اینا هم بگو )
۲. از شناسه های قبلی خودت بگو! چرا اونا رو ول کردی؟
۳. چرا مرلین؟ چه چیزی رو توی مرلین دیدی که این شخصیت رو انتخاب کردی؟
۴. معمولا وقتی اسم مرلین میاد، طرف فکر می کنه آدم خوبی بوده مرلین! شاید هم فقط نظر من باشه و من اینجوری فکر می کنم. ولی در کل، چرا مرلین به سیاهی کشیده شد و طرفدار لرد؟
همین دیه!
امیدوارم سوالام مناسب بوده باشه.
با تشکر
اسلین کرد شبستری!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

میراث پرسی ویزلی... حقیقتا اینجا میراث پرسی ویزلیه و انصافا پرسی در زمان فعالیتش از بهترین ناظرهای تاریخ این سایت بود.. جاش همیشه خالیه! روحش شاد و یادش گرامی 
راستش امیدوار بودم توی فروردین ماه جواب بقیه سوال هایی که تو مصاحبهی آنلاین با لیلی و لارتن نرسیدم بپرسم رو دریافت کنم و بتونم همه رو به صورت فایل کامل بیارم تو قلمپر ولی این دو عزیز انقدر گرفتاریهای مشنگیشون زیاد شد که فرصت نکردن. بعد هم خورد به تعطیلیها و تغییرات سایت و بعدشم گرفتاریهای مشنگی خودم و مجددا نشد.
هفتهی پیش تصمیم گرفتم مصاحبه رو تا جایی که دارم بفرستم ولی به دو دلیل منصرف شدم:
۱) یک سری سوالات که جوابشون رو دوست داریم بدونیم، هنوز منتظر پاسخن!
۲) اعضای جدیدی تو این چند ماه داشتیم که هیچ آشنایی با این دو عزیز ندارن.
پس تصمیم گرفتم صبر کنم تا روزی که لیلی و لارتن دوباره برگردن... میدونم میان یه روزی... بالاخره میان! اون موقع جفتشون رو دوباره میارم میذارم رو صندلی مصاحبه!
و آمااااا....
مهمون داریم... مهمون! البته ایشون سابقهی قلمپر دارن ولی با صحبتهایی که داشتیم یکی از معیارهای مصاحبهی مجدد رو هم داره و اونم حرفای تازه است.
این مهمون از اعضای فعال و زحمتکش سایته.. مسئولیت هر جا رو داشته خوب بهش رسیده. از نویسندههای خوش قلممون هم هست... تازگی ناظر یکی از تالارهای خصوصی هم شده دوباره... پس این شما و اینهم پیامبر سیاه دروغین
... مرلین کبیر! 
بپرسین آقا... بپرسین... تا ۲۰ خرداد فرصت دارین!

راستش امیدوار بودم توی فروردین ماه جواب بقیه سوال هایی که تو مصاحبهی آنلاین با لیلی و لارتن نرسیدم بپرسم رو دریافت کنم و بتونم همه رو به صورت فایل کامل بیارم تو قلمپر ولی این دو عزیز انقدر گرفتاریهای مشنگیشون زیاد شد که فرصت نکردن. بعد هم خورد به تعطیلیها و تغییرات سایت و بعدشم گرفتاریهای مشنگی خودم و مجددا نشد.
هفتهی پیش تصمیم گرفتم مصاحبه رو تا جایی که دارم بفرستم ولی به دو دلیل منصرف شدم:
۱) یک سری سوالات که جوابشون رو دوست داریم بدونیم، هنوز منتظر پاسخن!
۲) اعضای جدیدی تو این چند ماه داشتیم که هیچ آشنایی با این دو عزیز ندارن.
پس تصمیم گرفتم صبر کنم تا روزی که لیلی و لارتن دوباره برگردن... میدونم میان یه روزی... بالاخره میان! اون موقع جفتشون رو دوباره میارم میذارم رو صندلی مصاحبه!
و آمااااا....
مهمون داریم... مهمون! البته ایشون سابقهی قلمپر دارن ولی با صحبتهایی که داشتیم یکی از معیارهای مصاحبهی مجدد رو هم داره و اونم حرفای تازه است.
این مهمون از اعضای فعال و زحمتکش سایته.. مسئولیت هر جا رو داشته خوب بهش رسیده. از نویسندههای خوش قلممون هم هست... تازگی ناظر یکی از تالارهای خصوصی هم شده دوباره... پس این شما و اینهم پیامبر سیاه دروغین
... مرلین کبیر! 
بپرسین آقا... بپرسین... تا ۲۰ خرداد فرصت دارین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

این تاپیک، این میراث پرسی ویزلی رو بیخیال نشید بنظر من. ایده خوبیه که هیچ وقت کهنه نمیشه. یعنی ما از اعضای تازه وارد و قدیمی هیچکسی رو نداریم که برای ملت جالب بود مصاحبه با اون شخص؟! 
بیخیالش نشدیم جناب دالاهوف
به زودی دوباره فعالیتش رو از سر میگیره، منتها چون فصل امتحاناته فرصت بچهها هم کمه، ولی حتما تو همین ماه سری جدید مصاحبهها انجام میشه.
مرسی از توجهت

بیخیالش نشدیم جناب دالاهوف
به زودی دوباره فعالیتش رو از سر میگیره، منتها چون فصل امتحاناته فرصت بچهها هم کمه، ولی حتما تو همین ماه سری جدید مصاحبهها انجام میشه.
مرسی از توجهت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/3/3 6:48:00
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

آیلین عزیز... ممنون از جوابهای کامل و صادقانهات 
من اصلا خوشحالیم قابل وصف نیست وقتی بچههای نیمهای اول دههی ۶۰ رو تو فعالهای ایفای نقش میبینم! یه حس همذات پنداری غریبی باهاشون دارم!
نقل قول:
راستش من فک فیکشنهای ایرانی به غیر از اونا که رپو سایته رو نخوندم ولی منظورم فن فیکشنهای انگلیسی بود که خیلی از نظر ساختاری و لحنشون شبیه خانم رولینگ بودند.
نقل قول:
من یه کم گیج شدم.. بالاخره جاگسن اینجا رو بهت معرفی کرد یا خودت موقع سرچ بهش رسیدی؟
نقل قول:
به نظرم این از ترسناکترین قدرتهایی که کسی میتونه داشته باشه، زندگیش رو ممکنه جهنم کنه، دیگه به هیچکس شاید نتونه اعتماد کنه... فکر میکنم اگه این قدرت رو داشته باشم، دنیا خیلی جای تنها و پر سر و صدایی باشه!!
نقل قول:
جالبه... کتاب سوم مجبوبترین کتاب مجموعه است... کلا این نظرات خیلی متفاوتت واقعا برام جالبه آیلین عزیز.. هر چند به نظرم همهی ما حق داریم چیزی که همراهش شدیم رو به نقد بکشیم.
نقل قول:
ما هیچوقت پشت اون نقاب سرد و پر از طعنه ی اسنیپ رو ندیدیم، گاهی بخشی از خاطراتش رو دیدیم که چرا از جیمز متنفره ولی داستانش و علت کاراش خب تا اون فصل معلوم نشد. اگه ولدمورت کسی که رابطهش با اسنیپ مشخص بود مثل به قول تو مادر یا همسرشو میکشت، احتمالا خود اسنیپ هم نابود میشد باهاشون مگه که وفاداریش به اربابش زورش میچربید!
نقل قول:
واقعا چرا نباید مورد پسند من باشه؟ دقیقا همهی کاراییه که من دوست دارم! حتی اینکه نرسیدم خیلی وقته ترجمه کنم!
بیا بیشتر آشنا بشیم خب! 
نقل قول:
مصاحبه ی آنلاین خیلی خوبه ولی واقعا وقتگیره. حتی مصاحبه با لیلی و لارتن در نهایت کلی سوالا موند که من پخ کردم براشون و برای همین هنوز مصاحبه کامل نشده ولی باز هم سعی میکنم از این مصاحبهها هر از گاهی برگزار کنم.
خب حدود سه چهار روز دیگه سایت قراره تعطیل بشه موقتا... من مهمون بعدی رو بعد از باز شدن دوباره معرفی میکنم تا سر فرصت سوالا رو بپرسین. تو این فاصله، نظر، پیشنهاد، انتقاد، مهمون درخواستی!
اگه داشتین هم با بوقک بفرستین بیاد!

من اصلا خوشحالیم قابل وصف نیست وقتی بچههای نیمهای اول دههی ۶۰ رو تو فعالهای ایفای نقش میبینم! یه حس همذات پنداری غریبی باهاشون دارم!

نقل قول:
بله فن فیکشن های ایرانی رو میشه گفت تقریبا تمامش رو خوندم ولی زیاد با نظر شما موافق نیستم. خیلیاش بسیار ضعیف بودن. چه از نظر نحوه پردازش و جهت دهی داستان چه نگارش! البته کم لطفی نکنم داستان های قشنگی هم خوندم. مثلا یکی از فن فیکشن هایی که خارجی هم بود و بسیار پسندیدم کف دریاچه نام داشت. هرچند اسنیپ سرنوشت بسیار ناگواری توش پیدا کرد ولی در کل داستان خوب پردازش شده بود و نگارش قدرتمندی هم داشت.
راستش من فک فیکشنهای ایرانی به غیر از اونا که رپو سایته رو نخوندم ولی منظورم فن فیکشنهای انگلیسی بود که خیلی از نظر ساختاری و لحنشون شبیه خانم رولینگ بودند.
نقل قول:
بله در حال حاضر با جاگسن(ناظر بخش فن فیکشن) دوستی نزدیکی دارم. کلا ایشون منو با جادوگران آشنا کرد و مشوق من تو نگارش این داستانی بود که در حال حاضر روی سایته.
من یه کم گیج شدم.. بالاخره جاگسن اینجا رو بهت معرفی کرد یا خودت موقع سرچ بهش رسیدی؟

نقل قول:
...خوندن ذهن. بد نیست آدم بتونه به زوایای ذهن دیگران سرک بکشه و از افکارشون مطلع بشه. خیلی آدما در برخورد با آدم صادق نیستن و این خیلی زجرآوره.
به نظرم این از ترسناکترین قدرتهایی که کسی میتونه داشته باشه، زندگیش رو ممکنه جهنم کنه، دیگه به هیچکس شاید نتونه اعتماد کنه... فکر میکنم اگه این قدرت رو داشته باشم، دنیا خیلی جای تنها و پر سر و صدایی باشه!!
نقل قول:
بعد کتاب سوم تقریبا داستان اهمیتشو برام از دست داده بود و همین باعث شده بود در برابر خیلی اتفاقاتی که تو سیر داستان رخ میدن بی تفاوت باشم. متاسفانه میشه اینجوری گفت بعد از کتاب سه خانم رولینگ کمیت رو فدای کیفیت کرد و داستان از اون حالت فانتزی تبدیل شد به یه اثر تراژدی که اصلا خوب پردازش نشده بود
جالبه... کتاب سوم مجبوبترین کتاب مجموعه است... کلا این نظرات خیلی متفاوتت واقعا برام جالبه آیلین عزیز.. هر چند به نظرم همهی ما حق داریم چیزی که همراهش شدیم رو به نقد بکشیم.
نقل قول:
شخصیت اسنیپ از نظر من خیلی قوی بود. انقدر قوی که واقعا چنین عشق سوزناکی برازنده ش نبود اونم به زنی که به راحتی به علاقه ش بی توجهی کرده بود و به خاطر یه کلمه که تو عصبانیت از دهن این بدبخت در رفته بود حاضر شد بذاره بره. کاش رولینگ به جای ماست مالی کردن این قسمت داستان و ضربه زدن به شخصیتی که به این خوبی بهش پرداخته بود بهانه مناسبتری پیدا می کرد. مثلا ولدمورت مادرشو یا همسرشو در نهایت بی رحمی کشته بود
ما هیچوقت پشت اون نقاب سرد و پر از طعنه ی اسنیپ رو ندیدیم، گاهی بخشی از خاطراتش رو دیدیم که چرا از جیمز متنفره ولی داستانش و علت کاراش خب تا اون فصل معلوم نشد. اگه ولدمورت کسی که رابطهش با اسنیپ مشخص بود مثل به قول تو مادر یا همسرشو میکشت، احتمالا خود اسنیپ هم نابود میشد باهاشون مگه که وفاداریش به اربابش زورش میچربید!
نقل قول:
مطمئنم چندان مورد پسند شما نیستن! کتاب می خونم چه علمی چه رمان و داستان. یا این رمان های جیبی به زبان انگلیسی رو ترجمه میکنم. هرچند خیلی وقته نتونستم برم سمتشون.:( فیلم نگاه می کنم ترجیحا با ژانر وحشت. در کنار اون هم برنامه های مستند نگاه میکنم. یا میرم بیرون تا به تنهایی قدم بزنم و یه خریدی بکنم. حوصله داشته باشم هم با یکی دوتا از دوستام دور هم جمع میشیم. همینطور عاشق شنا و دوچرخه سواریم
واقعا چرا نباید مورد پسند من باشه؟ دقیقا همهی کاراییه که من دوست دارم! حتی اینکه نرسیدم خیلی وقته ترجمه کنم!
بیا بیشتر آشنا بشیم خب! 
نقل قول:
ولی اگر مصاحبه ها به صورت آنلاین باشه یه جورایی مثل کنفرانسی که چند وقت پیش دلورس گذاشت و من نتونستم شرکت کنم البته! می تونه به جذابیتش کمک کنه.
مصاحبه ی آنلاین خیلی خوبه ولی واقعا وقتگیره. حتی مصاحبه با لیلی و لارتن در نهایت کلی سوالا موند که من پخ کردم براشون و برای همین هنوز مصاحبه کامل نشده ولی باز هم سعی میکنم از این مصاحبهها هر از گاهی برگزار کنم.
خب حدود سه چهار روز دیگه سایت قراره تعطیل بشه موقتا... من مهمون بعدی رو بعد از باز شدن دوباره معرفی میکنم تا سر فرصت سوالا رو بپرسین. تو این فاصله، نظر، پیشنهاد، انتقاد، مهمون درخواستی!
اگه داشتین هم با بوقک بفرستین بیاد! افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

با تاخیر،
اممم... مصاحبه خوبی بود پرنس. البته من اینو قبل از عید خونده بودم ولی این نظر اون زیر میرای ذهنم مونده بود الان اومد بالا. خیلی رک و خوب خودتو توصیف کردی من خیلی وقت بود دوس داشتم اطلاعات کاملتری در موردت داشته باشم ولی خب هیچوقت درست صحبت نکردیم و متوجه نشدم. شخصیت قوی و دوست داشتنی و سفتی داری. یه شخصیت دو وجهی قشنگ. یه نیمه لطیف و مودب و مهربان و در عین حال پرنسی یخی و کشنده:دی هر دوش دوست داشتنیه. بین جادوگرها مورفین و لوسیوس و بین ساحره ها شما و لینی از نظر من از همه بهترن.البته سلیقه ایه دیگه. سلیقه شخصیمو میگم.
از مصاحبه کننده* هم تشکر میکنم که سوالمو بدون اضافه و کم کردن آورد تو مصاحبه. توی تاپیک های سایت، نوزده سال بعد و توی انجمن ها، قدح اندیشه رو از همه بیشتر دوس دارم. بنظرم کلی ایده میشه اینجا پیاده کرد و یه زنگ تفریح و شرح تاریخی جالبه. یعنی اگه یه زمانی قرار باشه همه انجمن ها از بین بره و فقط یکی بمونه بنظرم همین یکی لایق موندنه.
*مصاحبه کننده همون تد ریموس لوپینه. فکر نکنی نمیدونم:دی همون شخصی که در دوئل... آه قلبم...خون؟... جان؟ بله صدام میکنن.
مرسی
اممم... مصاحبه خوبی بود پرنس. البته من اینو قبل از عید خونده بودم ولی این نظر اون زیر میرای ذهنم مونده بود الان اومد بالا. خیلی رک و خوب خودتو توصیف کردی من خیلی وقت بود دوس داشتم اطلاعات کاملتری در موردت داشته باشم ولی خب هیچوقت درست صحبت نکردیم و متوجه نشدم. شخصیت قوی و دوست داشتنی و سفتی داری. یه شخصیت دو وجهی قشنگ. یه نیمه لطیف و مودب و مهربان و در عین حال پرنسی یخی و کشنده:دی هر دوش دوست داشتنیه. بین جادوگرها مورفین و لوسیوس و بین ساحره ها شما و لینی از نظر من از همه بهترن.البته سلیقه ایه دیگه. سلیقه شخصیمو میگم.
از مصاحبه کننده* هم تشکر میکنم که سوالمو بدون اضافه و کم کردن آورد تو مصاحبه. توی تاپیک های سایت، نوزده سال بعد و توی انجمن ها، قدح اندیشه رو از همه بیشتر دوس دارم. بنظرم کلی ایده میشه اینجا پیاده کرد و یه زنگ تفریح و شرح تاریخی جالبه. یعنی اگه یه زمانی قرار باشه همه انجمن ها از بین بره و فقط یکی بمونه بنظرم همین یکی لایق موندنه.
*مصاحبه کننده همون تد ریموس لوپینه. فکر نکنی نمیدونم:دی همون شخصی که در دوئل... آه قلبم...خون؟... جان؟ بله صدام میکنن.
مرسی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

داداش! 
حاجیت اینجا نافُرم اعتراض داره داوش، پنجاه تا سؤال پرسیدیم، چرا نیومده بود توی مصاحبه؟ فک کردی ما ارزشی هستیم؟ فکر کردی ما بیکاریم؟ فکر کردی فخط واس دور همی پاشدیم اومدیم سؤال پرسیدیم؟ فک کردی خواسـّیم بگیم خعلی تخیلمون قویه؟!
هممم.. خب دُرُس فک کردی.
آیلی!
اولاً که هرچی گفتی و اینا، شرمنده کردی شدیداً. خعلی آقایی. سروری اصن. غلامم!
فقط من یه سؤالی داشتم، من باب همین ویزنگاموت، جسارتاً، سه تا ناظر؟!
از لحاظ نوشتههای سر در ویزن، که ما چهار تاییم، از لحاظ فعالین توی ویزن، که ما دو تاییم. خلاصع هرچی دودوتا چارتا کردیم آبجی حساب کتابتو ملتفت نشدیم! 
البته این حرف اصلیم نبود، واسه یه چی دیه هلک هلک پاشدم اومدم تو تاپیک.
هم من، هم همهی اونایی که رولهات رو به همراه اظهار نظرات خوندن، معتقدن که خودت رو دست کم میگیری.
نمیدونم توام اینطوری باشی یا نه، ولی من شخصاً اعتماد به نفسم، خیلی روی کیفیت رولم تأثیر داره. یعنی مثلاً وقتی میام تو اوج اعتماد به نفسم، جدی مینویسم، اصن بازی میکنم با روان خوانندهم. ولی همین آدم، وقتی احساس میکنه جدیهاش بیخود و خستهکننده و فلانن، حتی یه خط هم نمیتونه بنویسه.
( واسه همین همیشه سعی میکنم موقع نوشتن رولهام خالهم رو پیدا کنم یه جایی، ینی اعتماد به نفسی میده به آدم ها.
)
چیزی که میخوام بگم، اینه که بیشتر خودت رو قبول داشته باش آیلین. تدی گفت و خودت هم گفتی که جدی نویسی، بیشتر بیا توی تاپیکایی که جدینویسی در جریانه. با اعتماد به نفس پست بزن! با اعتماد به نفس بنویس. به خودت بگو: امکان نداره نتونم کسیو با این رول تحت تأثیر قرار بدم. و باور کن واقعیت پیدا میکنه.
به عقیدهی من، آیلین پرنس نویسندهی بسیار بسیار بزرگتریه، از چیزی که خودش تصور میکنه. :)
سال نو، پیشاپیش مبارک.

حاجیت اینجا نافُرم اعتراض داره داوش، پنجاه تا سؤال پرسیدیم، چرا نیومده بود توی مصاحبه؟ فک کردی ما ارزشی هستیم؟ فکر کردی ما بیکاریم؟ فکر کردی فخط واس دور همی پاشدیم اومدیم سؤال پرسیدیم؟ فک کردی خواسـّیم بگیم خعلی تخیلمون قویه؟!
هممم.. خب دُرُس فک کردی.

-__________________________-
آیلی!

اولاً که هرچی گفتی و اینا، شرمنده کردی شدیداً. خعلی آقایی. سروری اصن. غلامم!

فقط من یه سؤالی داشتم، من باب همین ویزنگاموت، جسارتاً، سه تا ناظر؟!
از لحاظ نوشتههای سر در ویزن، که ما چهار تاییم، از لحاظ فعالین توی ویزن، که ما دو تاییم. خلاصع هرچی دودوتا چارتا کردیم آبجی حساب کتابتو ملتفت نشدیم! 
البته این حرف اصلیم نبود، واسه یه چی دیه هلک هلک پاشدم اومدم تو تاپیک.

هم من، هم همهی اونایی که رولهات رو به همراه اظهار نظرات خوندن، معتقدن که خودت رو دست کم میگیری.
نمیدونم توام اینطوری باشی یا نه، ولی من شخصاً اعتماد به نفسم، خیلی روی کیفیت رولم تأثیر داره. یعنی مثلاً وقتی میام تو اوج اعتماد به نفسم، جدی مینویسم، اصن بازی میکنم با روان خوانندهم. ولی همین آدم، وقتی احساس میکنه جدیهاش بیخود و خستهکننده و فلانن، حتی یه خط هم نمیتونه بنویسه.
( واسه همین همیشه سعی میکنم موقع نوشتن رولهام خالهم رو پیدا کنم یه جایی، ینی اعتماد به نفسی میده به آدم ها.
)چیزی که میخوام بگم، اینه که بیشتر خودت رو قبول داشته باش آیلین. تدی گفت و خودت هم گفتی که جدی نویسی، بیشتر بیا توی تاپیکایی که جدینویسی در جریانه. با اعتماد به نفس پست بزن! با اعتماد به نفس بنویس. به خودت بگو: امکان نداره نتونم کسیو با این رول تحت تأثیر قرار بدم. و باور کن واقعیت پیدا میکنه.

به عقیدهی من، آیلین پرنس نویسندهی بسیار بسیار بزرگتریه، از چیزی که خودش تصور میکنه. :)
سال نو، پیشاپیش مبارک.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
جزئیات کاربر

پیشاپیش سال نو رو به همه کاربران عزیزی که زحمت خوندن این پست رو می کشن تبریک عرض می کنیم!
ویرایش ناظر:
به علت در دسترس نبودن لینک قبلی، فایل مصاحبه پیوست شد!
ویرایش ناظر:
به علت در دسترس نبودن لینک قبلی، فایل مصاحبه پیوست شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/3/23 20:14:43
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

الوعده وفا! 
خب این در دسترس نبودن سایت اول باعث شد من به سوالای بچهها دسترسی نداشته باشم که مصاحبه رو بنویسم و بعد هم باعث شد که به سایت دسترسی نداشته باشم و نتونم مصاحبه رو بفرستم!
این از علت تاخیر!
بعد دوستان عزیزی که اینجا سوال میپرسن... چه جدی و چه به شوخی!
ببینین دوستان.. من واقعا به سوالات شما احتیاج دارم تا مصاحبه خوب از آب در بیاد. بعد گاهی یه سوال میبینی که معلومه حسابی روش فکر شده و بعد ده تا سوال که خب ... راستش شبیه فرمهای نظرسنجیه بیشتر!
حقیقا من وقتی میبینم کسی از یک تعدادی سوال بیشتر نوشته، اصلا اون پست رو نمیبینم... چون سخته بین اون همه سوالی که رندوم پرسیده شده، سوالهای واقعی رو پیدا کرد پس اگه دوست دارید سوالتون رو تو مصاحبه ببینید، سوالهاتون رو با وسواس بیشتری انتخاب کنید.. ببینید خودتون دوست دارید به ۲۰۰ تا سوال که نصفشون دونستن یا ندونستنشون چیزی نه به خواننده اضافه میکنه نه به مصاحبه شونده... رو جواب بدین؟
مسئلهی آخر دوستان نزدیک مهمون اون هفته هستن.. این افراد بهترین سوالات رو میتونن بپرسن چون خیلی خوب طرف رو میشناسن فقط مواظب باشید که این سوالات خیلی شخصی و خصوصی نشه بهر حال اینجا محلی عمومیه و ما قراره چیزهایی رو در مورد شخص ایکس بدونیم نه اینکه نظر این شخص ایکس در مورد شخص ایگرگ چیه... باید به بقیه خواننده ها هم فکر کرد و ااهمیت داد!
اوووف.... آیلین عزیز...
ببخشید قبل از فرستادن سوالا کلی بوق زدم
مرسی که دعوتم رو قبول کردی... امیدوارم از سبک و مدل سوالا راضی باشی و چیزهای جدیدی در موردت یاد بگیریم.
اینم متن سوالات :

خب این در دسترس نبودن سایت اول باعث شد من به سوالای بچهها دسترسی نداشته باشم که مصاحبه رو بنویسم و بعد هم باعث شد که به سایت دسترسی نداشته باشم و نتونم مصاحبه رو بفرستم!

این از علت تاخیر!
بعد دوستان عزیزی که اینجا سوال میپرسن... چه جدی و چه به شوخی!

ببینین دوستان.. من واقعا به سوالات شما احتیاج دارم تا مصاحبه خوب از آب در بیاد. بعد گاهی یه سوال میبینی که معلومه حسابی روش فکر شده و بعد ده تا سوال که خب ... راستش شبیه فرمهای نظرسنجیه بیشتر!
حقیقا من وقتی میبینم کسی از یک تعدادی سوال بیشتر نوشته، اصلا اون پست رو نمیبینم... چون سخته بین اون همه سوالی که رندوم پرسیده شده، سوالهای واقعی رو پیدا کرد پس اگه دوست دارید سوالتون رو تو مصاحبه ببینید، سوالهاتون رو با وسواس بیشتری انتخاب کنید.. ببینید خودتون دوست دارید به ۲۰۰ تا سوال که نصفشون دونستن یا ندونستنشون چیزی نه به خواننده اضافه میکنه نه به مصاحبه شونده... رو جواب بدین؟
مسئلهی آخر دوستان نزدیک مهمون اون هفته هستن.. این افراد بهترین سوالات رو میتونن بپرسن چون خیلی خوب طرف رو میشناسن فقط مواظب باشید که این سوالات خیلی شخصی و خصوصی نشه بهر حال اینجا محلی عمومیه و ما قراره چیزهایی رو در مورد شخص ایکس بدونیم نه اینکه نظر این شخص ایکس در مورد شخص ایگرگ چیه... باید به بقیه خواننده ها هم فکر کرد و ااهمیت داد!
اوووف.... آیلین عزیز...

ببخشید قبل از فرستادن سوالا کلی بوق زدم

مرسی که دعوتم رو قبول کردی... امیدوارم از سبک و مدل سوالا راضی باشی و چیزهای جدیدی در موردت یاد بگیریم.
اینم متن سوالات :
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

آیلین!
- خب، این یکی از سوال هایی ـه که خیلی دوست دارم بدونم. بدترین مریضی ـت چی بود؟ خوب شدی؟ چطور بود؟ ترسیده بودی؟
- چرا این قدر رسمی هستی؟ می دونم رده سنی ـت فرق داره. اما این که کلا نتونی یخورده شوخ طبع تر باشی؛ یک مسئله دیگه ـست. مثلا هیچ کس وقتی می خواد تو مسنجر حرف بزنه؛ نمی گه مزاحم که نشدم.
یخورده سعی کن عامیانه حرف بزنی و اینا. رسمی نباش. بنظرت دلیل ِ این رفتارت چیه؟ می تونی تغییرش بدی؟
- توی رویاهات خودت رو چی می بینی؟ مثلا جلوی ِ آینه نفاق انگیز!
- ماجرای ِ این بی بی چیه که نه نماز نمی خونه نه من می دونم چیه یا کیه؟
- فیلم های ِ هری پاتر و کتاب هاش رو با هم مقایسه کن. بگو تو هر کدوم از چه شخصیت هایی خوشت می اومد.
- هری پاتر رو چند بار خوندی؟ چند بار دیدی؟
- هیچ فیلم/ کتابی می تونه با هری پاتر رقابت کنه؟
- تو آینده، چجوری می میری؟
- دوست داشتی چه موجود ِ سوپر نچرالی باشی اگه می تونستی؟ بعد مثلا هزار تا کتاب در مورد ِ جادوگرا و ومپایر هاست. تو می تونی هر کتابی که خواستی که توش این موجودات ویژگی های ِ بهتری داشتند؛ رو انتخاب کنی. چه موجودی و با ویژگی های ِ کدوم کتاب/ فیلم؟
- خب، این یکی از سوال هایی ـه که خیلی دوست دارم بدونم. بدترین مریضی ـت چی بود؟ خوب شدی؟ چطور بود؟ ترسیده بودی؟
- چرا این قدر رسمی هستی؟ می دونم رده سنی ـت فرق داره. اما این که کلا نتونی یخورده شوخ طبع تر باشی؛ یک مسئله دیگه ـست. مثلا هیچ کس وقتی می خواد تو مسنجر حرف بزنه؛ نمی گه مزاحم که نشدم.
یخورده سعی کن عامیانه حرف بزنی و اینا. رسمی نباش. بنظرت دلیل ِ این رفتارت چیه؟ می تونی تغییرش بدی؟- توی رویاهات خودت رو چی می بینی؟ مثلا جلوی ِ آینه نفاق انگیز!
- ماجرای ِ این بی بی چیه که نه نماز نمی خونه نه من می دونم چیه یا کیه؟

- فیلم های ِ هری پاتر و کتاب هاش رو با هم مقایسه کن. بگو تو هر کدوم از چه شخصیت هایی خوشت می اومد.
- هری پاتر رو چند بار خوندی؟ چند بار دیدی؟
- هیچ فیلم/ کتابی می تونه با هری پاتر رقابت کنه؟
- تو آینده، چجوری می میری؟
- دوست داشتی چه موجود ِ سوپر نچرالی باشی اگه می تونستی؟ بعد مثلا هزار تا کتاب در مورد ِ جادوگرا و ومپایر هاست. تو می تونی هر کتابی که خواستی که توش این موجودات ویژگی های ِ بهتری داشتند؛ رو انتخاب کنی. چه موجودی و با ویژگی های ِ کدوم کتاب/ فیلم؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

آیلـــــــــی!

1. سلام! چرا جواب سلام واجبه اصن؟
2. تو جواب سلام میدی؟
3. چرا ؟
4. تأثیر بادمجونهای بم بر انقلاب کبیر فرانسه رو بررسی کن و با رسم نمودار نشون بده که در این روند، جیمز سیریوس پاتر چه نقشی ایفا کرد؟
5. چی شده بود؟
6. دیشب شام چی خوردی؟
7. یادت نی؟ چرا یادت نی؟
8. صبحونه چی؟
9. نهار؟ نهارم یادت نیست؟
10. آیا توام موافقی که روزی سه لیوان شیر در سلامتی انسان ها مؤثره؟
11. آیا موافقی جیمز باید ساعت هفت شب بخوابه؟
12. راستی خودت شبا ساعت چند میخوابی؟
13. چرا؟
14. کی بود؟ نه نه.. همین! آره! همین که الان اسمس داد کی بود؟!
15. کسی نبود؟ همراه اول؟ چرا همراه اول باید اسمس بده بهت؟!
16. موافقی که مسئول قلم پر رو باس عوض کرد؟
17. چرا درخت گلابی سیب نمیده؟
18. خب چرا درخت سیب گلابی نمیده؟
19. چرا درخت هندونه، گردو نمیده حالا؟
20. چی؟ درخت هندونه نداریم؟! خب چرا ؟!
21. نظرت در مورد من چیه؟
22. نظرت در مورد او چیه؟
23. نظرت در مورد اون یکی؟
24. این یکی؟
25. ایشونا ؟
26. اوشونا ؟
27. سوم شخص مفرد؟
28. سوم شخص جمع؟
29. اون یکی که بغل اون یکی شماره 23 بود چطور؟
30. این یکی؟ نه این نه، بغلیش.. آها همون! اون چطور؟
31. دسمال من زیر درخت آلبالو گم شده، سواد داری؟
32. بی سوادی؟
33. چطوری هم سواد نداری هم بی سواد نیستی؟
34. این چه ربطی به دسمال ِ من داره اصن؟
35. چرا فک کردی باید همه چی به همه چی ربط داشته باشه؟
36. اون " بی بی " که جیمز پرسید کیه؟
37. پیرزنه چطور؟
38. گرامافون چیه؟
39. به جیمز چه که در گنجه بازه؟
40. اصن در گنجه بازه، حیای جیمز کجا رفته؟
41. چی؟ ارزشی؟! کی ارزشیه!؟ من ارزشیم؟!
42. آها! جیمز ارزشیه؟
43. به نظرت چطوری بهترین نویسنده شده پس؟
44. تبانی؟
45. توطئه؟
46. داداشش گرگه، رأی های مخالفو میخوره؟
47. باباش علهس؟
48. خانجونش مدیره؟
49. پروف ویزلیا رو میفرسته بهش رأی بدن؟
50. نفست نبریـــــــــــــــــــــــــــــــــــد!؟

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
