جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  61 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  179 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  196 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  291 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 6 تیر 1393 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:جیمزپاتر
گروه:هافلپاف
ویژگی اخلاقی وظاهری:موهای مشکی وبه هم ریخته،قدبلند-باهوش،شیطان،وفاداروقتی عصبانی می شه خطرناک می شه،
چوب دستی:چوب ماهون وپرققنوس 28سانتی متر انعطاف پذیر
جارو:اذرخش
معرفی:جیمزپاتردرقطارسال اول باسیریوس بلک اشناشدوباهم دوست شدندکمی بعدباریموس لوپین دوست شدند
ریموس لوپین دربالاامدن هرماه به شیون اورگان می رفت وتبدیل به گرگینه میشد.اوبرای غیبت هایش بهانه های مختلف می اوردولی دوستانش گرگینه بودن اورافهمیدندوخودجانورنماشدند
جیمزپاترتبدیل به گوزن نرمی شدوباهم درهاگزمید گشت می زدند
جیمزبعدازسال پنجم بالی لی اوانزبیرون رفت وکمی بعدباهم ازدواج کردند
بعدازازدواج ان هالردولدمورت امدو دامبلدورمحفل ققنوس راتاسیس کردولی لی وجیمز
پاترعضومحفل ففنوس شدند
در دوران جنگ ان هاصاحب یک پسر به نام هری پاترشدندودریک سالگی هری ولدمورت به خانه ی ان هاامدوجیمزپاتربادوئل کردن باولدمورت قصدداشت فرصتی به لی لی دهدتابافرزندشان فرارکند
ودرهمین دوئل کشته شد.

درود
شخصیت جیمز پاتر توی گروه گریفیدور بوده.
باید یه شخصیت ـی رو انتخاب کنید که بتونه وارد هافلپاف بشه.
تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/6 15:53:50
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 5 تیر 1393 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
باشه عمو، راس میگی.

میگم جک و جونور رو امتحان کنیم ایندفعه ها؟ مثلا باسیلیسک خوبه؟! من شخصا از این خوشم اومد، یکم با تخیل خودم قاطیه:

@@@@@@@


نام و نام خانوادگی: آرتور مک بون (Athur MacBoon)

گروه: اسلیترین

نژاد: پنج پا (مک بون پشمالو)

ویژگی های ظاهری: پنج تا پا، بدن پشمالو، دندون های نیش بلند، چشم هایی که نسبت به سر بزرگ دیده می شوند.

ویژگی های اخلاقی: علاقه ی شدید به گوشت انسان (به ویژه وبمستر ها )، ژله ی توت فرنگی، کوییدیچ، تدی، جوک های بیناموسی و تاپیک «بالا تر از توهم» گریفیندور.

پاترونوس: آخه این خرس گنده هیچ جادو بلده که پاترونوسم دُرُس کنه؟!

وضعیت خون: قبل از پنج پا شدن که اصیل زاده بود...

توضیحات:

اصولا خاندان مک بون توی جزیرشون مشکل خاصی جز مک کلیورت ها نداشتن، یه خانواده ی دیگه که همیشه واسه مک بون ها مزاحمت ایجاد می کردن. تا اینکه...

«از قرار معلوم کویینتیوس (Quintius) که رییس خاندان مک بون بود , دوگالد (Dugald) رییس خاندان مک کلی ورت را از پا در آورده است. بر طبق این افسانه اعضای خاندان مک کلی ورت آن شب تک تک اعضای خاندان مک بون را تغییر شکل داده و همه ی آنها را به هیولاهای پنج پایی تبدیل کردند. خاندان مک کلی ورت دریافتند که مک بون های تغییر شکل یافته بی نهایت خطرناکتر از قبل شده اند اما دیگر دیر شده بود.

مک بون ها در برابر تمام تلاشهایی که برای برگرداندن آنها به شکل اولیه شان صورت گرفت به شدت مقاومت کردند. این هیولاها تمام اعضای خاندان مک کلی ورت را کشتند تا اینکه دیگرهیچ انسان زنده ای در آن جزیره باقی نماند.

تازه در آن زمان بود که مک بون های هیولا دریافتند نبودن انسانی که بتواند چوبدستی سحرآمیزی بدست بگیرد به منزله ی این است که آنها ناگزیرند تا ابد به همان شکل باقی بمانند.»

@@@@@@


ببین عمو دانگ، اگه دیدی از اینم خوشت نمی یاد، تو که داری ویرایش می کنی، بابا اینم ویرایش کن، هر شخصیتی که خوشت میاد واسه من معرفی کن تایید کن برم دیگه!

واسه من که «توانایی مطرح شدن در سوژه ها» مهم نیست، ورود بازگشت به ایفا مهمه!

ندیده بودیم بیان مدیر با این جلال و جبروت رو دعوا کنن.
با چشمی پر از اشک و چشمی پر از خون تأیید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Arthur2014 در 1393/4/5 23:36:46
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/6 15:18:23
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 5 تیر 1393 14:14
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی : ویلیام آپ ست (ویلیام پریشان)
ملیت : ایرانی
گروه : راونکلاو
خون: دورگه از طرف پدر
پدر : مانی پریشان ( یک ماگل که به خاطر هوش بسیار بالایش مینروا او را از ته قلب دوست می داشت ، مینروا طی سفری که برای جادوگر ماه به ایران داشت با او آشنا شد و ازدواج کرد )
مادر : مینروا مک گونال
سن: 16
کوییدیچ : خوشش نمی آید ولی روی هوا چرخ زدن را دوست دارد
جارو : نیمبوس 2014
چوبدستی: 12.5 اینچ ، سرو و پر ققنوس ، منطقی انعطاف پذیر
سپر مدافع: گوزن ماده
ویژگی ها: باهوش، دفاع ذهنی ، تسلط بر هنرها و جادوهای سیاه ، پرواز بدون بهره از جاروی پرواز ، حرف زدن به زبان مار ، جانورنما ( تبدیل به گربه می شود )
ویژگی ظاهری: قد بلند با چشمان قهوه ای و موهای خرمایی بلند . (تصویر آواتار)
حیوان خانگی : ققنوس آتشی
عضویت در : محفل قفنوس ، ارتش دامبلدور
معرفی:
زمانی که مینروا با مانی پریشان ازدواج کرد بعد چند سال ولدمورت که از مینروا در جنگ شکست خورده بود به خانه آن ها حمله می کند و مانی را می کشد. مینروا بعد از مرگ شوهرش افسرده می شود و البته متوجه می شود که باردار است . پسر او به دنیا می آید اسمش را ویلیام و فامیلی اش را به آپ ست تغییر می دهد . او را برای جنگ با ولدمورت آماده می کند.
ویژگی های عجیبی در او وجود دارد و فقط جانورنمایی از مادرش به ارث برده .او اول قرار بود به اسلیرین بیفتد که به خاطر مادرش و هوش سرشار بالایش به راونکلاو افتاد . دامبلدور می گوید او هری دوم است .او همان اول در هاگوارتز مشهور شد.
او نمایندهٔ جوانان ایرانی در ویزنگاموت ، دانش آموز ارشد بود.
دوستان او هری پاتر ، لونا لاوگود ، چو چانگ ، نوبل لانگ باتم و لیسا تورپین.
هریمون از او خوشش نمی آید ، چون او کسی است که از هریمون جلو افتاده .در حال حاظر هنوز در هاگوارتز درس می خواند اما به دلیل سرعت بالای دستش در مجله عصر جادو نویسندگی می کند که اولین جلدش به زودی منتشر خواهد شد

خوب بود.
تا 2 ماه به صورت مشروط عضو ایفا میشی و اگه خوب بود شخصیتت عضویتت ادامه پیدا می کنه.
تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/5 14:38:36
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 4 تیر 1393 23:14
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: حامد آپ ست (Hamed upset)
گروه : راونکلاو
خون: دورگه
سن: 16
کوییدیچ : مهاجم است
جارو : نیمبوس 2014
چوبدستی: 12.5 اینچ ، سرو و پر ققنوس ، منطقی انعطاف پذیر
سپر مدافع: گوزن ماده
ویژگی ها: باهوش، دفاع ذهنی ، تسلط بر هنرها و جادوهای سیاه ، پرواز بدون بهره از جاروی پرواز ، حرف زدن به زبان مار
ویژگی ظاهری: قد بلند با چشمان قهوه ای و موهای خرمایی بلند .
حیوان خانگی: جغد
عضویت در : محفل قفنوس ، ارتش دامبلدور
معرفی:
حامد اولین فرد ایرانی است که به هاگوارتز راه یافته . لونا لاوگود عاشق آپ سته (بین خودمون بمونه حامد هم از لونا خوشش میاد )
او را به دلیل چهره ی غمناکش آپ ست یعنی ناراحت می نامد ، طوری که به دلیل نزدیکی زیادش به فامیلیش این اسم را به عنوان فامیلی خود انتخاب می کند .
او اول قرار بود به اسلیترین بیفتد که به خاطر هوش بالایش به راوکلاو رفت .
او یک نویسنده و موسس مجله عصر جادو در انتشارات طلای کمیاب است .
که به زودی اولین مجله اش در همین جا منتشر خواهد شد .

دوست عزیز

برای ورود به ایفای نقش اگه بخوای شخصیت ساختگی داشته باشی کار سختی رو در پیش داری.
اول از همه باید یه معرفی شخصیت خیلی کامل تر از این ارائه بدی که هر کس با خوندن ـش بتونه خیلی خوب بشناسه این شخصیت رو.
بعد هم به صورت مشروط وارد ایفا میشی و باید تلاش کنی در یه مدت زمان خاص، شخصیتت رو به همه بشناسونی و توی ایفا معروف ـش کنی یه جورایی.

بهت پیشنهاد می کنم اگه تازه واردی فعلاً از خیرش بگذری و از لیست شخصیت ها یکی رو انتخاب کنی.

تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/5 0:26:14
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 4 تیر 1393 23:07
نمایش جزئیات
آفلاین
توی لیست شخصیت ها هم که ندارینش... ولی خب، توی کتاب هفتم به عنوان یه شخصیت معرفی شده، پس دلیلی واسه رد کردنش نیست. (اوه راستی، خودت کیستی؟ یعنی کی بودی؟!)

معرفی شخصیت:

نام: مرگ

گروه: گروه بندی مرگ که از اساس اشتباهه، ولی اسلیترین.

وضعیت خون: اوه، این که اشتباه تره! ولی خب، اسلیترینی ها قاعدتا اصیل زاده هستن.

شکل ظاهری: متغییر. بستگی داره به کسی که سراغش رفته، می تونه به شکل یک فرشته در بیاد. می تونه به هیبت معروف داس و شنلش ، یا حتی به شکل یه بچه ی کوچیک در بیاد.

پاترونوس: نیازی نداره، چون انسان نیست که دمنتور ها جذب هیجان و شادیش بشن.

توضیحات: مرگ رو با عزرائیل، فرشته ی مرگ، اشتباه نگیرین. این مرگ پدیده ی مرگه در چشم کسی که زمانش فرا رسیده به شکل یه موجود در میاد.

یه زمانی بود که دانشمندای سازمان اسرار سعی کردن که به اسرار مرگ پی ببرن. یعنی سعی داشتن تسخیرش کنن... هرچند... وقتی فهمیدن نباید مرگ رو سمت خودشون می کشیدن که دیگه خیلی دیر شده بود.

بیشتر از این نخواین، نمی تونم بگم. اسرار مرگ هیچوقت نباید فاش بشن، یعنی نمی تونن که فاش بشن. این قاعده ی کائناته...

ای بابا.

آقا بنده الان به شدت مردد ـم سر این شخصیت شما. تا اونجایی که من فهمیدم این مرگ اصلاً شخصیت نیست. یعنی یه چیزه! نه شخص!

در نتیجه الان اینجوری فکر نکنم بشه خیلی روش مانور داد، شخصیت پردازی کرد، توی رول ها ازش استفاده کرد و این چیزا.

البته کلاً مرگ سوژه ی باحالی ـست و خیلی سوژه ساز هم هست.

نمی دونم می دونی یا نه، ولی الان شخصیت های ساختگی هم در صورت ارائه ی یه معرفی شخصیت خیلی کامل و فعالیت خوب تأیید میشن.
من بهت پیشنهاد می کنم یه شخصیت رو برداری و یه جورایی به مرگ ربط ـش بدی.

تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/5 0:22:54
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 1 تیر 1393 14:36
نمایش جزئیات
آفلاین
درود



نام:سیریوس.


نام خانوادگی:بلک.


گروه:گریفیندور.


خون:اصیل زاده.



چوبدستی:از موی هیپوگریف و چوب خاس 35سانتی متر مناسب برای افسون کردن و دوئل انعطاف پذیر.


جارو:اذرخش.


شکل جانورنما:سگ سیاه.


پاترونوس:دوباره سگ.



خصوصیات اخلاقی:
شوخ طبع وبامزه یک دوست عالی و یک جادوگر عالی تر اما حواستان باشد عصبانی اش نکنید چون اگر عصبانی شود منظره ی خوبی به وجود نمی آید.


خصوصیات ضاهری:
مردی جوان و تقریبا هیکلی با چشمانی نافذ به رنگ خاکستری و موهای بلند قهوه ای رنگ که بر روی شانه هایش میریزد بیشتر وقت ها یک کت و شلوار قهوه ای رنگ میپوشد با پوستی سفید.


خلاصه ای از زندگی:
سیریوس بلک، زادهٔ ژوئن ۱۹۵۸، فرزند ولبورگ و اریون بلک و برادر بزرگ ریگولس بلک است.



سیریوس آخرین فرزند خانواده بلک است، والدین وی ولبورگ و اریون بلک نام وی را سیریوس نهادند که نام ستاره‌ای در آسمان است. این نام گذاری بر طبق سنت خانواده بلک برای نام گذاری فرزندان از نام صورت‌های فلکی و ستارگان است. نام‌های ریگولاس، کیگانوس، اوریون و آرکتوروس نیز بر همین اساس انتخاب شده است.
سیریوس یک برادر کوچک به نام ریگولاس، و سه دختر خاله به نام‌های بلاتریکس بلک، نارسیسا بلک، آندرومدا بلک دارد. نارسیسا و بلاتریکس نزد خانواده بلک عزیز بودند چون با خانواده‌های خون اصیل بیعت کرده و با مردان جادوگر ازدواج کردند، در حالی که آندرومدا نزد آن‌ها بی اعتبار بود زیرا با مشنگی به نام تد تانکس ازدواج کرد. برادر کوچک سیریوس، ریگولاس نیز به خاطر پیوستنش به گروه لرد ولدمورت یعنی مرگ خواران مورد تحسین قرار گرفت.سیریوس و آندرومدا به خاندان بلک شباهتی نداشتند. سیریوس از خانواده خود شرمسار بود و خود را بد اقبال می‌دانست.

سیریوس با جیمز پاتر دوست صمیمی بود و با ریموس لوپین و پیتر پتی گرو نیز دوستی داشت.

در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آن‌ها با چالاکی نام سیریوس را از شجره‌نامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجره‌نامه خانوادگی پاک کرد.
جیمز پاتر دوست صمیمی سیریوس با لیلی اوانز ازدواج کرد که در مراسم عروسی آن دو سیریوس بلک ساقدوششان بود. سیریوس بعدها به عنوان پدرخوانده هری پاتر، پسر جیمز انتخاب شد.∗
اسارت

پس از اینکه لرد ولدمورت به خانه لیلی و جیمز پاتر حمله کرد و آن دو را کشت، به هری، پسر آن دو حمله کرد اما طلسم او به ولدمورت بازگشت و ولدمورت از بین رفت. در این میان سیریوس از ماجرا با خبر شده و یک ساعت بعد خود را به خانه پاترها رساند. در آنجا به هاگرید برخورد و هاگرید به وی گفت که از طرف دامبلدور دستور دارد که هری را پیش او ببرد. سیریوس هری را به هاگرید داد و موتور پرنده خویش را نیز به وی قرض داد، سپس در حالی که به سمت خانه پاترها می‌رفت اندیشید که رازدار (کسی که راز مکان خانه را در دل خود حفظ می‌کند و هیچکس تا موقعی که او راز را به فرد نگوید نمی‌تواند مکان را ببیند) پاترها یعنی پیتر پتی گرو آن‌ها را به ولدمورت فروخته است. سیریوس به سراغ پیتر رفت و با گلاویز شد. پیتر با جادو مشنگ‌ها را کشته و خود را به شکل موشی در آورد سپس انگشت خود را قطع کرد و به خانه یک خانواده جادوگر پناه برد. سیریوس به جرمی که پیتر انجام داده بود یعنی کشتن مشنگ‌ها و از بین بردن خود پیتر به زندان آزکابان افتاد.

سیریوس دوازده سال اسیر بود تا اینکه با دیدن یک روزنامه که عکس خانواده ویزلی را درحالی انداخته بود که پیتر هم با شمایل موش همراه آن‌ها بود از زندان فرار کرد و به محوطه هاگوارتز رفت.

خب دیگه تاییدم کن کاردارم باید برم.


بدرود

درود
به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کنید:

1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولی‌ها از این‌طرف: کلاه گروه‌بندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید.

تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/1 21:08:36
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 28 خرداد 1393 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
درخواست تغییر شخصیت عمو جون.

توحید ظفیر، جادوگری شرقی است که بر خلاف سایرین، تحصیلات مقدماتی جادوگری را در خانه فرا گرفت. طبق قوانین رسمی کشورش، همه مردم اعم از جادوگر و مشنگ، بعد از دوران تحصیل باید به امر مقدس سربازی مشغول شوند. اما وی به دلیل ترشح بیش از حد هورمون تستوسترون از خدمت معاف شد.
وی در همان ایام که کارت معافیت خود را دریافت کرد، از طریق دوست مشنگ خود با فیلم های هری پاتر آشنایی یافت.این قسمت را می توان نقطه آغاز تحولی بنیادین در زندگی وی نامید. او تصمیم خود را گرفته بود و برای ملاقات با بانو اما واتسون،بازیگر مشنگ این فیلم راهی لندن شد. در همان ایام به دلیل اقدام در ترور نافرجام رابرت گرینت،دیگر بازیگر این فیلم به سه ماه حبس در آزکابان محکوم شد.
بعدها مشخص شد که شکل سپر مدافع وی، از لیلا حاتمی به اما واتسون تغییر یافته است.بعد از پایان دوره محکومیت او تصمیم گرفت یک چوبدستی اختصاصی سفارش دهد که مغز درون آن، تار موی اما واتسون باشد.او مدت های زیادی در تلاش بود که به شماره تلفن وی دسترسی پیدا کند که در این راه تاکنون نا موفق بوده است.
وی در نهایت برای تکمیل آموخته های ناقص جادوگری خود به هاگوارتز رفت و کلاه گروهبندی به محض تماس با سر وی، او را در گریفیندور، جایی که هرمیون گرنجر(اما واتسون بازیگر نقش هرمیون گرنجر بود) در آن تحصیل کرده بود انداخت.
گفته می شود وی تا کنون بارها به دلیل اقدام علیه نوامیس مردم، توبیخ شده است.
در زیر اطلاعات کلی از شخصیت وی در اختیار شما قرار گرفته است:
نام و نام خانوادگی: توحید ظفیر
گروه: گریفیندور (گروه هرمیون گرنجر)
جنس چوبدستی: چوب درخت پرتقال با تار موی اما واتسون
شکل سپر مدافع: اما واتسون
شکل آنیماگوس (جانورنما) : روبرت گرینت
شماره کارت معافیت از سربازی: 143ج17/ ایران 73

سلام عمو.

1- برای گرفتن شناسه ی جدید باید بلیط بزنی که این شناسه رو ببندم و بعد یه شناسه ی دیگه بسازی و با اون معرفی شخصیت بزنی.

2- اسم شخصیت انتخابی همچنان خوب نیست.
من پیشنهاد می کنم یه اسمی برداری که کمتر توی چشم بزنه. با فضای داستان هم همخونی داشته باشه. بازم پیشنهاد می کنم یه دونه از شخصیت های لیست شخصیت ها که معروف نیست رو برداری و شخصیت ـش رو اینجوری کنی.

3- در مورد معرفی شخصیتت هم بیشتر باید کار کنی. الان داستان ما پیرامون هری پاتره، نه فیلماش. مثلاً می تونه اما واتسون به هرمیون گرنجر تبدیل بشه.

همین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیتر پتی گرو در 1393/3/28 21:06:27
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/29 12:52:44
دلیل: پاسخ
خدا می دونه بعد از این که جیمز و لیلی رو به لرد فروختم، چقدر شکسته شدم.
خدا می دونه که از اون زمان تا حالا، یک شب هم خواب به چشمام نیومد.
رفقا، شجاع ترین افراد هم، همیشه یه ذره ترس باهاشون هست.
گناه من هیچی نبود. جز این که از شکنجه شدن می ترسیدم.
حق این نبود که این طور بهم سرکوفت بزنین.
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 25 خرداد 1393 23:52
نمایش جزئیات
آفلاین
لطفا جایگزین بشه!

جادوگری از دوردست، جادوگری با ریشی سپید و لباسی سیاه، نماینده ی هر دو جبهه ی جادوگری، بنیان گذار جادوگری نوین، محقق و تاریخ نگار، دست های پشت پرده ی حکومت انگلستان، جادوگرِ پیامبر و پیامبرِ جادوگر!

اینها القابی هستند برای یک فرد، کسی که تمام حکومت انگلستان است در زمانی که تمام راه های ارتباطی مردم را تحت نظر ندارد! برای من، مرلین! بزرگترین جادوگر باستانی!

من، مرلین جادوگر، کسی که تمام جادوگران به اقصی نقاط لباس ها و اعضای بدن وی قسم یاد میکنند، بار دیگر برگشته ام تا در خدمت جامعه ی جادوگری باشم، با چوب جادوگری جدیدی با طول 35 سانتی متر و از چوب عصایی که در دستم میگیرم؛ پیرتر از همیشه، خسته تر از قبل ولی با تجربه تر از گذشته و قوی تر از تمام دوران هایی که زندگی کرده ام! قامت خمیده و سن زیادم هرگز نتوانستند جلوی مرا برای نشان دادن قدرت بیکرانی که جادو برای ما فراهم می آورد را بگیرند!

مرلین هیچ پدر و مادری نداشت و بنا بر روایات متواتری که از تمام پیروان و مذاهب به دست ما رسیده است، وی در اولین روز اولین ماه اولین سال، از ژرفنای اقیانوس اطلس بیرون آمد و اولین تمدن جادوگری را بنا کرد.

از مزایای کهولت سن، خوش اخلاقی ای ست که خواسته و ناخواسته در انسان بوجود می آورد و من نیز از این قاعده مستثنی نیستم، تا زمانی که خواسته هایتان معقول باشد مرا خندان خواهید دید!

به من نگاه کنید! چه میبینید؟ ریشی سیاه، لباسی سیاه! من پیامبرم، پیامبری برای تمام جادوگران وساحرگان. پیامبری که باید از خشم وی بترسید و از عوقبت وی بر حضر باشید که کسی را یارای مقابله با خشم او نیست!

من آمده ام تا یاد بدهم، تا یاد بگیرم، تا بکشم و کشته نشوم، آمده ام که نسلی جدید را در کنارتان بسازم و بدانید و آگاه باشید که در برابر دشمنان سخت و بی رحم خواهم بود و شاید در میان دوستان نیز همچنین! کسی را یارای مقابله با من نیست که من خود جادویی هستم که از ذهن و قلب و دستانتان میگذرد. پس مراقب باشید که نعمتی خطرناک در حال پیشروی به سمت دنیای جادوگری ست و بستگی به شما دارد که از آن چگونه بهره مند شوید!

من مرلین کبیر هستم. اولین جادوگر تاریخ، باهوش ترین جادوگری که تمام اعصار به خود دیده است؛ اصیل ترین جادوگری که میتواند وجود داشته باشد؛ کسی که با سخت کوشی فراوان، توانست جادوگری را رونق دهد و نسل جادوگران را بر روی زمین گسترش دهد و شجاع ترین فردی که بود، که توانست بر تمام تهدید های دوران و اعصار مختلف غلبه کند!

من، به نشانه ی تجدید پیمان با تمام گذشته ای که داشتم، در گریفیندور حضور خواهم داشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 خرداد 1393 13:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: لیسا تورپین

گروه : ریونکلا

خون: اصیل زاده

سن: 13

کوییدیچ: مهاجم است و با جاروی آذرخش بازی می کند.

چوبدستی: 25 سانتی متر، چوب درخت بید کتک زن و مغز پر ققنوس

سپر مدافع: آهو

ویژگی اخلاقی: باهوش، حساس و خوش رفتار است و با دوستانش مهربان می باشد.

ویژگی ظاهری: قد متوسط با چشمان آبی و موهای قرمز بلند که همیشه آن را می بندد.

حیوان خانگی: گربه

علایق: شکلات و شیرینی، درس دفاع در برابر جادوی سیاه، دوستانش، محفل ققنوس، کوییدیچ، شطرنج

معرفی: لیسا از کودکی به جادوگری علاقه ی زیادی داشت. او در درس دفاع در برابر جادوی سیاه بهترین دانش آموز کلاس است و می خواهد در آینده استاد این درس در هاگوارتز شود.

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط s.m در 1393/3/21 13:19:24
ویرایش شده توسط s.m در 1393/3/21 13:42:44
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/21 14:10:05
کنجکاوی در تازه ای را به روی یک انسان باز می کند.
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 19 خرداد 1393 13:45
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم:اولیور وود

گروه:گریفیندور

جنسیت:مرد

سن:16

خون:دورگه

پتروناس:مار

نوع چوب جادو :چوب افرا و ریسه قلب اژدها 33سانتی متر بدون انعطاف پذیری

جارو: نیموس 2001

ویژگی ظاهری و اخلاقی : قد معمولی مو مشکی چشم ها قهوه ای
کم صبر . خوش اخلاق

عاشق سفر . کاپیتان تیم کویدیچ گریفیندور . دروازه بان تیم


تیم گریفیندور پس از رفتن چارلز ویزلی به علت نداشتن یک جستجوگر خوب . بسیار افت کرده بود
اما الیور به پیشنهاد پروفسور مک گوناگل که مشاهده کرده بود هری با یک شیرجه بسیار خوب توانسته بود گوی یاد اور نویل را بگیر هری را به عنوان جستجو گر جدید تیم انتخواب کرده بود


الیور در بازی اول هری مقابل اسلیترین از او به عنوان یک سلاح مخفی استفاده کرد که این کار باعث پیروزی مقابل اسلیترین شد و همین طور به دست اوردن جام گروه های چهار گانه

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/19 14:39:21
نمیخام که مثل من فکر کنی
فقط میخام که فکر کنی