فلش بک
چیزی در مورد تدی لوپین جوان وجود دارد که هیچکس دقیقاً نمیتواند رویش انگشت بگذارد. احساسی از قدرت که به طرف مقابلش میدهد. احساسی از اطمینان. نمیشد گفت مربوط به آن چشمان کهربایی همیشه آرام و مطمئن است یا حرکات به دور از شتاب و ملایمش. نمیشد فهمید دلیلش، شکلی از مردانگی و حمایت است که در وجودش موج میزند، یا آن لبخند گرمی که ناگهان تمام وجودتان را گرم میکرد. ولی فقط کافی بود نگاهش کنید.. با او حرف بزنید.. نه اصلاً.. نه نگاهی و نه حرفی.. حضورش. حضورش موج قدرتمندی از آسودگی خاطر را به همراه میآورد.
- متوجه شدی تدی؟
تدی بدون کلمهای حرف، سری تکان داد. شاید هم قدرت اصلیش همین جا نهفته بود. همین که بدون سخن گفتن، میتوانست به شما بفهماند که نباید دیگر نگران چیزی باشد. قدرت اصلیش همین بود که حالا به چشمان آبی روشن پروفسور دامبلدور آرامش میبخشید.
و قلب پیر دامبلدور، گرم شد..
تد ریموس لوپین قطعاً میتوانست مشکل مربوط به بودلر جوان را حل کُند و او را از کُنام پلنگ بیرون بکشد و..
آن مشکل..
دیگر به اتمام رسیده قلمداد میشد!..
پایان فلشبک
اُلاف، با برقی پیروزمندانه در چشمانش و اوراق سرپرستی ویولت بودلر در دستانش، نزد زندانیش باز میگشت و دامبلدور..
باید میفهمید که..
آیا پاپاتونده زنده بود؟!..
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] قبرستان
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
پاسخ به: قبرستان
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



[
]
