جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

31 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: چهارشنبه 19 شهریور 1393 20:08
نمایش جزئیات
اهم اهم!
ما فصل جدید میخوایـــــم یـــالا! ( ژانر وات دو وی وانت مای بیبی! )
آقو الان یه سری جادوگر و ساحره و تسترال و کوفت و زهرمار دمِ در کارگاه منتظر نشستن فصل جدید بیاد! یه کم توجه یه کم ابراز همدردی.. هعی.. اون شات گانِ من کو؟ یکی بیاد شلیک کنه تو دهنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: جمعه 14 شهریور 1393 09:22
نمایش جزئیات
یوان عزیز،

ممنون از لطفت! پرفکت کلمه‌ی بزرگیه واقعا... ما داریم سعی می‌کنیم داستان خودمون رو در قالب فن فیکشن بیاریم و ضعف هم مطمئنا داریم ولی تا جایی که بتونیم جلوی اشکالاتی که به ذهنمون میرسه رو میگیریم.
خوشحالم باعث خنده‌ی آقا روباهه شدیم!

اون دیالوگ پایانی که تیکه کلام جیمزه، کی جرئت داره روش حرف بزنه؟

در مورد نویسنده‌ی فصل‌ها.. ۱ و ۴ با جیمز بوده، ۲ و ۳ با من... ویرایشش همه فصل‌ها رو با هم انجام دادیم. فصل ۴ هم تقریبا تموم شده... باید کم کم بریم سراغ فصل‌های بعدی.

راستی منظورت از تفاوت لحن چی بود؟ چون لحن ۲ و ۳ باید شبیه هم باشه فک کنم!

فرجوجک... مرسی

خوشحالم دوست داشتی تا اینجا رو... ما داریم سعی می‌کنیم با حداقل ژانگولربازی داستان خوبی رو تعریف کنیم... انتقاد پذیریم بد نیست بهر حال!

تو تند تند میخونی ولی ما تند تند نمی‌نویسیم.. مشکل اینجاست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 شهریور 1393 22:18
نمایش جزئیات
عاااااااااالی ی ی ی ی ی ی.
بی صبرانه منتظر فصل بعدیم.
شخصیت ها خیلی خوب ارتباط بر قرار کردند.
تا حدودی زیادی انتظارات آدمو بر آورده می کنه.
جز واقعه گرایانه ترین فن فیکشن هایی بود که خوندم.
خیلی از فن فیکشن ها به داستان اصلی توجه نمی کنن.
ولی به مرلین قسم شما کارتون درسته.
روندش تاحالا حرف نداشت.

پ.ن : از من انتظار یواش خوندن ندا شته باش :)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 شهریور 1393 21:25
نمایش جزئیات
ینی همین که پی.ام تدی تو چت باکس رو در مورد فصل جدید دیدم، با کله رفتم تو تاپیک، با کله دانلود کردم و با کله خوندم!

پــــــــــــرفــــــــــــکــــــــــــت بــــــــــــود!

واقعا در عین سادگی و استفاده نکردن از توصیفات فرا ادبی، بسی بسی بسی دلنشین و روون و جذاب بود! یه جاذبه ی عجیبی بود تو تک تک جملات که منو تا به پایان رسوندن فصل، ول نکرد! حیف که تموم شد، دوس داشتم این حس رو!

اتفاقات و دیالوگای طنز خیلی خنده داری داشت، خندیدم واقعا! وقتی کوچیک شدن کله ی آلبوس رو تو ذهنم تصور کردم، روده ـم داشت میترکید! یاد اون صحنه ی مشابه توی فیلم مردان سیاه پوش افتادم! اون شعر با ریتم هیپ هاپ هم خیلی جالب بود! ... مرسی که دل یه بچه رو بعد یه روز خیلی مزخرف سیرخنده کردین!

اون "هرچی من میگم همونه" هم به عنوان دیالوگ پایانی خیلی مناسب بود.

فقط یه چیزی!
یه جور تفاوت لحنی و روایتی بین دو فصل قبلی و این یکی بود. کدوما رو جیمز و کدوما رو تدی نوشته؟


بی صبرانه منتظر فصل بعدیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 شهریور 1393 18:32
نمایش جزئیات
بالاخره انتظارها به سر آمد و فصل ۳ آماده شده!

خدمت ملت همیشه منتظر و پیگیر که این مدت هی ما رو تشویق کردن که بقیه‌اش چی شد.
یواش یواش بخونید چون فصل ۴ هنوز تموم نشده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 649.51 KB; بازدیدها: 41
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/6/11 23:18:44
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: یکشنبه 2 شهریور 1393 09:08
نمایش جزئیات
سلام.

مرسی گلرت عزیز از توجهی که داشتی و داری.

باید بگم فصل سه تقریبا آماده س.
به لطف زحمت های تدی صفحه های پایانیش داره تکمیل میشه و فقط ویرایش نهایی و تصویرسازیش مونده.

مرسی که با مایین.
اندکی صبر، فصل سه نزدیک است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: یکشنبه 2 شهریور 1393 08:24
نمایش جزئیات
تدی، پس فصل جدید چی شد؟ این روزا اینقدر سرتون شلوغه؟!

نقل قول:
تدی گفته:

اول مرسی که شرمنده کردی
دوم هم مرسی که شرمنده کردی ایول! به این میگن نقد کوبنده! میدونی تو مصاحبه‌های خانم رولینگ هیچوقت این قضیه که نسبتی بین خانواده‌ی پورل و گودریک گریفیندور هست نه رد شده و نه تائید و همیشه تو هاله‌ای از ابهام باقی مونده. برای همین این دیالوگو تدی گفت....شایدم بچه جوگیر شد، یادش رفته بود جیمز هنوز گروه‌بندی نشده!


تدی، اصلاً قابلتون رو نداشت

راستش من وقتی داشتم یکی از مصاحبه های قدیمی رولینگ مال سال 2005 رو میخوندم، به این قسمت رسیدم:

نقل قول:
MA: What about Harry's family — his grandparents — were they killed?

JKR: No. This takes us into more mundane territory. As a writer, it was more interesting, plot-wise, if Harry was completely alone. So I rather ruthlessly disposed of his entire family apart from Aunt Petunia. I mean, James and Lily are massively important to the plot, of course, but the grandparents? No. And, because I do like my backstory: Petunia and Lily's parents, normal Muggle death. James's parents were elderly, were getting on a little when he was born, which explains the only child, very pampered, had-him-late-in-life-so-he's-an-extra-treasure, as often happens, I think. They were old in wizarding terms, and they died. They succumbed to a wizarding illness. That's as far as it goes. There's nothing serious or sinister about those deaths. I just needed them out of the way so I killed them.

MA: That sort of shuts down Heir of Gryffindor [theories], as well.

JKR: [Pause.] Yeah. Well - yeah.

MA: Another one bites the dust.


توی اون قسمت آخر ملیسا آنِلی (MA) میگه پس این حرفتون به گونه ای تئوری های نواده ی گریفیندور رو میبنده دیگه؟ و رولینگ هم تایید میکنه. البته من خودم هم این رو تازه دیدم و فقط محض اطلاع رسانی گفتم.

لطفاً هر وقت که فصل جدید آماده شد، به من هم خبر بدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1393 09:30
نمایش جزئیات
ویولت باز نکن... خبری از فصل جدید نیست!

گیدیون عزیز:

مرسی از محبتت
در مورد جدی نویسی/طنز نویسی والا بیشتر شهرتیه که به خاطر یه سری پستا داریم و هر چند طنزنویسی من تعریفی نداره ولی جیمز وقتی جدی‌نویسی میکنه خیلی خیلی مخوفه!
در مورد پیشنهادت... میدونی؟ خیلی وسوسه کننده است ولی اینطوری شاید یکی بیاد، یکی نیاد تو داستان و دلخوری و انتظار ایجاد بشه برای همین ترجیح اینه که کلا از دوستامون توی داستان استفاده نکنیم.

گلرت عزیز:

اول مرسی که شرمنده کردی
دوم هم مرسی که شرمنده کردی ایول! به این میگن نقد کوبنده! میدونی تو مصاحبه‌های خانم رولینگ هیچوقت این قضیه که نسبتی بین خانواده‌ی پورل و گودریک گریفیندور هست نه رد شده و نه تائید و همیشه تو هاله‌ای از ابهام باقی مونده. برای همین این دیالوگو تدی گفت....شایدم بچه جوگیر شد، یادش رفته بود جیمز هنوز گروه‌بندی نشده!

یوآن عزیز:

ممنون از این همه تعریف بابا!
تدی ناکار شدنی‌ها؟ خوشمان آمد!
بعدشم من که هم وورد آپلود کردم هم پی دی اف... ندیدی مگه؟

این فصل‌های سه و چهار هم یه کم طولانی‌ترن از دو فصل اول، هم این تابستونی من و جیمز وقتمون بیشتر از بهار پره انگاری صبور باشین دوستان... دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: جمعه 27 تیر 1393 20:47
نمایش جزئیات
احسنت! اکسلنت! براوو! دمت چیز.. نه.. جیز!

خیلی باحال بود. بعد یه مدت حس کردم دوباره هری پاتر ظهور کرده. واقعا توصیفات و سرعت روند داستان و اینا چیزی از کتابای اصلی کم نداشت. دستتون پاور داره

اون لوگوی جیمزتدیایی هم محشر بود!

اونجا که تدی خودشو زد به مردن هم کیف کردم و هم غافلگیر شدم! باحالترین صحنه ش بود بنظرم! عاشق اینجور صحنه هام!

تدی ناکارناشدنی! :دی

منتظر فصول باقی می باشیم!



پ.ن: اگه میشه PDF باشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گردش سوم
ارسال شده در: پنجشنبه 26 تیر 1393 11:57
نمایش جزئیات
جیمز، تدی؛ میتونم به جرأت بگم که این تا اینجا بهترین فن فیکشنی بوده که من خونم ولی از تعریف بگذریم شما نوشتید:
نقل قول:
- پسر هری پاتر معروف... نواده‌ی گودریک گریفیندور.. جرئت نداره یه ورد ساده رو امتحان کنه!


خانواده ی پاتر یک خانواده ی اصیل زاده (در حال حاظر نیمه خالص) هستش که از نوادگان ایگنوتیوس پورله؛ ربط خاندان پورل به گودریک گریفندور رو شما از کجا پیدا کردی؟ ها؟! تا جایی که من میدونم در مورد خانواده ی ویزلی هم اشاره به هیچ کدام از بنیان گذاران قلعه ی هاگوارتز نشده.

لطفا" دیگه از این جنگولک بازیا وسطش در نیارید؛ ولی همون طور که گفتم این بهترین فن فیکشنی بوده که تا به حال خوندم و به هردو ی شما تبریک میگم و منتظر قسمت های بعدی هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!