جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  52 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  167 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  179 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  280 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  194 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سازمان حل اختلافات (مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: یکشنبه 30 دی 1403 18:15
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
با توجه به ادامه طرح خانه تکانی وزارت سحر و جادو در زمستان سال 1403 توسط دولت دوستی و دوپامین (دولت نوزدهم)، تاپیک «سازمان حل اختلافات» به دلیل سال‌ها عدم فعالیت و همچنین عدم کاربرد در زمانه فعلی، به عنوان بخشی از تاریخ سایت جادوگران به موزه جادوگران منتقل گردید.

وزیر پانمدی.
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are

پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: شنبه 10 آبان 1393 20:56
نمایش جزئیات
آفلاین
بنابر صلاحدید و مشورت انجام شده، این تاپیک با توجه به تازه تاسیس بودن، اما قفل خواهد شد.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: جمعه 21 شهریور 1393 23:39
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان چون یکم اوضاع بیریخت شد و رول لاوندر اشتباهه و سوژه رو تا مرز شهادت پیش برد( کاری که هممون در حال انجامشیم کلا) اگه مشکلی نداشته باشه رول بعدی رو بنده بزنم که جمع و جورش کنم...

رزرو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
every fairytale needs a good old-fashioned villain

حاجیت بازی رو بلده

حاجی بودیم وقتی حج مد نبود...


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: جمعه 21 شهریور 1393 20:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ماندانگاس دندوناشو روی هم سایید:
-یه پستونک به هری بدیم دست از سر لرد ور داره!
تراورز که سرخ شده بود گفت:یعنی مشکل ما همین پستونک خواستن هریه دیگه؛نه؟
-بذار فکر کنم...یه قلاده هم ببندیم به این یارو بلک!
-چه یهو مشکلاتمون کم شد!خب من برم یه پستونک و قلاده بخرم!فعلا خدافظ!
-خدافظ!
تراورز راه افتاد که بره اما مکث کرد:
-اِاِاِ!صبر کن بینم!مگه ما نیومده بودیم بانک بزنیم؟!
-ای وای راس میگی تری!
-زهر مار!ده بار بهت نگفتم به من نگو تری؟!حیف وسط مشنگاییم وگرنه یه کروشیو میزدم بفهمی!
-خب حالا!نکن!دِ نکن!با توام سگ زبون نفهم!تو چرا یهو سگ شدی آخه؟
این صدای ماندانگاس بود که سعی داشت به سیریوس بفهمونه قوزک پاش پستون ننه بلک نیست.
ناگهان یه صدایی اومد.صدا از سمت هری پاتر و ولدمورت بود.البته اونی که قبلا هری پاتر بود و اونی که قبلا ولدمورت بود.چون الان اون دو تا تبدیل شده بودن به سروان های ماگل...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: جمعه 21 شهریور 1393 14:42
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه: ماندانگاس و تراورز تصمیم میگیرن از بانک مشنگ ها یعنی بانک مرکزی طهران دزدی کنند. به این منظور ماندانگاس چهار شخصیت را چیزخور میکند و وارد داستان میکند، یعنی: هری پاتر، لرد ولدمورت، سیریوس بلک و پیتر پتی گرو. این چهار شخصیت کاملا وارونه شده اند...


هری پاتر سرش را روی شانه ولدمورت گذاشته بود و زمزمه میکرد:
_ پدر...پدر...پدر... پستونک...پستونک!

ولدمورت: سیر داغ!

هری پاتر: عرررررررررررر....عرررررررررررر

ولدمورت: را را را را را را


از آن سو سیریوس، سگ شده بود و پتی گرو موش شده بود و دنبال بازی میکردند!


تراورز: هی دانگ! با این جماعت قصد داری بریم بانک بزنیم؟!
ماندانگاس: چی بگم والا!
تراورز: باید از افراد متخصص در این کار کمک بگیریم!
ماندانگاس: مثلا کیا؟
تراورز: اول از همه باید بریم سراغ "پرفسور ویکتور". اون استاد ریاضیات جادویی در هاگوارتزه و متخصص باز کردن گاو صندوق های مشنگیه و از طرفی میتونه مختصات و جزییات دقیق نقشه محل رو مشخص کنه و خیلی کمکمون کنه. فقط یه مشکل کوچیک داره!
ماندانگاس: چی؟!
تراورز: در حال حاضر در بند فوق امنیتی آزکابان بازداشته!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: جمعه 21 شهریور 1393 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
ماندانگاس به تراورز نزدیک تر میشه و با حالت مرموزی میگه:«خوب پسر...اول باید یه نقشه درست و حسابی بکشیم...این ماگلا به همه چی شک میکنن...هه...آخه بیچاره ها فکر میکنن جادو وجود نداره...مثلا مورد داشتیم یه پسر بچه چوب جادوی مادرشو برداشته و باهاش یه آب نباتو بلند کرده ..بعد ماگلا انداختنش زندون...باورت میشه؟»
تراوز زیر زیرکی خندید و گفت:«داش...نمیدونستیم اوضاع اینقدر خیته...»
ماندانگاس رفت عقب و با صدایی که بلند تر بود گفت:«حالا از کجا شروع کنیم؟برنامت چیه؟»
تراورز رفت توی فکر و در حالی که انگشتاشو دونه دونه میشمرد گفت:«خب...اول باید مسواک بزنم...»
-:«چی؟؟؟مسواک؟»
تراورز از روی صندلی بلند شد و طلب کارانه گفت:«آقا توقع داری با دهن بد بو برم بهشون بگم پولاتونو بدین؟...داش ناامیدم کردی...خب...بعدش باید برم یه دست لباس خوشمل دومادی بخرم...»
-:«لباس دومادی واس چی؟تراورز حالت خوبه؟»
تراورز یه لحظه رفت تو حس عروسی و با صدای بلند آواز خوند:«عروس چقدر قشنگه ایشالله مبارک باد...دوماد چقققققققققققققققققققققدر قشنگه ایشالله مبارکم باد...ایشالله مبارکم باد...بازمم مبارکم باد...»
کارگردان با اخم داد زد:«هوووووووووووووووووی...داری چیکار میکنی؟»
تراورز یه لحظه سر جاش خشکش زد و به مردم نگاه کرد.همشون این شکلی شده بودن:
صداشو صاف کرد و برگشت طرف ماندانگاس...به میز تکیه داد و گفت:«خب داش...بیا نقشه رو بریزیم...اول یه چیزی...آدماتو گیر آوردی یا گیرشون بیارم...؟هان؟»
ماندانگاس گفت:«کاریت نباشه تراورز...آدم دارم میخوای بیارمشون؟»
-:«آآآآآآآآآآآآآآآآری...بیار بینیم...»
ماندانگاس سوت زد و بلافاصله ولدمورت،هری پاتر،سیریوس بلک،پیتر پتی گرو وارد صحنه شدن...
تراورز که داشت از تعجب سکته میکرد گفت:«چیییییییییییییی؟؟؟»
ماندانگاس با یه نیش خند گفت:«چی فکر کردی؟»
ولدمورت و هری دست به گردن انداخته بودن و میخندیدن...دم باریک و سیریوسم پیش هم وایستاده بودن.
هری گفت:«با عرض سلام بنده هری پاتر هستم و آماده ی زدن بانک می باشم»
یه سرفه کوچولو کرد و گفت:«منو ولدی جونم تصمیم گرفتیم برای پول در آوردن باهم همکار بشیم....مگه نه ولدی جون؟»
ولدمورت در حالی که اشک شوقشو پاک میکرد رو به جمعیت گفت:«آره...من در حق هری ظلم کردم...ولی اون حاضر شد به خاطر پول از من بگذره...هری جونم ببخشید...»
بعد ولدمورت هق هق کنان هری رو بغل کرد و گفت:«دیگه اذیتت نمیکنم هری جونم...دیگه اذیتت نمیکنم.»
سیریوس و دم باریک هم دست تو دست هم آواز میخوندن:«یه توپ دارم قل قلیه...سرخ و سفید و آبییییییییییییییییییییه...»
تراورز با تعجب به ماندانگاس نگاه کرد و زیر لبی گفت:«ماندانگاس...به اینا قرصی چیزی ندادی؟»
ماندانگاس خندید و توی گوش تراورز گفت:«یه معجون به خورد هر چهارتاشون دادم که عقایدشونو برای یه شبانه روز عوض میکنه...»

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



پاسخ به: سازمان حل اختلافات ( مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: پنجشنبه 20 شهریور 1393 20:23
نمایش جزئیات
آفلاین
دام دام دارادادام دام، دادادام دارادام! :hungry1:

پرده های قرمز کنار می‌رن و ملّت تماشاچی که معلوم نیست چقدر پول دادن تا بیان تماشای این نمایش خز و خیل، تراورز رو می‌بینن که با یه حالت گولاخانه و خفنز پاهاش رو گذاشته روی یه میز چوبی و داره آدامس نعنایی برند " شیک" می‌جوئه.

در با صدای شترق باز می‌شه، البتّه بهتره بگیم کنده می‌شه و حاجی ماندانگاس فلچر می‌پره تو اتاق. تراورز که می‌خواد ادای شوکه شدن رو در بیاره می‌پره روی میز جلوش و شروع می‌کنه حرکتای موزون زدن. کارگردان از اون طرف صحنه داد می‌زنه:
- مردک این چه حرکتیه؟ داری می‌رقصی یا شوکه شدی؟
ملّت:

تراورز که متوجّه می‌شه اشتباها داره رقص کردی انجام می‌ده دوباره با همون حالت گولاخز و خفنانه می‌شینه می‌شینه رو صندلی. ماندانگاس یه نیشخندی می‌زنه و می‌گه:
- داداش، شنیدم این‌جا مافیا جمع کردی. یه کاری واست دارم کلی پول توشه. :sharti:

یه برق خاصی تو چشمای تراورز نمایان شد و با لحن لاتی جواب می‌ده:
- داوشم، خین و خین ریزی هم تو کاره؟ قراره کیو بکشم داداچ؟
- صبر داشته باش تا بهت بگم. چند وقتیه وزارت می‌خواد بزنه تو کار کنترل ماگلا، برای همین به پولِ اونا نیاز داریم. هدفت دزدی از بانک مرکزی تهرانه. انجامش می‌دی؟

تراورز یکم نا امید شد امّا یه خنده ی شیطانی کرد و جواب داد:
- به شرط این‌که وقتی می‌خوام از بانک مرکزی طهران دزدی کنم بتونم آدمم بکشم مشتی.

ماندانگاس یه سکه انداخت بالا و گفت:
- حلّه، کی کار رو شروع می‌‍کنی؟
- همین الان.

===

این‌که یه جا نوشتم تهران و یه جای دیگه نوشتم طهران از عمده...
سوژه رو زود نبرین جلو، اوّل بزارین نقشه بکشن و آدم جمع کنن بعد برن دزدی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سازمان حل اختلافات (مافیای جماعت جادوگر)
ارسال شده در: جمعه 24 مرداد 1393 17:25
نمایش جزئیات
آفلاین
سازمان حل اختلافات


سازمان حل اختلافات مکانی است برای گرفتن انتقام، زورگیری، کودتا و ... هر کسی رو بخواید بکشید یا اگه می‌خواید از هر کسی زورگیری کنید کام تو آس! من، تراورز و رفقا میایم کمکتون و با چند تا آوادا و کروشیو حساب دشمناتون رو می‌رسیم. آره درست فهمیدی، به ماها میگن مافیای جماعت جادوگر.

رول ها فقط ادامه دار هستند و بر اساس سوژه ممکنه طنز یا جدی باشن. ممکنه در آینده برنامه های دیگه ای هم داشته باشیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/5/24 21:10:03
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/23 0:34:37