شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلااااااااااام آیسان هستم ! 17 سالمه آشناییم با کتابای هری پاترم از فیلم اول هری پاتر و سنگ جادو شروع شد . یه مدت طولانی ای دیوااانه ی هری پاتر بودم همه بازیای بچه گیمم هری پاتر بود . الان بهترم دیگه قرصامو سر وقت میخورم خوشبختــــــم
خب اول از همه بگم این خیلی تاپیک باحالیه... البته همه تاپیک های جادوگران باحالن:دی بگذریم.... من فاطمه ام بیشتر دوس دارم فاطی صدام کنن.. 13 سالمه...شغل خاصی هم ندارم(همون دانش آموز)... تو تهران زندگی می کنم... اینم بگم از اون گودزیلاهای دهه هشتادیم...
اسم و نام فامیل:سپيده همين کافيه. جنسیت:مي خواهيد مذکر باشم؟؟؟؟ سن:13 شهر محل تولد :تهران محل زندگی:تهران شغل :بيکار (البته دانش اموز) تحصیلات :فعلا هشتم نحوه آشنایی با هری پاتر و میزان علاقه:دوستام مي شه فت علاقه ي زياد علاقه های شخصی خودتون :سوسک(روان پريش هم خودتي)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالی ویزلی در 1393/12/11 19:59:10
چهار چيز است كه قابل بازيابي نيست : سنگ پس از پرتاب شدن سخن پساز گفته شدن فرصت پس از از دست رفتن و زمان پس از سپري شدن
خب سلام و درود بر ملت و امت جادوگران و اینا من ادموند پونسی ام. البته واقعن نیستم، حبیبم :دی منتها ادموند پونسی بودن رو ترجیح می دم، از قضا ادموند خیلی خفن تر از حبیب تشریف داره و اینا و خب 17 سالمه(16 و خرده ای ولی تعارف که نداریم) و متولد 26 مرداد 77 ام، ینی 17 آگوست 1998. و دیگه اینکه داستان می نویسم. اولا با یکی دو تا داستان یانگ ادالت شروع کردم و بعد ریختم رو سر فانتزی-هارور و الان هم سای فای می نویسم، هم وحشت، هم فانتزی و یه پروژه ی اپیک هم هس که خب احتمالا هویجوری هست و نوشته نمی شه :دی خب شاعر نیستم(و این جمله هم همیشه بعدش گفتم که هیچوقت ادعاش رو هم نداشتم :D )اما شعر هم می گم. البته می گفتم، حالا بعد دوسال یکی دو هفته پیش دوباره یه استارتی زدم و اینا. و یه شعر پساآخرالزمانی و یکی دو تا سپید و چن تا غزل گفتم. و ترجمه... :دی والا قرار بود برم یه کراس اوور از پرسی جکسون رو ترجمه کنم، لامصب انگار طلسم شده بود :دی عاقا با هزار مکافات از تحریم های پدر و مادر گذشتیم و یواشکی اومدیم پای پی سی که بدقولی نباشه و اینا. تا عید پارسال تموم کرده بودم که انگار یهویی زندگی دید خیلی بهم خوش می گذره، خواست یه کم حرومم کنه. هیچی دیگه پی سی و هاردم سوختن :/ بعدش قرار بود تا مرداد تموم کنم که استعفا دادم و کلن قضیه منتفی شد. اما خب الان دوباره قراره شروع کنم ترجمه رو و این بار کوتاه تر می گیرم و اینا :دی اممم... عاها. جادوگران. خب من بچه ی فانتزی فنزم. دو سال و نیمه ریختم رو فانتزی. فانتزی فنز که خب یه دور پوکید و ترکوندنش، رفتیم با یه ملتی تو هارور فنز که زیرشاخه ی فانتزی فنز بود. خلاصه اونم ترکید :دی بعد من رفتم افسانه ها و اینا، که دیدیم پارسال پاییز دسته جمعی مدیرا زدن ترکوندنش که یه دونه نو بسازن :دی تا اونا افسانه های جدید رو بسازن، خبر رسید که فانتزی فنز جدید ساخته شد و اینا، اما خب بچه های اکیپ فانتزی فنز قبلیمون رفته بودن و قهر کردن که چرا اون انجمن قبلی رو ترکوندین و ما این فف جدید رو نمی خوایم و هیچی دیه :دی تو فانتزی فنز که بودم، اسم جادوگران چن باری به چشمم خورد و اینا(البته تفکرم افسانه ها و دوران اژدها هم لینکش کرده بودن) و وقتی که پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم نمایشگاه کتاب، دیدیم قراره دوباره فانتزی فنز رو(این بار برای ابد)بپوکونن و ما و ملتی دگر بریزیم تو سایتی دگر :دی الانم اون سایت دگره باز شده و افتتاح می شه به زودی. و عاها، تو اون فاصله ی بین سایت دگر و ترکیدن فف فور اِوِر، فنزین بودم و البته تو دوران و ایسفا و افسانه ها هم می پلکیدم :دی البته فعالیتم تو دوران به سه چهار تا پست بیشتر نرسید، زدم بیرون. اخیراً هم با بکس ایسفا کلن ترکیدیم و منو بنا به دلیلی احمقانه بن کردن حتی و منم اتوماتیک زدم بیرون :دی و امشب رفته بودم افسانه ها دیدم اونم الان بستن :دی قراره دوباره بیان. من نحسم عایا؟ مواظب جادوگران باشین نپوکه :/
و عاها یه رفیق شفیق خفن و خوبی بود تو اینستاگرام که البته هویجوری اتفاقی پیدا کردیم تو یه پیجی و بحث دوران شد و فالو کردیم و من گفتم بچه ی فلانم و بیا این سایت دگر و اونم گفت بچه ی جادوگرانه، منم دیه گفتم نیام نمی شه :دی
و خب با تچکر از ملت و امت و انگار سایت هم سن و سال آردا هم هس؟ اوپس، آردا هم بودم و هستم :دی و یه سایت مرحوم ریک ریردانی بود که اونجا هم بودم، یه دمیگاد هم زدن جدیدن اونجا هم با شناسه ی هرمس هستم. و انیمه پارک هم هستم با شناسه ی kira_yamato و سر نمی زنم البته :دی و دیگه یادم نمی آد کجا هستم :دی
نوبتي هم باشه نوبته اينه که با شخخصيت واقعي التيداي مشنگ زاده اشنا بشيد. من ساناز هستم که 14 سال دارم. اهل تهرانم. کتاباي هري پاترو بيش تر از فيلماش دوست دارم. چون بيشتر راه خلاقيت و پرورش تصورات انسان رو ايجاد مي کنم. ديگه حرفي ندارم.
سلام به دوستـان جادوگر خوبم. من تینا هستم و 13 سالمه و تو غرب این شهر بزرگ سربی زندگی می کنم.عاشق کتاب های هری پاتر هستم.از شهریور ماه با هری پاتر آشنا شدم و یکی از طرفدارای هری می باشم.من سمپادیم و با دوستای مدرسم ( که تو سایت هم داریمشون )در مورد هری پاتر و شخصیت ها حرف می زنیم . آغا بسه دیگه. پاملا گفته:من کشته مردهی لونا لاوگودم مرسی این نظر لطف شما رو میرسونه
درود بر همه ی دوستان اسم واقعی من شهریار قنبری 19 سال سنم هست تقریبا از بچگی هری پاتر (اول دوم دبستان) میخوندم البته هری پاتر دروازه ای به دنیای فانتزی بود چیزه دیگه اینه علاوه بر خوندن رمان فانتزی عاشق موسیقی متال هستم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Stay my blade from the flesh of the innocent. Hide in plain sight. Never compromise the Assassin Brotherhood. These are the tenents of the Creed. The principles I used to live by. I was a young man then. The Seven Year War was about to begin. I could not have imagined what the [img width=300]https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQNlHPpZYcyfNfhuBlPnSKlePgo0t_s_IIbsmj6aS6Ymsl-5lgJUQ[/img]future has in store for me... Nor the cost I would choose to bear...
سلام نمی دونم پی شد ولی بالاخره تصمیم گرفتم که خودم رو معرفی کنم من هم ملیکا هستم 15ساله از 12 سالگی به اتفاق یکی از اشنا هامون با هری پاتر اشنا شدم و خب یه مدت بد جوری تو نخش بودم مثلا چوبدستی داشتم(هنوز هم دارم) ردا داشتم کلاه داشتم و ... اصلا دنیایی بو واسه خودش دیگه ایفای نقش پنه لوپه رو بر عهده دارم دانش اموز باهوش ریونکلا از اشنایی با شما خوشبختم