این شیوه اغلب برای او جواب داده بود اما آرسینوس یک نکته را فراموش کرده بود و آن اینکه اگر در پست های قبلی او با این شیوه موفق شده بود از زیر بار جواب دادن به اسنیپ فرار کند نگارنده این پست خود اسنیپ بود!
آرسینوس نگاهش را به سقف دوخت به دیوار های دود خورده دوخت حتی برای چند دقیقه به سوسکی که زیر پایش حرکت میکرد علاقه مند شد اما هیچکدام تاثیری نداشت!اسنیپ درحالیکه همچنان خیره به آرسینوس مینگریست با کم صبری گفت:
- چطور جرئت میکنی در محضر ما سوت بزنی ای گستاخ؟بدمت دست زاغی چشماتو دربیاره؟
زاغ سیاه اسنیپ با بی میلی نگاهی به آرسینوس انداخت.از صبح آن روز چشم های زیادی را طعمه کرده بود و در آن لحظه کاملا سیر بود با این همه این تهدید با وجود بی میلی زاغی باز هم یک تهدید بود.بنابراین آرسینوس دست از سوت زدن کشید و درحالیکه آب دهانش را به سختی فرو میداد خودش را مجبور کرد در آن چشمان قرمز خیره شود.
-سیو...یعنی سرورم؟
اسنیپ:هوم؟
- چشمات...یعنی رنگ قرمز خیلی بهتون میاد!
اسنیپ دستی به موهای چربش کشید.
- اه بله...دیدم هرکسی که ارباب میشه چشماش قرمز میشه گفتم یه لنز بذارم به ابهتم اضافه شه!
-ام سیو...چیز سرورم دقت کردین از ضمیر جمع در نامیدن خودتون استفاده نمیکنید؟
- چون تازه لرد شدیم آرسینوس و هنوز عادت نکردیم...ببینم توی حقیر اینجا اومدی مارو بازخواست کنی؟به چه جرئتی؟بیخود بحثو عوض نکن از زیر سوال ما در بری...روغن موت کوش؟الان خواستی با این کارت به همه نشون بدی که با ما مخالفی؟خواستی ابهت مارو زیر سوال ببری و به ریش نداشته مون بخندی ای ملعون؟از وزارت عزلت کنیم؟
آرسینوس:آخه سیو...یعنی سرورم!خب من خواستم روغن مو تهیه کنم ولی پیرو دستور شما همه ریختن ته روغن موهارو درآوردن.یه قطره هم نمونده.حتی معجون روغن موی هکتور هم به طرز بی سابقه ای تموم شده.تازه من که همیشه کلاه شنلم رو سرمه.کسی نمیبینه که باعث خفت شما باشم! :worry:
اسنیپ دستی به صورتش کشید.
- هوم...خیلی خب...چون تازه لرد شدم میبخشمت آرسینوس.حالام جمع کن خودتو!در عوض میخوام کاری برام بکنی.
- چه خدمتی ازم ساخته ست سرورم؟
اسنیپ به پست قبلی اشاره کرد.
- مادرم اینجا یه غلط املایی داره 200 بار از روش بنویس!
نقل قول:
با سوئ ضن به مادرش خیره شد.
آرسینوس:من باید بنویسم؟
اسنیپ:پس توقع داری به مادرم بگم خودش بنویسه؟به خاطر این گستاخیت 50 نمره از گریفندور کم میشه و باید 300 بار بنویسی!
در ضمن قلم و کاغذ مادر ما یادت نره.سر راه هم منوت رو میبری میدی به دراکو.متوجه شدی؟آرسینوس:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج












اب حمام به اب مرلین گاه وصل بود, وینکی یک روز گاه مرلین رو ندید , وینکی یک روز خود مرلینم ندید, وینکی داشت می ترکید , وینکی به پشت گل و درخت ها پنها برد .یکی یه کاری کرد.
البته ریتا یک مقاله دیگر به نام وات د فاز اخه


بدون ریش :worry: ...باشه نمیخام لرد شم