نام: هرپوی کثیف
مکان زندگی: یونان باستان کثیف
گروه: راونکلاو !
جنسیت: مرد کثیف
رنگ مو: سفید کثیف
رنگ چشمان: زرد کثیف
وفاداری: جادوی سیاه کثیف
هرپوی کثیف یک جادوگر حبیث است که در دوران یونان باستان می زیسته.او را به عنوان قدیمی ترین جادوگر سیاه تاریک می شناسند.همچنین او را خالق و پرورش دهنده باسیلیسک و اولین جادوگری که هورکراکس ساخت،می نامند.حتی به زبان مارها سخن می گفته (Parselmouths) ولی خب جبر روزگار مارو انداخت راونکلاو.
به طور خلاصه از او به عنوان یکی از بزرگترین و اولین جادوگران سیاه،مار زبان،سازنده باسیلیسک و بسیاری از وردها و طلسم های نفرین شده می نامند.
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدید.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
13 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
هلنا ریونکلاو
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/30
تولد نقش: 1396/02/01
آخرین ورود: پنجشنبه 21 شهریور 1398 01:42
از: یونان باستان
پستها:
18

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/12/05
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: پنجشنبه 30 دی 1395 20:05
از: وصل تو گر نیست نصیبم، عجبی نیست!
پستها:
10

هااع.
دراگومیر دِسپارد.
گروه!
ریونکلاو.
سن!
بیس و هف؟ بیس و هش؟ پیر خلاصع!
ظاهر!
عرضم به حضورتون ک، دراگومیر شخصی بید دراز. بعد، پوست سیفید و اینا، بلوندم هس. موهاش هموطور که در تصویر مشاهده می کنید، شلخته وار هر طره ش به یک سو متمایل بید. در کل، بیریخ. بعد، معمولن یه لباس بارتِندِر می پوشه که پیرنش سفیده و جلیقه و پاپیونش سیاه؛ آستیناشم تا می زنه. بعد دیه، در تمامی اوقات شبانه روزم یه عینک دودی باریک می زنه و مث خر سیگار می کشه.
دیه. جای شکستگی و بریدگی و سوختگی و گازگرفتگی و فیلان، تا دلتون بخواد رو دس پاش هس، به دلایلی که در ادامه خواهید دید. قیافه ش در حالت کلی مخلوطی از پوکرفیس و بی اعصاب هس. انگشت کوچیک دس چپم نداره ک گویا با خنجر یه نفر بریده شده.
باطن!
اهم. عادم بسیار مزخرفی هس. بارز ترین نکته در مورد این شخص، این بید که با کوچکترین "پِخخ!" ای، فیوز می پرونه. بهتر بگم؛ هر چیزی که عادمای نرمالو می تونه هیجان زده، وحشتزده یا خوشحال کنه، فقط خشم این یارو رو بر می انگیزه. عاقا اعصاب نداره اصلن؛ علت برانگیخته شدن خشمش ب این راحتی م، در هاله ای از ابهام بید.
اکثر مواقع در حالتی دیده می شه که به تنهایی یه گوشه لم داده، یا داره به تنهایی در امتداد جدول راا می ره و سعی می کنه بر اعصابش مسلط باشه؛ ک البت همینم اعصابشو بهم می ریزه.
بعد، روش هندل کردن چیزای ناخوشایند دور و برشم این بید که می زنتشون.
بعد، اگ نتونه چیزی رو به روش عادی هندل کنه، کلن نادیده می گیرتشون و وانمود می کنه وجود ندارن. مثلن، دیده شده ک وجودِ یه شخصی رو در نظر نگرفته و با بولدوزر از روش رد شده. تحملم عادمم یه حدی داره بالاخره!
در دوران قدیم، ب علت همی عدم توانایی کظم غیضش، یه گند خفنی بالا اورده و ب واسطه همین، اخراجش کرده بیدن از جامعه جادوگری. بعد، کلن دانش و توانایی جادوییش در حد خربزه مونده و فقط گاهن به صُوَر غریزی بروز می کنه. مثلن، موقعی که دیه کاملن جلو چشاشو خون گرفته و می خواد یکی رو مث سگ بزنه، یهو یه مینی بوسی رو بلند می کنه و می کوبه تو سر یارو مثلن.
دیه. از عادمای عوضی خوشش نمیاد. یه سری خط قرمزایی هس تو ذهنش، بعد اگ کسی اونا رو رد کنه و اینا، در دسته ی چیزای ناخوشایند ذهن این یارو قرار می گیره و طبیعتن، در اولین فرصت هندل می شه.
چوبدستی!
نداره. موقعی ک از جامعه طرد می شده، چوبشو گرفتن خاکشیر کردن و الخ!
شغل!
شرخری. (هااع. این یه شغل تقریبا مشنگی بید. به عادمایی گفته می شه که اگ کارفرماشون مثلن طلبی چیزی از کسی داشته باشه و یارو مدت مدیدی اونو نپرداخته باشه، شرخر میره و هر جور شده طلب کارفرماشو از حلقوم طرف می کشه بیرون.)
و مایتعلق به!
در مورد خون اصیلش و فیلان، هیچ اطلاعاتی در دسترس نیس. سالیان بسیار درازی رو بین مشنگا سپری کرده و تقریبا هیچ جادوییم به خواست خودش به کار نبرده. همینه که بیشتر ویژگیای مشنگی درش یافت می شه؛ مث لباساش و شیوه ی مبارزش و اینا. هااع! شیوه ی مبارزه! به قدر کافی تو مبارزه با دس و پاش خوب هس؛ ولی در مواقع لزوم، دو تا کُلت اسپرانزا داره ک ازونا استفاده می کنه.
بله. از تافی م نمی ترسه.
خعلیم تافی دوس داره.
تافی توت فرنگی به ویژه.
عاقا این عاشق تافیه اصن!
فوبیای تافی و اینا، همش دسیسه های اون لعنتی پشت پرده س... فوبیای تافی اصن وجود نداره!
خودِ تافی اصن وجود نداره! بمیر تافی! تافی تف بهت!
همین دیه.
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدین.

دراگومیر دِسپارد.
گروه!
ریونکلاو.
سن!
بیس و هف؟ بیس و هش؟ پیر خلاصع!

ظاهر!
عرضم به حضورتون ک، دراگومیر شخصی بید دراز. بعد، پوست سیفید و اینا، بلوندم هس. موهاش هموطور که در تصویر مشاهده می کنید، شلخته وار هر طره ش به یک سو متمایل بید. در کل، بیریخ. بعد، معمولن یه لباس بارتِندِر می پوشه که پیرنش سفیده و جلیقه و پاپیونش سیاه؛ آستیناشم تا می زنه. بعد دیه، در تمامی اوقات شبانه روزم یه عینک دودی باریک می زنه و مث خر سیگار می کشه.
دیه. جای شکستگی و بریدگی و سوختگی و گازگرفتگی و فیلان، تا دلتون بخواد رو دس پاش هس، به دلایلی که در ادامه خواهید دید. قیافه ش در حالت کلی مخلوطی از پوکرفیس و بی اعصاب هس. انگشت کوچیک دس چپم نداره ک گویا با خنجر یه نفر بریده شده.
باطن!
اهم. عادم بسیار مزخرفی هس. بارز ترین نکته در مورد این شخص، این بید که با کوچکترین "پِخخ!" ای، فیوز می پرونه. بهتر بگم؛ هر چیزی که عادمای نرمالو می تونه هیجان زده، وحشتزده یا خوشحال کنه، فقط خشم این یارو رو بر می انگیزه. عاقا اعصاب نداره اصلن؛ علت برانگیخته شدن خشمش ب این راحتی م، در هاله ای از ابهام بید.
اکثر مواقع در حالتی دیده می شه که به تنهایی یه گوشه لم داده، یا داره به تنهایی در امتداد جدول راا می ره و سعی می کنه بر اعصابش مسلط باشه؛ ک البت همینم اعصابشو بهم می ریزه.بعد، روش هندل کردن چیزای ناخوشایند دور و برشم این بید که می زنتشون.
بعد، اگ نتونه چیزی رو به روش عادی هندل کنه، کلن نادیده می گیرتشون و وانمود می کنه وجود ندارن. مثلن، دیده شده ک وجودِ یه شخصی رو در نظر نگرفته و با بولدوزر از روش رد شده. تحملم عادمم یه حدی داره بالاخره!
در دوران قدیم، ب علت همی عدم توانایی کظم غیضش، یه گند خفنی بالا اورده و ب واسطه همین، اخراجش کرده بیدن از جامعه جادوگری. بعد، کلن دانش و توانایی جادوییش در حد خربزه مونده و فقط گاهن به صُوَر غریزی بروز می کنه. مثلن، موقعی که دیه کاملن جلو چشاشو خون گرفته و می خواد یکی رو مث سگ بزنه، یهو یه مینی بوسی رو بلند می کنه و می کوبه تو سر یارو مثلن.

دیه. از عادمای عوضی خوشش نمیاد. یه سری خط قرمزایی هس تو ذهنش، بعد اگ کسی اونا رو رد کنه و اینا، در دسته ی چیزای ناخوشایند ذهن این یارو قرار می گیره و طبیعتن، در اولین فرصت هندل می شه.

چوبدستی!
نداره. موقعی ک از جامعه طرد می شده، چوبشو گرفتن خاکشیر کردن و الخ!
شغل!
شرخری. (هااع. این یه شغل تقریبا مشنگی بید. به عادمایی گفته می شه که اگ کارفرماشون مثلن طلبی چیزی از کسی داشته باشه و یارو مدت مدیدی اونو نپرداخته باشه، شرخر میره و هر جور شده طلب کارفرماشو از حلقوم طرف می کشه بیرون.)
و مایتعلق به!
در مورد خون اصیلش و فیلان، هیچ اطلاعاتی در دسترس نیس. سالیان بسیار درازی رو بین مشنگا سپری کرده و تقریبا هیچ جادوییم به خواست خودش به کار نبرده. همینه که بیشتر ویژگیای مشنگی درش یافت می شه؛ مث لباساش و شیوه ی مبارزش و اینا. هااع! شیوه ی مبارزه! به قدر کافی تو مبارزه با دس و پاش خوب هس؛ ولی در مواقع لزوم، دو تا کُلت اسپرانزا داره ک ازونا استفاده می کنه.
بله. از تافی م نمی ترسه.
خعلیم تافی دوس داره.
تافی توت فرنگی به ویژه.
عاقا این عاشق تافیه اصن!
فوبیای تافی و اینا، همش دسیسه های اون لعنتی پشت پرده س... فوبیای تافی اصن وجود نداره!
خودِ تافی اصن وجود نداره! بمیر تافی! تافی تف بهت!
همین دیه.

تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/12/7 16:25:30
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/05/16
تولد نقش: 1393/05/22
آخرین ورود: دوشنبه 17 بهمن 1401 11:11
از: …
پستها:
742

نام:رون ویزلی
سن:16
جنسیت :مرد
چوبدستی:از جنس درخت بید و موی دم اسب تک شاخ
رنگ مو: قرمز آتشین
محل اقامت: پناهگاه
گروه: گروه قرمز و طلایی گریفیندور
مدرسه: هاگوارتز
نژاد: اصیل
توضیح کوتاه:فرزند ششم از یک خانواده نه نفری ام که مثل سایر برادرانم برای تحصیل به هاگوارتز میرم و در اونجا دو دوست گرانبها به نامهای هری پاتر و هرمیون گرنجر پیدا میکنم. از اولین سال ورود من به هاگوارتز و آشنا شدن با هری پاتر اتفاقات زیادی در هاگگوارتز رخ میدهد که ما هم در آن اتفاق ها حضور داریم....
ویژگی های ظاهری: مو قرمز دوست داشتنی به همراه صورت پر از کک و مک و به طور کلی جنتلمنم
ویژگی های اخلاقی: از مقایسه شدن نفرت دارم دوست دارم همیشه تک و همیشه تو چشم باشم.
-------
لطفا تعویض شود.ممنون
انجام شد.
سن:16
جنسیت :مرد
چوبدستی:از جنس درخت بید و موی دم اسب تک شاخ
رنگ مو: قرمز آتشین
محل اقامت: پناهگاه
گروه: گروه قرمز و طلایی گریفیندور
مدرسه: هاگوارتز
نژاد: اصیل
توضیح کوتاه:فرزند ششم از یک خانواده نه نفری ام که مثل سایر برادرانم برای تحصیل به هاگوارتز میرم و در اونجا دو دوست گرانبها به نامهای هری پاتر و هرمیون گرنجر پیدا میکنم. از اولین سال ورود من به هاگوارتز و آشنا شدن با هری پاتر اتفاقات زیادی در هاگگوارتز رخ میدهد که ما هم در آن اتفاق ها حضور داریم....
ویژگی های ظاهری: مو قرمز دوست داشتنی به همراه صورت پر از کک و مک و به طور کلی جنتلمنم
ویژگی های اخلاقی: از مقایسه شدن نفرت دارم دوست دارم همیشه تک و همیشه تو چشم باشم.
-------
لطفا تعویض شود.ممنون
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1394/12/7 13:15:42

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/12/06
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: یکشنبه 21 آذر 1395 21:54
از: من نپرس
پستها:
3

اسم:کاساندرا وابلاتسکی
چوبدستی:چوبش از جنس بلوط سیصد ساله و داخلش مقداری ریسه قلب اژدها که دور موی دم تک شاخ پیچیده شده
خون:اصیل
گروه:ریونکلاو
توضیحات:
کاساندرا فردی توانا در زمینه اسرار ناشناخته حتی برای جادوگرانه،اون کتاب های زیادی رو نوشت و تالیف کرد و از مهم ترینشون كتاب روشن بيني آينده هستش(توصیه میکنم بخونید)بله!کاساندرا توانایی روشن بینی داره و اون رو از اجدادش به ارث برده این توانایی که هرکسی نداره.کاساندرا با یک نگاه به گوی بلورین اینده رو میبینه و خلاصه خیلی خفنه:|
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدید.
چوبدستی:چوبش از جنس بلوط سیصد ساله و داخلش مقداری ریسه قلب اژدها که دور موی دم تک شاخ پیچیده شده
خون:اصیل
گروه:ریونکلاو
توضیحات:
کاساندرا فردی توانا در زمینه اسرار ناشناخته حتی برای جادوگرانه،اون کتاب های زیادی رو نوشت و تالیف کرد و از مهم ترینشون كتاب روشن بيني آينده هستش(توصیه میکنم بخونید)بله!کاساندرا توانایی روشن بینی داره و اون رو از اجدادش به ارث برده این توانایی که هرکسی نداره.کاساندرا با یک نگاه به گوی بلورین اینده رو میبینه و خلاصه خیلی خفنه:|
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1394/12/7 13:12:53
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/30
تولد نقش: 1396/02/01
آخرین ورود: پنجشنبه 21 شهریور 1398 01:42
از: یونان باستان
پستها:
18

یک عدد سوال.آیا امکان انتخاب شخصیت خارج از کتاب وجود دارد؟مثلا یک وی مثلا! شخصیت هرپوی کثیف به ما نزدیک است اما نمی شود تمیزش کنیم؟هرپوی تمیز!
خیر! شخصیتهای خارج از کتاب تایید نمیشن. شخصیتای کتاب هم امکان چنین تغییری تو اسمشون ندارن.
تنها امکان موجود اینه که شخصیتی که فامیل نداره یا شخصیتی که اسم نداره انتخاب کنی و چیزی که میخوای رو در بخش جامونده بهش اضافه کنی. البته در محدوده ممکن!
خیر! شخصیتهای خارج از کتاب تایید نمیشن. شخصیتای کتاب هم امکان چنین تغییری تو اسمشون ندارن.
تنها امکان موجود اینه که شخصیتی که فامیل نداره یا شخصیتی که اسم نداره انتخاب کنی و چیزی که میخوای رو در بخش جامونده بهش اضافه کنی. البته در محدوده ممکن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/12/6 11:16:22
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نام : آنتیوس پورال
چوبدستی : چوبدستی ارشد (چوب مرگ) ، از چوب گیاه اقطی و تار موی تسترال
نژاد : اصیل زاده
پاترونوس : خار پشت
حیوان خانگی : عنکبوت
گروه : ریونکلاو
رنگ چشم : قهوه ای
رنگ مو : مشکی
رنگ پوست : سفید
لقب : استاد چوب ارشد - برادر ارشد یادگاران مرگ
زندگینامه :
سه برادر از خانواده اصیل یعنی پورال (peverall) که آنها را با نام یادگاران مرگ نیز می شناسند در هنگام سفر بودند که به رودخانه ای پر عمق رسیدند .
تمام کسانی که خواسته بودند از آن رد شوند طعمه مرگ شده بودند و مرگ منتظر قربانیان بعدی خود بود .
سه برادر که جادوگران قدرتمندی بودند با جادوی همدیگر پلی بر روی رودخانه ساختند و مرگ را فریب دادند.
مرگ برای پاداش به آنها گفت هریک از او چیزی بخواهند و مرگ آنرا به آنها می دهد .
برادر ارشد آنتیوس پورال از مرگ درخواست چوب دستی قدرتمند کرد که شکست ناپذیر بود و با آن میتوانست هر کسی را در دوئل ها شکست دهد و قدرتمند تر از آن در جهان نبود .
برادر دوم کدمیوس پورال از مرگ درخواست سنگی را کرد که با آن مرده ها را زنده کند و مرگ خواسته او را قبول کرد .
برادر سوم ایگنوتیوس پورال از مرگ خواست تا از شنل خودش که نامریی بود به آن بدهد تا بتواند از دست مرگ پنهان شود ، مرگ از این خوشش نمی آمد اما سرانجام از شنل خودش برید و خواسته او را نیز پذیرفت .
بعد از آن هر سه برادر از هم جدا شدند و هر یک راه خود را رفتند .
آنتیوس به دنبال انتقام از جادوگرانی که او را شکست داده بودند رفت .
کدمیوس زنی را که دوست داشت و او را در گذشته از دست داده بود زنده کرد .
ایگنوتیوس هم تا آخر عمرش از مرگ پنهان شد .
و اینگونه شد که آنها به یادگاران مرگ معروف شدند .
تایید شد.
معرفی شما شامل قصهی هرسه برادر بود. لطفا در آینده معرفیتون رو اصلاح کنین و بیشتر در مورد شخصیت خودتون توضیح بدین.
چوبدستی : چوبدستی ارشد (چوب مرگ) ، از چوب گیاه اقطی و تار موی تسترال
نژاد : اصیل زاده
پاترونوس : خار پشت
حیوان خانگی : عنکبوت
گروه : ریونکلاو
رنگ چشم : قهوه ای
رنگ مو : مشکی
رنگ پوست : سفید
لقب : استاد چوب ارشد - برادر ارشد یادگاران مرگ
زندگینامه :
سه برادر از خانواده اصیل یعنی پورال (peverall) که آنها را با نام یادگاران مرگ نیز می شناسند در هنگام سفر بودند که به رودخانه ای پر عمق رسیدند .
تمام کسانی که خواسته بودند از آن رد شوند طعمه مرگ شده بودند و مرگ منتظر قربانیان بعدی خود بود .
سه برادر که جادوگران قدرتمندی بودند با جادوی همدیگر پلی بر روی رودخانه ساختند و مرگ را فریب دادند.
مرگ برای پاداش به آنها گفت هریک از او چیزی بخواهند و مرگ آنرا به آنها می دهد .
برادر ارشد آنتیوس پورال از مرگ درخواست چوب دستی قدرتمند کرد که شکست ناپذیر بود و با آن میتوانست هر کسی را در دوئل ها شکست دهد و قدرتمند تر از آن در جهان نبود .
برادر دوم کدمیوس پورال از مرگ درخواست سنگی را کرد که با آن مرده ها را زنده کند و مرگ خواسته او را قبول کرد .
برادر سوم ایگنوتیوس پورال از مرگ خواست تا از شنل خودش که نامریی بود به آن بدهد تا بتواند از دست مرگ پنهان شود ، مرگ از این خوشش نمی آمد اما سرانجام از شنل خودش برید و خواسته او را نیز پذیرفت .
بعد از آن هر سه برادر از هم جدا شدند و هر یک راه خود را رفتند .
آنتیوس به دنبال انتقام از جادوگرانی که او را شکست داده بودند رفت .
کدمیوس زنی را که دوست داشت و او را در گذشته از دست داده بود زنده کرد .
ایگنوتیوس هم تا آخر عمرش از مرگ پنهان شد .
و اینگونه شد که آنها به یادگاران مرگ معروف شدند .
تایید شد.
معرفی شما شامل قصهی هرسه برادر بود. لطفا در آینده معرفیتون رو اصلاح کنین و بیشتر در مورد شخصیت خودتون توضیح بدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط igno.pv در 1394/12/1 17:08:32
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/12/1 18:03:28
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/12/1 18:03:28
Iam your Nightmare


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/11/27
تولد نقش: 1393/12/01
آخرین ورود: پنجشنبه 24 آبان 1397 13:20
از: جهل تا دانایی
پستها:
23

نام:آندرومدابلک
جنسیت:مونث
نژاد:ساحره اصیل زاده
سن:همسن خواهرانم
چوبدستی:بیدمجنون وریسه قلب اژدها
گروه:ریونکلاو
جارو:نیمبوس4000
زندگینامه:آندرومدا بلک،ساحره ای اصیل زاده است که در سال 1954 در خوانواده اصیل زاده و بزرگ بلک متولد شد. مادر او درولا بلک و پدرش سیگنس بلک و خواهران او نارسیسا و بلاتریکس بلک نام دارند.
وی در سال 1960 وارد هاگوارتز شده و به وسیله کلاه گروهبندی به گروه راونکلا رفت.
وی مادر نیمفادورا تانکس،یکی از اعضای مشهور محفل ققنوس است.
خود اندرومدا نیز از اعضای محفل ققنوس بوده و همواره به هوش و زکاوت و شجاعت شهرت داشت.
زندگی اندرومدا با انکه سختی هایی به همراه داشت اما همواره در رفاه و شکوه و احترام بود.خاندان باشکوه بلک که همواره از عزت و احترام خاصی برخوردار بودند،زمینه ساز اخلاق و رفتار موقر و تحسین امیز اندرومدا بود.
وی تا دورانی خاص در کنار خواهران خویش زندگی میکرد اما دیری نینجامید که جدایی او و دو خواهر دیگرش از زمان رفتن به هاگوارتز شروع شد و سرنوشت وی برخلاف خواهرانش با محفل ققنوس و روشنایی گره خورد.
...
خصوصیات ظاهری:قدبلند..چشمای به رنگ قهوه تیره.پوست روشن.موهای بلندوخرمایی روشن
.....
خصوصیات اخلاقی:مهربون.فداکار.لجبازویه دنده..یه مقداری عجول امابه وقتش صبور
توانایی ها:تغییر شکل،کوییدیچ
علایق:ماجراجویی،گردش،معما و راز ها
تایید شد.
به ایفاینقش خوش اومدین.
جنسیت:مونث
نژاد:ساحره اصیل زاده
سن:همسن خواهرانم
چوبدستی:بیدمجنون وریسه قلب اژدها
گروه:ریونکلاو
جارو:نیمبوس4000
زندگینامه:آندرومدا بلک،ساحره ای اصیل زاده است که در سال 1954 در خوانواده اصیل زاده و بزرگ بلک متولد شد. مادر او درولا بلک و پدرش سیگنس بلک و خواهران او نارسیسا و بلاتریکس بلک نام دارند.
وی در سال 1960 وارد هاگوارتز شده و به وسیله کلاه گروهبندی به گروه راونکلا رفت.
وی مادر نیمفادورا تانکس،یکی از اعضای مشهور محفل ققنوس است.
خود اندرومدا نیز از اعضای محفل ققنوس بوده و همواره به هوش و زکاوت و شجاعت شهرت داشت.
زندگی اندرومدا با انکه سختی هایی به همراه داشت اما همواره در رفاه و شکوه و احترام بود.خاندان باشکوه بلک که همواره از عزت و احترام خاصی برخوردار بودند،زمینه ساز اخلاق و رفتار موقر و تحسین امیز اندرومدا بود.
وی تا دورانی خاص در کنار خواهران خویش زندگی میکرد اما دیری نینجامید که جدایی او و دو خواهر دیگرش از زمان رفتن به هاگوارتز شروع شد و سرنوشت وی برخلاف خواهرانش با محفل ققنوس و روشنایی گره خورد.
...
خصوصیات ظاهری:قدبلند..چشمای به رنگ قهوه تیره.پوست روشن.موهای بلندوخرمایی روشن
.....
خصوصیات اخلاقی:مهربون.فداکار.لجبازویه دنده..یه مقداری عجول امابه وقتش صبور
توانایی ها:تغییر شکل،کوییدیچ
علایق:ماجراجویی،گردش،معما و راز ها
تایید شد.
به ایفاینقش خوش اومدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/11/30 20:33:44
جزئیات کاربر

به نام خالقِ خلایق
نام: سالازار اسلیترین.
میلاد: قرن دهم و یازدهم میلادی.
مرگ: در میانسالی دق داده شده.
حیوان خانگی: باسیلیسک.
معرفی کوتاه: سالازار اسلیترین جادوگر بزرگی که است که در قرن دهم میلادی در انگلستان می زیست. از مشخصه های اصلی او می توان به توانایی مار زبان بودن او اشاره کرد و همچنین ذهن خوانی ماهر بوده است. او یکی از چهار موسس مدرسه علوم و فنون هاگوارتز و بر اساس نوشته ها بهترین دوست گودریک گریفندور بوده است. اسلایترین به ماگل زادگان (افرادی که پدر و مادری غیر جادوگر داشتند) اطمینان نداشته و از این رو با تعلیم دادن به آنان مخالف بود.اما هنگامی که دیگر موسسان مدرسه با او مخالفت کردند او تالار اسرار را ساخته، باسیلیسکی در آن پرورش داد و مدرسه را ترک گفته و رفت که رفت...
اما حقایقی در خصوص سالازار اسلیترین:
بدون توجه به خزعبلات فوق باید بگویم که سالازار اسلیترین یک فرد بسیار بسیار پاکیزه و آب و صابون دوست بود. به گفته برخی شاهدان عینی هنگام تولد سالازار، او اولین کاری که کرد، وایتکسی را که همیشه به همراه داشت از جیب در آورد و شروع به لیف زدن دکتر کرد و پس از آن هم نیز در همین راه به مسیر خودش ادامه داد. او تالار اسلیترین را در زیر دریاچه قرار داد تا هر چند مدت یکبار، کل تالار را یک آبی بکشد و کلا روزی نه بار، سه بار صبح! سه بار ظهر! سه بار هم شب می رفت حمام و در فواصل بین این ها هم مسواک می زد. دلیل این که او باسیلیسک و حفره اسرار را ساخت این بود که او که خودش نمی توانست برود داخل لوله های مدرسه! لیف و صابون می بست به باسیلیسک و او را ول می کرد تا مبادا لوله ای گرفته باشد و دلیل نفرت او از مشنگ زاده ها، علاوه بر اینکه ریشه در کودکی اش داشتند به یک خاطره مربوط می شد که یک بار سر کلاسش یک بچه مشنگ زاده ای چوبدستی اش را در دماغش فرو کرده و این عمل وقیحانه را باحال نامیده بود! از آن روز به بعد کسی سالازار را ندید، تا اینکه روزی مثل امروز که او برگشت تا ماجرایش را ادامه دهد و این هم ادامه اش...
شناسه قبلی
تاييد شد.
خوش برگشتيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1394/11/17 18:04:25
نام و نام خانوادگی: ديدالوس ديگل
گروه:گریفندور
چوب:درخت کاج ریسه ی قلب اژدها
ویژگی های ظاهری:
مو:خشک بارنگ بور
بینی:عروسکی
رنگ چشم:ابی
رنگ پوست:سفید
قد:190
ویژگی های اخلاقی:
تند خو،جدی،گاهی اوقات مرض دارد،رفیق جون جونی پیوز(پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گمید) ،علاقه مند به موسیقی ،دارای شغل شریف دی جی
زندگی نامه :
در سال نمیدونم چند بوجود امدم در 11 سالگی باپیوز اشنا شدم زدیم تو کار رپ در 17 سالگی اولین اهنگ پیوز توسط من ساخته شد
دی جی داستی رو شکست داده ام و بعد به محفل ققنوس پیوستم و ولدمورت را از پشت زدم اما همه فکر کردند هری پاتر این کار را کرده است
بعدش در حال حاضر در بارها کار میکنم میدونی چراااا؟چونما الان خود کفا شدیم و در حال حاضر چند کارگردان به من پیشنهاد بازی در بارسا داده اند و من هم اکنون در هاگوارتز معلم موسیقی ام
لینک شناسه ی قبلی:
http://www.jadoogaran.org/modules/profile/userinfo.php?uid=36325
تایید شد.
گروه:گریفندور
چوب:درخت کاج ریسه ی قلب اژدها
ویژگی های ظاهری:
مو:خشک بارنگ بور
بینی:عروسکی
رنگ چشم:ابی
رنگ پوست:سفید
قد:190
ویژگی های اخلاقی:
تند خو،جدی،گاهی اوقات مرض دارد،رفیق جون جونی پیوز(پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گمید) ،علاقه مند به موسیقی ،دارای شغل شریف دی جی
زندگی نامه :
در سال نمیدونم چند بوجود امدم در 11 سالگی باپیوز اشنا شدم زدیم تو کار رپ در 17 سالگی اولین اهنگ پیوز توسط من ساخته شد
دی جی داستی رو شکست داده ام و بعد به محفل ققنوس پیوستم و ولدمورت را از پشت زدم اما همه فکر کردند هری پاتر این کار را کرده است
بعدش در حال حاضر در بارها کار میکنم میدونی چراااا؟چونما الان خود کفا شدیم و در حال حاضر چند کارگردان به من پیشنهاد بازی در بارسا داده اند و من هم اکنون در هاگوارتز معلم موسیقی ام
لینک شناسه ی قبلی:
http://www.jadoogaran.org/modules/profile/userinfo.php?uid=36325
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط amirpotter2015 در 1394/11/10 22:35:37
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/11/10 22:45:44
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/11/10 22:47:05
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/11/10 22:45:44
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1394/11/10 22:47:05
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج