شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: لاتیشا رندل ظاهر: موهای بلند مشکی که بیشتر وقت ها نصف صورتش رو می پوشونه. پوست سفید که دیگه از مرزش گذشته و شما فکر می کنید اون یه مرده ی متحرک ترسناکه. چشم های خاکستری. اسم مستعار: لیزی جانسون. گاهی به اون لیزی هم می گن. ولی بیشتر لاتیشا صداش می کنن. براش فرقی نداره لیزی باشه یا لاتیشا. خون: اصیل زاده گروه: ریونکلاو چوب دستی: چوب درخت کاج و مغزش از تار عنکبوت و چشم اژدهاست سن: ۱۷ پاترونوس: گرگ توضیحات: ظاهر ترسناکی داره و با یکی از نگاهاش می تونه شما رو بخار و بعد به مواد مذاب تبدیل کنه. همیشه دو تا چاقو از کمرش آویزونن. یه چاقوی بزرگ و یه چاقوی پرتابی. پیشنهاد می کنم سر به سرش نذارید چون هدف گیریش فوق العادست. بعضی موقع ها شنل می پوشه و جلو چشتم باشه نمی بینیش. استتار کردن رو دوست داره. ولی فقط دوست نداره، خیلی خوب هم انجامش می ده. کتاب خوندن رو خیلی دوست داره و تو جادوی سیاه هم تقریباً یه استاده. معجون سازیش خوب نیست و علاقه ای هم بهش نداره. کم حرفه و به همه شک داره. ولی اگه یکی خودش رو بهش ثابت کنه خیلی باهاش گرم میگیره. زود از کوره در میره و علاقه زیادی به سلاخی کردن مردم داره. اگه کسی اذیتش کنه با فجیع ترین روش ممکن انتقام رو میگیره. صبرش بالاست. واسه انتقام حتی اگه شده چند سال هم صبر می کنه. کوییدیچش بدک نیست ولی علاقه ای به بازی کردن نداره و دوست داره تماشا کنه. از ماگل زاده ها خوشش نمیاد ولی اگه یه ماگل زاده نشون بده لیاقتش رو داره باهاش کلی دوست می شه. هیچ وقت نمی تونی درونش رو ببینی. شاید بهترین دوستت باشه ولی بعد از چند مدت بفهمی اون بدترین دشمنته که آرزوی نابودیت رو داره. همین دیگه. از مرگ هم خیلی خوشش میاد. (البته مرگ دیگران ها!) انقدر آدم کشته که شما می تونید اونو مرگ هم تصور کنید. کلی شایعه در موردش هست. مثلاً یکیش اینه که اون از مرگ برگشته. یکی هم اینه که اون یه شبحه که به صورت آدم در اومده و جاسوسی می کنه. یکی دیگه هم اینه که اون دختر مرگه و غیره و غیره و غیره. هر موقع راجع حقیقت داشتن اینا ازش می پرسن یه لبخند ترسناک می زنه و می گه: بعداً!
تاييد شد. خوش اومدين!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط DKPMSA در 1396/10/13 19:46:38 ویرایش شده توسط DKPMSA در 1396/10/13 21:44:07 ویرایش شده توسط DKPMSA در 1396/10/13 21:45:18 ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1396/10/13 22:11:08 ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1396/10/14 0:08:50
با سلام نام : الفیاس نام خانوادگی : دوج گروه : هافلپاف چوبدستی : 27 سانتی متر ، چوب درخت چنار و موی اسب تک شاخ عضویت در : محفل ققنوس شغل : مشاور ارشد ویزنگاموت چشم : آبی جارو آذرخش 8000 دوستان : آلبوس دامبلدور - ریموس لوپین تخصص : دفاع در برابر جادوی سیاه محل زندگی : لندن خیابان وایت استریت 34 سپر مدافع : قوچ توضیحات : او مردی جدی ولی مهربان است . قد نسبتا بلندی دارد ( هم قد دامبلدور) در دفاع در برابر جادوی سیاه بسیار تبهر دارد ، ورد جادویی آواداکورا را به خوبی اجرا میکند ، مانند هری در برابر نفرین فرمان مقاوم است . صاحب 3 فرزند به نام های : تام ، آلبوس و ویلیام می باشد در کوویدیچ تبهر دارد و قبلا در پست دروازه بان فعالیت میکرده
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط amirscr.heydari در 1396/10/10 10:47:29 ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1396/10/10 15:43:15
نام: دنیس نام خانوادگی: نامشخص شماره شناسنامه: نامشخص تاریخِ تولد: نامشخص فرزندِ: نامشخص محلِ تولد: نامشخص تعدادِ خواهر و برادر: نامشخص وضعیت تاهل: نامشخص تعداد فرزند: نامشخص سن: نامشخص جنسیت: نامشخص محل زندگی: نامشخص پاتروناس: نامشخص جارو: نامشخص شغل: نامشخص گروه: نا... ریونکلاو خصوصیات اخلاقی: آرام، بی آزار، کمحرف، کند ذهن. پسوند: "ز"
--------------
- قبل از هر چیز خودتون رو معرفی کنین. - مردهی متحرک. - خب برامون توضیح بدین چی شد که این شد؟
دنیس با صدای خراشیدهای شروع به تعریفِ داستانِ زندگیاش کرد. انگار کلمات برای بیرون آمدن از دهانش گلوی او را میخراشیدند تا بالا بیایند.
- یادم نمیاد.
- خب... طبق مدارکی که ما به دست آوردیم شما جزو قربانیانِ مستقیمِ انتشارِ ویروسِ زامبی بودین. چیزی به یاد دارین؟ - من... - اشکالی نداره. ما هم وارد جزییات نمیشیم. از بعدش بگین.
مدتها بود انتظارِ این سوال را میکشید. که از زندگیاش بگوید. و از تصمیمش.
آنطور که او تعریف میکرد، به نظر میآمد که یکی از اعضای pvz بوده باشد. از سختی کارش میگفت و از مشکلات و بیماریهایی که بر اثرِ خوردنِ بیش از حدِ گیاهان به آن دچار شده بود و اینکه چگونه با آنها کنار آمده و عطشِ خوردنِ مغزِ انسانها را در خود سرکوب کرده و گیاهخوار شده بود. گویی به اندازهی سالها حرفِ ناگفته داشت.
- پس یعنی چیزی جز گیاه نمیخورین؟ - بله. - خب ادامه بدین.
از دگرگونیِ زندگیاش گفت و از تصمیمش برای زندگی در کنار انسانها. و از برخوردِ انسانها در مواجهه با او. از سختتر شدنِ زندگیاش و از دردی که میکشید و از بی توجهیها و بیاعتمادیها. - خب چیشد تصمیم گرفتین واردِ دنیای جادوگران بشین؟ - به خاطرِ آزادی.
معرفی کوتاه:میرتل گریان روحی است که در دستشویی دخترانه طبقه دوم هاگوارتز سر گردان است.او علاقه زیادی به گریه و جیغ ،داد،اه وناله دارد.او از دست مسخره بازی های همکلاسی اش الیو هورونبی در دستشویی پنهان شده بود که در تالار اسرار باز می شود وبا بیرون امدن باسیلیسک میرتل کشته میرتل می شود میرتل بعد از مرگش همه جا الیو را دنبال می کند تا اینکه الیو به وزارت سحر و جادو شکایت می کرده و وزارت خانه به میرتل دستور می دهد به هاگوارتز برگردد.از ان زمان به بعد میرتل در همان دستشویی سر گردان است.
نام : پادما پاتيل خون: دورگه گروه: ريونكلاو چوب دستى: ريسه ى قلب اژدها و چوب درخت كاج. طول:۳۶ مهارت: جادوى سياه و تغيير شكل سپر مدافع :عقاب ويژگى هاى ظاهرى: موى بلند سياهى دارد. چشم هايش هم مشكى است. لاغر و بلند قامت است. ويژگى هاى اخلاقى: بسيار مهربون است و همين طور باهوش. معرفى كوتاه: پادما خواهرى دوقولو در گريفندور دارد. او در سال چهارم با رون ويزلى رقصيد.وی عضو ارتش دامبلدور بود و در جنگ های مختلف به همراه ارتش جنگیده است .اصلیت وی و خواهرش هندی است.
مینروا مگ گونگال جنسیت :زن مو: سیاه، به صورت گل پشت سرش جمع شده چشم: چشمانی ریز و گرد، عینک با قاب مستطیل شکل ویژگی خاص: انیمایگس یا همان جانور نما،به اراده خود می تواند به شکل یک گربه در بیاید. به ندرت لبخند می زند. تاریخ تولد: 4 اکتبر (جی کی) سن: متولد حدودا سال 1925 گروه: گریفندور تخصص: تغییر شکل دفتر: طبقه اول، بالای راه پله، انتهای راهرو علاقمندی ها: وی به کوییدیچ علاقه شدیدی دارد. او لباس هایی با طرح پیچازی(شطرنجی) می پوشد. حتی لباس های خواب و شنلش هم پیچازی است. مک گونگال معاون اول مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز است. وی یکی از طرفداران پر و پا قرص دامبلدور می باشد. پروفسور مک گونگال یک ساحره عبوس و سخت گیر است که اصلا تحمل افراد بی نظم را ندارد. بعد از اینکه مسئولین مدرسه، به خاطر حملات متعدد یک هیولای ناشناخته به دانش آموزان ، دامبلدور را به طور موقت از سمت خود کنار زدند وی برای مدتی مدیر هاگوارتز شد. (ت.ا.14)پروفسور مک گونگال از امتیاز کم کردن از گروه خودش گریفندور هراسی ندارد حتی اگر این کار باعث از دست دادن جام گروه های مدرسه شود. در حقیقت به خاطر تعصبش وی امتیاز های بیش از اندازه ای از گریفندور کم کرده است (مثال: وقتی گریفندوری ها شب هنگام در مدرسه می چرخیدند او 50 امتیاز از گریفندور کم کرد در حالی که از یک اسلیترینی فقط 20 امتیاز کسر کرد. دانش آموزی که همان تخلف را کرده بود.) گریفندوری ها آرزو دارند که مک گونگال به همان اندازه که اسنیپ طرفدار اسلیترین است، به گریفندوری ها توجه و مرحمت کند. (س.ج.8)مک گونگال یک انیمایگس یا جانور نماست. او می تواند هر وقت که بخواد خودش را به یک گربه راه راه تغییر شکل دهد. وقتی به شکل گربه است، اطراف چشمانش خطوطی مثل زمانی که عینک می زند، وجود دارد. (س.ج.1) پروفسور مک گونگال استاد کلاس های تغییر شکل در هاگوارتز است. به عقیده ی وی، فرم های دیگر جادو از زیبایی و پیچیدگی کمتری برخوردار هستند. پروفسور مک گونگال به دادن تکالیف زیاد مشهور است. (س.ج.8)شباهت های زیادی بین مک گونگال و هرماینی وجود دارد، به طور مثال تعصب داشتن در پیروی از قوانین. هر دوی آن ها به عنوان با هوش ترین ساحره ها توصیف شده اند. پروفسور مک گونگال تدارکات لازم را دید تا هرماینی برای گرفتن کلاس های اضافی در سال سوم، بتواند از زمان برگردان استفاده کند. (ز.آ.5)برخی اوقات مک گونگال چهره مهربانش را نشان می دهد. وقتی هری و رون به او گفتند که برای ملاقات هرماینی، که در آن زمان به سنگ تبدیل شده بود، راهی درمانگاه هستند، در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود به ایشان اجازه داد. (ت.ا.16) همچین زمانی که شنید جیمز و لیلی کشته شدند گریه کرد. (س.ج.1) وقتی خیال می کرد که پیتر پتی گرو برای گرفتن سیریوس بلک کشته شده است، از اینکه به او سختگیری می کرد احساس گناه کرد. (ز.آ.10)مینروا مک گونگال شنل سبز زمردی رنگ می پوشد. (س.ج.7) لباس شبانه اش طرح پیچازی است و از تور سر استفاده می کند. وی با «خاکی»(خودمانی) شدن اصلا موافق نیست، با اینکه در جشن کریسمس 1991 یک کلاه گل دار به سر گذاشته بود و هنگامی که هاگرید گونه هایش بوسید خندید و صورتش از خجالت سرخ شد. (س.ج.12) همچنین در جشن یول بال، او یک ردای قرمزی با طرح پیچازی به تن داشت و با گل های خشک زشتی لبه کلاهش را تزئین کرده بود. او با لودو بگمن رقصید. (ج.آ.23)مک گونگال یک طرفدار واقعی کوییدیچ است. او مشوق پر انرژی تیم کوییدیچ گریفندور می باشد. زمانی که هری یاد آورنده ی نویل را در هوا گرفت، او بلافاصله هری را جستجوگر تیم کوییدیچ گریفندور کرد و با اینکه این بر خلاف قوانین مدرسه است، برایش یک دسته جارو فراهم کرد. (س.ج)
لطفا مراحل ورود به ایفای نقش رو مطابق پیام شخصی ای که براتون ارسال شده انجام بدید. فعلا تایید نشد.
نام :هرمیون گرنجر توانایی های شخصیت:هوش بالا و حافظه قوی( ویژگی های خودم هم پارسلمات) عضویت در:ارتش دامبلدور،محفل ققنوس و باشگاه اسلاگ. جارو: نیمبوس۲۰۱۷ همسر رون ویزلی تاریخ تولد شخصیت؛۱۹ سپتامبر ۱۹۷۹ وضعیت نمرات شخصیت:در همه امتحانات سمج خود (به جز دفاع در برابر جادوی سیاه) نمره عالی کسب کردهاست. چوبدستی: ریسه قلب اژدها و چوب درخت مو. پاترونوس شخصیت:سمور'حیوان مورد علاقه رولینگ' (اما پاترونوس خودم اسب تک شاخ) وزیر سحر و جادو(در کتاب فرزند نفرین شده) و مدرس دفاع در برابر جادوی سیاه. دورگه (پدر و مادر شخصیت: دندانپزشک)
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Hasti1081 در 1396/9/21 16:52:37 ویرایش شده توسط Hasti1081 در 1396/9/21 17:07:30 ویرایش شده توسط Hasti1081 در 1396/9/21 17:14:06 ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1396/9/21 20:35:51
نام: گلرت پرودفوت سن:31 سال گروه: ریونکلا وضعیت خون: اصیل زاده جنسیت: مرد وضعیت ازدواج: مجرد چوبدستی: چوب درخت گیلاس و موی دم تسترال پاترونوس: جغد حیوان دست آموز: هیپوگریف (پنجه ی توفان) جن خانگی: آوندیر (مذکر)
گلرت پرودفوت، سر زندانبان و ارباب قلعه ی نورمنگارد، دوران تحصیل خود را در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و گروه ریونکلا گذراند. او نواده و وارث گلرت گریندل والد بزرگ و زندانبان مخصوص او بود.
از توانایی های خاص او میتوان به مهارت بالای او در تغییر شکل، از جمله نامرئی شدن بدون نیاز به شنل نامرئی کننده، و جادوی بی کلام اشاره کرد.
بزرگترین مشکل هر سر زندانبان، زندانی های فراری هستند، و گلرت نیز از این قائده مستثنا نیست. اگرچه بسیار نادر، اما هرگاه از زندان نورمنگارد فراری رخ می دهد، سر زندانبان شخصا مسئولیت بازگرداندن فراری را به عهده می گیرد. طلسم امضای او، طلسم بدن بند کامل و طلسم بیهوشی است، اما در صورت لزوم، میتواند عناصر اطراف خود را بر حسب نیاز، برای دفاع یا حمله، تغییر شکل دهد.
آوندیر، به اربابش بسیار وفادار بوده، و با وجود سن کمی که دارد، مهارت بالایی در مبارزه دارد. او هر زمان که لازم باشد در کنار اربابش مبارزه می کند.
از خصوصیات اخلاقی او میتوان به شوخی های تلخی که در لحظات سخت انجام می دهد اشاره کرد. سر زندانبان نورمنگارد نیرویی است که از تاریکی ها ضربه می زند و شکارش را به هر قیمت ممکن پس می گیرد!
چوبدستی: 9 اینچ، سخت و کم انعطاف (مناسب برای طلسم ها)، مغزی ریسه قلب اژدها.
نژاد: مشنگ زاده
تاریخ تولد: 22 ژوئن سال 1997
پاترونوس: فالکون
خصوصیات ظاهری: پسری با مو و چشم های مشکی و قد متوسط نسبت به هم سن و سال های خودش. شاید عادی ترین ظاهری که بشه تصور کرد متعلق به این پسر باشه.
خصوصیات اخلاقی: گوشه گیر و کم حرف، دیر جوش. در صورتی که بار اوّل باهاش برخورد کرده باشید چنین برداشتی ازش می کنید. اگر کنجکاوتون بکنه و گاهی دزدانه بهش نگاه کنید و بخواهید سر از نگاه هاش در بیارید، از لبخند های گاه و بی گاهی که وقتی به لبش می شینن که انگار چند صد هزار مایل با جایی که هست فاصله داره، اون موقع به نظرتون مرموز می آد. ناشناخته! شایدم خطرناک...
امّا اگر به خودتون جرئت بدید و برید جلو و از نزدیک یک نگاهی به این موجود بندازید، اگر جسارتتون رو جمع کنید و سر صحبت رو باهاش باز کنید، گاهی به عمق چشم های تاریکش نگاه کنید، اون موقع شاید شما هم به این موضوع پی ببرید که درونش هم به اندازه بی رونش چه قدر عادیه.
معرفی شخصیتتون کمی کوتاهه، بعدا برگردید و تکمیلش کنید. تایید شد.