جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 8 آذر 1383 04:49
نمایش جزئیات
آفلاین
بشتابید! تا دو روز دیگر بیشتر مهلت ندارید!


هوم...کرام این مطلب رو می تونیم توی کتگوری Short Films بذاریم ولی خب مراسم امسال زیاد گسترده نیست که چند تا شاخه داشته باشیم ولی خب خیلی جالب بود.

من در عجبم این بیگانه کجاست؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 7 آذر 1383 09:26
نمایش جزئیات
آفلاین
این مطلب کاملا شوخی میباشد!!!جدی نگیرید!!!
------------------
زندگي در جهنم
با شرکت:
کرام
مگ گونگال
بيگانه
حاجي دارک لرد
کالين
چو
لوپين
مازامولا
ابرفورث
هري پاتر
هرميون(سياه لشکر!!!)
آهنگساز:ابرفورث کبير
تهيه کننده:سالازار
تدارکات:بي تدارکات مگه بودجه اضافيه؟!!
---------------
کرام داشت نفسهاي آخرش را ميکشيد....تمام اعضاي خانواده دور سرش جمع شده بودند..اشک در چشمان هرميون حلقه زده بود چون تحمل چنين غمي رو نداشت....همسرش آخرين اميد او در زندگي بود
کرام آخرين نفس را کشيد....صداي زجه و گريه از خانه او بلند شد...کرام فوت کرد
(ببخشيد اگه تا اينجا گريه دار بود بقيش خنده داره!!!!)
------
شب اول
کرام:بابا ما اينجا هم از دست تو راحت نيستيم!!!...اي خدا چرا قبر اين بايد کنار قبر من باشه!!!!
بيگانه: :ylash:
کرام:حداقل کمتر به اين سنگ قبرت بزن بذار اين اول مرگي راحت کپمونو بذاريم!!!
بيگانه:عجب اين دره جنسي داره!!!نشکنه نشکنه!!!
کرام:من متعجبم کي تورو کشت!!!چرا زودتر نکشتت تا حداقل چند صباحي از دست تو راحت باشم!!!
صدايي آمد:آگاه باشيد که نوبت حسابرسي شماست!!!
کرام رو به بيگانه:خدا کنه ايني که به حساب ما ميرسه يکمي آسون بگيره...ما رور رد کنه بهشت چون تحمل عذابو ندارم!!!
صدا:اول نوبت بيگانه ست مامور بازجويي تو حاجي دارک لرده!!!
کرام:کاش من هم شانس تو رو داشتم!..تو مردن هم شانس ندارم!!..ميگي نه نگاه کن
حاجي:اي بيگانه تعريف کن در اون دنيا که بودي چه کار نيکي انجام دادي؟!!
بيگانه:من با کسي کار نداشتم...به کسي آزار نرسوندم...سرم تو کارخودم بود!!!...يه بارم به يه مستمند کمک کردم!!
حاجي:بيگانه تو بهشتي هستي!!!
هنگامي که بيگانه رو آماده ميکردند که بره بهشت کرام ازش پرسيد:بيگي اون مستمندي که بهش کمک کردي کي بود؟
بيگانه:خود حاجي دارک لرد!!!!!
بعد از اينکه بيگانه اعزام شد!!!صدا:حال اي کرام نوبت حسابرسي توست مامور بازجويي تو مگ گونگال هست!!!
کرام: ديدي شانس ندارم!!...اين بشر مو رو از ماست ميکشه بيرون!!!...به پسر خودشم رحم نميکنه!!!
مگ گونگال:ويکتور..پروندت سياه سياهه...يکبار با جرزني مرحله اول مسابقه سه جادوگرو رد کردي!!!چند بار تو جام جهاني لينچ بدبختو جلوي خانوادش و ميليونها جادوگر ضايع کردي....در موقعي که معاون اول وزير که بودي گند زدي به جامعه...پولهاي بازيگران بدبختو تو هالي ويزارد بالا کشيدي...جاي تو وسط جهنم هستش!!اف بر تو!!!!
کرام:نه منو نبريد..من بيگناهم...توضيح ميدم ..نه
-----
مگ گونگال:يه شانس بهت ميدم...اگه از پل صراط رد شدي ميري بهشت گرنه جات ته جهنمه!!!
کرام:باشه
کرام رو ميبرند سر پل صراط و کرام سعي ميکنه با تمام مهارتش از پل صراط رد بشه!!!
کرام با خودش:ويکتور به پايين نگاه نکنيا!!!...ميفتيا!!!
کرام نزديکه که پلو رد کنه...به آخراي مسير که ميرسه...ميبينه يه بهشتي اونور منتظرشه!!!!
کرام:کالين!!!تو اين وضعيت تو هم عکس گرفتنت گرفته؟!!!!
کالين:ويکتور تکون نخور!!!لبخند بزن!!بگو چيز!!آها
دوربين فلاش ميزنه...کرام تعادلشو از دست ميده و با مخ پايين مياد ميره قعر جهنم!!!!!
-----

کرام مامور جهنمو که ميبينه سر جاش خشکش ميزنه:ابرفورث!!!تو!!!
ابرفورث:انتظار داشتي براي شکنجه پريزاد بيارن؟!!!همينشم هست خدارو شکر کن!!
کرام با ابرفورث همرا ميشه تا به مکان مخصوص شکنجش برود ....سر راه به افراد مختلف خيره شده بود که شکنجه ميشدند...در جايي چو چانگو ديد که يه فرشته غول پيکر مواد مذاب رو به سر او ميريخت!!
چو:چيه کم اوردي؟من اصلا باکيم نيستش!!
غوله عصباني ميشه و ايندفعه اسيد ميريزه رو چو!!
چو:تو هي کم بيار!!!من اصلا طوريم نميشه!!!
ابرفورث به کرام:راه بيفت !!!کرام مجبور ميشه دنبال اون راه بيفته!!
ابرفورث:رسيديم اي گنه کار!!!
کرام:مامور عذابم کيه؟
ابرفورث اشاره به کسي ميکنه....اون کسي نبود جز لوپين!!!
کرام:به به داداش ريموس چطوري؟ريموس جون کمکم ميکني نه؟
لوپين:ساکت اي گنه کار!!!براي تو اشد شکنجه را در نظر گرفتيم!!!شکنجه توسط گراوپ غول آسلام پناه! قزوين مسلک!!
کرام:نه!!
---
فرياد کرام به خاطر شکنجه هايي که رويش انجم ميشد هوا بود!!!
ابرفورث به سمت آنها مياد...کرام:بخشيده شدم؟
ابرفورث:معلومه که نه ولي قراره شکنجه جديدي که امروز وارد جهنم شده رو روي تو آزمايش کنيم!!!
کرام:دستتون درد نکنه!!مارو کردين موش آزمايشگاهي جهنم؟!!!!
ابرفورث دستگاهو مياره...و کرامو ميبره داخلش
ابرفورث:چرا اين کارنميکنه؟
لوپين:درست وصلش کردي؟
ابرفورث:اره
کرام از داخل دستگاه:پريزشو زدي به برق!!!
ابرفورث:دمت گرم ويکي..يادم نبود!!!
ابرفورث پريزو به برق ميزنه
کرام شروع به تکون خوردن ميکنه!!!......کرام چشماشو باز ميکنه!!گيلدي رو بالاي سرش ميبينه که داره بهش تنفس مصنوعي ميده!!!.....کرام به زندگي برگشته بود!!!
کرام:تو چطور دلت اومد به مرده تنفس بدی؟
گیلدی:فقط به تو که نبود به بیگی هم دادم!!!!
کرام:نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
---

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 7 آذر 1383 05:07
نمایش جزئیات
آفلاین
من هم با شاهکارم

فیلم سینمایی هری پاتر و سنگ جادو

در مراسم اسکار شرکت می کنم.

در ضمن بیگانه جان ما هنوز منتظر شاهکار شما هستیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 6 آذر 1383 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
اين هم يه فيلم ديگه با نام :
<b> «پيش به سوي جادوگران!»
</b>
با شركت:

چو چانگ
هرمي(دوست چو با اسم مستعار)
كينگزلي
كالين كريوي
هري پاتر
مك گونگال
فلور
سيريوس استار
ابرفورث
هرميون گرنجر
گيلدي
اندروميدا
بلا
لسترنج
پرانگز پاتر
خانوم سختگيره(معلم زبان چو در مدرسه)(به دليل مسائل امنيتي از گفتن نام واقعي ايشان معذوريم!)
مالفوي(اون يكي دوست چو با اسم مستعارش)
اعضاي تيم كوييديچ گريفيندور
مازمولا
اعضاي تيم كوييديچ اسليتريم

و اين هم فيلم:
---------
صبح-سرويس مدرسه چو

چو:آره هرمي .ديشب خواب ديدم با بقيه جادوگرانيا تو هاگوارتزم!!!!!!!!!!

هرمي: تو هم عجب خوابهايي ميبينيا!كم برو اينترنت.

چو:نميتونم هرمي.ولي من مطمئنم بلاخره يه روزي ميبينمشون.

هرمي:نكنه فكر ميكني ميان اينجا؟

چو:يه همچين چيزي!

هرمي: (يه نگاه عاقل اندر …. به چو ميندازه)فكر ميكنم عقلتو از دست دادي.مطمئني حالت خوبه؟

چو:من عقلم سر جاشه و هيچ مشكلي هم ندارم.

هرمي:خوب پس بيا بريم.رسيديم.زنگ اول با خانم سختگيره درس داريم.

چو:باشه.بريم
-------------
قبل از شروع كلاس

هرمي به مالفوي:مالفي مواظبش باش ها!انگار امروز سرشبه جايي خورده!

مالفوي:خيالت تخت باشه.

چو:شما دوتا چي دارين ميگين اونجا؟

خانوم سختگيره:hello students

همكلاسيها:hello teacher

خانوم سختگيره:how are you?

همكلاسيها:fine

خانوم سختگيره:did you check the home work<b>s</b>?

همكلاسيها:yes we <b> were </b>

خانوم سختگيره:were they complete?

همكلاسيها:yes they <b>did </b>
------------------------
زنگ اول-كلاس چو

خانوم سختگيره:خانوم….!

چو:بله ؟

خانوم سختگيره:معلومه حواست كجاست؟

(در همين لحظه در زده ميشه)

خانوم سختگيره:بله؟

10 تا پسر و دختر وارد ميشن!

خانوم سختگيره:جه خبره اينجا؟چي شده؟

يكي از اون پسرا:چو؟چو كجايي؟

همه كلاس:

(مالفوي برميگرده به چو يه نگاهي ميكنه.)

چو:ببخشيد منظورتون از چو كيه؟

همون پسره:منظورم از چو همون چوي جادوگرانه.همون چويي كه قرار بود با هم بريم يول بال.هموني كه عاشق كل كله.هموني كه عله هي بهش گير ميده.

خانوم سختگيره:اقا شما چي ميخوايد؟عله ديگه كيه؟

پسره:عله همون هريه ديگه.من چو ميخوام!

هرمي برميگرده يه نگاهي به چو ميكنه.

چو هم در عوض يه نگاه عاقل اندر …. بهش ميكنه!

پسره:چو؟چوي من كجايي؟

چو:ببخشيد شما؟

پسره:من كالين هستم.شما چوي من رو نديديد؟

چو:چرا ديدم.تو جاي من نشسته بود!

پسره:يعني شما.....؟

چو:اره من چو هستم.

كالين(يا همون پسره): بيا بريم جادوگران!

چو:ولي اول بايد خودتونو معرفي كنيد بعد.

كالين:باشه عزيزم.

-اندروميدا هستم.
-واييييييييي.اندي!

-گيلدي هستم
-خوشوقتم

-شيكم
-واي شيكمتو برم!

-مك گونگال
-سلام پروفسور

-هري پاتر
-عله!!!!!!!

-بلا
-سلام خانوم معلم شيمي!!!!(بخاطر جرياني كه در انجمن ضد بلا روي داده بود)

-لسترنج
-پيام!!!!!!!!!

-ولدمورت(بارتي سابق)
-به به دشمن دوست!!!!

-پرانگز پاتر
-وايييييي كاپيتان !

كالين:خوب حالا چي؟

چو:ميدونيد چيه؟چطوره بريم زنگو بزنيم بعد يه مسابقه كوييديچ بذاريم!

سياها:

پرانگز:

چو:ولي يه مشكلي هست.اعضاي تيم اينجا نيستن!

پرانگز:خوب پيداشون ميكنيم!سياهان عزيز شما هم اگه تيمتون تكميل نيست پيداشون كنين.

(سياها و سفيدا هركدوم از يه طرف ميرن تا اعضاي تيمارو پيدا كنن)
-------------------------------
دو ساعت بعد-حياط مدرسه چو

چو:اندي برو زنگو بزن!

اندروميدا:مگه بيكارم؟ زينگيوس!

(زنگ به صدا درمياد)

ببين چو حالا ما ميريم بالا.يعني ميريم هوا.صبر كن زنگ بخوره بعد يه اوازي مياد.تو هم اونو بخون.خودشم همصدا.اگه كس ديگه اي هم اونو بخونه پس اونم عضو جادوگرانه.

-------------------
بعد از خوردن زنگ-همه سر صف(البته واقعا كه سر صف واي نميستيم!)

يهويي يه اوازي از بالا به گوش ميرسه:

اي سايت هميشه جاويد***سرزمين باحالها

تو خودت إند حالي***بين تموم سايتا

آدرست يه افتخاره***اون بالا تو جاي لينكا

هميشه با من ميمونه***اون دو رنگ(سفيد و سياه)ناب زيبا

********************************************
سايتم فقط تويي تو***هرجاي دنيا كه باشم

عشق تو جادو تو رگهام***نمي خوام از تو جدا شم

وقتي كه از PC دورم***بغض غربتو مي بارم

همه ي قشنگياتو***به قدح مي سپارم

*******************************************
قصه ي رودي و بلا***قصه ي عشق هري

اون جادوگراي باحال***مگي و شيكم و گيلدي

ياد تاپيك ياد فروم***قدح و محفليين(جمع مذكر محفلي به عربي)

انجمن ضد بلا و***آفتابه هاي خوب مرليين

توضيح:(********************************)به جاي گيتار الكتريك كينگزلي گذاشته شده!

چو هم همراه اونا ميشه و ميخونه.يه نفر ديگه هم ميخونه!هردو با هم بلند ميشن و ميرن هوا!!!!!

وقتي رسيدن به بقيه جادوگرانيا ميبينن كه اون يكي كه ميخوند مازمولاست!!!!(راست راستي نه ها!!!)

مازمولا:اين جا چه خبره؟

چو:هيچي اعضاي جادوگراني جمعيم و الان مسابقه كوييديچ داريم.

مازمولا:إ چه خوب!

يهويي 50 نفر باهم تو هوا ظاهر ميشن!

-مملي!
-هرمي!
-ستار!
-فلور!
-.....

-------------------
صحنه مسابقه

كالين:بله و اينك يه مسابقه هيجان انگيز رو براتون گزارش ميكنم.

جمعيت روي زمين:

كالين:بله چو سرخگونو گرفته و به پيش ميره.معلق ميزنه تو هوا!

چو:بگير سيـ...

سيـ...:بنداز بياد!

كالين:چو با يه حركت ماهرانه سرخگونو براي سيــ...ميندازه

اعضاي تيم كوييديچ اسليترين:

و در اخر مسابقه با پيروزي 10 بر 5 گريفيندور به پايان ميرسه!يعني جستجوگر گريفيندور با يه حركت ماهرانه اسنيچو ميندازه تو آستينش و اونو ميگيره!

------------------
همه اعضاي جادوگران جمعند

مملي و عله:پيش به سوي جادوگران!


-----------------------------------
من با دو فيلم

پيش به سوي جادوگران!

و

دوست و دشمن

شركت ميكنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 6 آذر 1383 18:21
نمایش جزئیات
آفلاین
منم با سه فیلم زیر در اسکار شرکت میکنم:
1-نجات سرباز آسلام(مرلین)
2-رولینگ در سرزمین عجایب
3-کرام علیه بیگانه
-------------------
سعی میکنم یک فیلم دیگه اکران کنم
ممکنه این لست تغییر کنه
دوستان عزیز سعی کنن تا 10 آذر فیلمهای خودشونو اکران کنند چون من وقت میخوام تا برای همتون اواتر درست کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 6 آذر 1383 09:06
نمایش جزئیات
آفلاین
(یه چیزی رو داخل پرانتز به بیگانه عزیز بگم و اون اینکه "مک" جزو اسم فامیل من هست و گونگال خالی نیست.مثل این می مونه که من به شما بگم گانه...بدون بی...اگرم خیلی طولانی بود حال نداشتی بنویسی اسم مختصر من « مگی » هست )

خب دوستان زیادی پرسیدن تا کی می تونن فیلماشون رو اکران کنن. در پاسخ باید بگم که شما تا

10 آذر ماه

مهلت دارید تا فیلم هاتون رو در این تاپیک عرضه کنید. همان طور که کرام گفتن یه تاپیک دیگه باز خواهد شد که در آن بیگانه عزیز اسم کاندید ها و فیلم هایشان رو لیست می کنه و همه می تونن اونجا رای بدن.

این تاپیک در روز 10 آذر باز میشه و تا 14 آذر ادامه داره. بیگانه جان اگه بتونی فیلم هر کاندیدا رو به صورت لینک اونجا بذاری خیلی عالی میشه.اگه نتونستی به من اطلاع بده تا بهت کمک کنم.

روز 15 آذر در تالار پادمور و پسران مراسم اسکار را اجرا می کنیم و به برندگان جوایزی اهدا میشه

پس بشتابید که از امروز فقط تا 4 روز دیگه وقت دارید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 6 آذر 1383 01:11
نمایش جزئیات
آفلاین
منم به تازگي دارم فيلم ميسازم

فيلم دوست و دشمن كه همين امروز اكران شده

باشركت:

چو چانگ
كالين كريوي
بلاتريكس لسترنج
سوسك
لاوندر براون
رودلفس لسترنج
دراكو مالفوي
كينگزلي
گيلدروي
دالاهوف
ونوس
حاجي داركي
ولدي
هري پاتر
نارسيسا
دامبلدور
مازمولا
سر نيكلاس
اندروميدا
ليلي اونز
مك گونگال
------------

به تازگي جشني ترتيب داده شده كه توش سياها و سفيدا قراره با هم صلح كنن(كه هيچوقت نميكنن )

همه سفيدها و سياهها در اين جشن شركت دارند
چو در رديف اول نشسته و داره به سخنراني البوس دامبلدور گوش ميكنه كه نارسيسا مياد و ميگه:

نارسيسا:چو،ميتوني يه لحظه بياي ته سالن؟ميخوام يه چيزي نشونت بدم.

چو:چي رو ميخواي نشون بدي كه اينقدر مهمه؟

نارسيسا:گروه خواهران عجيب يه اهنگ تازه در اوردن ميخوام كليپشو نشونت بدم حال كني!

چو:(كه كشته مرده خواهران عجيبه)در شرايط عادي همراهت نميومدم ميدونم كه ميخواي منو اونجا بكشوني ولي باهات ميام فقط به خاطر جشن صلح

(چو از كالين و مازمولا جدا ميشه و با نارسيسا ميره)
چو:كالين عزيزم،من الان برميگردم.مازمول مواظب كالين باش اغفالش نكنيا!

مازمولا:تو خيالت راحت باشه.من به خاطر دلايل ديگه اي باهاش هستم.دوربينو كه ميبيني.ميخواد از هري عكس بندازم!

كالين: :(چشم غره اي به مازمولا ميره) .باشه برو چو جون ولي زود برگرديا!

چو با نارسيسا ميره و به اخر سالن ميرسن.

چو:كوش پس؟

نارسيسا:صبر كن الان ميارمش.تو همينجا منتظرم باش.

چو با خودش ميگه:اره جون خودت!رفتي واسه من كليپ بياري!من كه ميدونم چه نقشه اي تو سرته.ولي بذار ببينيم اگه كارتو انجام بدي چه گلي به سرت ميزني!!!!

در همين موقع يكي دهن چورو ميگيره!!!!!و انگشترش تو دهن چو فرو ميره.كم مونده چو خفه بشه.

يه نفر ميگه:ارباب گرفتيمش!

همون كسي كه دهن چورو گرفته روي چورو برميگردونه و اون ميبينه كه يه نفر با چشمهايي قرمز و بي عاطفه ،بيني چاك مانند ،لبهاي سفيد و صورتي سفيدتر از گچ روي صندلي نشسته.

اون كه لرد ولدمورته ميگه:پس اين بود كه هميشه مرگ خواراي منو وادار به كم اوردن ميكرد!اگه اون به ما ملحق بشه ما قطعا بر سفيدها پيروز خواهيم شد.پس ببريد و اونقدر با طلسم كروشيو شكنجش كنين تا به ما ملحق بشه.

كرام و مالفوي جلو ميان تا چورو ببرن ولي حاجي داركي جلو مياد و :

حاجي:صبر كنيد سرورم!اينكار خلاف قوانين شرع است.مردان نبايد به زنها يا دخترها دست درازي كنند.فكر ميكگنم بهتر است زنها را مامور اينكار كنيد.

ولدمورت:به اين فكر نكرده بودم.بلا،نارسيسا،ونوس،شما مسئول اين بچه هستيد و بايد اونقدر شكنجش بديد تا به ما ملحق بشه.مطمئنا ملحق ميشه ولي اگه استثنائا نشد اقلا محلولي بهش بدين تا كمي از سفيدا اطلاعات بدست بياريم.

ونوس،بلا،نارسيسا:چشم سرورم.(نعظيم ميكنن و چورو ميبرن)

چو هم خيلي ريلكس باهاشون ميره!ولي قبل از رفتن روشو به طرف ولدي ميكنه و ميگه:
ببين چقدر كم اوردن و از من به تو شكايت كردن!اونم به تو!كاش اقلا سرورشونو بهتر انتخاب ميكردن!

ولدي:

-----------
شكنجه گاه سياهان :

بلا:كروشيو!زودباش اعلام كن كه به ما ميپيوندي

چو:من اعلام ميكنم كه به شما نمي پيوندم!

بلا:

ونوس:صبر كن من امتحان كنم.كروشيو!

چو:نكن بابا قلقلكم مياد!!!!!!!!!!!!!!!

ونوس: اعتراف كن كه بعد از اين حتي يه كلمه هم ضد سياهها نمينويسي!

چو:من اعتراف ميكنم كه از اين به بعد حتي يك كلمه هم ضد سفيدا نمينويسم !!!!!!!!!

ونوس:

نارسيسا:شماها مثلا مرگ خوارين؟بذارين من بكنم ياد بگيرين!

چو:ميبينم كه بينتون مشكل پيش اومده!

نارسيسا: كروشيو!

چو:تو ميخواي مثلا منو شكنجه بدي؟مثلا ميخواي به دوستات ياد بدي اين كارو؟؟؟اول طرز چوبدستي تو دست گرفتنو ياد بگير بعد!

نارسيسا:بچه ها همه باهم روش اجرا ميكنيم.يك دو سه!

نارسيسا،بلا،ونوس:كروشيو!

چو:عجب مرگ خواراي بيحالي!چه سرگرميهايي براي خودشون پيدا ميكنن.يه كلمه به اربابشون بگم از ترس دق ميكنن!

بلا،ونوس،نارسيسا:

چو:

-----------
سالن جشن:
كالين:موذمال،چو برنگشت!

مازمولا:خوب چه بهتر!

كالين: اي بچه اغفال كن!همي به دين و ايمان روي اور!

مازمولا:بشين بينيم بابا براي من كم ادبي صحبت كن!

كالين:

مازمولا:چيه چرا اينجوري نگام ميكني؟

كالين:

مازمولا:هميشه اينجوري باش خوب؟

كالين:

مازمولا:منظورت اينه كه بريم دنبال چو؟

كالين:

مازمولا:بذار سخنراني تموم بشه بعد!

كالين:

مازمولا:چرا داد ميكسي؟اومدم ديگه!ببين من پيشنهاد ميكنم تو خودت برو اگه هري اومد من ازش عكس بگيرم!

كالين:

مازمولا:اه!اومدم

كالين:

(كالين و چو تمام سالتو ميگردن ولي چو انگار اب شده رفته تو زمين)

كالين:بايد بريم اعضاي گروه روكم كني سفيدو پيدا كنيم.تو برو دنبال ليلي و لاوندر و اندروميدا.من هم ميرم دنبال سوسك و سرنيكلاس

مازمولا:باشه استاد!

(بلاخره اعضاي گروه روكم كني سفيدان جمع ميشن و كالين موضوع رو براشون تعريف ميكنه)

كالين:بله همونطور كه گفتم احتمالا چورو سياها اسير گرفتن.لاوندر تو گوي بلورينت نگاه كن ببين دارن باهاش چيكار ميكنن؟

لاوندر به گوي بلورين نگاه ميكنه و ميگه:واي دارن شكنجش ميدن كه بهشون ملحق بشه ولي چو خيلي ريلكسه و خم به ابرو نمياره!!!

همه:

اندروميدا:ميدونيد چيه؟من فكر ميكنم ما بايد بريم و با سياها صحبت كنيم كه يه مسابقه روكم كني بذاريم.اونا فكر ميكنن كه اگه چو بين ما نباشه ما مي بازيم ولي ما قويتر از اين حرفاييم و حتما ميبريم.ازشونم قول بگيريم كه اگه ما برنده شديم چورو ول كنن و اگر اونا شدن هم هر بلايي خواستن سر چو بيارن.چطوره؟

-صبر كنيد!

همه به طرف در برميگردن و هري رو ميبينن.

هري:من همه ماجرا رو فهميدم.اونا قانونمونو نقض كردن.درست تو جشن صلح ،دشمني كردن.بايد تنبيه بشن.من با پروفسور مك گونگال صحبت ميكنم.اكسيو پروفسور مك گونگال!

پروفسور مك گونگال:چيه اتفاقي افتاده پاتر؟

هري:بله.سياها درست در روز جشن صلح چو رو دزديدن و شكنجش ميدن كه به اونا بپيونده.

پروفسور: چو از پس خودش برمياد.مطمئنم بلاخره سياهارو وادار ميكنه ازادش كنن.

هري:پس به نظر شما،ما چيكار كنيم؟

مك گونگال:بهتره اول باهاشون صحبت كنيم.اگه قبول نكردن كه قوانينو نقض كردن،يه كار ديگه ميكنيم.

هري:مثلا چه كاري؟

اندروميدا:مثلا هموني كه من گفتم.يه مسابقه روكم كني با شرط اينكه اگه ما برنده شديم چورو ازاد كنن و اگه نشديم هر بلايي خواستن سر چو بيارن

مك گونگال:اگه باختين چيكار كنيم؟

اندروميدا:امكان نداره بباريم.ما متكامل همديگه ايم و هيچوقت جلوشون كم نياورديم

مك گونگال:اگه نبرين چنان بلايي سرتون بيارم كه ابراي سقف هاگوارتز به حالتون گريه كنن!پس همه موافقن؟

همه:بــــــــــــــلــــــــــــــــــه

(سياها نقض قوانينو قبول ندارن ولي حاضر به كل كل هستن.

------------
صحنه كل كل:

(دالاهوف ،رودي،كينگزلي،كرام،گيلدي،اندروميدا،لاوندر،سوسك،سر نيكلاس،كالين،ليلي،با هم كل كل ميكنن)

دالاهوف:كه شما ميخوايد مارو شكست بديد؟عمرا موفق بشيد!

اندروميدا:اين افكار غلط توئه!

گيلدي:من يه زماني از فسفر استفاده ميكردم.اون موقع ميگفتم پس سفيدا خيلي خوبن.ولي حالا كه از فسفر غني شده استفاده ميكنم ميفهمم كه سياهايي مثل سوسك هم بينشون هست.

سوسك:پس معلومه كه فسفر غني شده براي بدن مضره!

.......
كل كل ادامه پيدا ميكنه و در اخر:

تمام سياها:اتراف كنين كه ككم عاوردين!

-عمرا!من پيشنهاد ميكنم اول املاتونو ياد بگيرين و بعد دنبال كارهاي بزرگي مثل اين بياين!

همه به طرف صدا برميگردن.بله اين صداي چو هست كه تو اين فاصله خودشو ازاد كرده .چوبدستيي كه مال يكي از شكنجه كنندگانش بود رو برداشته و هز سه تارو بيهوش كرده!

سياها:

سفيدا:

---------------
دفتر البوس دامبلدور

(چو تمام اتفاقهايي كه براش افتاده رو تعريف ميكنه)

همه:

دامبلدور:اونا بايد تنبيه بشن.تنبيه خوبي براشون در نظر گرفتم.
-----------------
يك هفته بعد اول سپتامبر(اولين روز هاگواتز)

دامبلدور(رو به سياهان):شماها براي تنبيه بايد هركدومتون يكي از اعضاي روكم كن سفيدان رو تا هاگوارتز حمل كنين!!!لسترنجها هم بايد چو رو حمل كنن!ولدمورت،تو بايد هري رو ببري!

سياها:
----------------------
يك ساعت بعد:

چو=

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نميدونم اين فيلم رو راه ميديد يا نه و من نميدونم كه مهلت ارسال فيلمها تا كي هست.

اگه تونستم فيلمهاي ديگه اي هم اكران ميكنم.

در ضمن لطفا يكي ادرس تالار پادمور و پسران رو به من بده.

سياهان و سفيدان عزيز توجه كنند:اين فيلم را به هيچ وجه جدي نگيريد!فقط يه شوخي بود.

در ضمن نتونستم كسي رو جانشين خودم بكنم.اخه موضوع كلا فرق ميكرد.من اين موضوع رو قبلا تو ذهنم پروزش داده بودم و حالا نوبت انتشارش بود.


راي از شما،فيلم از ما!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 5 آذر 1383 16:52
نمایش جزئیات
آفلاین
استودیو کالین وارنرز تقدیم میکند
-------------------------------------------------
گودزیلا به مدرسه میرود!!!
با شرکت
ویکتور کرام
کالین کریوی
هری پاتر
بیگانه
نمید
حاجی دارکی
گراپی
تانکس
مرلین
مازامولا
چو چانگ
مک گوناگال
گودزیلا
گیدورا
------------------------------------------
سال 1999 سواحل توکیو
-کمک کمک....help me ....آی دزد....
مازامولا که داشته اونجا با یه واکمن هد میزنه میدوه طرف صدا
مازامولا:همی شما هستی حجت الآسلام شیخ مریلین
مرلین:آری خودم میباشمی
مازامولا:چی شده شیخ؟
مرلین:یه هیولای بی ناموس آفتابه منو دزدید برد حالا من بدون آفتابه چی کار کنم چه طوری برم توالت؟
مازامولا:خوب من دیگه رفع زحمت کنم
مرلین:گوش به فرمان!!!
مازامولا:
مرلین:تا آفتابه منو پیدا نکنی جایی نمیری...
مازامولا:چشم شیخ بزرگ
------------------------------------------
پنج سال بعد منکرات قزوین واحد برادران
-خاک عالم بر سرم...خاک عالم بر سرم
حاجی:برادر کالین اون فلتون رو بردار
کالین:همی چه کسی این آهنگ مزخرف را بر این تلفون نهاده؟
حاجی:گراپی...
کالین:آه چه کار شایسته و بایسته ای
حاجی:آری چنین است
خاک عالم بر سرم...خاک عالم بر سرم
کالین:بَله بفرمایید واحد منکراتَ قزوین...
کرام از اونور خط:کالین آب داره توکیو رو بر میداره من رد یه اژدها رو گرفتم تو ساحل به کمک واحد شما نیازمندیم...
کالین:don't worry ما هستیم...
کرام:چیه هنوز جاپون نیومده خارجی شدی ای بی فرهنگ شرق زده
کالین:همی حواسم نبود برادر جو گرفت...
حاجی:کی بود برادر کالین...
کالین:برادر کرام تو توکیو یه مشکل پیش اومده باید بریم اونجا..
حاجی:پس چرا از فلو استفاده نکرد؟
کالین:بعد به من میگه شرق زده
حاجی:ولکن چی شد؟
کالین:هیچی حاجاقا برویم ژاپن
حاجی:فلو رو میگیره دستش ژاپن مدرسه اوشین...
-----------------------------
5 دقیقه بعد مدرسه اوشین
اوشین میاد جلو
کالین:
حاجی:گول نخور برادر این خواهر تانکس میباشدی...از واحد خواهران
کالین:اسلام علیکم خواهر
تانکس:سلام برادر کالین ما فیلم متخصصان را آماده کردیم که همی شما ببینید
کالین:آخ جون فیلم ...
حاجی: بازیگرانش آسلامی هستند؟
تانکس:آری چنین میباشد
---------------------------------
مرلین..معروف به شیخ مرلین از 5 سال پیش تا به حال همراه موذمال تو سواحل ژاپن به دنبال آفتابه...
اسلاید بعدی
مازامولا...معروف به موزمال به مرلین کمک میکنه به نظر میاد تحت طلسمی چیزی باشه
بیگانه...از وقتی که اون نامرد از پشت سر بهش حمله کرد ما یادمون نمیاد معروف به چی بود اما حالا تخصصش در شناسی هست
هری پاتر...کالین حرف حاجی رو قطع میکنه:معروف به عله از 1000 سال پیش تاکنون به دنبال نمید میگرده اونم الان تو ژاپن هست
نمید...10 سال پیش برای آخرین بار در ژاپن دیده شده به نظر میاد دلیل اومدن هری به اینجا باشه
مک گوناگال...معروف به گربه نره تو فیلم پینوکیو هم بازی میکرده اون الان اینجا تو مدرسه به عنوان گربه اوشین فعالیت میکنه عضو واحد منکرات قزوین خواهران
تانکس...معروف به زن هزارو یک به توان بینهایت چهره عضو واحد خواهرا فعلا در نقش اوشین تو ژاپن مدرسه باز کرده
چو چانگ...معروف به مادر بزرگ اون جانور شناسه اومده اینجا تحقیق در باره حیوانی به اسم گیدورا که احتمالا آژدهای مورد نظر ماست
ویکتور کرام...معروف به ویکی پرنده معروفترین جارو سوار قرن که پیک واحد منکرات تو ژاپنه
خاک عالم بر سرم خاک عالم برسرم
کالین:بازم این زنگه مگه گراپی اینجا هم اومده؟
حاجی:آره طفلک دیدم دو دقیقه پیش داشت با این فلتون ور میرفت میگفت خارجکیه
کالین: الهم کا شفا فی الزمین نه در هوا
حاجی:ولکن چی گفتی؟
کالین:هیچ حاجاقا
خاک عالم بر سرم...
تانکس بفرمایید
ویکتور:یه هیولا تو ساحل شرقی دیده شده ...
تانکس الاومدیم
ویکتور:منتظر حضور سبزتون هستیم خواهر
تانکس:الصابون به دلت نزن من شاگرد همی دارم کالین با حاجی دارن میان...
کرام:اوکی بعد شما کی میای؟
تانکس:بماند
----------------------------------------------
ساحل توکیو 5 بعدالظهر
مرلین:ای بی تربیت گفتم آفتابه منو بده
گودزیلا:نمیدم از اب بازی خوشم میاد
هری:نمید کو؟کسی نمیده منو ندیده؟
بیگانه:مگه نمید دره؟
موزمال:با هد میره طرف گودزیلا میخوره بهش و بیهوش میشه
چو:اکسیو موزمال...چند لحظه بعد اِ این که گیدورا نیست یه هیولا دیگست کاش یه نمونه دیگه داشتم
بیگانه به تقلید از موزمال میره طرف گودزیلا باسر میخوره به گودزیلا؛گودزیلا بی هوش میشه
چو:اکسیو هیولا...مرسی بیگانه جان این نمونه بهتره این که از گیدورا جوون تره طفلی بچست
گودزیلا بهوش میاد...چو غش میکنه
کالین:حاجاقا چاره ای کن که الان است که با آب بازی این هیولا کل ژاپن را آب ببرد
حاجی:چاره کار در گراپی باشد...کرام جان برو به تانکسی بگو گراپ رو بفرسته
کرام:همی اوکی
کرام میره تو مدرسه مگی رو میبینه..مگی تانکسی کجاست؟
مگی:رفته گل بچینه
کرام :مگه عروسه؟
مگی:نه آیکیو اوشینه رفته واسه بچه های کلاس گل بچینه
تانکس:چیه چی شده؟
کرام:حاجی گفت گراپی رو بیار خواهر...
تانکس:الاوشین تو هاگردا مادر گراپ(تانکس شبیه مادر گراپ میشه میدوه طرف ساحل)
گراپی هم میدوه طرف ساحل که یهو گودزیلا رو میبینه آفتابه به دست
حاجی:گراپ عزیز دل بابا این هیولا به آسلام توهین کرد؟
گراپ:
صدای موزیک
چنین بود که آسمان تیره گشت یکی گراپ بیامد به نزدیک آب گرفتش همی یقه گودزیلا بکوفتد سیلی بر گوش او بزد گودزیلا دمی بر گراپ ...گراپرا نیامد صدا جز یه آخ.بزد بر سرگودزیلا سنگی گران...بشکست سنگ معلوم شد که سنگ بود ساختمان همی نبرد بدین منوال میگذشت در آمد ز دریا سری خیره سر...
گیدورا:ای پسر بد مگه نگفتم با کسی دعوا نکن
گودزیلا:اول اون زد بابا
مرلین:نه خیر اول تو آفتابه منو دزدیدی
گیدورا:هیییییییی بی ناموسی دزدی؟باید بری مدرسه...
گودزیلا:من از آب بازی خوشم میاد با آفتابه
تانکس شبیه اوشین میشه:خوب ما تو مدرسه بهت آفتابه میدیم
گودزیلا:راست میگی؟
مگی:میاو
گودزیلا:باشه پس میام
تانکس:اسمت چیه پسر کوچولو؟
همه:
گراپی:آخجون یه همبازی کوچولو مثل خودم
همه:
غیر حاجی که به خاطر گراپی از چشاش اشک راه افتاده بود موفق باشی پسرم ایشالا با این هیولا به پای هم پیر شین
گودزیلا:اسمم گودزیلا است خانم معلم
و بدین ترتیب مرلین آفتابه اش را پس گرفت و گودزیلا به مدرسه رفت
---------------------------------------------------
با تشکر از م.م.ج تیم ملی بلغارستان
کارگردان خودم
تشکرات ویژه از واحد پشت صحنه که قزوینی نبود
--------------------------------------------------
به امیدی اسکاری در واحد هالی ویزارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 5 آذر 1383 14:52
نمایش جزئیات
آفلاین
تا كي ميتونيم فيلمهامون رو اكران كنيم؟
من هم دارم فيلم ميسازم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 5 آذر 1383 13:19
نمایش جزئیات
آفلاین
حرف گونگال کاملا تایید می شه! مراسم مجری داره هم یک مسئول! کرام مسئول اسکار است و همه چیز طبق برنامه داره پیش می ره! و من همین جا اعلام می کنم با سه فیلم!
مدرسه ی قدیمی!
پیانو
و انتقام از بیگانه
شرکت خواهم کرد!
رای تو رای من!
به ندای قلب گوش کن!
حیف وقت ندارم وگرنه یه فیلم توپ توی راه داشتم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Biganeh در 1383/9/5 13:26:24