
نیمه های شب بود، هوا سرد بود، وهمه ی دانش آموزان خواب بودند.
وهربچه ای خواب رنگارنگ وپرازبرق ستاره های کوچک وبزرگ که هر کدام برای خود اسمی داشتن میدید،درهر اتاقی یک درخت بزرگ و
براق وزیبا بود،و
زیر هریک از درختا جبعه های رنگی که بعضی ها بزرگ وبعضی ها کوچک بودند وجود داشت،وآن شب،شبی جز کریسمس نبود .
هری در اتاق خوابش، خواب بود که در اتاق به صدا در اومد ولی هری که خواب بود،جواب نداد،
ودوباره هری پس از شنیدن صدای در بلاخره بیدار شد، اول فکر کرد که اشتباه کرده خواست دوباره بخوابه که ناگهان کسی او را صدا زد:
_هری بیداری؟
هری تعجب کرد ،چون فکر نمی کرد که این وقت شب کسی بیاد وبیدارش کنه پس گفت:
-بله؟
دابی در اتاق را باز کرد و اومد داخل وگفت :
ببخشید بیدارت کردم، یه سوال داشتم که اگه نمی پرسیدم خوابم نمی برد!
هری گفت:اشکال نداره بپرس .
دابی:شب کریسمس چه شبیه؟؟ ،خیلی عجیبه چرا وقتی میدونید بابانوئل وجود نداره وکادوییی در کار نیست بازم انقدر زحمت می کشید ویک درخت رو می برین ،مگه درخت با شما چیکار کرده؟
هری لبخندزد وگفت :دابی عزیز، شب کریسمس شبیبه که خانواده هاودوستان، دور هم جمع میشن وجشن می گیرند ،حتی با اینکه بابانوئل وجود نداره اما همیشه دوستایی هستند که از کادو مهم ترند،
«مثل تو برای من»
درود بر تو فرزندم.
کوتاه نوشتی، سوژه جای کار خیلی بیشتری داشت.
در مورد اشکالات ظاهری:
نقل قول:
دابی در اتاق را باز کرد و اومد داخل وگفت :
ببخشید بیدارت کردم، یه سوال داشتم که اگه نمی پرسیدم خوابم نمی برد!
هری گفت:اشکال نداره بپرس .
دابی:شب کریسمس چه شبیه؟؟
برای مثال این قسمت باید به شکل پایین نوشته میشد:
دابی در اتاق را باز کرد و اومد داخل وگفت :
- ببخشید بیدارت کردم، یه سوال داشتم که اگه نمی پرسیدم خوابم نمی برد!
هری گفت:
- اشکال نداره بپرس .
- شب کریسمس چه شبیه؟
همونطور که میبینی، دابی دوم هم حذف شد، چون در کل فقط دو نفر دارن صحبت میکنن، نیاز نیست هی بنویسی هری و دابی قبل از هر دیالوگ.
منتظرت هستم تا با یک داستان بهتر برگردی.
فعلا تایید نشد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










(27.61 KB)

