جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

21 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  58 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  185 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 18 آبان 1397 13:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : سو لی

گروه: ریونکلاو

چوبدستی: چوب توسکا با مغز موی تک شاخ با انعطاف پذیری زیاد

جارو: علاقه ای به کوییدیچ بازی کردن ندارم و فقط برای درس پرواز سوار جارو شدم که اونموقع هم از جاروهای معمولی مدرسه استفاده میکردم.

ویژگی های ظاهری: چهره‌ی شرقی، پوست گندمگون با چشمای قهوه ای روشن، موهای قهوه ای رنگ و قد نسبتا بلند
با هیکل متناسب با قدم

ویژگی های اخلاقی: درون گرا و با قدرت مدیریت بالا، هيچ وقت طبق برنامه ریزی پیش نمیرم ولی وقتی کاری رو مدیریت کنم بی نقص تموم میشه، از تنبلی و کند عمل کردن و پشت گوش انداختن کارها متنفرم و تحمل افرادی که بی خیال هستن رو ندارم، وقتی یه مدت کسی رو زیر نظر بگیرم به راحتی میتونم خصوصیات اخلاقی اون شخص رو بفهمم، دوستهای زیادی ندارم و معمولا با افرادی دوست میشم که باهاشون حرفی برای گفتن داشته باشم، اهل وقت تلف کردن نیستم و سعی میکنم از وقتم درست استفاده کنم، ولی به موقعش پایه خوش گذرونی و تفریح با دوستامم، معمولا کاری به کسی ندارم ولی اگر از کسی عصبانی و ناراحت بشم، تا هر وقت بتونم ازش انتقام میگیرم، عاشق کتابامم و به هیچ عنوان دست کسی نمیدمشون

از وقتی که یادمه، توی دهکده‌ی کوچیک و کم جمعیتی حوالی لندن زندگی میکردیم.

بجز پدر و مادرم هیچکس دیگه‌ای با من صمیمی نبود.
هر وقت که به بچه هایی که با هم بازی میکردن نزدیک میشدم، اونها بازیشون رو متوقف میکردن و با داد و فریاد از من دور میشدن.
همین باعث شده بود که همیشه منزوی و گوشه گیر باشم.

همه بهم میگفتن عجیب الخلقه؛ بجز پدر و مادرم که دلیل خوبی هم برای اون داشتن.

وقتی نامه هاگوارتز به دستم رسید همه چیز برام روشن شد.
تا قبل از اون نمیدونستم چیزهایی که توی خونمون وجود داره و یا کارهایی که بعضی اوقات میتونم انجام بدم غیر عادی و جادوییه و مردم عادی اونها رو ندارن، چون تا اون زمان هیچ وقت به خونه‌ی دیگه‌ای نرفته بودم.

پدرم اهل شرق آسیا و مادرم اهل ایرلنده. خانواده پدرم، که همه شون جادوگر بودن، سالها پیش وقتی که اون بچه بود، به انگلستان مهاجرت کردن.

چندین سال بعد، پدر و مادرم که وقتی نوجوون بودن با هم توی هاگوارتز آشنا شده بودن، ازدواج کردند و حاصل این ازدواج من بودم! پدر و مادرم همون موقع قرار گذاشتن که تا وقتی من یازده سالم نشده، چیزی درباره‌ی تفاوتمون با بقیه مردم بهم نگن؛ چون میخواستن بین مردم عادی زندگی کنیم .

انس گرفتن و زندگی با این حقیقت جدید که ما با مردم عادی فرق داریم و توانایی های داریم که باید از اونها مخفیشون کنیم، زیاد طول نکشید و به راحتی باهاش کنار اومدم.

سالهای تحصیلم توی هاگوارتز بهترین سالهای عمرم بود؛ چون با اینکه دوستای زیادی نداشتم، همون تعداد دوستای کمم هم بهترین دوستام بودن و هنوز هم هستن.

در حال حاضر، آخرین سال تحصیلم رو توی هاگوارتز سپری میکنم و تصمیم دارم بعد از تموم شدن تحصیلم، تحقیق روی معجون ها و طلسم های کشنده و بیماری زا و همینطور پادزهر و ضد طلسم های اونها را شروع کنم.


اگر ممکنه جایگزین شه؛ تشکر!


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/18 17:39:52
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 16 آبان 1397 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شخصیت: گریک الیواندر
گروه: ریونکلاو
چوبدستی: 31 سانتی از چوب درخت سنوبر و دارای پر ققنوس
جارو : علاقه ای به پرواز ندارم
ویژگی های ظاهری:
شخصیتی تو دل برو که فقط کسایی که باهاش رفت و آمد میکنن اینو میفهمن چون ظاهرش به ادمای خوب نمیخوره! قد بلند و موهای آشفته از ویژگی های بارز این شخصیت است. لازم به ذکر است که این شخصیت هیکل مناسبی هم دارد!
ویژگی های اخلاقی:
یکی از مهمترین اخلاق های این فرد صبور بودنشه. سعی میکنه از دعوا کردن با دیگران خودداری کنه. در جمع بزرگان سکوت میکنه تا از تجربه ی اونا استفاده کنه ولی در جمع دوستان نمیتوانید جلوی حرف زدنشو بگیرید. سعی میکنه همیشه بخنده و خیلی کم اخم توی چهره اش میبینید. این شخصیت دارای خستگی بیش از حد است برای همین اونو به خرس تنبل نسبت داده اند. (برای همین است که به موهایش نمیرسد.) این شخصیت اهل ورزش نیز هست و بصورت تفننی بسکتبال بازی میکند و از دیدن مسابقات فرمول یک نیز لذت کافی و وافی را میبرد.
معرفی کوتاه شخصیت:
از خانواده ی ایشان اطلاعتی در دسترس نیست ولی خود ایشان در دنیای جادو بسیار معروف هستند. میتوان گفت ایشان بیشتر چوبدستی های دنیای جادو را ساخته اند. کمتر ساحره ای هست که مغازه ی ایشان را در کوچه دیاگون نشناسد. مغازه ای پر از چوبدستی هایی که به دست ایشان ساخته شده است. ایشان علاقه ی به پرواز ندارند ولی علاقه ی زیادی به کوییدیچ دارد.


تاييد شد.
خوش اومدين.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط erfanRJ در 1397/8/16 20:47:43
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/17 0:24:59
Ravenclaw is my everything



تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 16 آبان 1397 07:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: البوس سوروس پاتر

فرزنده جینی ویزلی و هری پاتر.

ویژگی های ظاهری: موهای خرمایی درهم و چشم های سبز قد بلند و لاغر.

سن:14

محل زندگی: لندن

خواهر و برادر: یک برادر بزرگتر به نام جیمز پاتر و خواهر کوچکش لی لی پاتر.

چوب دستی: چوب درخت افرا با مغز موی تسترال و رگ قلب اژدها 32 سانتی متر انعطاف ناپذیر و خوش دست.

رتبه ی خون: اصیل زاده

بوگارت: دیدن انکه او محفلی شده.

پاترانوس: ققنوس

ویژگی های اخلاقی: عجول,مغرور, پر سر و صدا, اماده برای دعوا,

زندگی نامه: او از کودکی به خاطر پدر و مادرش در سحر و جادو متولد شده بود برادر بزرگ تر او جیمز بود که به نظر البوس ادم خودشیرینی بود. دوست صمیمی او قبل از ورود به هاگوارتز رز گرنجر بود که فقط به خاطر پدرش با او دوست بود او روابط افتضاحی با پدرش داشت که تاثیر مستقیم روی اخلاق او داشت که باعث شد به سمت لرد سیاه گرایش پیدا کند, او در 10سالگی وارد هاگوارتز شد و در گروه اسلایترین افتاد و در همان روز اول با پسری به نام اسکورپیوس اشنا شد او ابتدا ادمی گوشه گیر بود اما پس از سال دوم هاگوارتز به ادم پرشوری تبدیل شد به خاطر خواهر و برادرش روابط خوبی با گریفیندوری ها دارد.

لقب : ال, البی

استعداد ها: جادوی سیاه ,نواختن درام, اعصاب خورد کردن , کتک زدن, صحبت به زبان مارها

علایق: لرد سیاه , اسلایترین, دوستانش


سلام.
لطفا بعدا برگردين و كامل كنين معرفيتون رو.

تاييد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/17 0:15:54
thy will told you i am crazy
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 13 آبان 1397 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: البوس سوروس پاتر

فرزنده جینی ویزلی و هری پاتر.

ویژگی های ظاهری: موهای خرمایی درهم و چشم های سبز قد بلند و لاغر.

سن:14

محل زندگی: نیویورک سیتی

خواهر و برادر: یک برادر بزرگتر به نام جیمز پاتر و خواهر کوچکش لی لی پاتر.

چوب دستی: چوب درخت افرا با مغز موی تسترال و رگ قلب اژدها 32 سانتی متر انعطاف ناپذیر و خوش دست.

رتبه ی خون: اصیل زاده

بوگارت: دیدن انکه او محفلی شده.

پاترانوس: ققنوس

ویژگی های اخلاقی: عجول , شیطون, خوش اخلاق , مغرور

زندگی نامه: او از کودکی به خاطر پدر و مادرش در سحر و جادو متولد شده بود برادر بزرگ تر او جیمز بود که به نظر البوس ادم خودشیرینی بود. دوست صمیمی او قبل از ورود به هاگوارتز رز گرنجر بود که فقط به خاطر پدرش با او دوست بود او روابط افتضاحی با پدرش داشت که تاثیر مستقیم روی اخلاق او داشت که باعث شد به سمت لرد سیاه گرایش پیدا کند, او در 10سالگی وارد هاگوارتز شد و در گروه اسلایترین افتاد و در همان رئز اول با پسری به نام اسکورپیوس اشنا شد او ابتدا ادمی گوشه گیر بود اما پس از سال دوم هاگوارتز به ادم پرشوری تبدیل شد به خاطر خواهر و برادرش روابط خوبی با گریفیندوری ها دارد.

لقب : ال, البی

استعداد ها: جادوی سیاه ,نواختن درام, اعصاب خورد کردن , کتک زدن, صحبت به زبان مارها

علایق: لرد سیاه , اسلایترین ,


سلام و خوش اومدین.
لطفا منتظر کلاه و گروهبندی شدن بمونین و بعدا مجدادا بیاین اینجا.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/14 13:37:22
thy will told you i am crazy
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 14:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:ديانا
نام خوانوادگى:کارتر

گروه:اسليترين

پاترونوس: گربه ى اشرافى (سفيد)

چوبدستى:اورتوريس. طول:33سانت و12ميلى متر،مغز:يک پر ققنوس،مقدارى پودرشاخ اسب تک شاخ،موى سرتک شاخ موى زبان اژدهاى شاخدم مجارستانى وخون زبان آن.چوب:چوب هاى بلوط،خاص،افرأ آلمانی ،گردوى فرانسوی وکاج يونانى.انعطاف کم،بسيار سفت وبراى اجراى وردهاى بزرگ ومهم جادوى سياه ساخته شده است.

قدرت هاى جادويى:پرواز،کنترل اجسام با نيروى ذهن ،دانشمند در زمينه طلسم خوانى.

جارو:نيازى بهش ندارم.

محل زندگى:زيردست هاى ارباب

خوانواده: خوانواده اى کاملا اصيل زاده بجز عمويم (ريچارد کارتر کاپيتان کوييديچ گريفندور )مادرم ساحره اى از مدرسه جادوگرىمهوتوکوروى ژاپن بود.

خصوصيات اخلاقي:
مغرور،خودکفا،با هرکسى گرم نميگيرم،بسيار لوس ،بلند پرواز،کمى عصبى و لجباز.

خصوصيات ظاهرى:همونطور که در پروفايل مشاهده ميکنين ،چشم هاى مشکى(خاکسترى)درشت و بادومى،علاقه ى خاصى به رنگ کردن موهاش داره هر دفعه يه رنگه،سفيد پوست.پوست بسيار حساسى داره وبه بيشتر وقايا حساسيت داره(بخاطر نازک نارنجی بودنشه)

علايق:کشتن افراد،پرواز کردن،اکسو،اسليترين،ناز شدن توسط ارباب! عاشق بستى مشنگى و نوتلا،تويسندگى وخوانندگى😻

زندگى نامه:ديانا پدرى اصيل زاده و مرگخوار داشت ،مادر وى ساحره اى اهل کره جنوبى بود که در مدرسه ى جادو گرى ژاپن درس ميخواند،وى تا 8سالگى همراه با پدر ومادرش در کره زندگى ميکردند اما به دليل مشکلاتى به انگلستان(لندن)مهاجرت کردند ،در يازده سالگى نامه اى از هگوارتز دريافت کردودرآنجا ثبت نام کردودر گروه اسليترين افتاد اوبه دليل شايستگى هايش در سال سوم مرگخوار شدو حالا به ارباب خدمت ميکند.🐱

لطفاً جايگزين شه.


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دیانا کارتر در 1397/8/10 14:54:34
ویرایش شده توسط دیانا کارتر در 1397/8/10 14:56:20
ویرایش شده توسط دیانا کارتر در 1397/8/10 14:58:22
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/10 16:46:42
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 08:52
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: اشلى
نام خانوادگى: ساندرز
اصالت: دورگه
سن:14
ويژگى هاى ظاهرى: چشم هاى ابى تيله اى وقتى به دنيا اومد موهاش قهوه اى بود و تا سال اول هاگوارتز به کمرش مى رسيد اما بعد از سال اول موهاشو کمى پايين تر از شونه هاش کوتاه کرد و به رنگ بلوند در اورد، لبخند ها جذابى داره.

اشلى در زمانى که وارد دنياى جادوگرى شد گرايش زيادى به محفل ققنوس داشت اما بعد از چند شکستى که در عشق، فهميد بايد به لرد سياه بپيونده. بعد از اون به قول خودش گفت اون اشلى سفيد مرده و حالا اشلى جديدى متولد شده. او با اين حال هنوز با بعضى پسرا مى پلکه. ولى نه مثل قبل. شوخ طبعه و بعضى حرفاش مى تونه خيلى کنايه دار باشه. نمره هاش تو ازمونا بالاست که باعث ميشه رو اعصاب معلما باشه. به شدت شجاعه و از کسى نمى ترسه. و به شدت به دوستاش پايبنده و براشون هر کارى مى کنه.

ويژگى هاى اخلاقى: به شدت عجول، پايبند به دوستاش.شوخ طبع و تيکه هاى سنگينى ميندازه، پاش برسه خيلى فحاش ميشه، با دقت و با رفقاش مهربون، اگه بخواد مى تونه شاخ بازى در بياره.خشن اگه عصبى باشه.

عاشق موسيقى تو سبک پاپ...

زندگى نامه: او در يک خانواده ى ماگل به دنيا اومد وقتى کودک بود گهواره اش خود به خود حرکت مى کرد. يه برادر بزرگتر داشت که او هم ماگل بود بين خانواده اش فقط او و پسر عمو هايش جادوگر بودند. در پنج سالگى او کارهاى عجيبى انجام مى داد . مثلا عروسک هايش خود به خود حرکت مى کرد. در ده سالگى نامه ى هاگوارتزش را دريافت کرد و به هاگوارتز رفت.

استعداد ها: در جودو بسيار با استعداد، ساحره ى خبره ايه و در اجرا جادو هاى سياه موفق بوده

و در معجون سازى يه ابله.


جایگزین شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/10 10:51:01
تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 20:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ماتیلدا استیونز

تاریخ تولد: ۱۳ سپتامبر

جنس: مونث

اصالت: آمریکایی

گروه: با عشق " هافلپاف"

رنگ چشم: آبی- خاکستری کشیده ( اما نه مثل ژاپنی ها. منظورم فقط اینه که گرد مثل توپ نیست. اما مردمک چشمم مثل گربه شرک وقتی خودشو لوس میکرد، گرد و پر از اشکه البته!). تقریبا چیزی مثل یه توفان. بعضی وقتا میتونه خوشحال و مجذوب کننده باشه. بعضی وقتا مثل آرامش قبل از طوفان و بعضی وقتا هم خود طوفان همراه با رعد و برق!

پوست: سفید مثل سفید برفی

مو: قهوه ایه کمرنگ بلند. ته موهامو همیشه این رنگی میکنم. اصن همیشه همون شکلیم!

ظاهر کلی:

خیلی خوشگلم. یه ساحره ی سرشار از زیبایی! قد بلند و لاغر. با صورتی گرد. بینی کوچک و خوش فرم. خوشتیپ. خوش هیکل. خوش فرم و... بیشتر مواقع موهامو باز میذارم و یه گردنبندی از سنگ هماتیت سیاه تو گردنمه! شاید بخاطر اینه که هماتیت به آدم اعتماد به نفس میده یا اینکه با لباسم جور و ست باشه، میندازمش.

لباسم به غیر از یه موقع هایی، همیشه یه شنل، یه چکمه مبارز، یه شلوار بین گشاد و تنگ و لباس آستین بلند مشکی- قرمز بوده! اون موقع هاییم که نمیپوشم، بخاطر اینه که همه ی محفلی ها میگن: " بابا تو سفیدی. باید سفیدی رو همرات بیاری، پس چرا نماد سیاهی رو پیش میبری؟" یا اینکه یه روز هایی محفلی ها ازم میدزدنش!

جارو: آذرخش. ( مثل آذرخش زئوس. خدای خدایان!)

اخلاقیات: اول از این که، همیشه میرم دستشویی! دختری خیلی بانمک و در عین حال پرروم! مهربونم و زود جوش میارم. خیلی باهوش نیستم و ساده از نظر فکر هستم. حسودم عین چی! زود رنجم. زودم دوست پیدا میکنم.البته که لجباز و حساسم هستم.

قلبی دارم اندازه ی هفتاد تا کشتی تایتانیک! ولی اگه کسی منو عصبانی کنه، سوسکش میکنم. و این یه کنایه و اصطلاح نیست. واقعا با طلسم تبدیل به سوسکش میکنم! من در کنار این ها، شخصیت یک هافلپافی اصیل رو دارم. من عین این جمله ام : " بهتر است هافلپافی ها را در کنار خود داشته باشید، نه در روبرویتان"

ولی من شجاعم. مثل گریفی ها نه، اما کمی هستم.دوست دارم که از همه ی دوستام موقع دعوا ها دفاع کنم. و تو جنگ در کنارش بمیرم. من هر کاری میکنم که تاریکی بر روشنایی غلبه نکنه. من همراه محفلی ها، برای سفیدی و پروفسورمون میجنگیم!

چوبدستی : طول ۲۵ سانتی متر. چوب درخت گردو و موی اژدها.

علاقه مندی ها: همه چیه هاگوارتز. مخصوصا مرلینگاه! همه ی بچه های هاگوارتز. اول هافلپافی ها رو دوست دارم، بعدش محفلی ها رو. بعدشم که بقیه رو ( غیر از مرگخوارا!) پیشو پشمالوئم که خیلی دوست دارم.

پاترونوس: دلفین.

زندگی نامه:

من در تو خانواده ی معمولی به دنیا اومدم که به جادو اعتقاد نداشتن. اسم پدرم جیمز استیونز و اسم مادرم سوزان ویتی یِر هستش. یه خواهر داشتم که دو سه سال از من بزرگتر بود. اسمش ناتاشا استیونز بود. وقتی دو سالم بود، بخاطر گاز گرفتی مُرد! همه میگفتن چشامون خیلی شبیه هم بود و هر دومون بقیه رو یاد مامان بزرگمون مینداختیم. اما اون آبی چشماش با من فرق داشت. مثل من طوفانی نبود. رنگ چشاش مثل یک دریای پاک و تمیز بود و هر وقت عصبانی میشد، اون چشاش کمی تیره تر میشد. دقیقا مثل این میمونه که تو تو روز به دریا نگاه کنی روشنتر و وقتی که شب میشه، از نظر ما تاریک میشه! وقتی پنج سالم شد‌، کارای عجیب غریبی میکردم و یه جورایی یه اتفاقایی دور من می افتاد. وقتی ده سالم شد، دیگه همه مطمئن شدن که من عادی نبودم. البته تعریف اونا از غیر عادی، در واقع " دیوونه" بود. همیشه دور خودمو پر از سحر و جادو حس میکردم. ولی همه اینا تازه مقدمه ی کار بود! داستان از اونجایی شروع شد که من برای هزارمین بار به کتابخونه رفته بودم که کتاب مورد علاقمو که برای بیستمین بار بخونم. معمولا بخاطر اونجا میرفتم چون احتمالا با مامانم سر جادو دعوام میشد. و یا اینکه اون میگفت:
- چرا مثل ناتاشای عزیزمون رفتار نمیکنی؟ اون یه دختر شایسته بود.

و من با داد به اون یاد آوری میکردم که:
- مامان! اون فقط پنج سالش بود. شما پنج سال باهاش بودین. هنوز خوب جا نیفتاده بود. بعد چطور میگی که ' رفتارش خوب بود؟!'

در هر حال، سر میز نشسته بودم و با کینه کتاب میخوندم که یهو یه صدای بلندی شنیدم. فکر کردم عادی بود اما اون صدا دوباره تکرار میشد. اونوقت صبح، هیچکس غیر از صاحب کتابخونه اونجا نبود. بخاطر همین ساکت بود و موجب ترسم شده بود. یه نفر خیلی بزرگ یهو از پشت قفسه ی کتابخونه ای که تکون میخورد بیرون اومد و بعد ها فهمیدم که اسمش هاگرید است! یه حرفایی زد که رویا های منو به حقیقت تبدیل کرد. منو به کوچه ی دیاگون آورد و از اون موقع، من به دنیای سحر و جادو وارد شدم!



تعویض شه لطفا!


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1397/8/9 23:45:03
Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 آبان 1397 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.

اینو از زندگی نامه دراکو مالفوی تو پاترمور برداشتم.خودم ننوشتمش.

برای داستان کامل به زندیگنامه دراکو مالفوی مراجعه کنید ولی فکر کنم جمله های لرد ناپسدانه داخلش هست.

من قبلا ثبت نام کردم.اینو جایگزین توضیحات قبلی کنید.

اگه خوب نیست بگید دوباره بنویسم.


لزومی نداشت دقیقا اونو ترجمه کنی و اینجا بذاری. همین که به زبون خودت هرچی از دراکو می‌دونی رو می‌نوشتی هم کفایت می‌کرد. به هر حال...
انجام شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/9 19:30:27
JUST SLYTHRIN
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 7 آبان 1397 18:45
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا

به نام خدا
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
شکل جانور:سگ
رتبه خون:دورگه
بوگارت:دمنتور
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،خدمت به ارباب تاریکی
محل زندگی:خونشون.
شغل:فعلا دانش اموز و بازیکن کوییدیچ.در آینده شاید یکی از معلمای هاگوارتز
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره پدرش جادوگر بود ولی چون فکر میکرد همسرشو از دست میده هیچ وقت اینو به کریس نگفته بود.اما بعد از اینکه نامه هاگوارتز اومد اعتراف کرد و برخلاف باورش اتفاق بدی نیفتاد.
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس دفاع در برابر جادوس سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره.
دوست داره عضو مرگخواران بشه و به لرد بزرگ خدمت کنه.
منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه(مثل مرحوم ساحره ردا فروشی که اظهار داشت که ردایی که یه اینچ بهش کوتاه بود اندازشه)
ساحره ها بهش علاقه نشون میدن البته متقابله
نمیدونم شاید مهره مار داره بچه!!
گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده

من قبلا عضو شدم الان میخواستم بنا به دلایلی بعضی اطلاعاتو تو توضیحاتم تغییر بدید ممنون.

انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در 1397/8/7 18:50:42
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در 1397/8/7 18:51:55
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/7 22:32:49
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 2 آبان 1397 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
رتبه خون:ماگل زاده
بوگارت:دمنتور
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،خدمت به محفل
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره در حالی که ماگل زاده است(هرکی اونیکی اسمش رو بگه روش طلسم های نابخشودنی رو انجام میده)
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس دفاع در برابر جادوس سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره
دوست داره عضو محفل قفنوس شه و به دامبلدور بزرگ کمک کنه
منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه
ساحره ها بهش علاقه نشون میدن البته متقابله
نمیدونم شاید مهره مار داره بچه!!
گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده

سلام، خوش اومدین.

معرفيتون كوتاهه. لطفا بعدا برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/8/3 2:03:28
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/8/3 2:03:52
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/3 13:09:26
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!