پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

54
نفر همین الان آنلاین‌اند 17 نفر در «انجمن»
0 عضو 54 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

47 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دژ مرگ

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 21:19
نمایش جزئیات
آفلاین
به به لسترنج ....از این ورا

آدس وبلاگت اشتباست خوت هم میدونی به نظرت ضایع نیست؟!؟!؟
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دالاهوف عزيز اين بحثت هميچيني به موضوع اين تاپيك ربطي نداره اين بار ويرايش كردم دفعه بعد پاك ميكنم

با تپكر سالازار اسليترين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Salazar_Slytherin در 1383/9/22 21:53:06
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
هاگی جان زیاد به دوگوله برای فکر کردن فشار نیار باز سیاه ها تو تشخیص رنگ مشکل دارن سفید ها که با کاپیتان اف کل انداختن سوسک اون روز میگفت رو دوازده تا پام وایساده بودم زیر دو تا دم پایی میگفتم جرات داری بزن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 20:57
نمایش جزئیات
آفلاین
به به ميبينم كه پا گنده راه افتاده يادم باشه برات يه جفت كفش جق جقه اي غول آسا بگيرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 09:46
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجا شکنجه جادوگران سفیده !
به سفیدهای محترم گفتم که این سیاه ها خودشون هم نمیدونن سیاه چه رنگیه ! حالا میخواهید امتحان کنیم :
---------------------------
هاگرید : بابا سالی سیاه چه رنگیه ؟
سالی : (بعد از یک ساعت فکر ) سبز متمایل به زرشکی !
----------------------------
هاگرید : بابایی ولدمورت جان سیاه چه رنگیه بابا ؟
ولدمورت : (بدون لحظه ای فکر ) : آبی آسمونی !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب برو بچس بريزين اينجا
جل الخالق تو عمرم سوسك سفيد نديده بود

خوب سفيد سفيده ديگه
خوب چيكارش كنيم .........هوووووم !؟!؟
اول بايد از پيف پاف شروع كنيم بعدش اگه مفاف نداد مگس كش هم ميشه پشبندش يه جفت دمپايي هم ميچسبه بعدشم از سم د.د.ت استفاده ميكنيم كامل ميشه ديگه فقط موندم دل و روده اشو چيكار كنم

-=-=-=-=-=-=-=-=-
يه نمايش توپ براش دارم شمام شروع كنيد من استارت زدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 19:04
نمایش جزئیات
آفلاین
كي رو ميخواين شكنجه كنين؟ ولدمورتو؟ يا دال دالي جون رو؟ من با شكنجه ي هر د موافقم! البته من با شكنجه ي سالازار اعظم و دارك لرد به خاطر سنشون مخالفم ولي شكنجه ي بقيه ي سياه ها آزاد اعلام ميشه!
و اينجاست كه سوسك فتواي معروف خود را ميدهد:
هر كس خون يك سياه را بريزد براي خود يك ويلاي شمال توي بهشت خريده است!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
Re:شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: چهارشنبه 6 آبان 1383 13:23
نمایش جزئیات
آفلاین
بابا بم که هییچی ازش نموند ولش کنید بد بخت رو فکر نمیکردم تو انگلیسی انقدر درباره یه بادمجان اون هم ایرانی بحث کنن چه قدر پاک سازی خوبه فایرنز نکنه بهت فحش داده میگه اینه برگرده به خودش بیا من هم اینه تو شکستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re:شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: پنجشنبه 16 مهر 1383 18:09
نمایش جزئیات
آفلاین
اينجاس كه ايگور از راه ميرسه چوب شو مثل شمشير ميكشه
از ته چوب دستي ايوگر چندين جرقه قرمز خارج مي شه وبه سينهي مادام ميخوره
ويكي حالت خوبه ؟
اره استاد تو اينجا !!!!!!!!!!!
اره بازم از جمع مرگ خورا فرار كردم
گيليدوري عزيز پاشو سنت مانگو جنگي دنو از يادت برده يا اصر كتاباته

ويكي: استاد
ايگور: ها...
ويكي: مر
ايگر : خوبه ه خوبه ه خودتو جمع كن من كه كاري نكردم
هرميونوني چطوره:
ويكي: خوبه
من بايد برم اين مادامم ببندين كه ديگه اين پانشه
ويكي: بازم مرسي
ايگور : برو بابا پس تا بدن شاگر عزيزم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Those were the days my friend
We thought they
'd never end
We'
d sing and dance forever and a day
We
'd live the life we choose
We'
d fight and never lose
For we were young and sure to have our way.
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: پنجشنبه 16 مهر 1383 11:15
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

مادام پامفرینوشته:
آقای کرام من به کسی توهین نکردم این شمایین که با هر پیامی که می فرستین توهین می کنید

من هیچ توهینی نکردم
من خواستم فقط شمارو راهنمایی کرده باشم و منظور دیگه ای نداشتم
نقل قول:

شما هم آنقدر که فکر می کنید داستان خوبی ننوشتید داستان شما هم از خیلی جهات ناقصه

این نظر شماست و نظر شما محترمه
نقل قول:

در ضمن شما که ادعای بزرگتر بودن و فهمیده بودن می کنید بهتر بود با یک تازه وارد رفتار بهتری را در پیش می گرفتید و با لحن بهتری به من تذکر می دادید نه با دعوا و لحن آمرانه و توهین به شخصیت من

شما یک بار جوابیه منو بخونید و یکبار داستان خودتونو بخونید ببینید چه کسی توهین کرده
من ادعایی ندارم قبول دارم کمی تند رفتم و از شما معذرت خواهی میکنم
تذکر من برای این بود که دیگر به این طرز ننویسید

شما خودتون بذارید جای من و نمایشنامه خودتونو بخونید بهتون بر نمیخوره؟
نقل قول:

کرام از ترس به خود می لرزید و هنگامی که بلاتریکس سعی در جادوی مادام داشت و این کارش نافرجام ماند و به سزای اعمالش رسید این در اصل پایانی برای ویکتور بیچاره بود
ویکتور که برروی گیلیدروی افتاده بود از ترس خودش را خیس کرد.
گیلیدروی: اه.......اه...... ویکتور گندت بزند ببین چکار کردی من این لباس را تازه خریده بودم وای موهام رو ببین ........
و گلیدروی شروع به گریه کردن می کند کرام که اوضاع را اینجوری میبیند سعی در فرار کردن دارد که مادام متوجه می شود و او را با یک ورد متوقف می کند

شتلق.......
ویکتور به سپری که مادام درست کرده بود بر خورد می کند و بی هوش بر روی زمین می افتد.
و این اتفاقات زمانی افتاد که مادام به داد دوستانش رسیده بود و آنها را آزاد کرده بود و چوبدستیهای آنها را به آنها باز گردانده بود.

ما تو این بحثا کمی دچار مشکل شدیم بلاتریکس هم برای همین نوشته ها از سایت رفت و من خواستم این نوشته ها تکرار نشه
باز هم اگر در نوشته های من توهینی ببه خود میبینید(که از نظر خودم توهینی در کار نبوده)ازتون عذر میخوام

با احترام ویکتور کرام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کرام در 1383/7/16 11:24:59
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1383 12:16
نمایش جزئیات
آفلاین
آقای کرام من به کسی توهین نکردم این شمایین که با هر پیامی که می فرستین توهین می کنید من فقط حرفتونو تصحیح کردم شما گفتین ما که بادمجان نیستیم من گفتم هستین
بعدشم من ادعایی مبنی بر اینکه می تونم داستان هایی زیبا یا بدون اشکال نگارشی و داستان نویسی بنویسم نکردم
شما هم آنقدر که فکر می کنید داستان خوبی ننوشتید داستان شما هم از خیلی جهات ناقصه
من قبل از اینکه عضو شوم قوانینن را خواندم و سواد خواندن و نوشتن را دارم پس شما نگران نشوید
من این طرز رفتار را از شما ها که عضو سایت هستید یاد گرفتم من قبل از اینکه شروع به نوشتن پیام بکنم تمام تایپیک هایی که شما و دوستانتان در آن نوشته بودید را خواندم

و در ضمن شما که ادعای بزرگتر بودن و فهمیده بودن می کنید بهتر بود با یک تازه وارد رفتار بهتری را در پیش می گرفتید و با لحن بهتری به من تذکر می دادید نه با دعوا و لحن آمرانه و توهین به شخصیت من

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زاده می شویم زندگی می کنیم و می میریم
تولد را درک نمی کنیم و از مرگ می هراسیم و فراموش می کنیم که زنده ایم.

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.