داعاش. 
تنها تنها میای قلمپر؟
مگه نمی دونی یه زمانی من صاحب به حق اینجا بودم که بدون من میای؟ داعاش مجبورت کردن بیای بشینی؟

ماروولو به زور کردت تو ماشینش؟

داعاش با من رو راست باش. داعاش هیچ جوره ولت نمی کنم.

با دندونام جررررشون میدم.

داعاش من تا اینجا سوالای همه رو خوندم و جواباشون رو کامل می دونم. انقد کامل که خودت حتی نمی دونی داعاش. داعاش کسی نمی تونه بین ما فاصله بندازه داعاش.

می دونم یه دفعه سر همین جرونا گرفتی ازم ولی داعاش.. داعاش من الآن چی بپرسم که
آینده ی سایت به فنا نره ندونم؟ داعاش از اون شب بپرسم؟

داعاش..
اول برای گرم کردن، راجع به چیزایی که میگم یه کلمه یا جمله بگو. یه خاطره. هر چی. همونا رو بگو. همونایی که میاد تو ذهنت. همونا رو می خوام خودتم می دونی داعاش.

پارک لاله:
چگونه بین یک زوج دوست داشتنی رو بهم بزنیم:
دارک لرد:
خل و طلا:
موی کوتاه:
خانوم شاکری:
داعاش. اون روزی که رفتیم پارک دانشجو نمیدونم کلی سال پیش، از قصد رفتیم پارک دانشجو که برات همشیره پیدا کنیم؟ After All This Time؟ Always؟

داعاش عرضم به حضورت که.. آها. بریم سراغ اون زمانا که ریگولوس بودی. قبل اینکه داعاش من بشی، داعاش سیریوس بلک بودی. چه حسی داری؟ تا حالا اینو نزده بودم تو صورتت، نه؟

اگه قرار بود ریگولوس باشی، بازم داعاشم می شدی یا الآن وقت مناسبی برای گفتنش نبود؟

ریگولوس و هری پاتر، نقاط مشترک شخصیتشون. منظورم تو کتاب و فیلم و اینا نیست. چیزی که تو برای ریگولوس ساختی و برای هری برنامهش رو داری.
با ریگولوس مرگخوار بودی و با هری، محفلی. به نظرت می تونی با ریگولوس، با همون شخصیتی که داشت پا شی بیای محفل؟
برایان هم بودی داعاش. البته من نبودم اون موقع ولی خب برایان که بود و چه کرد؟

یعنی خب احساس می کنم شخصیت برایان رو انتخاب کردی که کلی جای مانور داشته باشی. چرا برنگشتی به ریگولوس؟ چه چیزایی از ریگولوس به برایان سرایت کرد؟ چیا نیومد باهاش؟
داعاش الآن که محفل پا شده و داره گرد و خاکاش رو می تکونه، فکر می کنی می تونه سرپا بشه و بمونه؟
به عنوان یکی که نقاش واقعاً فوق العادهایه [ آره داعاش! هستی! ] معمولاً چیا باعث الهامت میشه؟ دنبال سوژه می گردی یا سوژه میاد سراغت؟
داعاش الآن داری شطرنج رو داوری می کنی. من که می دونم ولی برای بچه های تو خونه بگو داوری چقدر کار سختیه. هر چی دل تنگت می خواد، بگو داعاش. بگو.
داعاش نمی خوای سر و سامون بگیری؟ بریم خواستگاری دیگه. این همه کیس مناسب. داعاش سخت نگیر میریم فوقش ردمون می کنن. داعاش غلط می کنن ردمون کننا ولی خب، میگن زخمیه، دست دومه، کار کردهست. داعاش سخته ولی بیا بریم سر و سامون بگیر شاید یه خواهر داشت باجناق شدیما.

داعاش میدونم سخته ولی بیا جدی باشیم. نوشتن، کجای زندگیته؟ به عنوان یه هدف بهش نگاه می کنی؟ تفریح؟ آیا تا به حال فکر کردی که توی یه مسیر خیلی جدی تری بری و بنویسی؟
داعاش اینم از دست در رفته بود. می دونم که توی همه ی سبک ها قلمت می چرخه، ولی ترجیحت به جدی نویسیه. می دونم چرا ولی خب، باز برای بچه های تو خونه بگو چرا چون سوالم این بخش نیست. سوالم اینه که چرا انقدر تمایل به جدی نوشتن کم شده توی سایت؟ چرا سوژه های جدی انقدر کم شدن؟ نمیدونم ولی آیا به نظرت بقیه فکر می کنن جدی نوشتن سخته یا اینکه اون لذت و خنده ای که طنز داره رو نداره و سر همین نمیان سراغش؟ یا اینکه صرفاً بسترش فراهم نیست؟ اینم بگو داعاش می دونم دلت پُره.

داعاش فرض کن همه چی متوقف شده و بت اجازه میدن سرنوشت یک نفر از هر انجمن خصوصی سایت رو عوض کنی و گروهش رو جا به جا کنی و هیچ کس نمی فهمه. فقط خودت میدونی چی شده. کیا رو جا به جا می کنی؟ مثلاً فلانی رو از ریونکلاو می بری گریف. یا فلان مرگخوار رو محفلی می کنی. برای همه ی گروه های چهارگانه و محفل و مرگخوارا بگو.
داعاش. اینا رو نمره بده. موضوع آزاد از یک تا ده نمره بده. سلیقه ای نمره بده. لازمم نیست بگی توی چه زمینه ای نمره دادی. عقده هاتو خالی کن داعاش.

یوآن آبرکرومبی:
پروفسور دامبلدور:
پلاکس بلک:
لونا لاوگود:
علی بشیر:
همین دیگه داعاش. جواب همه رو بده.

درسته جواب همه ی سوالاتی که پرسیدم رو هم می دونم ولی خب، ما دو تا داعاشیم، مثل مداد تراشیم، هر جا بریم.. آره داعاش.
چِشی داعاش.