شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
بعضی جاها از معرفی شخصیت خودم برداشته شده بود. سعی کن بعدا برگردی و به زبون و با خلاقیت خودت بنویسی. تایید شد.
نام: دیانا
نام خانوادگی: کارتر
لقب: Fiery storm
گروه: اسلیترین
سن: 15سال
جنسیت: دختر
چوبدستی: 35 سانتی متر، چوب درخت خاس با ریسه قلب اژدها
جارو: Firebolt Supreme
علاقمندی ها: کوویدیچ، نویسندگی
سپر مدافع: اژدهای شاخدار
حیوان درونی: عقاب طلایی
شغل: جادوآموز،جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند،یکی از اعضای محفل ققنوس
ملیت: ایرلندی
پدر و مادر: سیریوس کارتر، مینروا مالفوی
ویژگی های ظاهری: موهام بلند و فره و رنگش قهوه ایه.رنگ چشمام هم فیروزه ایه.
ویژگی های اخلاقی: معمولا آرومم و زود عصبانی نمیشم. فرز و چابک و همواره در حال تکاپو هستم.غالبا از ابراز وجود دوری میکنم.دختری آرام، مهربون، صبور و دوستداشتنی و زیرک هستم. در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه درست مثل مرگخوار ها مهارت دارم اما جز در مواقع لازم، خودم رو از درگیری دور نگه میدارم. دوست ندارم از طلسم های ممنوعه استفاده کنم.دوست دارم تمام وقت خالی که دارم رو با کتاب خوندن و نوشتن داستان پر کنم.از مرگخوار ها خوشم نمیاد و جز در مواقع لازم خودم رو از اونا دور نگه می دارم و باهاشون درگیر نمیشم.
توانمندی ها: من یک جانورنمای قوی هستم و جانورنمام عقاب طلاییه. بعضی اوقات به شکل عقاب و در حال پرواز دیده میشم و بعضی اوقات به حالت انسانیم بر می گردم.در هاگوارتز که هستم،فقط بعضی شب ها به شکل عقاب به گشت زنی میرم.در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه درست مثل مرگخوار ها مهارت دارم.یکی از اعضای محفل ققنوس هستم.جست وجوگر تیم کوویدیچ ایرلند هستم و پیروزی های زیادی براشون به ارمغان آوردم.لقب Fiery storm رو به خاطر اینکه سریع می تونم گوی زرین رو پیداکنم و در همون ثانیه های اول بازی اونو بگیرم بهم دادن.
توضیحات: بزرگترین فرزند سیریوس کاتر، تاریخ تولد 8 آگوست سال 2006 ، همانند پدرم یک اسلیترینی باوقار، در هاگزمید زندگی می کنم،بر خلاف خاندان مالفوی،به خاندان کاتر و ویزلی شبیهم یکی از اعضای محفل ققنوس هستم(مثل پدربزرگم و پدرم)،ازطرف مادرم به خاندان مالفوی، ازطرف پدرم به خاندان کاتر و ازطرف مادربزرگم به خاندان ویزلی وصل هستم. پدربزرگم اسم بهترین دوستش رو روی پدرم گذاشته، و نام مادرم هم از اسم مدیر اون موقع هاگوارتز، مینروا مک گونگال برداشته شده. نام مدیر هاگوارتز در زمان من پروفسور فیلت ویکه. در مدرسه به دروس ریاضیات جادویی، دفاع در برابر جادوی سیاه و ورد های جادویی علاقه مندم.جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند هستم و در هاگوارتز هم جست وجوگر تیم اسلیترینم و همچنین یکی از اسلیترینی هایی هستم که جادوی سیاه رو انتخاب نکردند.
اممم... تغییر خاصی دادی؟ اگه هم دادی من متوجه نشدم، چون هنوزم بخشهایی که گفتم کپی کردی سرجاشون باقیه و عوضشون نکردی. برات اون بخشا رو با رنگ آبی مشخص کردم.
چوبدستی: 35 سانتی متر، چوب درخت خاس با ریسه قلب اژدها
جارو: Firebolt Supreme
علاقمندی ها: کوویدیچ، نویسندگی، رویا پردازی
سپر مدافع: اژدهای شاخدار
حیوان درونی: عقاب طلایی
شغل: جادوآموز،جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند،یکی از اعضای محفل ققنوس
ملیت: ایرلندی
پدر و مادر: سیریوس کارتر، مینروا مالفوی
ویژگی های ظاهری: موهام بلند و فره و رنگش قهوه ایه.رنگ چشمام هم فیروزه ایه.در کل هم یک سفیدپوست هستم.
ویژگی های اخلاقی: معمولا آرومم و زود عصبانی نمیشم. فرز و چابک و همواره در حال تکاپو هستم.غالبا از ابراز وجود دوری میکنم.دختری آرام، مهربون، صبور و دوستداشتنی و زیرک هستم که به حل معماها و تست های سخت و چالش برانگیز علاقه زیادی دارم. در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه درست مثل مرگخوار ها مهارت دارم اما جز در مواقع لازم، خودم رو از درگیری دور نگه میدارم. دوست ندارم از طلسم های ممنوعه استفاده کنم.دوست دارم تمام وقت خالی که دارم رو با کتاب خوندن و نوشتن داستان پر کنم.از مرگخوار ها خوشم نمیاد و جز در مواقع لازم خودم رو از اونا دور نگه می دارم و باهاشون درگیر نمیشم.
توانمندی ها: من یک جانورنمای قوی هستم و جانورنمام عقاب طلاییه. بعضی اوقات به شکل عقاب و در حال پرواز دیده میشم و بعضی اوقات به حالت انسانیم بر می گردم.در هاگوارتز که هستم،فقط بعضی شب ها به شکل عقاب به گشت زنی میرم.در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه درست مثل مرگخوار ها مهارت دارم.یکی از اعضای محفل ققنوس هستم.جست وجوگر تیم کوویدیچ ایرلند هستم و پیروزی های زیادی براشون به ارمغان آوردم.لقب Fiery storm رو به خاطر اینکه سریع می تونم گوی زرین رو پیداکنم و در همون ثانیه های اول بازی اونو بگیرم بهم دادن.
توضیحات: بزرگترین فرزند سیریوس کاتر، تاریخ تولد 8 آگوست سال 2006 ، همانند پدرم یک اسلیترینی باوقار، در هاگزمید زندگی می کنم،بر خلاف خاندان مالفوی،به خاندان کاتر و ویزلی شبیهم یکی از اعضای محفل ققنوس هستم(مثل پدربزرگم و پدرم)،ازطرف مادرم به خاندان مالفوی، ازطرف پدرم به خاندان کاتر و ازطرف مادربزرگم به خاندان ویزلی وصل هستم. پدربزرگم اسم بهترین دوستش رو روی پدرم گذاشته، و نام مادرم هم از اسم مدیر اون موقع هاگوارتز، مینروا مک گونگال برداشته شده. نام مدیر هاگوارتز در زمان من پروفسور فیلت ویکه. در مدرسه به دروس ریاضیات جادویی، دفاع در برابر جادوی سیاه و ورد های جادویی علاقه مندم.جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند هستم و در هاگوارتز هم جست وجوگر تیم اسلیترینم و همچنین یکی از اسلیترینی هایی هستم که جادوی سیاه رو انتخاب نکردند.
بعضی جاها از معرفی شخصیت خودم برداشته شده بود. سعی کن بعدا برگردی و به زبون و با خلاقیت خودت بنویسی. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/14 12:53:23 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/14 12:55:13
مشغله: دانش آموز(Perfect) (من نسخه انگلیسی خوندم و نمیدونم تو فارسی بهشون چی میگن ولی الکس تو سال 1994 پرفکت یا سرپرت گروه اسلترین بود(((فکر کنم همون سرپرست میگن))))
خون: اصیل
اخلاق: باهوش و کنجکاو، رازدار، جدی اما نه خالی از شوخ طبعی، به سختی به کسی اعتماد خواهم کرد و حتی وقتی اعتماد کردم به این سادگی در مورد خودم چیزی نخواهم گفت. با این حال برای افراد داخل دایره اعتمادم هر کاری ازم بر بیاد میکنم. سر کلاس ها به درس دقت خواهم کرد و همواره جلوتر از اساتید کتاب ها رو مطالعه خواهم کرد.
وَند (چوبدستی): چوب آکاسیا(Acacia) با مغز پر ققنوس 12 اینچ طول
جارو: Firebolt Supreme
پاتروناس: آناکوندا
ظاهر: عکس شخصیت گروه: اسلترین
توانایی: دفاع در برابر جادوهای سیاه و یادگیری فوقالعاده سریع و استعداد ذاتی ظاهرا در تمام زمینه ها .عاشق جادو و طلسم های سیاه و چشم سوم و چفت کردنم با یه اشاره س و چفت خودکار تو هر رول و جادو ...هیپنوتیزم
سپر مدافع خودکار :اکسپکتوپاترونوم
زندگی نامه: متولد 1978/4/4 در خانواده ای اصیل زاده متولد شد. از همان کودکی علاقه شدید خود به مطالعه و فراگیری را با مطالعه جزء به جزء کتاب های پدر و مادرش شروع کرد و بلافاصله پس از رسیدن به سن کافی برای ورود به مدرسه هاگوارتز اعزام شد. با دور ماندن از حاشیه ها و پیگیری درس ها و یادگیری به زودی در چشم اساتید و حتی مدیر مدرسه چنان درخشید که به یکی از پرفکت(سرپرست) های گروه اسلترین بدل شد. و این وظیفه او را واداشت تا توجه بیشتری به باقی دانش آموزان مدرسه موطوف کند و خیلی زود سایکس با استفاده از رابطین و بیشتر مواقع مهارت زیادی که در به دست اوردن اطلاعات داشت، تبدیل به یکی از مطلع ترین دانش آموزان مدرسه از تمام راز های ساختمان و دانش آموزانش شد.
راز: این مقدار از شخصیت و گذشته الکس از کسی پنهان نیست، اما بخش دیگری وجود دارد که هیچ کس در مورد آن نمیداند، و آن علاقه ذاتی او به خون است. توانایی مخفی: خوناشام.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/14 3:15:00 ویرایش شده توسط الکس سایکس در 1400/3/14 19:03:03 ویرایش شده توسط الکس سایکس در 1400/3/14 19:15:42
نام: سیدنی نام خانوادگی: پاکریج گروه: هافلپاف ویژگی های ظاهری: موی مشکی، چشم سبز، پوست تقریبا روشن ویژگی های اخلاقی: دنبال کشف چیزها و جاهای عجیب و جدید، زود عصبانی نشدن، اجتماعی ولی سکوت برام لذت بخشه. یک جا بند نشدن. باهوش. در مواقع ضروری آرامش خودمو حفظ می کنم. خونسرد. پر انرژی از کتاب خوندن و موسیقی خوشم میاد. چوبدستی: پر ققنوس و چوب سپیدار تقریبا انعطاف پذیر طول 2۶ سانتی متر جارو: آذرخش(جاروی قدیمی برادر بزرگم بوده) معرفی کوتاه: اهل بریتانیا فرزند دوم کایل پاکریج و لیزا میلر. برادرش لوکاس میلر نام دارد. اصیل زاده ولی دو نفر از اجدادم مشنگ بودند. زاده ی ۴ آوریل ۲۰۰۹
معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه لطفا بعدا حتما برگرد و تکمیلش کن. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/13 18:55:55 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/13 18:56:27
نام: لوسی نام خانوادگی: ویزلی مشخصات ظاهری: چشم قهوه ای، موی قرمز، به همراه میراث خانوادگی ویزلی،یعنی کک و مک! گروه :گریفیندور پاترونوس: گوزن چوب دستی :چوب گردو،پر ققنوس، ۲۵ سانت نژاد : اصیل حیوان خانگی : گربه سفید مشخصات اخلاقی : به شدت شجاع و ماجراجو،شیطون و لجباز،عشق کتاب و کتابخونی، مهربونه،خوش اخلاق و خوش خنده است و اصولا زود با بقیه گرم میگیره، از کسایی که زور میگن متنفره،با اسلیترینی ها مشکل داره،عاشق رنگا و چیزای رنگی رنگی و شاده،شوخ طبعه،یه هدف رو که انتخاب میکنه مصممه که به دستش بیاره و...... علاقه مندی ها: کتاب هایی با ژانر ماجراجویی و علمی تخیلی،نقاشی،کلاس تغییر شکل! مهارت های ویژه : جانور نما جانورش: حواصیل شغل : جادو آموز ملیت : بریتانیایی پدر و مادر: پرسی ویزلی و آدری ویزلی
--- لوسی تک فرزند پرسی و آدری ویزلی در لندن متولد و در آنجا بزرگ شد بچگی اش خیلی خجالتی بود مثلا توی مهدکودک همه به راحتی اذیتش میکردن یا وسایلش رو میگرفتن یا مثلا وقتی به پارک می رفت اصلا سوار سرسره یا تاب نمیشد برای اینکه صبر می کرد تا اول بقیه برن،این شد که پرسی برایش توی حیاط خانه یه سرسره و یه تاب کوچولو وصل کرد؛ ولی این خجالتی بودن بعدا کار دستش داد. برای همین آدری و پرسی شروع کردن به کار کردن روی بچه شان که دیگه خجالتی نباشه و تا الان در حدی موفق عمل کردن. از بچگی دوست داشت به هاگوارتز بره و حتما توی گریفیندور باشه برای همین وقتی توی ۱۱ سالگی نامه ای از هاگوارتز براش اومد تا وقتی که کلاه اون رو گریفیندور اعلام کرد،وحشت زده بود. به داستان ها و افسانه ها و اسطوره ها علاقه ی زیادی داشت. داستان های زیادی درباره محفل ققنوس و اعضای فداکار اون شنیده بود و آرزو داره که یه روزی بتونه عضو محفل بشه. معمولا جادو آموز درس خونی هست و امتحاناتش خوبه و تکالیف رو به موقع انجام میده. عضو کمپین "حمایت از بانوی لاغر دربرابر جادوگران سواستفاده گر بالای هزارسال" کمپینی که اینیگو راه انداخت! همیشه شکل خودش هست و از جانور نمایی فقط در مواقع اضطراری استفاده میکنه،چون هرچی باشه اون هنوز یه جادو آموزه.
نام: لرد ولدمورت
گروه:اسلیترین
معرفی کوتاه :
در 31 دسامبر 1926 در دهکده زیبای لیتل هنگلتون در قصر باشکوه ریدلها متولد شدم.پدر و مادرم جزو اصیلترین خانواده های جادوگران بودند.پدرم لرد تام ریدل نام تام مارولو ریدل رچا برای من انتخاب کرد.نامی که همیشه به آن افتخار کرده ام.از همان دوران کودکی در رفاه و آرامش کامل بزرگ شدم.کوچکترین کارهای من توسط جن های خانگی که در قصر ریدلها به وفور یافت میشدند انجام میگرفت.در همان دوران بود که یادگرفتم این موجودات پست و بی ارزش فقط و فقط برای خدمت به جادوگران اصیلی مانند من خلق شده اند.در یازده سالگی طی دعوتنامه ای مخصوص به هاگوارتز دعوت شدم ولی پدرومادرم علاقه ای بهش فرستادن من به هاگوارتز نداشتند و قصد داشتند مرا در خانه توسط بزرگترین جافدوگران آن دوره آموزش دهند ولی وقتی آلبوس دامبلدور شخصا برای بردن من آمد مقاومتی نکردند.
هفت سال از عمر من در هاگوارتز به سرعت گذشت.طبیعتا پیشینه درخشان خانوادگی وشجره نامه پر افتخار ریدلها که در بلندترین شاخه آن نام سالازار اسلیترین به چشم میخوردباعث جذب شدن عده زیادی به طرف من شد.استعداد درخشان من از سال اول ورودم توجه اساتید-بجز دامبلدور که همیشه نسبت به هوش و ذکاوت من حسادت میکرد- ومدیر مدرسه را به خود جلب کرد.بطوریکه 65 و هر سال بطور مداوم از مدیر مدرسه دعوتنامه های متعددی جهت تدریس دروس مختلف(مخصوصا دفاع در برابر جادوی سیاه)در هاگوارتز دریافت کردم..ولی من اهداف والاتری داشتم که عنوان پروفسور ولدمورت درمیان آنها جایی نداشت.هرگز عشق را تجربه نکردم چون روح و جسم و قلب من باارزشتر از آن بود که آنرا با کسی قسمت کنم.روح من فقط و فقط برای یک هدف باید تقسیم میشد...جاودانگی لرد ولدمورت
شناسه نمایشی -- لرد ولدمورت
قبل از معرفی شخصیت باید پیش کلاه بری تا گروهبندی بشی. بعدش میتونی برگردی و با توجه به گروهی که کلاه برات انتخاب کرده شخصیتی انتخاب و معرفی کنی. در ضمن شخصیت لرد ولدمورت گرفته شده و به کسی داده نمیشه. لطفا یه شخصیت دیگه انتخاب کن.
تایید نشد.
من پدر جیمز پاتر و مخترع معجون صاف کننده و تقویت کننده ی مو هستم،(هرمیون هم بعدها ازون استفاده کرد) فروش اون به ثروت خانواده افزود. وقتی بازنشسته شدم ، شرکت رو با سود بسیار زیادی فروختم.من عبای نامرئی رو از پدرم ، از تبار مستقیم ایگنوتوس پاورل ، به ارث بردم. وقتی به هاگوارتز رفتم ، مانند پسر و نوه ام به گروه گریفیندور وارد شدم. من و همسرم یوفمیا فقط یک فرزند داشتیم ، جیمز پاتر که در سنین پیری به طور معجزه آسایی به دنیا آمد. وقتی که سیریوس دوست جیمز توسط خانواده اش طرد شد ، من و یوفمیا او را به عنوان پسر دوم پذیرفتیم. من همچنین یک دوئلیست قوی بودم چون اغلب با همکلاسی هایم در هاگوارتز که مرا به خاطر اسمم مسخره می کردند درگیر می شدم.
گلرت گریندلوالد جنسیت: مذکر رنگ مو: سابقاً بلوند رنگ چشم: خاکستری قدرتهای ویژه: قدرت جادویی بالا - آشنایی با جادوی سیاه بازیگر فیلمها: جیمی باور "جوانی" مایکل بایرنه "کهنسالی" کالین فارل "با چهره کارآگاه گریوز" جانی دپ مدس میکلسن اولین حضور در: هری پاتر و یادگاران مرگ یک زندگی : گریندلوالد به مدرسهی جادوگری دورمسترانگ رفته، اما در سال ششم به علت آزمایشهای خطرناک و شیطانی که منجر به مرگ چند تن از همکلاسیهایش میشود، او را از مدرسه اخراج میکنند. او قبل از ترک مدرسه، نشان یادگاران مرگ را بر روی یکی از دیوارهای مدرسه میکشد. بعد از ترک دورمشترانگ، او به دیدن عمهاش باتیلدا بگشات در گودریک هالو رفته و با آلبوس دامبلدور جوان دیدار میکند.
در هری پاتر و یادگاران مرگ، روشن میشود که گریندلوالد برای بررسی قبر برادران پرول (صاحبان اولیهی یادگاران مرگ) به درهی گودریک رفته است، که با آلبوس دامبلدور آشنا میشود و اما بعداً برای هم نزدیکتر از برادر شدند و باهم نقشه میکشند تا در آینده نظامی به راه بیندازند که جادوگران به مشنگها حکومت کنند. آنها همینطور برنامه میریزند که با یکدیگر به دنبال یادگاران مرگ بگردند.
ولی آبرفورث دامبلدور، برادر آلبوس، این نقشهها را به باد انتقاد گرفته و میگوید که جاهطلبیهای آلبوس باعث تنها ماندن خواهر بیمارشان آریانا میشود. این بحثها باعث جنگ سه طرفهای میان آلبوس و آبرفورث و گریندلوالد میشود که در طی این نبرد، آریانا کشته میشود. گریندلوالد بعد از این ماجرا میرود و آلبوس را تنها میگذارد و از آن پس، آلبوس ارتباطش را با او قطع میکند.
گریندلوالد با دزدیدن چوبدست کهن از صاحب قبلی آن گریگوروویچ، یکی از یادگاران مرگ را به دست میآورد. با به دست آوردن قدرت فراوان این چوبدستی کهن ، او دست به جرم و جنایتهای بسیاری میزند. فعالیتهای گریندلوالد منجر به کشته شدن بسیاری از دانشآموزان دورمشترانگ و مشنگ ها و فشفشه ها (کسانی که خود بی جادو زاده شدند ولی پدر و مادرشان جادوگر هستند) میشود.
بعد از به قدرت رسیدن گریندلوالد ، آلبوس دامبلدور به عنوان استاد و پرفسور مدرسه جادوگری هاگوارتز مشغول به تدریس درس دفاع در برابر خباثت ها است و بر خلاف گذشته حالا او از رویاهای حکومت بر مشنگ ها دست کشیده است و هیچ کاری به گریندل والد ندارد تا اینکه رییس اداره کل جادوگری به دیدن دامبلدور می آید و میگوید هیچ جادوگری توان مقابله با گریندل والد را ندارد و فقط دامبلدور میتواند گریندل والد را نابود کند ولی آلبوس دامبلدور قبول نمیکند و میگوید که با گریندل والد نمیجنگد . بعد ها مشخص میشود که آلبوس دامبلدور با گلرت گریندل والد پیمان خونی بسته اند که همیشه با هم مثل برادر باشند و هرگز باهم نجنگند ، تا اینکه بعد از مدتی طلسم پیمان خونی که پیش گریندل والد بود توسط نیوت اسکمندر دزدیده شد و به دست دامبلدور رسید و دامبلدور طلسم را نابود کرد و به جنگ گریندل والد رفت و عاقبت آنها با یکدیگر روبرو شده و به دوئل جادویی میپردازند. شاهدان این دوئل گفتهاند که هرگز چنین دوئلی دوباره اتفاق نخواهد افتاد. گریندلوالد که در آن زمان چوبدست کهن را در اختیار داشته و قرار بوده شکستناپذیر باشد بخاطر توانایی و استعداد بینظیر دامبلدور شکست میخورد. از آنجایی که دامبلدور گریندلوالد را شکست داده، قدرت چوبدست کهن به او منتقل میشود و دامبلدور تا زمان مرگش صاحب چوبدست کهن میماند و بعد ها چوبدست کهن به ولدمورت میرسد. بعد از دستگیری گریندلوالد، او را در زندان جادویی نورمنگارد حبس میکنند.
نام: لوسی نام خانوادگی: ویزلی مشخصات ظاهری: چشم قهوه ای، موی قرمز، یکم کک و مک هم بزن تهش!:) گروه :گریفیندور! پاترونوس: خرگوش چوب دستی :چوب گردو،پر ققنوس نژاد : اصیل حیوان خانگی : گربه مشخصات اخلاقی : به شدت شجاع و ماجراجو،شیطون و لجباز،عشق کتاب و کتابخونی، مهربون ولی نه الکی با همه! علاقه مندی ها: گریفیندور، میراث گریفیندور! گودریک گریفیندور و.... هرچی مربوط بشه به گریفیندور!:)، کتاب هایی با ژانر ماجراجویی و علمی تخیلی،کلاس تغییر شکل! مهارت های ویژه : جانور نما جانورش!: ققنوس شغل : محصل ملیت : بریتانیایی محل تحصیل : هاگوارتز(اخه اینم سوال بود دیگه؟!) پدر و مادر: پرسی ویزلی و آدری ویزلی شناسه ی قبلی:toph
معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و تکمیلش کن. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط toph در 1400/2/31 19:56:06 دلیل: بعضی چیز ها رو یادم رفته بود بگم ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/2/31 20:14:33
نام شخصیت انتخابی: ولبورگا بلک گروه:اسلیترین مادر سیریوس بلک ، یک مادر مهربون که پسر وفادار و شجاعیرو بزرگ کرده بانویی که نشون داده اسلیترین بودن نشونه بدجنس بودن نیست. موهای فر مشکی داره درست مثل پسرش با چشم های آبی و پوستی یکم گندمی. عاشق آشپزی بوده و بین جادوگرا به آشپزیش معروف بوده .
چوبدستی: چوب درخت سایکامور با مغز قلب اژدها و دارای انعطاف بالا. ۱۲ و ۳/۴ اینچ
پاترونوس:نایتجار(جغد کوچک )
ملیت:انگلیسی داستان زندگی: اورین بلک عاشق اون بود و همینطور عاشق آشپزی اون وقتی که بوی غذاهاش پیچیده میشد توی عمارت بلک هوش از سرش میپرید . بعد از ۳ سال باهاش ازدواج کرد . اونموقه بود که تصمیم گرفتن تا آخر عمر در کنار هم بمونن. ۲ سال بعد بچه دار شدن و اسمش رو گذاشتن سیریوس . نزدیک ۵۰ سال بعد پسرشون به دست دختر عمه خودش کشته شد . وقتی پسرشون ۶سالش بود ازبیماری قلبی مرد . لطفا تایید کنید چون اطلاعات زیادی ازش پیدا نکردم مجبور شدم از خودم بگم
سلام. اتفاقا نکتهی مهم اینه که برای شخصیتهایی که اطلاعاتی در موردشون وجود نداره و معروف نیستن، شما میتونید خودتون یه معرفی شخصیت بنویسید و یه شخصیت جدید خلق کنید و اصلا لازم نیست خودتون رو به مطالب موجود محدود کنید. و اینکه معرفی شخصیتتون با شخصیتی که از مادر سیریوس بلک داریم زیاد همخوانی نداره، اما فعلا میتونید از این مرحله رد بشید و بعدا معرفیتون رو تکمیل کنید. به هر حال...
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Orange_girl در 1400/2/31 13:11:37 ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1400/2/31 13:17:20 ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1400/2/31 13:21:33