راستش من الگویی نداشتم همه ی شخصیت ها بدی ها و خوبی هارو داشتن ولی من هرماینی چون خیلی شجاع و نترس بود. و (دریکو) دلیلی برای انتخابش ندارم ولی سعی کرد در اینده مسیر زندگیش رو تغییر بده و انچنان شبیه پدرش نباشه ولی بنظرم خیلی خوبه و اصلا قلبش سیاه نیست. و تام ریدل بخاطر این که تنهایی برای هدفی میخواست (شرور ترین جادوگر) تلاش کرد.و به کجاا رسید جایی که مردم از گفتن اسمش هم میترسیدن.و به خواسته ای که میخواست رسید.
هیچ کس کامل نیست همه حتی اگه تاریک ترین قلب هارو هم داشته باشیم می تونیم الگو باشیم ، مثلا من می تونم از اینکه والدمورت آدم های بی گناه زیادی رو کشت و بچه های زیادی رو یتیم کرد رد بشم و بگم چرا این کارو کرد؟شاید دنبال قدرت بود ولی همه چیز قدرت نیست ، می تونم از اشتباه ها ، حماقت ها و زود قضادت کردن های هری رد بشم و بپرسم ، چرا بعضی مواقع اینقدر بی کفایتی می کرد؟ ، شاید چون نگران خونوادش بود ، دوستشون داشت و نمی خواست دوباره از دستشون بده ، می تونم از مرگخوار بودن اسنیپ و کشتن دامبلدور توسط اون رد بشم و بپرسم چرا این کارو کرد؟ ، شاید چون عاشق بود و وفادار . هیچ کس مطلقاً سیاه یا سفید نیست اما می دونی من از تمام از عیب ها و نقص ها رد شدم تا به شجاعت ها ، از خود گذشته گی ها ، وفاداری ها ، استوار بودن ها برسم همشون با تمام عیب هاشون تا آخرین لحظه امیدشون رو از دست ندادن ، منم با وجود تمام پستی بلندی ها امیدم رو از دست نمی دم و از این ها رد میشم تا به خوشبختی و موفقیت برسم . این الگویی بود که من از تک تک کاراکتر های هری پاتر گرفتم ♡♡♡
به نظرم اگه یک شخصیت پرستیژ واقعی داشته باشه تو این داستان،اون تام ریدل یا همون لرد ولدمورته صرفا چون راه متفاوتی رو برای قدرت انتخاب کرد شد بد و گناهکار.ولی بدون توجه به هیچکس با اینکه والدینی هم برای حمایت نداشت،یه تنه خودش رو در دنیایی پر از رقیب بالا کشید و هرچند در مسیر شر،اما قهرمان زندگی خودش شد.همه شر بودنش رو میبینن ولی از نظر من خیر و شر معنی نمیده... خیر و شر ساخته ی ذهن ماست و کاملا نسبیه:)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در این درگه که گَه گَه کَه، کُه و کُه،کَه شود ناگَه
الگوی من سدریک دیگوریه. من اولش خیلی ترسو بودم ولی بعد از اینکه فهمیدم سدریک رو به روی ولدمورت ایستاده و شجاعانه کشته شده تصمیم گرفتم اونو به عنوان الگو قرار بدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
من کسی نیستم که حضورمو به کسانی که برای من اهمیتی قائل نیستن تحمیل کنم.
اصولا هیچ کس نمیتونه الگوی کاملی باشه تمام شخصیت ها خوبی ها و بدی های خودشون داشتن.
میشه از لرد ولدمورت انسجام فکری و برنامه ریزی های طولانی مدتش رو یاد گرفت ... کسی که با وجود شکستش از هدفش نا امید نشد و برای نزدیک شدن بهش حتی برای سال های بعدش هم برنامه داشت و همیشه یه پله از دشمن جلو تر بود.
از دامبلدور میتونیم پایبندی به ایدئولوژی ( باور ها و سیستم فکری) حتی در شرایط سخت و تنهایی رو یاد بگیریم.
از هری و رون ویزلی میشه شجاعت و خستگی ناپذیری رو یاد گرفت.
از هرماینی میشه یاد گرفت که همیشه برای رسیدن به هدف جدای از شجاعت باید اطلاعات کسب کرد و با کمک منطق و فکر و دانش جلو رفت.
از پروفسور اسنیپ درکنار فداکاری میشه وفاداری به احساسات پاکی مثل دوست داشتن رو یاد گرفت.
سیریوس بلک کسی بود که به ناحق سالها زندانی بود عذاب کشید اما در نهایت از باورهاش برنگشت.
از بلاتریکس لسترنج میشه وفاداری رو یاد گرفت.
دراکو مالفوی الگویی بود برای درک این موضوع که هرچقدرم راهو از نظر خودمون اشتباه رفته باشیم اگر بخوایم همیشه راه برگشتی هست. حتی در دقایق اخر ....
نویل لانگ باتم یکی از الگوی های خیلی خوب برای درک تاثیر پذیرفتن و باور کردن خود و تاثیرش در توانایی های ما بود.
از جرج و فرد ویزلی میشه پیدا کردن شادی تو شرایط سخت و تلاش برای خوشحال کردن دیگران رو یاد گرفت.
اگر بخوام از همه شخصیت ها بگم این لیست خیلی طولانی میشه ... فکر میکنم حق مطلب ادا شده باشه.