شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام:لونا نام خانوادگی: مک گانگال رده خونی: اصیل زاده سن :12 گروه: ریونکلاو جبهه: محفل ققنوس چوبدستی: شبیه مال هرماینی میتونه تغییر رنگ بده اخرش هم عکس یه هلال ماه حکاکی شده پاترونوس:ققنوس جارو:خانواده ام معمولا جدید ترین جارو ها رو برام میخرن ولی منبه نیمبوس 2001 ام عادت کرده ام وسایل جادوییم: شنل نامرئی شونده، زمان برگردان عضویت:ارتش دامبلدور،جوینده ی تیم کوییدیچ ریونکلاو،محفل ققنوس رنگ مو: بلوند نزدیک به طلایی رنگ چشم: قهوه ای روشن(شبیه اومارو(انیمه)هستم) قد: 158 وزن:37 نام مادر:اریانا مک گانگال نام پدر: جیمز مک گانگال تایپ شخصیتی:ENFJ اما خیلی ها میگن تایپت ENTJ هست شحصیت:باهوش-گاهی عصبانی-مهربون-قوی-برونگرا-عاشق برنامه ریزی-محتاط اخلاق کلی: مهربون،فضول،کنجکاو،ناز،باهوش،هر از گاهی عصبانی علایق:پیتزا، گربه ام،جغد ام، دوستام،ماجراجویی،درس تغییر شکل ها،کوییدیچ(به شدتتت) تنفرات:مرگخوار ها-بزرگترین خواهرم-باختن-دیر سرکلاس حاضر شدن-نمره ی کم گرفتن بهترین دوستم توی هاگوارتز:لونا لاوگود،چو چانگ خانواده ام از پولدار ترین خانواده های دنیای جادوگری هستن. خونه ی ما عمارت توی بهترین جای لندنه .خونه ی ما یه درداره که میتونه به هر جا باز بشه البته به هاگوارتز نه چون هاگوارتز یه سپر محافظتی داره که باعث میشه نشه ازدر خونه ی ما برای رفتن به هاگوارتز استفاده کرد. من یه شنل محو شونده دارم که دوقلوی مال هریه.برادرم بزرگترم که امسال اخرین سال هاگوارتزشه تقریبا سحربسته است ولی میاد هاگوارتز(مثل نویل) اون توی گریفیندوره برادرم که یک سال ازم بزرگتره مثل من توی ریونکلاوه برادرم که یه سال ازم کوچیکتره توی هالپافه و برادرم که 3 سالشه هنوز نرفته مدرسه . خواهر بزرگترم 2 ساله فارغ تحصیل شده اون رفت مرگخوار شد پارسال یکی از دشمن های ولدمورت رو کشت و انداختنش ازکابان ولی وقتی ولدمورت برگشت از زندان فرار کرد و الان فراریه و همه جای شهر پوستر تحت تعقیبشو زده اون یه جانورنماست و تبدیل به مار میشه اون خیلییی به ارباب تاریکی وفاداره. خواهرم که یک سال ازم بزرگتره و دوقلویه اون برادرمه هم توی ریونکلاوه. خواهردوقلوم و مثل من توی ریونکلاوه و خواهرم که دوسال ازم کوچیکتره توی هالپافه. اسم خواهر دوقلوم سالی هست. خواهر بزرگترم(همونی که مرگخواره) از همون اول با همه ی ما فرق داشت و خیلی جاه طلب بود حتی یک بار چوب دستی بابام رو شکست! جادوش هم خیلی قوی بود. مثلا وقتی نوزاد بود گریه که میکرد همه ی چیزای شیشه ای کل خونه میشکست! پدربزرگ پدربزرگم یه خون آشام بوده. خواهر مرگخوارم هم مثل اون خون اشامه. بابام و مامانم هم جادوگرن بابام خیلی دوست نداره از جادو استفاده کنه اون توی تیم کوییدیچ انگلستان دروازه بانه و بازیش هم خیلی خوبه. مامانم هم ساحره است و توی وزارت سحر وجادو کار میکنه.برادرم قراره وقتی امسال درسش تموم شد بره توی تیم کوییدیچ فرانسه جوینده بشه. من میتونم اینده رو ببینم.خانواده ی ما نسل اندر نسل جادوگر بوده و توی کوییدیچ مهارت داشته.من ویولن و پیانو میزنم. قراره از هفته ی دیگه برم کلاس ویولن جادویی.یه جغد هم دارم اسمش سوزیه . رنگش هم سفیده. یه بچه گربه هم دارم سفید سیاهه خیلیی خوشکل و نازه. اسمش هم کیکی هست.خواهر دوقلوم موهاش بلونده چشم هاش سبز . خواهرم که یه سال ازم بزرگتره اسمش مینا هست. موهاش ابیه چشم هاش سبز روشن.
شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن و باید حتما از لیست شخصیتها یه نفرو انتخاب کنین.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/5/28 12:31:31
{زِندِگیــت هَمون رَنگـی میشِـہ که خودِت نَقاشـیش میکُنـے🎨🦋}
•৹↡ دورا ویـــلیـــــــــــامـــز ↟৹• ◂◃Dora Williams ▸▹
❞﹙اطلاعات شخصی﹚❝
نام: دورا نام خانوادگی: ویلیامز تاریخ تولد: 13 آپریل 2009 محل تولد: لندن ، بریتانیا ملیت: بریتانیایی محل زندگی: لندن، بریتانیا تایپ شخصیتی: قهرمان _ ENFP
❞﹙مشخصات جادوگری﹚❝
گروه هاگوارتز: هافلپاف جبهه: مرگخواران ردهی خونی: ماگل زاده پاترونوس: روباه چوب دستی: چوب درخت توسکا ، مغز موی دم اسب تک شاخ ، 14 اینچ ، بسیارانعطاف پذیر توانایی: در هنگام اجرای طلسم های باستانی رنگ چشم هایش طلایی می شوند و بدون نیاز به چوبدستی آنها را اجرا می کند ، دوئل کردن ، شمشیر باز حرفه ای
❞﹙ظاهر و جزئیات اخلاقی﹚❝
چهره: موهای قهوه ای شکلاتی ، چشم های طوسی رنگ ، پوست سفید ظاهر: در حالت عادی فقط هودی ، دامن یا شلوارک لی کوتاه ، کفش اسکیتی ، موهای کوتاه تا گردن ، هندزفری اخلاق: سرحال و خوش رو ، ذهن خلاق ، کنجکاو و کاوشگر ، حامی حیوانات ، بسیــــــــــار درسخون ، اکثر اوقات عصبی ، بسیار رمانتیک و دم به دقیقه در حال کراش زدن
❞﹙علایق و تنفرات﹚❝
علایق: کتاب خواندن ، بازی کردن با موجودات جادویی ، دوئل کردن ، نقاشی کشیدن ، موسیقی ، فیلم و سریال ، بیـــــــــــــــــــــــــــنهایت عاشق کوییدیچ ، طبیعت ، رنگ سبز و زرد ، مهمانی رفتن تنفرات: رنگ قرمز ، دروس ماگلی ، خواب
❞﹙توضیحات﹚❝
دورا یک روز قبل از تولد 11 سالگی اش ، به دلیل عصبانیت ، با جیغ کشیدن هر چیز شیشه ای که درون اتاقش بود را شکست و در همان لحظه جغد قهوه ای رنگی با نامه هاگوارتز به داخل اتاقش پرواز کرد.
او به هاگوارتز رفت و به دلیل کنجکاوی زیاد ، به درون کتابخانه ممنوعه سرک کشید و با جمع کردن اطلاعات درباره جادوی سیاه ، به آن علاقه مند شد و به جبهه سیاه ترین و قدرتمند ترین جادوگر تاریخ پیوست تا جادوی سیاه را شخصا از لرد تاریکی یاد بگیرد. در حال حاضر او تنها ماگل زاده مرگخوار است
سنگی که در چوب دستی اش قرار دارد باعث می شود تا بتواند عصبانیتش را کنترل کند.
----------------------
سلام ... لطفا جایگزین کنید
انجام شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دورا ویلیامز در 1402/5/27 15:25:09 ویرایش شده توسط دورا ویلیامز در 1402/5/27 15:28:30 ویرایش شده توسط سو لى در 1402/5/27 15:40:09
دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد
ویژگی های اخلاقی:
دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه
معرفي كوتاه: جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر می باشد. جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر. این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
تایید شد.[/color]
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/5/24 22:59:13 ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1402/5/25 8:07:03
نام: دراکو فامیلی: مالفوی چوبدستی: چوب سرو و ریسه ی قلب اژدها سن: 11 سال سال اول هاگوارتز جارو: نیمبوس دوهزار و یک ویژگی: خیلی جاه طلب و خودخواه، متنفر از دورگه ها و ماگل ها، مرگخوار لرد ولدمورت. خون: مالفوی، کاملا اصیل. پاترونوس: خوک خانواده: پدر لوسیوس مالفوی، مادر نارسیسا بلک. فرزند (ان): اسکورپیوس توانایی: جوینده ی کوییدیچ و ریاضیات جادویی رنگ چشم: مشکی مو: بور و کوتاه گروه: اسلیترین زندگینامه: در سال 1980 در خانواده ی مالفوی به دنیا اومد و توی سال 1991 به هاگوارتز رفت و در گروه اسلیترین افتاد. اون از خانواده های نه چندان اصیل و دورگه ها نفرت داشت. توی سال دوم تدریسش عضو تیم کوییدیچ اسلایترین شد. در سال پنجم پدر مرگخوارش رو به آزکابان فرستادند و اون سال بعد طرفدار لرد ولدمورت شد و از طریق اتاق ضروریات مرگخواران رو به داخل مدرسه کرد و باعث قتل آلبوس دامبلدور شد. در سال بعد در دسته ی ولدمورت به هاگوارتز حمله کرد اما بعد از شکست ولدمورت از کارش پشیمون شد و شروع به کار در وزارتخونه کرد. در سال 2005 با استوریا بلک ازدواج کرد و صاحب یک پسر به اسم اسکورپیوس شد. به دلیل اینکه استوریا نازا بود مردم فکر میکردند اسکورپیوس پسر ولدمورته که دراکو از اون نگهداری میکنه!
لطفا بعد از اینکه پستتون توسط یکی از مدیرا ویرایش و تایید یا رد میشه، دیگه ویرایشش نکنین و یه پست جدید بفرستین. چون ممکنه دیده نشه.
تایید شد. خوش اومدی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط kaveh1391 در 1402/5/15 12:32:19 ویرایش شده توسط kaveh1391 در 1402/5/15 12:33:22 ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/5/16 3:16:54 ویرایش شده توسط kaveh1391 در 1402/5/16 11:15:43 ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/5/16 15:32:16
نام : جسیکا هستم نام خانوادگی : ترینگ چوبدستی : چوب درخت بلوط و ریسه قلب اژدها سن : 13 سال سال سوم هاگوارتز گروه : هافلپاف ( همون بهترین گروه دنیا دیگه! ) جارو : آذرخش ویژگی ها : او یک دختر دگرگون نما ست و همیشه با چشم ها و موهایی به قرمزی خون ظاهر می شود و معمولا اکثرا از اون می ترسند اما در واقع او اصلا خطرناک نیست فقط مایه عذاب استادان است و کارهای غیر قانونی انجام می دهد و خب... یکم با دوستانش دردسر درست می کنند و البته که هیچ وقت لو نمی رود( دروغ ؟ نه ). گفتم ترسناک نیست ؟ فکر کنم یکم کلی گفتم... بستگی به خودتون داره خطایی سر بزنه یهو دیدی یه کرم شدی داری تو آشغالا سیب گندیده می خوری. میانگراست و خیلی وقت ها یهو ساکت یه گوشه می شینه و با هیچ کس حرف نمی زنه ولی در مواقع دیگه انقدر حرف می زنه که سردردی می گیری که نگم برات. راجب زندگی او : مادر و دو خواهر و یک برادرش مشنگ هستند ولی او و پدرش و برادر بزرگترش جادوگر هستند . برادر بزرگترش فارغ التحصیل شده و در وزارت سحر و جادو کار می کند . وقتی نامه هاگوارتز به جسیکا رسید لوستر منفجر شدددد جادوی او بسیار زیاد و تا حدودی غیر قابل کنترل هست و به این دلیل پنهان کردنش از مشنگ ها کمی سخت است ولی خب پدرش همیشه می تواند به راحتی یک ورد فراموشی روی کسی اجرا کند . او از مرگ خوار ها متنفر است و جنگیدن را دوست دارد . همینطور خوب جارو سواری می کند و بسیار بازی کوییدیچ را دوست دارد و بشدت علاقه دارد مهاجم باشد . -------------------------------------------- میشه دسترسیم برگرده ؟
سلام و درود و این حرفا. من بعد قرنی و بعد از رهایی از کنکور ماگلی به آغوش سایت برگشتم. فقط اگه میشه منو را بدین ممنون میشم. پ.ن: یادم رفت بگم ولی گروهم ریونکلاو باشه. :)))
سلام. ازونجایی که معرفی شخصیت جدیدی نفرستادی و قبلی هم روی پروفایلت نبود، من توی تاپیک گشتم و تنها معرفی شخصیتی که ازت پیدا کردمو قرار دادم. لطفا اگه نیاز به تغییر بود اطلاع بده تا جایگزین کنیم.
تایید شد. خوش برگشتی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1402/5/12 10:08:10 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/5/12 12:26:56
The MUSIC is making me growing The only thing that keeps me awake is me knowing There's no one here to break me or bring me down
لازمه که برای معرفی شخصیت توضیحات بیشتری راجع به شخصیت انتخابیت بدی. ویژگیهای ظاهری، شخصیتی، زندگینامه و... اگه پستای نفرات قبلی توی این تاپیک رو مطالعه کنی که تایید شدن، دستت میاد که منظور چه چیزهایی هست. پس لطفا با یه معرفی شخصیت کامل برگرد.
نام: افلیا نام خانوادگی: راشدن تاریخ تولد:1 دسامبر 2008 محل تولد: روسیه ملیت: روسیه ای محل زندگی:سنپترزبوگ تایپ شخصیتی:INTJ-A
مشخصات جادوگری
گروه هاگوارتز:ریونکلاو جبهه:محفل ققنوس رده ی خونی:اصیل زاده پاترونوس:دلفین چوب دستی:از خار سیاه ساخته شده و هسته اون از موس تسترال ساخته شده و انعطاف پذیره و 17 اینچه توانایی: دیدن اینده و گذشته، گفت و گو با مردگان
ظاهر و جزییات اخلاقی
چهره:موهای بلند نقره ای،چشمان بنفش،پوست سفید،قد نسبتا بلند اخلاق: کم حرفه،کتاب خونه،عصبیه،وفادار،جسور، دارای اطلاعات عمومی بالا
علایق و تنفرات
علایق:نوشتن،کتاب مخصوصا رمان،تاریخ،اساطیر،موسیقی،پیانو و ویلون،گربه تنفرات:تنبلی،بی برنامگی،غرور زیاد،حشرات
معرفی شخصیتت به شدت کوتاهه! لازمه که یکم بیشتر راجع به شخصیت انتخابیت و زندگینامه و ایناش بنویسی. فعلا تاییدت میکنم ولی لطفا بعدا حتما برگرد و کاملش کن. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Artemis-87 در 1402/4/29 18:33:13 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/4/29 20:20:48
چوبدستی: 35 سانتی متر، چوب درخت سرخدار با ریسه قلب اژدها
جارو: Firebolt Supreme
علاقمندی ها: کوویدیچ، نویسندگی، ریاضیات جادویی، فلسفه و نجوم
سپر مدافع: به خاطر اصالت خانواده ام گرگ سیاه بود ولی تغییر کرده به خفاش
حیوان درونی: گرگ سیاه ولی مثل همهی خون آشام های دیگه میتونم خفاش هم بشم
شغل: جادوآموز،جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند
ملیت: ایرلندی
نماد خاندان: گرگ سیاه
پدر و مادر: سیریوس کارتر، مینروا کارتر (نام خانوادگی نامعلوم)
ویژگی های ظاهری: موهام بلنده و رنگش سیاهه. رنگ چشمام هم خاکستریه. در کل هم یک سفید پوست و یک دگرگون نما هستم.اما تنها تغییری که دوست دارم تغییر رنگ موهام از سیاه به سفیده.
ویژگی های اخلاقی: همیشه آرام، صبور، قوی، مهربان، خیال پرداز و زیرک هستم و به حل کردن معما های سخت و چالش برانگیز علاقه خاصی دارم.به دنبال آرامشم و تمام سعیمو برای شاد بودن میکنم.اعتماد به نفس بالایی دارم و همه ی کارهایی که شروع می کنم رو با موفقیت کامل به پایان می رسونم.جاه طلب و مغرورم.حافظه ی خیلی قوی دارم در حدی که با اولین برخورد با چیزی، می تونم تا ابد اونو به خاطر داشته باشم.در اجرای طلسم ها و وردهای جادویی، چه ممنوعه و چه غیر ممنوعه مهارت خاصی دارم.فقط با یک بار دیدن یک ورد اونو تا ابد به خاطر میسپارم و می تونم اونو به نحو احسن انجام بدم.از داشتن اطلاعات درمورد جادوی سیاه و امتحان کردنشون رو مشنگ ها هم بی نهایت خوشم میاد.دوست دارم تمام وقت خالی که دارم رو با کتاب خوندن و نوشتن داستان پر کنم.
توانمندی ها: من یک جانورنمای قوی هستم و به دست فردی نامعلوم به خونآشام تبدیل شدم و حالا به این شکل زندگی میکنم. بعضی اوقات به شکل عقاب و در حال پرواز دیده میشم و بعضی اوقات به حالت خفاشم بر می گردم. در هاگوارتز که هستم، بیشتر شب ها به شکل خفاش برای گردش و خوردن خون بیرون میرم. در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه مهارت دارم.جست وجوگر تیم کوویدیچ ایرلند هستم و پیروزی های زیادی براشون به ارمغان آوردم.لقب Fiery storm رو به خاطر اینکه سریع می تونم گوی زرین رو پیداکنم و در همون ثانیه های اول بازی اونو بگیرم بهم دادن.
توضیحات: بزرگترین فرزند سیریوس کاتر، تاریخ تولد 8 آگوست سال 2006 ، همانند پدرم یک اسلیترینی باوقار، مغرور و جاه طلب، در هاگزمید زندگی می کنم. از نظر ظاهر و اخلاقم بیشتر به خاندان کاتر شبیهم تا مادرم. می خواستم یکی از اعضای محفل ققنوس باشم(مثل پدربزرگم و پدرم)ولی وقتی خودم رو شناختم برگشتم و سمت لرد سیاه رفتم، ازطرف پدرم به خاندان کاتر و ازطرف مادرم به خاندان گانت وصل هستم(ولی دقیقا معلوم نیست چه نسبتی باهاشون دارم). در مدرسه به دروس ریاضیات جادویی، دفاع در برابر جادوی سیاه و معجون سازی علاقه مندم. جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند هستم و در هاگوارتز هم جست وجوگر تیم اسلیترینم. درضمن هیچ وقت به کلاس حیوانات جادویی نمیرم چون صبح ها نمیتونم از ساختمان هاگوارتز خارج بشم.
سلااام🙃 بعد یه سال من برگشتم دسترسی های منو برگردونین لطفا
نام: نامعلوم نام خوانوادگی: نامعلوم والدین: نامعلوم سن: نامعلوم قد: 1/77 جنسیت: مذکر لقب ها: ghost,god حیوان خانگی: نامعلوم ولی اغلب میگن شیاطین شماره تلفن:نامعلوم ادرس: نامعلوم ملیت: نامعلوم محل تولد: نامعلوم تاریخ تولد: نامعلوم گروه: گروهی ندارم و قرار نیست با کسی کار کنم چوبدستی:ندارم
علایق: نامعلوم ولی از اونجایی که میگن تو تاریکی ظاهر میشم پس میشه تاریکی
شخصیت: اروم،باهوش،ترسناک،غیرقابل پیشبینی،
ظاهر: چشم های تیره،نگاهی تهدید امیز و خسته،لباسی سیاه،شلواری سیاه،موهایی سیاه و کمی بلند،قیافه ای خسته،
زندگینامه: نامعلوم
جادو:جادو سیاه،کنترل چهار عنصر،
نمیخوام زیاد درباره خودم توضیح بدم
لطفا به پیامشخصیای که برات ارسال کردم مراجعه کن و یک شخصیت گرفته نشده از لیست شخصیتها انتخاب کن و برگرد.