هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (لایتینا.فاست)



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۰۷ دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
#1
سلام ارباب خوبین؟

من یه مدت نبودم کلا... بعد میدونین بعد یه مدت دست به رول شدن سخته اینا. هیچی دیگه میشه این نقد شه لطفا؟
مرسی پیشاپیش.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: گورستان ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۵۴ دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
#2
عنکبوت سر خورده و ناراحت بود. اون حتی نمیتونست درست و منطقی فکر کنه، نمیتونست به این فکر کنه که اگه توی مسابقه شرکت کنه شاید شرایطش فرق کنه و ممکن بود حتی تبدیل به عنکبوت آشپزخونه بشه!
اما اون به آینده‌ش فکر نکرد، فقط یه قطره قهوه خورد و بعد شاخک‌هاشو تکون داد تا به روش مخصوص عکبوتی، آژانس بگیره و بره به یه جای دورِ دور.

- شما ماشین خواسته بودین برای یه جای دورِ دور؟

عنکبوت میخواست اینو بگه که اونا درواقع ماشین سوار نمیشن و تار در هم تنیده‌ای سوار میشن که شبیه به ماشین‌های آدما درست شده و گفتن کلمه ماشین برای کلاس گذاشتن کار اشتباهی...

- پسرخاله عنکبوته؟

عنکبوت قصه‌ی ما سرشو بلند میکنه که به راننده بگه اشتباه شناخته، اما خودش اشتباه کرده بود! چون راننده آژانسش واقعا پسرخاله‌ش بود و درمقابل اون هم پسرخاله‌ی راننده بود.

اما عنکبوت دستشویی نشین که گیج شده بود به پسرخاله‌ش نگاه کرد. پسرخاله طرح یه عنکبوت طلایی که داره از دهنش آتیش میاد رو پشت گردنش خالکوبی کرده بود. کله‌شم کچل کرده بود و یه دستمالم دور یکی از هشت تا پاش پیچیده بود. عنکبوت هرچقدر که فکر میکرد میدید که به هیچ عنوان امکان نداشت که عنکبوتی که جلوش توی مثلا ماشین نشسته بود، توی وزارتخونه کار میکرد. اصلا چرا راننده آژانس شده بود؟
- پسرخاله‌ی خفن وزارتخونه‌ایم؟
- وزارتخونه کجا بود داداش؟ حالا ننه ما یه سری خاله بندی میکرد، شماها باورتون میشد؟ داداش ما اگه تو وزارتخونه بودیم که مجبور نبودیم برای خرج زن و بچه مون بیایم ملتو ببریم این ور اونور که. ولی ببین داداش اونا رو میبینی؟ اونا وزارتخونه‌این اصن. خودم شنیدم که میگفتن وزارتخونه داره همرو میخره...

اما عنکبوت دیگه به غرهای پسرخاله‌ش گوش نمیداد. چون دیگه فهمیده بود که سرکوفت‌های مامانش همه تو خالی بودن. اون عنکبوت باهوشی بود مطمئنا میتونست به راه پیدا کنه که دور از چشم بلاتریکس برنده شه تا هم مامانشو خوشحال کنه و افتخارآفرین خانواده شه.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۹/۱۹ ۱:۰۰:۲۵

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: اطلاعیه های وزارت سحر و جادو !
پیام زده شده در: ۰:۰۷ دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷
#3
تصویر کوچک شده

ستاد برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو
اطلاعیه شماره 2: تغییر در سیستم انتخابات



با توجه به تصمیم اخیر تیم مدیریت سایت جادوگران، در این دوره انتخابات اولیه انجام نخواهد شد و تایید صلاحیت و نهایی کردن کاندیدای نهایی انتخابات وزارت سحر و جادو تماما به عهده‌ی تیم مدیریتی خواهد بود.

و برنامه زمانبندی جدید انتخابات نیز ضمیمه‌ی این پست شده است و میتوانید آن را مطالعه کنید.

°• ضمیمه •°

برنامه‌ی زمانبندی چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو

30 شهریور تا 4 مهر: ثبت نام از کاندیداهای وزارت سحر و جادو
5 مهر: اعلام اسامی نامزدهای نهایی انتخابات
6 تا 15 مهر: فعالیت ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی
16 و 17 مهر: رای‌گیری نهایی


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: بنیاد مورخان
پیام زده شده در: ۱:۵۴ یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷
#4
نتایج 46 امین دوره‌ی ترین‌های تالار خصوصی ریونکلاو (خرداد و تابستان 97)

بهترین نویسنده: لادیسلاو زاموژسلی
فعال‌ترین عضو: لایتینا فاست
بهترین عضو تازه وارد: آندریا کگورت
بهترین دانش آموز هاگوارتز: پنه لوپه کلیرواتر
بهترین بازیکن کوییدیچ: -


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: مدال مرلين
پیام زده شده در: ۱۷:۳۴ شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
#5
با توجه به پست و قبل و نتایج ترین‌ها، افراد منتخب شما بر اساس این معیارها برگزیده‌ و برای نظر سنجی نهایی انتخاب شدند.

- افرادی که در مجموع کمتر از 4 رای داشتند حذف شدند.
- عناوینی که کمتر از یک رای داشتند نیز حساب نشده و حذف شدند.

در نهایت افراد نهایی و عناوینی که در آن‌ها رای آوردن، وارد نظرسنجی شدند.

* یا تشکر از زحمات و تلاش‌های ملانی استانفورد، اما از اونجایی که ایشون از بهمن وارد سایت شدن، پس تازه وارد محسوب نمی‌شن.امیدواریم در دوره‌های بعدی برای عناوین دیگه‌ای اسمشون رو ببینیم.


شما میتوانید تنها به سه نفر از افرادی نظرسنجی رای بدین.
تذکر: توجه داشته باشید که اگر کسی بیش از سه رای بده، هیچ کدوم از رای هاش به حساب نخواهد ‌‌‌اومد.

در آخر سه نفری که بیشترین رای رو داشته باشن با رای‌های شما انتخاب میشن و بر اساس تعداد عناوینی که دارن مدال طلا، نقره و برنز بهشون تعلق میگیره.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: مدال مرلين
پیام زده شده در: ۱۷:۰۸ شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
#6
نتایج ترین‌های این دوره و تعداد آرای هرکس در هر عنوان


- لرد ولدمورت: 20 رای
7 رای جادوگر ماه
6 رای بهترین ناظر
6 رای فعالیت بالا و با کیفیت
1 رای بهترین نویسنده

- هوریس اسلاگهورن: 13 رای
5 رای بهترین ناظر
4 رای بهترین نویسنده
3 رای جادوگر ماه
1 رای فعالیت بالا و با کیفیت

- فنریر گری‌بک: 6 رای

3 رای بهترین ناظر
2 رای فعالیت بالا و باکیفیت
1 رای بهترین نویسنده

- پنه لوپه کلیرواتر: 6 رای

4 رای بهترین تازه وارد
2 رای فعالیت بالا و با کیفیت

- لایتینا فاست: 5 رای
2 رای بهترین ناظر
1 رای بهترین نویسنده
1 رای فعالیت بالا و با کیفیت
1 رای جادوگر ماه

ملانی استانفورد: 4 رای
2 رای بهترین تازه وارد
1 رای فعالیت بالا و با کیفیت
1 رای بهترین نویسنده

لینی وارنر: 3 رای
2 رای بهترین نویسنده
1 رای جادوگر ماه

ماتیلدا استیونز: 2 رای
2 رای بهترین تازه وارد

آلبوس دامبلدور: 1 رای جادوگر ماه

بانز: 1 رای بهترین نویسنده

رون ویزلی: 1 رای بهترین تازه وارد

بلاتریکس لسترنج: 1 رای بهترین ناظر

آندریا کگورت: 1 رای بهترین تازه وارد

تاتسویا موتویاما: 1 رای بهترین ناظر

ادوارد بونز: 1 رای بهترین ناظر


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۳۱ ۱۷:۳۷:۴۵
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۳۱ ۲۲:۰۴:۲۲

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: مرکز پذیرش کاندیداهای وزارت سحر و جادو
پیام زده شده در: ۲:۲۳ جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
#7
تصویر کوچک شده
ستاد برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو
مرکز پذیرش کاندیداهای وزارت سحر و جادو



با توجه به اطلاعیه شماره 1 ستاد برگزاری وزارت سحر و جادو، از همین لحظه، تا تاریخ 4 مهر، ساعت 23:59:59 تمامی اعضای ایفای نقش میتوانند با پر کردن فرم مربوطه تمایل خود برای کاندیدا شدن اعلام کنند.

توجه داشته باشید که سابقه‌ی شما، اعم از تاریخ عضویت و یا تجربه‌های نظارتی و یا مدیریتی تنها میتواند به تایید شما کمک کند، اما تضمین کننده و ملاک اصلی نیست. مطمئنا کیفیت و کمیت فعالیت و چهره شما در سایت معیارهای اصلی‌ای هستند که در نظر گرفته خواهند شد.

***



فرم ثبت نام کاندیداها:


مدت زمان عضویت در بخش ایفای نقش (و حتما در صورت داشتن شناسه پیشین، آن را ذکر کنید):

شرح "سوابق اجرایی-خدماتی /فعالیت‌های آزاد" قبلی در وزارت سحر و جادو یا مجموعه‌های وابسته (آزکابان و موزه):

شرح "سوابق برجسته/خدمات نظارتی-مدیریتی" در انجمن‌های ایفای نقش:

شرح برنامه‌های آینده خود برای وزارت سحر و جادو و مجموعه‌های وابسته:

شعار انتخاباتی:



***


توضیحات تکمیلی:

* در خصوص برنامه‌های آینده، می‌توانید برنامه‌های جدیدتر یا خلاقانه‌تری که در جهت هر چه بیشتر فعال کردن وزارت سحر و جادو دارید را شرح دهید. صرف نظر از شوخی و ایفای نقش، ارائه و شرح برنامه‌های نوین و کاربردی نقشی کلیدی برای افزایش محبوبیت شما دارد.

* در مورد سوابق قبلی در وزارت، اگر که قبلا هر نوع سِمَت یا مقامی در وزارت سحر و جادو طی دوره‌های مختلف قبلی داشته‌اید سال، دوره و وزیر منتخب آن دوره را اعلام نمایید.

* در رابطه با سوابق برجسته در ایفای نقش، اگر که قبلا هر نوع سِمَت اعم از نظارتی یا ایفای نقشی در سایر انجمن‌های ایفای‌نقش داشته‌اید را ذکر کنید.

* از هرگونه تبلیغات و فعالیت انتخاباتی در ملا عام و در طول مدت زمان نام‌نویسی خودداری کنید.

تذکر: در صورتی که پستی به غیر از ثبت‌نام در این تاپیک ارسال شود، کاربر تا پایان دوره‌ی انتخابات از انجمن وزارت سحر و جادو معلق خواهد شد. فقط در صورتی که تمایل دارید برای انتخابات نام نویسی کنید، در اینجا پست ارسال کنید.

°• ضمیمه •°

برنامه‌ی زمانبندی چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو

30 شهریور تا 4 مهر: ثبت نام از کاندیداهای وزارت سحر و جادو
5 مهر: اعلام اسامی نامزدهای اولیه
6 و 7 مهر: انتخابات اولیه
8 مهر: اعلام اسامی نامزدهای نهایی انتخابات
9 تا 18 مهر: فعالیت ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی
19 و 20 مهر: رای‌گیری نهایی


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: اطلاعیه های وزارت سحر و جادو !
پیام زده شده در: ۲:۲۱ جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
#8
تصویر کوچک شده

ستاد برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو
اطلاعیه شماره 1: آغز مهلت ثبت نام کاندیداها



به اطلاع میرساند که از همین لحظه، یعنی 30 شهریور ماه، تا تاریخ 4 مهر، ساعت 23:59:59 ، اعضای ایفای نقش میتوانند برای وزارت سحر و جادو کاندید شوند.

این دوره ثبت نام برای تمامی اعضا آزاد است و همگان میتوانند در صورت تمایل، به تاپیک مرکز پذیرش کاندیداهای وزارت سحر و جادو مراجعه کنند و پس از پر کردن فرم مربوطه، علاقه خود را برای کاندید شدن، اعلام کنند.

پس از اتمام مهلت ثبت نام، کاندیداها توسط مدیریت ایفای نقش بررسی خواهند شد و در نهایت اسامی کسانی که تایید صلاحیت شده‌اند در 5 مهر اعلام خواهد شد.

لازم به ذکر است که این دوره تغییری در وظایف و حوزه اختیارات وزیر داده نشده و میتوانید شرح دقیق وظایف وزیر سحر و جادو را در این پست بخوانید.

°• ضمیمه •°

برنامه‌ی زمانبندی چهاردهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو

30 شهریور تا 4 مهر: ثبت نام از کاندیداهای وزارت سحر و جادو
5 مهر: اعلام اسامی نامزدهای نهایی انتخابات
6 تا 15 مهر: فعالیت ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی
16 و 17 مهر: رای‌گیری نهایی


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۲ ۰:۰۹:۲۶

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: قوانین مسابقات و عضویت کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۶:۴۵ چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷
#9
قوانین لیگ کوییدیچ سال 1397

قوانین عضویت


1- زمان تشکیل تیم از 28 شهریور 1397 آغاز و تا 5 مهر 1397 ادامه خواهد داشت.

2- هر تیم باید دارای حداقل 3 بازیکن حقیقی باشد و میتواند حداکثر نیز 4 بازیکن داشته باشد.

3- بعد از پایان مهلت مقرر شده، تیم ها تنها دوبار حق تعویض اعضای حقیقیشان را دارند. و این فقط در بین دو بازی امکان دارد.

4- کاپیتان تیم باید لیست کامل تیم خود را (شامل اعضای حقیقی و مجازی) تا تاریخ مقرر در تاپیک سازمان عقد و ثبت قرارداد ها اعلام کند.

5- بازیکنانی که مایل به عضویت در یک تیم هستند، اما تیم خاصی با آن ها مذاکره نکرده است؛ می توانند در تاپیک عضویت در کوییدیچ اعلام کنند تا کاپیتان ها از آن ها استفاده کنند.

قوانین مسابقات


1- تیمها بعد از تعین زمان برگزاری مسابقات ، در روزهای تعیین شده و در ورزشگاهی که توسط فدراسیون برایشان مشخص شده است با یکدیگر مسابقه میدهند.

2- هر تیم یک نمایشنامه مشترک می نویسد و بازیکنان آن تیم باید تنها نمایشنامه هم تیمی خودشان را ادامه بدهند . برای مثال: بازیکن a1 از تیم A نمایشنامه اول را برای تیم خودش می نویسد و بازیکن a2 ، هم تیمی آن باید تنها پست بازیکن a1 را ادامه بدهد . در تیم B ، بازیکن b1 برای تیم B نمایشنامه می نویسد و بازیکن b2 ، هم تیمی او باید نمایشنامه بازیکن b1 رو ادامه بدهد. در آخر هر تیم یک نمایشنامه مشترک دارد و تعیین تیم برنده از روی نمایشنامه تیمهاست.

3- كل تعداد نمايشنامه هاي هر تيم حداقل بايد 3 پست باشد و همچنين حداقل سه بازيكن بايد در بازي شركت كنند.

4- هر بازیکن، در هر بازی اجازه زدن یک رول را دارد.

5- سوژه هر بازی آزاد است و انتخاب سوژه به عهده تیم است. اما سوژه باید کاملا به کوییدیچ مربوط باشد.

6- مهلت بازی ها 10 روز است و یک هفته هم بین هر بازی به بازیکنان استراحت داده میشود. و چنانچه پستی بعد از مهلت مقرر شده، حتی با فاصله یک ثانیه، زده شود، و یا ویرایش شود، پست امتیاز دهی نخواهد شد.


قوانین امتیازدهی و داوری متعاقبا اعلام خواهند شد.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۲۸ ۱۷:۰۲:۴۴
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۲۸ ۱۷:۱۶:۳۲

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۵۹ سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷
#10
روی نیمکتی در پارک نشسته بود. همین طور بی هدف به مردمی نگاه میکرد که از جلویش رد میشدند و با احساسات مختلف از کنار او میگذشتند. گاهی زیرلب غرولند میکرد که چرا انقدر توسط هرکسی نادیده گرفته میشود، و بعد از چند دقیقه‌ای که با خودش کلنجار میرفت، بالاخره تسلیم منطقش میشد و قبول میکرد که اشکال از خودش است.

اشکال از خودش است که هدفش را گم کرده. درواقع...
خودش را گم کرده.

بی اختیار پاهایش را تاب میداد و دستش را زیر چانه‌اش زده بود. نه دویده بود و نه فعالیت به خصوصی انجام داده بود، اما باز هم تند نفس میکشید. انگار میخواست افکاری که در سرش بود را همراه با نفس‌های از سرش بیرون کند.

احساس میکرد مدت هاست کاری نکرده است. حس میکرد چرخدنده‌های فکرش مدت‌هاست که تکان نخورده است. شاید لازم بود آن ها را به حرکت در آورده!
- خب میتونم چیکار کنم؟

کم کم ناخودآگاه دستش روی پایش ضرب گرفت. لایتینا چشمانش به تندی در حدقه‌ میچرخاند و اطرافش را از نظر میگذراند. انگار انتظار داشت، ایده‌ای در گوشه کناری پنهان شده باشد که لایتینا آن را ندیده است.
- میتونم برم تعمیکار شم... نه هنوز اونقدر وارد نیستم تو کار با وسایل مشنگی. وزارت سحر و جادو چی؟ نمرات هاگوارتزمم که خوب نبود اونقدر...

برگی نارنجی، از درختی که بالا سر لایتینا بود افتاد و آرام آرام در حالی که با جریان هوا تاب میخورد پایین آمد. نگاه لایتینا روی آن قفل شد، خودش هم نمیدانست چه چیز این برگ انقد مجذوب کننده است...
- نامه؟

وقتی با دقت به برگ نگاه کرد، متوجه پاکتی شد که برخلاف تمام نامه‌هایی که دیده بود، سیاه بود. آن را برداشت و لحظه‌ای بررسی کافی بود تا آرم روی آن را بشناسد.
- نشونه‌ی شومه! یعنی از طرف مرگخواراست؟

لایتینا در یک چشم بهم زدند با شور و ذوق فراوانی که مانند چشمه در وجودش میجوشید، نامه را باز کرد و شروع به خواندنش کرد.
- گفتن توی گروه مرگخوارا قبولم کردن، یعنی بالاخره میتونم توی یه کاری سهیم باشم و حتی بیشتر از این... میتونم مرگخوار باشم!

هرلحظه شادی بیشتر در صدای لایتینا معلوم میشد.

- یه رمزتارم گذاشتن که برم اونجا.

البته لایتینا هیچ وقت رابطه خوبی با جادو نداشت و با فکر به آپارات کردن به وسیله رمزتار، دلش بهم میپید، اما ارزشش را داشت.
پس سنگی که در پاکت بود و به گفته نامه رمزتار بود را در دست گرفت و طولی نکشید که...

پاق!

- هی اینجا خونه ریدله.

لایتینا اول به دنبال منبع صدا گشت و منتظر بود هرلحظه یک آدم جدید را ملاقات کند. اما وقتی خبری از کسی نشد، تازه یادش آمد که صدا چقدر برایش آشنا بوده.
- لینی؟
- اوهوم من مسئول اینم که اینجا رو نشونت بدم و بگم وظیفه‌ت چیه.

پیکسی یکبار به دور سر لایتینا چرخید و بعد کمی پرواز کنان کمی جلوتر منتظر لایتینا ماند.

درواقع لایتینا تازه کم کم داشت متوجه میشد که اطرافش چه خبر است.
او اتاق بزرگی ایستاده بود که دیوارهایش خاکستری بودند. جا شمعی‌هایی که به چهار دیوار وصل بودند که تنها منبع نور اتاق محسوب میشدند. شاید اگر فرد دیگری آنجا بود، آن اتاق را بی روح میخواند، اما در نظر لایتینا و در آن لحظه به نظرش آن اتاق بهترین جایی بود که میتوانست وجود داشته باشد.

- نمیخوای بیای؟

لایتینا با چند قدم سریع خودش را به لینی‌ای که خودش را در هوا نگه داشته بود رساند و بعد هردو از اتاق خارج شدند.

آنها وارد راهرویی نسبتا تاریک شدند و درهای متعددی در یک سمت آن به چشم میخورد و نور اندک خورشید در حال غروب نیز، از پنجره‌های کوچک سمت دیگر راهرو، فضا را روشن میکرد.
همانطور که لایتینا پشت لینی راه می‌رفت، سعی میکرد نقشه‌ی خانه ریدل را هم به ذهن بسپارد و نکاتی که به نظرش مهم بود را زیر لب زمزمه میکرد.
- خب این راهرو رو باید یادم باشه بعدا و اون اتاقه...
- چیزی گفتی؟
- نه نه... یعنی خب من کی اولین ماموریتمو انجام میدم؟ کی نشانه شوم میگیرم؟ کی واقعا مرگخوار میشم؟
- خب اممم...

لینی مکثی کرد و لایتینا برای لحظه‌ای توانست دست کوچک پیکسی را ببیند که چانه‌اش را میخاراند.
- تو فعلا مرگخوار نمیشی. اول باید به مرگخوارای دیگه و صد البته ارباب کمک کنی. درواقع هرچی میخوان بر آورده کنی. مثلا برای هکتور پاتیل جدید بخری، یا یه قمه‌ی جدید برای رودولف... هی چرا وایستادی؟

لایتینا ایستاد. سرش را پایین انداخته بود. دستش را محکم مشت کرده بود و ناخن‌هایش را از حرص در کف دستش فرو میکرد. احساس میکرد چیزی در وجودش خرد شده و تکه‌هایش، مثل شیشه‌ی شکسته، به روحش آسیب میزد.
- یعنی میخواین خدمتکارتون باشم؟ نه مرسی! من همینجوریم با زندگی معمولی قشنگم راحتم. لااقل فکر میکردم یه جا میتونم واقعا یه کار درست حسابی انجام بدم که مثل این که نه اینجوری نیست.

لایتینا حتی فرصت صحبت کردن را هم به لینی نداد و بعد از این که تک تک کلمات را با تمام قدرتش فریاد زد، روی پاشنه پایش چرخید ودرحالی که پاهایش را روی زمین میکوبید از لینی دور شد.

همان شب- اتاق لرد ولدمورت.

- ارباب قبول نکرد.
- میدونستیم.
- خب پس گفتین بیاد؟
- مطمئنیم چندسال دیگه که درست خودشو شناخت برمیگرده. اونموقع اگه واقعا بخواد مرگخوار شه، حتی حاضره خدمتکار بشه. اونموقع دیگه میفهمه.

لردسیاه مکثی کرد.
- شاید اونموقع بهش بگیم که اگه امروز قبول میکرد خدمتکار شه، درواقع تستمون رو قبول شده بود و مرگخوار میشد.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.