کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
86
نفر همین الان آنلایناند
28 نفر در «انجمن»
0 عضو
86 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
آرشیو گالری 52
-
انجمن 28
-
پروفایلها و حساب کاربری 3
-
بخشهای دیگر 3
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
نوع تاپیک: غیر رول
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

چوب دستی: چوب درخت سرخدار
پاترونوس: اسب
جینورا مالی ویزلی در یازده آگوست 1981 در یک خانواده ی اصیل جادوگری به دنیا آمد. جینی تنها دختر مالی و آرتور ویزلی در خانواده ی نه نفره شون بود
جینی در سال 1992 وارد هاگوارتز شد و مثل سایر اعضای خانواده ش در گروه گریفیندور قرار گرفت.
در سال اول حضورش در هاگوارتز به قدری از هری پاتر معروف خجالت می کشید که در هر موقعیتی که با هری رو به رو می شد، بدون صحبت، با لپ های گلگون و بر افروخته فرار می کرد. در همون سال، درگیر دفتر خاطرات تام ریدل شد و ناآگاهانه تحت تاثیر نیروی تاریک دفترچه، حفره ی اسرار رو باز کرد. او آن قدر درگیر این ماجرا شده بود که اگر هری در لحظه ی آخر، باسیلیسک و دفتر خاطرات رو از بین نبرده بود، جان خودش رو از دست می داد.
بعد از این اتفاق وحشتناک،جینی از نظر شخصیتی رشد کرد و خجالت همیشگی خودش رو به اعتماد به نفس تبدیل کرد. در سال چهارم تحصیل در هاگوارتز او تبدیل به یک عضو فعال در ارتش دامبلدور شد و تحت آموزش هری پاتر قرار گرفتدر تالار اسرار وزارت خانه، در کنار هری، رون، هرماینی، نویل و لونا شجاعانه با مرگ خوارها جنگید و با اعتماد به نفس هری رو مجذوب خودش کرد.
او همچنین به عضویت تیم کوییدیچ گریفیندور درآمد که در آینده ی شغلی او هم تاثیر گذار شد.
جینی در نهایت با هری ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام های جیمز سیریوس، آلبوس سوروس و لیلی لونا شد.
اینا رو اضافه کن
انجام شد.
پاترونوس: اسب
جینورا مالی ویزلی در یازده آگوست 1981 در یک خانواده ی اصیل جادوگری به دنیا آمد. جینی تنها دختر مالی و آرتور ویزلی در خانواده ی نه نفره شون بود
جینی در سال 1992 وارد هاگوارتز شد و مثل سایر اعضای خانواده ش در گروه گریفیندور قرار گرفت.
در سال اول حضورش در هاگوارتز به قدری از هری پاتر معروف خجالت می کشید که در هر موقعیتی که با هری رو به رو می شد، بدون صحبت، با لپ های گلگون و بر افروخته فرار می کرد. در همون سال، درگیر دفتر خاطرات تام ریدل شد و ناآگاهانه تحت تاثیر نیروی تاریک دفترچه، حفره ی اسرار رو باز کرد. او آن قدر درگیر این ماجرا شده بود که اگر هری در لحظه ی آخر، باسیلیسک و دفتر خاطرات رو از بین نبرده بود، جان خودش رو از دست می داد.
بعد از این اتفاق وحشتناک،جینی از نظر شخصیتی رشد کرد و خجالت همیشگی خودش رو به اعتماد به نفس تبدیل کرد. در سال چهارم تحصیل در هاگوارتز او تبدیل به یک عضو فعال در ارتش دامبلدور شد و تحت آموزش هری پاتر قرار گرفتدر تالار اسرار وزارت خانه، در کنار هری، رون، هرماینی، نویل و لونا شجاعانه با مرگ خوارها جنگید و با اعتماد به نفس هری رو مجذوب خودش کرد.
او همچنین به عضویت تیم کوییدیچ گریفیندور درآمد که در آینده ی شغلی او هم تاثیر گذار شد.
جینی در نهایت با هری ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام های جیمز سیریوس، آلبوس سوروس و لیلی لونا شد.
اینا رو اضافه کن
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/7 12:42:52
یک گریفندوری
!
!
جزئیات کاربر

نام: جینی ویزلی
نام کامل: جینیورا مولی جینی پاتر
تاریخ تولد: ۱۱آگوست ۱۹۸۱
محل تولد: بریتانیا
محل زندگی: لندن
رده خونی: اصیل
ملیت: انگلیسی
گروه: گریفیندور
نام مادر: مالی ویزلی
نام پدر: آرتور ویزلی
نام برادرها: بیل ویزلی، چارلی ویزلی، پرسی ویزلی، فرد و جرج ویزلی، رون ویزلی
نام همسر: هری پاتر
نام فرزندان: جیمز سیریوس پاتر، آلبوس سوروس پاتر، لیلی لونا پاتر
چهره: موهای قرمز با رگه های قهوه ای، چشمای قهوه ای
اخلاق: شجاع و کمی مهربون
علاقه مندی ها: کوئیدیچ، گریفیندور، خانواده
تنفرات: مرگخواران
خلاصه زندگی: در روز یازده آگوست ۱۹۸۱دختری متولد شد که اسم اون رو جینی گذاشتن. وقتی اون بزرگتر شد فهمید تو خانواده ای به دنیا اومده که همه نسل اندر نسل جادوگر و ساحره هستند.
وقتی ۱۱سالش شد به هاگوارتز رفت. چون توی یه خانواده ی اصیل بود میدونست که ولدمورت ارباب مرگخوارا بعد از اینکه نتونست هری پاتر رو بکشه محو شد. وقتی ولدمورت دوباره برگشت هری پاتر به کمک دوستاش اونو از بین برد. بعد از اون توی دنیا آرامش عجیبی برقرار شد.
با توجه به اینکه جینی ویزلی یه شخصیت شناخته شدهست، موارد بیشتری درمورد خودش و شخصیتش نیازه که بنویسی.
لطفا در اولین فرصت و کمی تا قسمتی سریع، برگرد و معرفی شخصیتتو کاملتر کن.
ولی فعلا،
تایید شد!
نام کامل: جینیورا مولی جینی پاتر
تاریخ تولد: ۱۱آگوست ۱۹۸۱
محل تولد: بریتانیا
محل زندگی: لندن
رده خونی: اصیل
ملیت: انگلیسی
گروه: گریفیندور
نام مادر: مالی ویزلی
نام پدر: آرتور ویزلی
نام برادرها: بیل ویزلی، چارلی ویزلی، پرسی ویزلی، فرد و جرج ویزلی، رون ویزلی
نام همسر: هری پاتر
نام فرزندان: جیمز سیریوس پاتر، آلبوس سوروس پاتر، لیلی لونا پاتر
چهره: موهای قرمز با رگه های قهوه ای، چشمای قهوه ای
اخلاق: شجاع و کمی مهربون
علاقه مندی ها: کوئیدیچ، گریفیندور، خانواده
تنفرات: مرگخواران
خلاصه زندگی: در روز یازده آگوست ۱۹۸۱دختری متولد شد که اسم اون رو جینی گذاشتن. وقتی اون بزرگتر شد فهمید تو خانواده ای به دنیا اومده که همه نسل اندر نسل جادوگر و ساحره هستند.
وقتی ۱۱سالش شد به هاگوارتز رفت. چون توی یه خانواده ی اصیل بود میدونست که ولدمورت ارباب مرگخوارا بعد از اینکه نتونست هری پاتر رو بکشه محو شد. وقتی ولدمورت دوباره برگشت هری پاتر به کمک دوستاش اونو از بین برد. بعد از اون توی دنیا آرامش عجیبی برقرار شد.
با توجه به اینکه جینی ویزلی یه شخصیت شناخته شدهست، موارد بیشتری درمورد خودش و شخصیتش نیازه که بنویسی.
لطفا در اولین فرصت و کمی تا قسمتی سریع، برگرد و معرفی شخصیتتو کاملتر کن.

ولی فعلا،
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/8/7 0:18:50
یک گریفندوری
!
!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1401/10/18
تولد نقش: 1401/10/30
آخرین ورود: دوشنبه 23 شهریور 1405 20:35
از: حدشون که گذشتن، از روی جنازشون رد میشم...!
پستها:
260

سلام
الان داشتم معرفی شخصیتمو نگاه می کردم دیدم تاریخ روز تولدمو اشتباه زدم
ایزابل دی ماهیه...
پس بی زحمت تبدیل بشه به :
تاریخ تولد: 13 ژانویه
انجام شد.
نمیدونم باید سال 1980ای که قبلا نوشته بودی رو نگه میداشتم یا حذف میکردم. من حذفش کردم، ولی اگه باید میموند لطفا بهم پیام شخصی بزن تا اضافه کنم.
الان داشتم معرفی شخصیتمو نگاه می کردم دیدم تاریخ روز تولدمو اشتباه زدم
ایزابل دی ماهیه...پس بی زحمت تبدیل بشه به :
تاریخ تولد: 13 ژانویه
انجام شد.
نمیدونم باید سال 1980ای که قبلا نوشته بودی رو نگه میداشتم یا حذف میکردم. من حذفش کردم، ولی اگه باید میموند لطفا بهم پیام شخصی بزن تا اضافه کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/6 19:59:56
I burned my soul to light my own path

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1402/07/14
تولد نقش: 1402/07/15
آخرین ورود: چهارشنبه 15 مهر 1405 14:52
از: من دور شو! تو خیلی مشکوکی!
پستها:
529
شغل
مدیر خزانه دیوان جادوگران، ارشد گریفیندور، بانکدار گرینگوتز

تلما هلمز
"اطلاعات شخصی"
نام:تلما هلمز
لقب:تل
رده خونی:اصیل زاده
محل تولد:بریتانیا
محل زندگی:لندن
ملیت:انگلیسی
"خانواده"
نام پدر و مادر:امیلی و آدرین
سایر:اعضای خاندان هلمز در همه گروه ها بودند.
"ویژگیهای ظاهری و اخلاقی"
چهره:موهای خرمایی و چشمانی خرمایی که گاها به آبی تبدیل میشه.بینی قلمی و لب های قلوه ای.
لباس پوشیدن:براش فرقی نداره،اما اکثرا مجلسی.
اخلاق:زود عصبی میشه،سخت کوش،باهووووش،جاه طلب،وفادار،شجاع،مهربون،گاها درونگرا ولی اکثرا برونگرا
تنفرات:محفل ققنوس،دروغ
علایق:طراحی،کوئیدیچ،کتابخوانی،صحبت کردن،قتل
"اطلاعات جادوگری"
چوبدستی:چوب درخت یاس کبود،مغز پر ققنوس،موی پریزاد،دم تسترال،موی یال تک شاخ،ریسه ی قلب اژدها"چوبی که روونا ساخته"۲۲ اینچ و انعطاف پذیر.
گروه هاگوارتز:به انتخاب خودش،گریفیندور
ویژگی های جادویی:ذهنبینی،جانورنما،پرواز بدون جارو،صحبت با حیوانات جادویی،کنترل گیاهان
نژاد:اون از طرف مادرش یه الف
جانورنما:روباه
حیوانخانگی:ققنوس خاندان هلمز،الا و روباهی که از بچگی بزرگش کرده به اسم تاباکی
بوگارت:صحنه مرگ پدر و مادرش
آرزو:پیروزی ابدی بدی بر خوبی و نابودی ماگل ها.
جبهه:تاریکی
دوستان:کوین دنی کارتر
"زندگی نامه"
او در ۲ سالگی تمامی خانواده خود را از دست داد.(کشته شده در جنگ با محفل)تا ۱۱ سالگی به تنهایی بزرگ شد و به هاگوارتز رفت.آنجا در گریفیندور افتاد و بعد از فارغ التحصیلی به مرگخواران پیوست.
ابتدا فکر میکرد که خانواده اش را ارتش تاریکی کشته اند ولی بعد ها متوجه شد که آنها در جنگ با محفل ققنوس،مرده اند و در اصل مرگخوار بودند.
(تعویض شه لطفا!با اون شخصیت سفید نمی سازم)
حداقل میذاشتی یک ماه از ورودت بگذره بعد تغییر عقیده بدی.
انجام شد.
"اطلاعات شخصی"
نام:تلما هلمز
لقب:تل
رده خونی:اصیل زاده
محل تولد:بریتانیا
محل زندگی:لندن
ملیت:انگلیسی
"خانواده"
نام پدر و مادر:امیلی و آدرین
سایر:اعضای خاندان هلمز در همه گروه ها بودند.
"ویژگیهای ظاهری و اخلاقی"
چهره:موهای خرمایی و چشمانی خرمایی که گاها به آبی تبدیل میشه.بینی قلمی و لب های قلوه ای.
لباس پوشیدن:براش فرقی نداره،اما اکثرا مجلسی.
اخلاق:زود عصبی میشه،سخت کوش،باهووووش،جاه طلب،وفادار،شجاع،مهربون،گاها درونگرا ولی اکثرا برونگرا
تنفرات:محفل ققنوس،دروغ
علایق:طراحی،کوئیدیچ،کتابخوانی،صحبت کردن،قتل
"اطلاعات جادوگری"
چوبدستی:چوب درخت یاس کبود،مغز پر ققنوس،موی پریزاد،دم تسترال،موی یال تک شاخ،ریسه ی قلب اژدها"چوبی که روونا ساخته"۲۲ اینچ و انعطاف پذیر.
گروه هاگوارتز:به انتخاب خودش،گریفیندور
ویژگی های جادویی:ذهنبینی،جانورنما،پرواز بدون جارو،صحبت با حیوانات جادویی،کنترل گیاهان
نژاد:اون از طرف مادرش یه الف
جانورنما:روباه
حیوانخانگی:ققنوس خاندان هلمز،الا و روباهی که از بچگی بزرگش کرده به اسم تاباکی
بوگارت:صحنه مرگ پدر و مادرش
آرزو:پیروزی ابدی بدی بر خوبی و نابودی ماگل ها.
جبهه:تاریکی
دوستان:کوین دنی کارتر
"زندگی نامه"
او در ۲ سالگی تمامی خانواده خود را از دست داد.(کشته شده در جنگ با محفل)تا ۱۱ سالگی به تنهایی بزرگ شد و به هاگوارتز رفت.آنجا در گریفیندور افتاد و بعد از فارغ التحصیلی به مرگخواران پیوست.
ابتدا فکر میکرد که خانواده اش را ارتش تاریکی کشته اند ولی بعد ها متوجه شد که آنها در جنگ با محفل ققنوس،مرده اند و در اصل مرگخوار بودند.
(تعویض شه لطفا!با اون شخصیت سفید نمی سازم)
حداقل میذاشتی یک ماه از ورودت بگذره بعد تغییر عقیده بدی.

انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/5 12:57:56
واسه چی داری تعقیبم میکنی؟ 
خیلی مشکوکی!

خیلی مشکوکی!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/03/22
تولد نقش: 1397/03/26
آخرین ورود: امروز ساعت 01:30
از: خونت مینوشم!
پستها:
654

بسی ممنونم ازتون، فقط میشه لطفا معرفی شخصیتمم جایگزین کنین؟
انجام شد،
انجام شد،
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1402/8/5 6:54:05
برای آشنایی بیشتر با دنیای داستانی ام، 'نوکترنال کتدرال' به پروفایل لینکدینم مراجعه کنید.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/03/22
تولد نقش: 1397/03/26
آخرین ورود: امروز ساعت 01:30
از: خونت مینوشم!
پستها:
654

نام و نام خانوادگی: گادفری میدهرست
جنسیت: مذکر
نژاد: خون آشام
جبهه: محفل ققنوس
ویژگی های ظاهری: پوست سفید، چشمای عسلی، خالکوبی روی پیشونی، موهای بلند و حالت دار مشکی
ویژگی های اخلاقی: مودب، مهربون و خوش رو
توضیحات:
لندن، نیمه شب، هوای بارونی و گادفری که عمدا چترشو تو خونه جا گذاشته و داره تو کوچه پس کوچه ها راه میره و به خودش لعنت میفرسته که آدمو داگ باگ بگیره، ولی جو نگیره. تو همین حین که داره فحشای تمیز و پاستوریزه به خودش میده، یه دفعه سنگینی نگاه یه نفرو رو خودش حس می کنه. برمی گرده و می بینه یه مرد هیکلی قد بلند بهش زل زده. صورت مرد خیلی رنگ پریده ست و چشماش مثل دو تا لامپ برق می زنه. مرد یه نیشخند می زنه و دندونای نیش تیزش از داخل دهنش می زنه بیرون. طبیعتا گادفری باید با دیدن این موجود فریادی می کشید و فرار می کرد، اما به جاش اشک شوق تو چشماش حلقه می زنه و با شعف و خوشحالی و شور به سمتش خیز برمی داره و دو دستاشو میذاره رو شونه های مرد.
- بالاخره سرنوشت ما رو به هم رسوند! بالاخره تبدیل به خون آشام میشم و به عمر جاودان دست پیدا می کنم!
مرد هیکلی انگلیسی بلد نیست و نمی فهمه گادفری داره چی میگه، ولی از عکس العمل غذاش راضیه، دوییدن دنبال غذا اونم تو شب بارونی حتی واسه خون آشاما ام خوشایند نیست. خیلی خوبه که غذا با میل خودش بیاد نزدیکت و گردنشو بگیره سمتت و آماده خورده شدن باشه. مرد هیکلی دندونای نیش تیزشو تو گردن نرم گادفری فرو می کنه و گادفری فریاد بلندی می کشه و سعی می کنه خودشو بکشه عقب، ولی مرد محکم نگهش میداره. خون گادفری با سرعت زیادی از بدنش خارج میشه. گونه های مرد با خون گادفری کم کم به خودش رنگ می گیره و در عوض رنگ از صورت گادفری می پره. دید گادفری تار میشه و از حال میره.
مرد هیکلی بعد از این که یه دل سیر از غذای خوشمزه اش خورد، گادفریو کنار خیابون ول می کنه و میره. زندگی گادفری می تونست همین جا به پایان برسه، ولی خوشبختانه محفلیا جسم تقریبا بی جونشو پیدا می کنن و اونو با خودشون به خونه ی گریمولد می برن و ترکیب سوپ پیاز و خون داکسی بهش می خورونن تا حالش جا بیاد. گادفری ام با گریه واسشون تعریف می کنه که چه طور شکار خون آشام شده و از این صحبتا و چه قدر ناراحته که دیگه انسان نیست و خون آشامه جون عمه اش. محفلیای مهربونم کلی باهاش همدردی می کنن و ازش می خوان که همین جا بمونه. گادفری ام با خوشحالی قبول می کنه، چون تو خونه ی گریمولد یه عالمه بچه ویزلی... نه چیزه منظورم اینه که یه عالمه داکسی لای پرده ها بود که می تونست از خونشون تغذیه کنه.
میشه لطفا معرفی شخصیتمو جایگزین کنین و دسترسی محفلو بهم بدین؟ بسی ممنون میشم.
دسترسی ایفای نقش داده شد.
دسترسی ریونکلاو با توجه به این که گروه رو ننوشته بودی ندادم. ولی اگه اشتباه از من بوده لطفا بهم اطلاع بده تا دسترسی ریونکلاو رو هم بدم. در مورد دسترسی محفل ققنوس هم با ناظر محفل صحبت میکنم و اگر ایشون تاییدیه رو داد، دسترسی داده میشه.
جنسیت: مذکر
نژاد: خون آشام
جبهه: محفل ققنوس
ویژگی های ظاهری: پوست سفید، چشمای عسلی، خالکوبی روی پیشونی، موهای بلند و حالت دار مشکی
ویژگی های اخلاقی: مودب، مهربون و خوش رو
توضیحات:
لندن، نیمه شب، هوای بارونی و گادفری که عمدا چترشو تو خونه جا گذاشته و داره تو کوچه پس کوچه ها راه میره و به خودش لعنت میفرسته که آدمو داگ باگ بگیره، ولی جو نگیره. تو همین حین که داره فحشای تمیز و پاستوریزه به خودش میده، یه دفعه سنگینی نگاه یه نفرو رو خودش حس می کنه. برمی گرده و می بینه یه مرد هیکلی قد بلند بهش زل زده. صورت مرد خیلی رنگ پریده ست و چشماش مثل دو تا لامپ برق می زنه. مرد یه نیشخند می زنه و دندونای نیش تیزش از داخل دهنش می زنه بیرون. طبیعتا گادفری باید با دیدن این موجود فریادی می کشید و فرار می کرد، اما به جاش اشک شوق تو چشماش حلقه می زنه و با شعف و خوشحالی و شور به سمتش خیز برمی داره و دو دستاشو میذاره رو شونه های مرد.
- بالاخره سرنوشت ما رو به هم رسوند! بالاخره تبدیل به خون آشام میشم و به عمر جاودان دست پیدا می کنم!
مرد هیکلی انگلیسی بلد نیست و نمی فهمه گادفری داره چی میگه، ولی از عکس العمل غذاش راضیه، دوییدن دنبال غذا اونم تو شب بارونی حتی واسه خون آشاما ام خوشایند نیست. خیلی خوبه که غذا با میل خودش بیاد نزدیکت و گردنشو بگیره سمتت و آماده خورده شدن باشه. مرد هیکلی دندونای نیش تیزشو تو گردن نرم گادفری فرو می کنه و گادفری فریاد بلندی می کشه و سعی می کنه خودشو بکشه عقب، ولی مرد محکم نگهش میداره. خون گادفری با سرعت زیادی از بدنش خارج میشه. گونه های مرد با خون گادفری کم کم به خودش رنگ می گیره و در عوض رنگ از صورت گادفری می پره. دید گادفری تار میشه و از حال میره.
مرد هیکلی بعد از این که یه دل سیر از غذای خوشمزه اش خورد، گادفریو کنار خیابون ول می کنه و میره. زندگی گادفری می تونست همین جا به پایان برسه، ولی خوشبختانه محفلیا جسم تقریبا بی جونشو پیدا می کنن و اونو با خودشون به خونه ی گریمولد می برن و ترکیب سوپ پیاز و خون داکسی بهش می خورونن تا حالش جا بیاد. گادفری ام با گریه واسشون تعریف می کنه که چه طور شکار خون آشام شده و از این صحبتا و چه قدر ناراحته که دیگه انسان نیست و خون آشامه جون عمه اش. محفلیای مهربونم کلی باهاش همدردی می کنن و ازش می خوان که همین جا بمونه. گادفری ام با خوشحالی قبول می کنه، چون تو خونه ی گریمولد یه عالمه بچه ویزلی... نه چیزه منظورم اینه که یه عالمه داکسی لای پرده ها بود که می تونست از خونشون تغذیه کنه.
میشه لطفا معرفی شخصیتمو جایگزین کنین و دسترسی محفلو بهم بدین؟ بسی ممنون میشم.
دسترسی ایفای نقش داده شد.
دسترسی ریونکلاو با توجه به این که گروه رو ننوشته بودی ندادم. ولی اگه اشتباه از من بوده لطفا بهم اطلاع بده تا دسترسی ریونکلاو رو هم بدم. در مورد دسترسی محفل ققنوس هم با ناظر محفل صحبت میکنم و اگر ایشون تاییدیه رو داد، دسترسی داده میشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در 1402/8/4 16:55:08
ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در 1402/8/4 16:57:17
ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در 1402/8/4 17:44:55
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/4 22:33:45
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/4 22:34:16
ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در 1402/8/4 16:57:17
ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در 1402/8/4 17:44:55
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/4 22:33:45
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/4 22:34:16
برای آشنایی بیشتر با دنیای داستانی ام، 'نوکترنال کتدرال' به پروفایل لینکدینم مراجعه کنید.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1401/03/08
تولد نقش: 1401/03/09
آخرین ورود: پنجشنبه 22 مرداد 1405 21:58
از: جیب ریموس!
پستها:
41

پیکت نوشته:
نام: پیکت
گونه: بوتراکل (Bowtruckle)
جنسیت: نامعلوم!
گروه: بوتراکلا مدرسه نمیرن!
ویژگیهای ظاهری:
همچنان که در تصویر میبینید، یک عدد گیاه بی آزار که انگشتان درازی دارد، که از آنها برایکور کردن چشم ملت باز کردن قفل ها استفاده میکند. بدن باریکی که به کمک آن، به آسانی فرار میکند و چهره ای بامزه که از آن برای تسترال کردن ملت استفاده میکند. دو عدد برگ نیز روی سرش دارد که با کمک آن هلیکوپتر میشود آن کار خاصی نمیکند! پاهای دراز و باریکش نیز برای چسبیدن به سطوح و الیاف به کار میروند.
ویژگیهای رفتاری:
بسیار خجالتی ست، اما این بدین معنا نیست که مطیع و سر به زیر باشد. در واقع، شما میتوانید انتظار هر نوع پنهان کاری را از او داشته باشید! به شدت زیرک و آب زیر کاه است. به سختی اعتماد میکند ولی وقتی اعتمادش را جلب کنید، وفادار میماند.
علاقه خاصی به درختان دارد و مانند هر بوتراکل دیگر، بعد از پیدا کردن درخت مورد علاقه اش، به ندرت مهاجرت میکند.
وفاداری ها: بوتراکلِ نیوت اسکمندر است و در مأموریت های زیادی همراه او بوده است. پس از آن به محفل پیوسته و در ریش دامبلدور جای گرفته، و پس از بازنشست شدن وی، بی خانمان و در به در شده و از حشرات کوچه و خیابان تغذیه میکند.
لطفاً دسترسی گروهی رو ندین
دسترسی ایفای نقش داده شد.
نام: پیکت
گونه: بوتراکل (Bowtruckle)
جنسیت: نامعلوم!
گروه: بوتراکلا مدرسه نمیرن!
ویژگیهای ظاهری:
همچنان که در تصویر میبینید، یک عدد گیاه بی آزار که انگشتان درازی دارد، که از آنها برای
ویژگیهای رفتاری:
بسیار خجالتی ست، اما این بدین معنا نیست که مطیع و سر به زیر باشد. در واقع، شما میتوانید انتظار هر نوع پنهان کاری را از او داشته باشید! به شدت زیرک و آب زیر کاه است. به سختی اعتماد میکند ولی وقتی اعتمادش را جلب کنید، وفادار میماند.
علاقه خاصی به درختان دارد و مانند هر بوتراکل دیگر، بعد از پیدا کردن درخت مورد علاقه اش، به ندرت مهاجرت میکند.
وفاداری ها: بوتراکلِ نیوت اسکمندر است و در مأموریت های زیادی همراه او بوده است. پس از آن به محفل پیوسته و در ریش دامبلدور جای گرفته، و پس از بازنشست شدن وی، بی خانمان و در به در شده و از حشرات کوچه و خیابان تغذیه میکند.
لطفاً دسترسی گروهی رو ندین
دسترسی ایفای نقش داده شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/8/3 19:17:28
یه بوتراکلِ جذاب 

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1401/03/31
تولد نقش: 1401/04/02
آخرین ورود: شنبه 23 دی 1402 21:48
از: عمارت خاندان اصیل بلک
پستها:
33

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1402/07/14
تولد نقش: 1402/07/15
آخرین ورود: چهارشنبه 15 مهر 1405 14:52
از: من دور شو! تو خیلی مشکوکی!
پستها:
529
شغل
مدیر خزانه دیوان جادوگران، ارشد گریفیندور، بانکدار گرینگوتز

تلما هلمز
"اطلاعات شخصی"
نام:تلما هلمز
رده خونی:اصیل
محل تولد:بریتانیا
محل زندگی:لندن
ملیت:انگلیسی
"خانواده"
نام پدر و مادر:امیلی و آدرین
سایر:اعضای خاندان هلمز در همه گروه ها بودند.
"ویژگیهای ظاهری و اخلاقی"
چهره:موهای خرمایی و چشمانی خرمایی که گاها به آبی تبدیل میشه.بینی قلمی و لب های قلوه ای.
لباس پوشیدن:براش فرقی نداره.
اخلاق:زود عصبی میشه،سخت کوش،باهووووش،جاه طلب،وفادار،شجاع،مهربون،گاها درونگرا ولی اکثرا برونگرا
تنفرات:مرگخواران،دروغ
علایق:طراحی،کوئیدیچ،کتابخوانی،صحبت کردن
"اطلاعات جادوگری"
چوبدستی:چوب درخت یاس کبود،مغز پر ققنوس،موی پریزاد،دم تسترال،موی یال تک شاخ،ریسه ی قلب اژدها"چوبی که روونا ساخته"
گروه هاگوارتز:به انتخاب خودش،گریفیندور
ویژگی های جادویی:ذهنبینی،جانورنما،پرواز بدون جارو،صحبت با حیوانات جادویی،کنترل گیاهان
نژاد:اون از طرف مادرش یه الف
جانورنما:روباه
حیوانخانگی:ققنوس خاندان هلمز،الا و روباهی که از بچگی بزرگش کرده به اسم تاباکی
بوگارت:شکنجه ی پدر و مادرش
آرزو:پیروزی ابدی خوبی بر بدی
جبهه:محفل ققنوس
دوستان:اما دابز و آلیشیا اسپینت
"زندگی نامه"
او در ۲ سالگی تمامی خانواده خود را از دست داد.(کشته شده توسط ولدمورت)تا ۱۱ سالگی به تنهایی بزرگ شد و به هاگوارتز رفت.آنجا در گریفیندور افتاد و بعد از فارغ التحصیلی به محفل ققنوس پیوست.
جایگزین شه لطفا...
انجام شد.
"اطلاعات شخصی"

نام:تلما هلمز
رده خونی:اصیل
محل تولد:بریتانیا
محل زندگی:لندن
ملیت:انگلیسی
"خانواده"
نام پدر و مادر:امیلی و آدرین
سایر:اعضای خاندان هلمز در همه گروه ها بودند.
"ویژگیهای ظاهری و اخلاقی"
چهره:موهای خرمایی و چشمانی خرمایی که گاها به آبی تبدیل میشه.بینی قلمی و لب های قلوه ای.
لباس پوشیدن:براش فرقی نداره.
اخلاق:زود عصبی میشه،سخت کوش،باهووووش،جاه طلب،وفادار،شجاع،مهربون،گاها درونگرا ولی اکثرا برونگرا
تنفرات:مرگخواران،دروغ
علایق:طراحی،کوئیدیچ،کتابخوانی،صحبت کردن
"اطلاعات جادوگری"
چوبدستی:چوب درخت یاس کبود،مغز پر ققنوس،موی پریزاد،دم تسترال،موی یال تک شاخ،ریسه ی قلب اژدها"چوبی که روونا ساخته"
گروه هاگوارتز:به انتخاب خودش،گریفیندور
ویژگی های جادویی:ذهنبینی،جانورنما،پرواز بدون جارو،صحبت با حیوانات جادویی،کنترل گیاهان
نژاد:اون از طرف مادرش یه الف
جانورنما:روباه
حیوانخانگی:ققنوس خاندان هلمز،الا و روباهی که از بچگی بزرگش کرده به اسم تاباکی
بوگارت:شکنجه ی پدر و مادرش
آرزو:پیروزی ابدی خوبی بر بدی
جبهه:محفل ققنوس
دوستان:اما دابز و آلیشیا اسپینت
"زندگی نامه"
او در ۲ سالگی تمامی خانواده خود را از دست داد.(کشته شده توسط ولدمورت)تا ۱۱ سالگی به تنهایی بزرگ شد و به هاگوارتز رفت.آنجا در گریفیندور افتاد و بعد از فارغ التحصیلی به محفل ققنوس پیوست.
جایگزین شه لطفا...
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1402/7/29 11:32:47
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/7/29 18:00:49
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/7/29 18:00:49
واسه چی داری تعقیبم میکنی؟ 
خیلی مشکوکی!

خیلی مشکوکی!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1401/10/18
تولد نقش: 1401/10/30
آخرین ورود: دوشنبه 23 شهریور 1405 20:35
از: حدشون که گذشتن، از روی جنازشون رد میشم...!
پستها:
260

•❞ توضیحات ❝•
ایزابل در خاندان ثروتمند مک دوگال به دنیا آمد.
تصاویر کودکی و نوجوانی.
مادر او کاساندرا سیگردسون _ مک دوگال یک ساحره بسیار قدرتمند بود که رنگ چشم ها و چهره ایزابل کاملا شبیه به اوست.
همچنین پدرش ادوارد مک دوگال، تنها پسر خاندان بزرگ مک دوگال بود.
درباره بقیه اعضای خانواده اش کافیست تا همینجا بدانید که او یک خواهر کوچکتر هم به نام موراگ مک دوگال دارد...!
ایزابل هم اکنون در عمارت خاندان مک دوگال در اسکاتلند، به سر می برد که گاهی اوقات هم به اتاق با شکوهش در خانه ریدل ها سر میزند.
ایزابل پس از فارق التحصیلی از هاگوارتز، به لرد سیاه پیوست و هم اکنون تامین تمامی مخارج ارتش تاریکی به عهده اوست.
ایزابل یک پیشگوی قدرتمند است که همیشه در هر زمان و مکانی (حتی در ماموریت ها!) یا در حال نگاه کردن به ته فنجان قهوه است یا کف دست دیگران. گرچه از ته فنجان آب جوش هم چیزهای زیادی برای شما در می آورد!
شب ها هم نگاهش بدون یک ثانیه وقفه، به آسمان دوخته شده است و در حال پیشگویی از روی ستاره ها می باشد!
او یک گوی پیشگویی دارد که برایش از هرچیزی مهم تر است و همیشه و همه جا آن را به همراه دارد.
توجه: به پیشگویی هایش اصلا و ابدا اعتماد نکنید!

--------
سلام ... ممنون میشم این بخش رو هم به معرفی شخصیتم اضافه کنید
اضافه شد.
ایزابل در خاندان ثروتمند مک دوگال به دنیا آمد.
تصاویر کودکی و نوجوانی.
مادر او کاساندرا سیگردسون _ مک دوگال یک ساحره بسیار قدرتمند بود که رنگ چشم ها و چهره ایزابل کاملا شبیه به اوست.
همچنین پدرش ادوارد مک دوگال، تنها پسر خاندان بزرگ مک دوگال بود.
درباره بقیه اعضای خانواده اش کافیست تا همینجا بدانید که او یک خواهر کوچکتر هم به نام موراگ مک دوگال دارد...!
ایزابل هم اکنون در عمارت خاندان مک دوگال در اسکاتلند، به سر می برد که گاهی اوقات هم به اتاق با شکوهش در خانه ریدل ها سر میزند.
ایزابل پس از فارق التحصیلی از هاگوارتز، به لرد سیاه پیوست و هم اکنون تامین تمامی مخارج ارتش تاریکی به عهده اوست.
ایزابل یک پیشگوی قدرتمند است که همیشه در هر زمان و مکانی (حتی در ماموریت ها!) یا در حال نگاه کردن به ته فنجان قهوه است یا کف دست دیگران. گرچه از ته فنجان آب جوش هم چیزهای زیادی برای شما در می آورد!
شب ها هم نگاهش بدون یک ثانیه وقفه، به آسمان دوخته شده است و در حال پیشگویی از روی ستاره ها می باشد!
او یک گوی پیشگویی دارد که برایش از هرچیزی مهم تر است و همیشه و همه جا آن را به همراه دارد.
توجه: به پیشگویی هایش اصلا و ابدا اعتماد نکنید!
Heir of Rowena Ravenclaw

--------
سلام ... ممنون میشم این بخش رو هم به معرفی شخصیتم اضافه کنید
اضافه شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/7/24 20:21:38
I burned my soul to light my own path

