جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

پاسخ به: جادوگران بیست ساله شد!
ارسال شده در: شنبه 23 دی 1402 21:50
نمایش جزئیات
آفلاین
تولد بیست سالگیمون مبارک .
درسته که خیلیامون دقیق بیست سال نیست که پیش همین ولی
همه در همین یک ،دو ،سه ...ساعت،روز،هفته ،ماه و یا سال
درست مثل یک خانواده ی پر جمعیت و با صفا بودیم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: فکر میکنید بچه هاتون هم در آینده از هری پاتر خوششون بیاد؟
ارسال شده در: چهارشنبه 1 آذر 1402 19:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خب درسته که میگن تو هر دوره یه کتابی مد میشه و بچه ها در هر دوره تخت تاثیر دوستان ، تبلیغات و .... قرار میگیرن اما
به دهه ی خودمون نگاه کنیم همه نوع فیلم ، سریال و کتاب های مثل رمان ، داستان ، تخیلی و.... وجود داره من خودم به شخصه هیچ کتابی مثل هری پاتر نتوانسته جذبم کنه و این یه
حقیقته
من به بچم زور یا تحمیل نمی‌کنم ولی حداقل تلاشمو میکنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 29 مهر 1402 21:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
بازم منم
آندرومدا
دسترسی منو میشه برگردانید

سلام.
انجام شد، خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1402/7/30 8:27:44
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 22 شهریور 1402 19:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من آندرومدا هستم
گروهم اسلیترین بود
دسترسی م رو میشه برگردانید



انجام شد. خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/6/22 20:13:10
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: اعضاي سایت خودشونو معرفی کنن
ارسال شده در: شنبه 13 خرداد 1402 10:43
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام مرلینننن

نام : روشا
نام خانوادگی: ؟
محل زندگی : سمت شرق تهران (فعلا)
چگونه با هری پاتر آشنا شدم : از هفت سالگی که میرفتم مدرسه مامانم کارمند بود با هری پاتر آشنا شدم و زندگیم متحول شد
و ده سالگی کتاب هاشو خریدم اولیش کتاب فرزند نفرین شده بودددددد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 20 مرداد 1401 18:55
نمایش جزئیات
آفلاین

[b]تکلیف این جلسه:
۱- بنظرتون سفر با باد ممکن بود چه اتفاقات ناگواری رو به بار بیاره؟ چطوری میتونید جلوی اتفاقات بد رو بگیرید؟ کمی توضیح بدید و دو محدودیت و دو مزیت رو برام نام ببرید.(هرچه عجیب تر و متفاوت تر بهتر) (۱۵نمره)

۲- اگه باد با درخواست سفرتون موافقت کنه، حاضرید باهاش سفر برید؟ مقصدتون کجاست و چه اتفاقاتی میفته؟ (۱۵نمره)

سلام پروفسور دامبلدور عزیز
خوب خیلی فکر کردم .
اول : می دونی چیه متاسفانه من به خاطر کاری که صغری سگ سه سرم با رابرت کرده نمیتونم جایی تنهاشون بزارم . ولی بنظرم سفر با باد می تونن هیجان انگیز باشه ولی اگه یکنفر بخواد بره مهمونی موهاشو با آب دهن درست کرده باشه تا برسه موهاش خراب میشه و دوم اینکه اگه یکی بخواد با شنل نامرئی جا به جا بشه چه اتفاقی می افته باد نمی بینش و میزنش تو دیوار ؟
اصلا اگه یکی بخواد با چولیتا جابه جا بشه چی هان ...
سوال دوم :
آب دهنم ریخت اممم .... دیشب خوب نخوابیدم آخه صغری می خواست رابرت رو تیکه تیکه کنه!
خوب اگه بخوام با باد سفر کنم می رم قلعه های هیمالیا با کوهنوردان چولیتا پوش
پ.ن چولیتا یه نوع دامن
و با ردام نمی‌رم چون ممکنه ردام گیر کنه به درختی چیزی .
با دامنم نمیرممممممم نظرت درباره کت شلوار چیه ؟
اصلا لباس عروس ؟
نمی دانم ولی تا زمانی که باد درخواستم رو قبول کنه فکر می‌کنم .
بای بای




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 مرداد 1401 17:26
نمایش جزئیات
آفلاین
+ می دونی چیه دیانا فکری به سرم زد
- چه فکری ؟
+این برودریک چند روزه دور و بر پاتر می گرده شنیدم با هم رفیق شدن اگه برودریک زهر رو تو نوشیدنی پاتر بریزه چی ؟
-بلاخره به دردم خوردی آندرومدا
+ ما اینیم دیگه
-اما .... باید تو چه زمانی بریزه ؟
+فردا پنجشنبه است پاتر می‌ره دکه سه دسته جارو اگه زهر رو بریزه تو نوشیدنی کره ای پاتر چی ؟
_ این خوبه
سپس دیانا که از همیشه سر حال تر بود خنده ای شیطانی سر داد.
+کی باید با برودریک حرف بزنه ؟
-دوریا برودریک طرف ماست مشخصه قبول می کنه اصلا من با هاش حرف می زنم اگه قبول نکرد خودم نقشه رو عملی می کنم .
همه اعضای اسلیترین به هم دیگر نگاه کردند و سرشان را به جواب مثبت تکان دادند .
سپس دیانا هم با این نقشه موافقت کرد .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
+هی برودریک
- سلام چه خبر ؟
+ باید برام یه کاری رو انجام بدی .
-اوه ... چه کاری که آنقدر عجله داری ؟
+ همه ی ما در جریان شرطی که مدیر آبنباتی گذاشته با خبریم پس ما یه نقشه داریم .
- چه نقشه ای ؟
+ تو و پاتر جدیدا با هم صمیمی شدید تو باید فردا تو دکه سه دسته جارو تو نوشیدنی پاتر یه زهر بریزی !
- بین .. اممممم چیزه این نقش جواب نمی ده !
+ چرا اون وقت ؟
- خوب من اگرم موافق باشم عمرا نمیتونم حواسش رو پرت کنم .
+ بهونه نیار بگو چی می خوای ؟
- خوب..... اممممم باشه ولی اگر نقشه شکست خورد پای منو وسط نکشید !
- باشه قبوله گوگولی !
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
+ خبر خوش برودریک موافقت کرد .
- می دونستم از پسش بر میای
الان فقط خون می چسبه !
صورت آندرومدا با این حرف دیانا مثل گچ شد .
-شوخی کردم
+آها ...
- خیلی خوب حالا که همه چیز درست شده باید به لرد سیاه خبر بدیم .
+ و بهش ... می شه بگی که فکر من بوده ؟
- حتما
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
+ سرورم ... باید خبر خوشی رو بهتون بدم .
- چه خبری ؟
+ برودریک بود قراره زهر رو تو نوشیدنی پاتر بریزه و این یعنی نقشمون عملی شد .
- دیانا می دونستم که از پسش بر میای از الان تو دست .....
+ این حقیقت نداره
حرف لرد سیاه با سخن پانسی قطع شد .
+ یعنی چی ؟
+ سرورم این نقشه فکر آندرومدا بود نه دیانا !
- این چی میگه دیانا .. این امکان نداره اما مدیریت این نقشه به عهده دیانا بود .
& سرورم حرفش رو باور نکنید !
- از جلو چشم هام دور شو .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پانسی که داشت از کلاس معجون سازی خارج می شد ناگهان به دیوار چسبیده بود و کسی دستش رو روی گلوی او فشار می داد .
+ حالا جلوی لرد سیاه زیر آب من می زنی ؟
- ول....م کننننن اشتباه کردم
+ ها ها ... دیگه دیره
ناگهان با برخورد نفس دیانا با صورت او پانسی بی هوش شد .



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آندرومدا بلک در 1401/5/18 17:45:40
ویرایش شده توسط آندرومدا بلک در 1401/5/18 17:46:25
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: دوشنبه 17 مرداد 1401 13:39
نمایش جزئیات
آفلاین
توی یه رول، یکی از اتفاقایی که در گذشته رخ داده رو پسگویی کنین؛ و مشخص کنین "حقیقت" چه تفاوتی با اطلاعات تحریف شده‌ای که از قبل می‌دونستیم داره. (۳۰ امتیاز)
~~~~~~~~~~~~~~~~~
هوا برفی بود برف سنگینی محوطه قلعه وحتی جنگل ممنوعه رو در بر گرفته بود .
تنهایی تو دکه سه دسته جارو نشسته بود و نوشیدنی کره ای و کیک لیمویی می خورد .

+هی ... آندرومدا
آندرومدا غرق در افکارش بود که با صدای پانسی به خودش اومد .
-خدای من پانسی نمیدونی که چقدر الان بهت نیاز دارم
+ چی شده مگه ؟
-هنوز تکلیف پیشگویی رو حل نکردم
+ همچین گفتی فکر کردم چی شده یه چیزی همینجوری بنویس
حالا بگو ببینم میای بریم با بچه ها دور بزنیم ؟
- نه حال ندارم باید برگردم قلعه به فکری کنم
+اوه ..... باشه موفق باشی
~~~~~~~~~~~~~~~~~
آندرومدا با بی حالی وارد تالار خصوصی اسلیترین شد و گوی پسبینی را از درون کیف چرم قهوه ای که ماتیلده برای تولد او بهش هدیه داده بود در آورد
ناگهان فکرش به سوی ماتیلده پرواز کرد همه می گفتن که او یک مرگخوار است ماتیلده از خانواده اصیل زاده ای بود که مغازه عتیقه فروشی در کوچه دیاگون داشت او و آندرومدا بهترین دوست ها هم بودند هرچند که آندرومدا بسیار کوچک بود اما این دلیل خوبی نبود آندرومدا در همین فکر ها بود که دستش را روی گوی کشید و ناگهان خودش را در فضای پشت یکی از مجسمه های ماتیلده دید .
+ماتیلده ....... ماتیلده
او دریافت که به گذشته سفر کرده است و ماتیلده صدای او را نمی‌شنود .
ناگهان دو مرد وارد مغازه شدند که قیافه آنها آشنا بود آنها
لوسیوس مالفوی و ایوان روزیه مرگ‌خواری که به دست آلستور مودی کشته شده بود بودند .
+ماتیلده وقت زیادی نداری
-لوسیوس خواهش می کنم من نمی توانم اون رو بکشم .
+اون دختر رو بکش همین
- اما ....
+اما ندارم اگه نکشیش تو به جای اون کشته می شی
برای آندرومدا عجیب بود اون ها درباره کی صحبت می کردند ؟
~~~~~~~~~~~~~~~~~
ناگهان فضا عوض شد و آندرومدا دریافت که در عمارت خاندان مالفوی قرار داره .
+سرورم خواهش می کنم
-ماتیلده تو وفادار ترین مرگ خوار منی و باید از دستورم پیروی کنی
- ارباب متاسفم که وسط صحبت شما پریدم .. اما من می توانم این کار رو انجام بدم .
+دیگه تکرار نمی کنم ... لوسیوس اون باید این کار رو انجام بده باید اون دختر رو بکشه
~~~~~~~~~~~~~~~~~
صحنه عوض شد حالا آندرومدا در عمارت خاندان بلک یعنی خانه خودش قرار داشت .
+آندرومدا دخترم ماتیلده اومده
ناگهان دختری حدود ۷یا ۸ ساله از پله ها پایین اومد
+ماتیلده
- سلام عزیزم
+ دلم تنگ شده برات
- منم همینطور ولی باید یه چیزی بهت بگم
+چیی؟
- من باید چند وقت برم جایی دور ولی زود بر می گردم
+ می خوای من رو تنها بزاری ؟
-نه ... فقط زود بر می گردم
آندرومدا این گفت و گو را به یاد می آورد چند روز بعد خبر آوردند که ماتیلده مرده توسط آلستور مودی.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
آندرومدا دوباره به سالن خصوصی برگشته بود.
+ دختری که قرار بود کشته شه من بودم
و اشکی از گوشه چشمش سرازیر شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: شنبه 15 مرداد 1401 12:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر استاد بل
چه خبر خانواده خوبه ؟
عرضم به حضورت که بریم سراغ اصل مطلب:
کاغذ های به هم ریخته را که روی یکی از آنها نوشیدنی کره ریخته بود را روی میز پروفسور بل قرار داد.
♠♥♠♥♠♥♠♥♠

خب پروفسور اون گیتار 🎸 لایت براون مال منع .خوب من سبک موسیقی پاپ رو دوست دارم و برای هاپوی قشنگم (صغری )
آهنگ ayy macarena رو می نوازم و با آهنگ kiki به نحو احسن به پایان می رسونم و بعد با هم میرم دهکده هاگزمید و کیک 🍰 پرتغالی می‌زنیم تو رگ .

من خیلی اهل گفت گو نیستم و اهل عمل هستم البته ما قراره درباره صغری صحبت کنیم می دونی تو هیچ وقت درکم نکردی پروف و همیشه مثل مادربزرگم نصیحت کردی البته بحث امروز ما صغری و بعداً گفت و گو می کنیم .

چشم های من شفتالو چشم های صغری آلبالو چشم های تو کیویه
و به خاطر چشم های صغری خام خاسته هاش می شم .

صغری رفیقم بود پشتم بود پناهم بود چه شب و روز هارو ما باهم سر نکردیم چه سفر ها که نرفتیم ریاح نباشه .

صغری از ریگولوس پسر دایی عزیزم خوشش نمیاد و امروز نزدیک بود پاهای ریگولوس رو بکنه چون اون میخواست یدونه از برشتوک (غذای ماگل ) رو امتحان کنه .

اینم بگم امروز به صغری گفتم بشین بعد گفت تو بشین منم گفتم چشم آخه ترسیدم آخرین روز زندگیم باشه.

همین الان که دارم می‌نویسم رابرت سگم از ترس صغری صداش در نمیاد .

البته قربونش برم صغری اخلاقخودم داره (یادگرفته )هرکس حرفی بزنه که باب میلش نباشه پاچه میگیره

در ضمن پروف هاپو من از راک اندرو و خواب غذا خوردن کوییدیچ خوشش میاد و طرفدار تیم بلغارستانه و از اردک پلاستیکی (وسایل ماگل ) خوشش میاد . غذای مورد علاقه اش گوشت نیم پز با سس آواکادو.
و همینطور عاشق دنبال کردن رابرت سگ 🐶 عزیزمه .

پناه بر ریش مرلین صغری افتاده دنبال رابرت .

متأسفانه باید بگم خداحافظ ♪


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آندرومدا بلک در 1401/5/15 12:56:40
ویرایش شده توسط آندرومدا بلک در 1401/5/15 13:02:05
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن
پاسخ به: کلاه گروه بندی
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1401 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
+آندرومدا بیدار شو
-چند لحظه فقط مامان ......
+پسسسس نمی‌خوای نامه هاگوارتزت رو ببینی
-باش
از پله ها پایین رفتم
+تو که الان خواب بودی
- آنقدر جیغ زدی بیدار شدم
آندرومدا از خاندان اصیلی بود و برایش چندان جدید نبود که برای اولین بار نامه ای از هاگوارتز دریافت کرده.

- چوبدستی ... ردا ..... وحیوان گرفتیم.
+تو که گروهبندی نشدی پس چرا ردای اسلیترین رو گرفتی ؟
قبل از اینکه آندرومدا بخواد حرفی بزنه مادرش گفت:
- نارسیسا ... عزیزم شما ها از خاندان اصیل بلک هستید و مطمئنن در گروه اسلیترین می افتید .

بعد از اینکه کلاه گروه بندی شعری را خواند مک گونگال اسم هارو به ترتیب خواند :
سوزان بونز : هافلپاف
جیمز پاتر: گریفیندور
دین توماس : گریفیندور
تری بوت : ریونکلا
مندی بروکل هارست: ریونکلا
زاخاریاس اسمیت: هافلپاف
هانا آبوت: هافلپاف
سیریوس بلک: گریفیندور
+ سیریوس احمق
-آندرومدا بلک
قبل از اینکه کلاه. رو سر آندرومدا قرار بگیره گروهش مشخص شد : اسلیترین
سپس اعضای اسلیترین تشویقش کردند .






افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Never take a dragon that is asleep
Not tickle 🐉
هیچ وقت اژدهایی که خفته است را
قلقلک نده 🐉
تاپیک انجمن