بسیار متاسف شدم.
ویزگاموت: بعد از کمک های بسیار از خانوم هلنا بالاخره مکانی که برا آموزش نویسندگی مشخص شده بود رو پیدا کردم
نقد: بله طرح ایده ی من هم متناسب با همین اقتضای محدودش بود. چرا انقدر نسبت به هر نفر و هر منتقد متفاوته؟ چهارچوب خاصی نداره یا منتقدا فرق میذارن؟
امکانش هست شخصی که بین بقیه مناسب تر کامل تره رو معرفی کنین؟
اشاره میکنم انتقاد من به ساختار نقد نبود. به خالی بودن جای یه فضای دو طرفه تو سایت انتقاد کردم.
معده ی دیر هضم دابی: به طور ریشه ای و از پایه متوجه منظور نشدید. فکر میکنم حتی پیشنهاد منو نخوندین.
من گفتم مثل همون تالار عمومی هایی که داخل هر خوابگاه هست و هم ناظر و هم اعضا خیلی راحت میتونن گفت و گوی دو طرفه ایجاد کنن یکی واسه بحث های ادبی ایجاد کنیم.
نه به نقد توهین شده نه به سایت و نه به کارکرد سایت.
قرار نیست حمله کنیم از همتون نویسنده ی حرفه بسازیم که. بین این همه فضایی که با نگرش های مختلف پر شده من یه کلبه خرابه واسه گفت و گوی ادبی خواستم ازتون درخواست زیادیه؟ یه جا واسش باز کنین دیگه لطفا سایت به این بزرگی
یه انتقاد کوچیک: ممکنه برخی موقع خوندن متوجه نشن منظورتون از فروم همین انجمنه.
آموزش نویسندگی بهتر: کسی با اینکه این سایت هم رول پلی و فانتزی بازی داره هم نویسندگی مشکلی نداره . به عقیده ی من سایت باید ظرفیت فعالیت به همه رو بده. اگه کسی خواست تو رول پلی عمیق بشه امکانش باشه(هست) اگه کسی خواست تو نویسندگی عمیق تر بشه هم امکانش باشه. شما خودتون با برگزاری کلاس های آموزشی این پروژه رو شروع کردین. وگرنه محتوی سایت با گروهای تلگرامی ای که رول پلی کاراکتر انیمه ای باهم میکنن فرقی نداشت. که بسیار ایده ی خوب و خوشحال کننده ای بود ممنونم.
هرچند هنوز ارتباطش رو با سیب و گلابی نفهمیدم.
هان؟ : مگه کسی حرفی از نویسندگی صرف زد؟ بنده درخواست کردم فضایی برای این مورد مشخص کنین. درضمن چرا ما هرچی میگیم شما انقد بزرگش میکنین؟
نیاز به دانشجو و پژوهشگر نداره. زحمت ایجاد کردن این فضای آموزشی به کپی پیسته همین. فقط قراره راجب بدیهیات نویسندگی مثل : پیرنگ (Plot) و شخصیت (Character) و فضاسازی (Setting) و زاویهٔ دید (Point of View) و تم (Theme) و دیالوگ (Dialogue) و لحن (Tone) و سبک (Style) و تعارض (Conflict) گفته بشه.
دقیقا مثل کاری که الان کردم. یه کپی پیست ساده. اگه بازم به نظرتون سخته بگین محتواش رو در اختیارتون بذارم. اگه فکر میکنین نیاز به مثال های آشنا و توضیحات بهتر دارین میتونم با مصرف کمی زمان بیشتر بهتون کمک کنم.
البته بعد از گفت و گو با دوست عزیزم محل مناسب این یکی رو پیدا کردم.
هنر نویسندگی: خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی فرمول و قانون داره. اگه نداشت که الان همه داستایوفسکی بودن. اکثر ره گذرها بدون نقشه راه رو گم میکنن.
بذار اینجوری توضیح بدم؛ مسیر انتخابی شما یه همچین چیزیه: من کلی بخونم --------) در حد بینش اندکم نکته استخراج کنم -------) کلی تمرین کنم تا از نکات درست استفاده کنم -------) که به یه شعوری برسم --------) در نهایت بنویسم.
مسیر درست اینجوریه: اصول پایه ای و آموزشی رو بخونم که نتیجه ی زحمت و زمان سال ها و صد ها انسان متخصص تر از منه!!!! --------) و برم نکاتش رو تمرین کنم تا به شعور برسم -------) و یه چیزی بنویسم.
بله در انشا نویسی دونستن شروع و بدنه و پایان مشکلتون رو حل میکنه ولی نویسندگی یه دنیای شیرین دیگست.
یه چیز باحال وجود داره که حتما باید تجربش کنین. وقتی به شعور میرسین دیگه نیاز الزامی به کتاب خوندن ندارین. فیلم و سریال هم کارتون رو راه میندازه. میتونین مثل یه کارگردان و نویسنده ی واقعی فکر کنین. بعد شعور تازه عظمت کار این عزیزان رو درک میکنین. آثاری مثل پدرخوانده و بریکینگ بد و آرکین مثال های بسیار مناسبی هستن. حتی توایلایت
گذشته: من حرفی از گذشته زدم؟ اصن با چه منطقی این حق رو به خودت دادی که بکشیش وسط؟ میدونم هضم اینم سخته ولی «آدما تمام عمرشون یه جور فکر نمیکنن.»
مصادره درخواست های من به این سمت برای سواستفاده و وسط کشیدن ایده هایی که من براشون اقدام جدی نکردم خیلی کار چیپیه. رعایت کن ناظری مثلا.
بله من قبلا توی چت باکس طبع آزمایی کردم. به دو دلیل 1.اونجا مخاطب بیشتری داره و من میتونم یه گفتگوی دو طرفه ی عمومی داشته باشم 2. قرار بود فقط این فکر رو تو کله ی بچه ها بندازم که هم نظر پیدا کنم.
اگه کاملا جدی بودم همینجا مطرحش میکردم.
تغییر فضای سایت: خیر آقای دابی همچین تمایلی ندارم. هیچ وقت هم نداشتم(متاسفانه هرچی جلوتر میرم اندوه زده ترم میکنید). فقط میگفتم اگه کسی مثل من تمایل داره از سایت به عنوان یه گردهمایی نویسدگی طور استفاده کنه باید امکانش وجود داشته باشه. کسی که میخواد فقط از نقاب زدن و رول پلی های بی انتها لذت ببره هم امکانش رو داشته باشه. حتی من از کسیایی که میخوان اینجا دوست های واقعی پیدا کنن هم حمایت میکنم. (آره اتفاق میوفته ولی چون حمایتی ازش صورت نمیگیره انگشت شماره) به نظرم هیچ ایرادی نداره. برعکس از اونایی که به این موارد علاقه ندارن هم حمایت میکنم.
من رویایی رو میبینم به اسم جادوگران. جایی که همه اون طوری که هستن زیر قواعد و پرچم مشخص و مشترک پذیرفته بشن و رشد کنن. اون نویسنده، اون رول پلیر، حتی اون رفیق بازه!
من همه رو باهم و در کنار هم میخوام تازه هر وقت هر کدوم از اینا خواستن میتونن عوض بشن. این اون چیزیه که تمام این چند ماه بهتون گفتم و بدون استثنا تحریفش کردین. شاید جالب ترین حرفی که ازتون شنیدم این بود که هرکی همچین چیزی میخواد بره جای دیگه. این جالب ترینش بود.
خیلی کار خاصیم نداره. قرار هم نیست کسی رو فراری بده. فقط یه فرهنگسازی ساده میطلبه. تو هر زمینه ای قوانین و فرهنگ باید طوری تنظیم بشن که بیشترین منفعت به تموم اعضا برسه.
یه قاعده ی ساده: اصالت آزادی های افراد بدون آسیب زدن به آزادی های همدیگه.
رویای جادوگران همون زمان به دلیل مخالفت سیاست های سایت متوقف شد از اولشم ربطی به این بحث نداشت که پیش کشیدین. پیشنهاد مطرح کردم: بله از قابلیت چت باکس استفاده کردم و یه پیشنهاد غیر رسمی به اعضا دادم نه به مدیران. یادم هم نمیاد آمارگیری رسمی ای جز نظر چند تا پیشکسوت که مطمئنم اونا هم به لطف شما متوجه منظور نشدن انجام داده باشیم.
ناراحت شدن؟ خب که چی؟ ذات آزادی بیان همینه. من یچی میگم تو میگی فهمیدم. تو یچی میگی من میگم فهمیدم. وقتی از نظری خوشت نمیاد یا باید ازش رد بشی یا خیلی شیک مخالفت خودت رو اعلام کنی. اگه حرفام دیوونت میکنه بازم خیلی شیک میتونی از فرهنگ کنسل کردن استفاده کنی. کلا دیگه منو نبینی و نشنوی. نظرات منو دنبال نکنی. جواب منو ندی و خلاصه به این رابطه ی عشق و نفرت پایان بدی. (وقتی میگم تو منظور کلیه)
لطفا افرادی که با من مشکل دارن خودشون بیان تا حرف بزنیم. بیاین انتقاد کنین. گاهی فقط کافیه دلیل فرد رو واسه نظری که داده بفهمیم تا تمام سوتفاهم ها حل بشه.
بهش فکر کن: من درس اینا رو خوندم برادر دابی. فرقش یچی مثل همون مطالعه ی آکادمیک نویسندگی و با داستان خوندن نویسنده شدنه.
پس از مشاوره های بسییییییار طولانی به دو نتیجه رسیدم.
یا فهمت مثل فَک صفر بیست و یک بیبیه.
یا این مصادره کردن درخواستای من و تحریف نگرشام و حمله های بزک شده و تخریب شخصیتی و مغالطه های بیشمار و لفظ پردازی های هدفدار و
دست پیش گرفتنا و آخوند بازیا عمدیه.
فکر میکنم واقعیت پشت دابی پارینه سنگی رو هم من میدونم هم خودت. چونه زدن نداره. گاهی توجیه درمان نیست؛ اصلاح درمان است.
خیلی حقایق دیگه ای میخواستم بهت بگم ولی آدمای عزیزی منصرفم کردن.
در هر دو صورت امشب خسته تر از این حرفام ولی کنترل کن زشته اینجوری.
من ول کنم به چشمای هافپاف اتصالی کرده.
آدمی نیستم که به این راحتیا ول کنم برم.
اونم سر چی؟ سر این؟
خلاصه ی تمام این قر و فرا: یه فضا به ما واسه بحثای نویسندگی و این چیزا میدین یا نه؟ حرکت خیلی انقلابی ای نیست. این همه فضا برا دل بقیه یکیم واسه ما چه ایرادی داره؟
رویایی دارم(نام سخنرانی مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش حقوق مدنی امریکایی افریقایی ها)
رویایی دارم به اسم جادوگران؛ که روزی با من یا بدون من اتفاق میوفته.
با تشکر، از طرف زاخاریاس اسمیت
ملقب به زاخار اصلی