دانش آموزان از قطار پیاده میشدند هردکدام باشادی با یکدیگر و با خوشحالی با هم صحبت میکردند و با هم میگفتند که بیشتر چه کلاس هایی را دوست دارند یا دوست دارند در چه گروهی باشند برخی دوست داشتند در گروه هایی که خانواده هیشان قبلا بودند باشند برخی برا یشان فرق نمی کرد برخی هم اصلا نمیدانستند این گروه ها چه چیزی هستند
در این بین دانش آموزی تننها و گوشه گیر بود و با کسی صبحت نمی کرد
به سرسرای اصلی هنگامی که رسیدند پرفسور دامبلدور مدیر هاگوارتز به دانش آموزان خوش آمد گفت و دانش آموزان را فرا خواند تا کلاه گروه بندی را به سر بگذارند و خانواده جدید خود را بشناسند
پس از مدتی همه دانش آموزان که کلاه گروه بندی را سرگذاشتند و فقط دانش آموز گوشه گیر ما مانده بود پرفوسور دانش آموز را صدا کرد
کلاه را بر سر دانش آموز گذاشت
کلاه شروع به صحبت کردن با خود کرد و گفت در درون تو قدرت مینبینم و....... نه سیاهی..... نابودی ....
سپس به سرعت برای اینکه به خود آسیب نرساند با صدای بلند و خراشناک اعلام کرد
تام ریدل گروه اسلایدرین
---
@AmirAlier
تایید شد!
مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروههای چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



