جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

59 کاربر(ها) آنلاین هستند (38 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
59 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

صندوق‌های رأی باز است

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

روز رأی‌گیری

۱۵ و ۱۶ مهر

از میان سه نامزد نهایی، وزیر بعدی سحر و جادو را انتخاب کنید.

ورود به صندوق رأی
  • ۳پوستر انتخاباتی دابی

    دابی

  • ۵پوستر انتخاباتی سیبل تریلانی

    سیبل تریلانی

    به نفعش انصراف دادند

    • مرلین
    • تلما هلمز
  • ۶پوستر انتخاباتی پرنتیس گاتو

    پرنتیس گاتو

    به نفعش انصراف دادند

    • هوریس اسلاگهورن
    • نیکلاس فلامل
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 17:31
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


اکثر جادوگرا نامه‌ی هاگوارتزشون رو، مخصوصاً نامه‌ی سال اولشون، به عنوان یادگاری نگه می‌دارن؛ اما این اتفاق هیچوقت برام نیوفتاد و نه تنها نامه‌ی سال اولم هیچ‌وقت به جمع یادگاری‌هام نرسید، بلکه حتی چیزی جز عنوان نامه رو نتونستم بخونم.

هیچوقت یادم نمیره که چطور وقتی جغد نامه رو گذاشت جلوم و بازش کردم و همین که چشمم به عبارت 'مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز' افتاد، قبل از اینکه بفهمم چه اتفاقی افتاده، نامه خاکستر شده‌ام به خاطره ها پیوست.

#روزی_که_جادو_شروع_شد
حداقل منفجر نشد!
قول می‌دم بعدی رو نسوزونم...
Only Raven
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 14:04
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


بعنوان یه فرانسوی که کل خانواده‌ش در آکادمی جادویی بوباتون تحصیل کردن، هرگز انتظار نداشتم مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز بخواد از من دعوت کنه تا در اونجا تحصیل کنم.

اما به نظر میاد ازدواج خواهرم فلور با بیل ویزلی و اقامتش در بریتانیا، پیوندی فراتر از یکی شدن دو خانواده به همراه داشته.

#روزی_که_جادو_شروع_شد
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 01:08
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


هیچ‌وقت اون روزو که مطمئن بودم بالاخره فرا می‌رسه از یاد نمی‌برم. مگه می‌شه دختر روونا ریونکلاو باشی و ساحره نباشی؟
منی که به دنبال این بودم اون روز اثباتی بر این باشه که دختر شایسته‌ی روونا ریونکلاو هستم، و مادرم که نگران چیزی بود که برای من فقط هزار سال طول کشید تا متوجه علتش بشم.

#روزی_که_جادو_شروع_شد
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 مهر 1405 22:48
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


هعی. عجب دورانی بود.
اون زمان که شما جوونا نبودید ببینید چه شد. پدر ما تصمیم داشت به یه سفرِ خطرناک بره و منم فرزند ارشد خانواده بودم. شرایط طوری شده بود که با یازده سال سن، باید چنتا کارِ بزرگ میکردم:
۱. حرفای پدرم رو که همون روز رسیدنِ نامه راجع به دلیل رفتنش بهم گفت، هضم میکردم.
۲. قیدِ حضور و تحصیل در هاگوارتز رو میزدم! منِ طفل اصیل‌زاده‌ی یازده ساله!
۳. کسب‌وکارِ پدر رو در کوتاه مدت یاد میگرفتم و ادامه میدادم؛ و تا نگذارم در نبودِ پدر، شغل خانوادگی‌مون و اعتبارمون لکه‌دار بشه.

منِ طفل معصوم، همه‌ی این کارارو کردم، ولی اینا از تحصیل محرومم نکردن؛ بخاطرِ آموزش‌های مادرم بود، هیچ ماده‌درسی‌ای توی هاگوارتز نبود که من ازش سردرنیارم!

تصویر هم مربوط به زمانیه که پدر برای اینکه دلمِ درگیرِ هاگوارتز نشه، قبل رفتنش نامه‌ی دعوت رو هم برداشت و با خودش برد. اونموقع یکم از دلخور شدم؛ ولی بعد که توضیح داد و منم بزرگتر شدم، تصمیمش رو تحسین میکردم.

#روزی_که_جادو_شروع_شد البته برای من، شکل دیگه‌ای داشت:)
ویرایش شده توسط گریک الیواندر در 1405/7/15 5:03:31
ویرایش شده توسط گریک الیواندر در 1405/7/15 5:04:05
l "The Wand chooses the Wizard, Mr. Potter. " l


Me-
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1405 20:43
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
راستش نمی‌دونم روز اولی که کل فامیل منو از توی جعبه چوب‌کبریتم‌ بیرون کشیدن تا ورودم به هاگوارتز رو تبریک بگن باید بخاطر خدشه‌دار کردن خوابم می‌گرفتم می‌زدمشون یا صرفا جواب تبریکشون رو با سر میدادم، ولی اون موقع خواب‌تر از اونی بودم که بتونم هیچ‌کدوم از این دو مورد رو انجام بدم.
#روزی-که-جادو-شروع-شدتصویر تغییر اندازه داده شده
وی پس از نوشتن این پست به هوا خاست!
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1405 19:22
نمایش جزئیات
آفلاین
طریقه‌ی مهوتوکورو بر این است که پس از پنج سال تحصیل روزانه، پذیرش‌نامه‌ای از مسئولین مدرسه به سوی جادوآموز پرواز کند تا نشانی باشد از این که فرد چنان نیرویی داشته که بتواند به طود شبانه‌روزی تحصیل کند.

خاطرم هست که در زادروز یازده سالگی‌ام، قلبم در قفسه‌ی سینه به تپش درآمده بود‌. در ظاهر کتاب می‌خواندم؛لیکن دیدگانم به پنجره دوخته شده بودند و انتظار پرواز کبوتر نامه‌رسان را می‌کشیدند. هراس داشتم که مبادا نتوانم به تحصیل شبانه‌روزی بپردازم.

چند ثانیه؟ چند ساعت؟ باری، کبوتر سپیدبا رقعه‌ای به دستم رساند که خبر از پذیرشم می‌داد. کبوتر با نغمه‌اش والدینم را مطلع کرده بود تا بیایند و دریابند که اکنون، جادوآموز شبانه‌روزی مهوتوکورو به شمار می‌آیم. تبسم بر لبم نقش بسته بود و به گمانم، تا نخستین آزمون شبانه‌روزی رخت بر نبست.

در آن اوان، گمان می‌بردم چرخ گردون همواره به ابتسام و شکرخند خواهد گذشت. در گذر سال‌ها، زندگی را درد و رنج بی‌پایان می‌پنداشتم و اکنون...نمی‌دانم، نمی‌دانم!
#روزی که جادو شروع شد.
تصویر تغییر اندازه داده شده
ویرایش شده توسط کاتسوجی یامازاکی در 1405/7/13 19:28:16
ویرایش شده توسط کاتسوجی یامازاکی در 1405/7/13 19:29:03
اگر آدمی می‌توانست به کمال برسد، این زمانی بود که از برچسب زدن به دیگران دست بکشد.
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 20:50
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


نوشتن و امضا کردن صد ها و صد ها نامه قبل از شروع هر ترم در هاگوارتز ، بله قربان زمان ما قلم تند نویس نبود و تک تک نامه ها دونه به دونه نوشته میشدن . و این وظیفه خسته کننده بر سر من افتاده بود که هر سال قبل از شروع سال جدید تحصیلی صد ها نامه را بنویسم و امضا کنم .
البته هنگامی که دانش آموزان سال اولی را که بسیار از آمدن به هاگوارتز خوشحال هستن را میدیدم ، خستگی را فراموش میکردم

#روزی_که_جادو_شروع_شد

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1405/7/12 20:57:19
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1405/7/12 21:11:33
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
عکس اپلود نشد
اون روز رو به خوبی یادمه رون در حالی که داشت به ما پز میداد که رفیق هری پاتر جغد خونمون صاف رفت تو پنجره
پرسی جغد بیچاره رو برداشت و گذاشت داخل قفسش و نامه هارا ازش گرفت
وقتی داشت نامه هارا نگاه میکرد دید که نامه هاگواتز منم هست و گفت هی جینی امسال داخل هاگواتز قراره ببینمت شیطونی نکنی
منم نیم ساعت بعد دوزاریم افتاد بعدش به افتخار من و اینکه احتمالا قراره یک گریفندوری دیگر به خانواده اضافه بشه جشن گرفتیم
#روزی_که_جادو_شروع_شد

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/7/12 20:47:00
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/7/12 20:48:46
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/7/12 20:49:55
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/7/12 20:50:57
شاید این اخرین چیزی باشه که میخونی مراقب خشم من باش
من ادم ارومیم بازی نکن با روحیم
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 19:26
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

فرزندانم، شاید با خودتون فکر کنید که عکاسی در دوران مرلین وجودی نداشته، اما نگران نباشید. قلموهای جادویی، نقاشی‌های بسیار بسیار رئالی را از لحظه به لحظه زندگیمان به تصویر می‌کشیدند.
این تصویر از دور‌ترین خاطرات این پیرمرد بوده و هست. به عنوان کسی که از اولین افرادیست که نامه‌ی هاگوارتز رو دریافت کرده، به هیچ وجه تصور نمی‌کردم که در دورانی که جادوگر بودن جرمی نابخشودنی قلمداد میشد، زیر نظر استادی بزرگ همانند سالازار اسلیترین به چنین مرلینی تبدیل بشم.

#روزی_که_جادو_شروع_شد
ویرایش شده توسط مرلین در 1405/7/13 0:56:47

".It's up to you how far you'll go. If you don't try, you'll never know"
Merlin
The sword in the stone
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 11:27
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
خاطراتم مخدوش است اما این یکی فرق دارد. در مدتی که در آزکابان بودم، یکی از معدود خاطراتی بود که تلاش می‌کردم به آن چنگ بیاندازم و ذره‌ای و فقط ذره‌ای در برابر دیوانه‌سازها مقاومت کنم.

جغد سیاه‌رنگ با چشم‌های زردرنگ به من زل زده بود تا از من تشویقی بگیرد. تکه‌ای از موشی که مادرم برای معجون آزمایشی1ش قطعه‌قطعه کرده بود به او دادم و پرواز شادمانه‌ی او را دیدم. ابتدا متوجه نبودم نامه‌ای که این جغد آورده، برای من است. پدرم پشت میز کارش گرفتار کارهای وزارتخانه بود؛ اما مادر با ذوق و شوق فراوان نامه را به دستم داد تا خودم لذت باز کردن و خواندنش را تجربه کنم.

تاریکی شب و باران و ابرهای سیاه آن بیرون حتی ذره‌ای از شادی‌ام کم نمی‌کرد. من به هاگوارتز دعوت شده بودم.

پیوند فایل:



jpg  49999_6ac2075d2640f.jpg (15.04 KB)
49999_6ac2075d2640f.jpg 300X274 px

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.