با احساس قطرات اب روی صورتم از خواب بیدار شدم.
- این چی بود؟
خمریوس دور اتاق چرخی زد و روی پاهای کوچکش فرود امد، درست روی پاتختی بغل تخت جیمز نشست و زد زیر اواز.
- صبحت بخیر عزیزممممممم، با اونکه گفته بودی امروز دادگاه دارممممم.
- وای گیلیگیلی اتیشم میده اگه به دادگاه نرسم، خمریوس ساعت چنده؟
- براچی اتیشت بده؟ نری باعث خیر شدی و نمیذاری یک کودک چهار ساله بره زندان. فقط یک ربع مونده تا جلسه.
- باید شوقش برای زندانی کردن کوین رو میدیدی، میتونی ابجوش تف کنی؟
- مگه من قهوهسازتم؟
بله میتونم.
با اب جوش خمریوس قهوه درست کردم، لباس پوشیدم و به وزارت کیپورت کردم.
زود اتاق رو پیدا کردم و دویدم داخل، قاضی مهتابی هنوز نیومده بود. به ساعتم نگاه کردم اما خوابیده بود.
- مگه میشه این همه بدشانسی تو یک روز؟
- اون ساعت مکانیکیه اقای پاتر، با باطری کار نمیکنه که بخوابه.
با شنیدن صدای گیلدروی برگشتم، به پشت سرم نگاه کردم و ظاهر همواره حق به جانب اون رو دیدم.
قاضی مهتابی وارد شد، با چکشش داشت مثل کابوی ها بازی میکرد.
- پست جدیدتون رو تبریک میگم عالیجناب لوپین.
- ممنونم جناب پاتر، متشاکی نیومده هنوز؟
- خیر قربان.
- جناب لاکهارت، از دیدار مجددتون خرسندم.
- ممنونم اقای لوپین، تبریک میگم بهتون.
اگر این دو پیرمرد رو به حال خودشون ول میکردم تا فردا صبح برای هم نوشابه باز میکردن برای همین شروع کردم.
- عالیجناب، تا وقتی که متشاکی میاد من جزئیات پرونده رو در اختیارتون قرار میدم.
موکل بنده (با هویت سابقشون) برای جناب @کوین کارتر معجون شیفتگی ای خریداری کردن که طبق قانون اقای کارتر باید دو رول ادامه دار در ادامه پستِ ۱۳۴ یتیم خونه سنت دیاگون ارسال میکردند، منتهی ایشون نکردند.
و از طرفی، موکل بنده از ایشون بخاطر پست ۸۱ ارایشگاه عمو اگریپا شکایت دارن.
داخل این پست موکل بنده کشته شد، نارسیست نامیده شد( که برای شخص متواشعی مثل جناب لاکهارت از مرگ بدتره) و از همه بدتر، شهرت جاودان موکل بنده رو زیر سوال برد.
نقل قول های مورد شکایت از این پست به ترتیب:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
که اگر ممکنه به دلایلی تصمیم به رد ادعای بنده درباره نقل قول های ذکر شده بکنین، باید بند ۳ تبصره شماره ۱ رو به شما یاداور بشم.
نقل قول:
لوپین که پوست شکلات رو به سمت سطل اشغال پرتاب کرد و یک پرتاب سی امتیازی رو رقم زد به جیمز نگاهی سرسرکی انداخت، رو کرد به لاکهارت.
- گیلدروی عزیزم میگفتی، تو چند وقت قبل من تو مدرسه دفاع در برابر جادوی سیاه رو درس میدی؟
- این چی بود؟
خمریوس دور اتاق چرخی زد و روی پاهای کوچکش فرود امد، درست روی پاتختی بغل تخت جیمز نشست و زد زیر اواز.
- صبحت بخیر عزیزممممممم، با اونکه گفته بودی امروز دادگاه دارممممم.
- وای گیلیگیلی اتیشم میده اگه به دادگاه نرسم، خمریوس ساعت چنده؟
- براچی اتیشت بده؟ نری باعث خیر شدی و نمیذاری یک کودک چهار ساله بره زندان. فقط یک ربع مونده تا جلسه.
- باید شوقش برای زندانی کردن کوین رو میدیدی، میتونی ابجوش تف کنی؟
- مگه من قهوهسازتم؟
بله میتونم.
با اب جوش خمریوس قهوه درست کردم، لباس پوشیدم و به وزارت کیپورت کردم.
زود اتاق رو پیدا کردم و دویدم داخل، قاضی مهتابی هنوز نیومده بود. به ساعتم نگاه کردم اما خوابیده بود.
- مگه میشه این همه بدشانسی تو یک روز؟
- اون ساعت مکانیکیه اقای پاتر، با باطری کار نمیکنه که بخوابه.
با شنیدن صدای گیلدروی برگشتم، به پشت سرم نگاه کردم و ظاهر همواره حق به جانب اون رو دیدم.
قاضی مهتابی وارد شد، با چکشش داشت مثل کابوی ها بازی میکرد.
- پست جدیدتون رو تبریک میگم عالیجناب لوپین.
- ممنونم جناب پاتر، متشاکی نیومده هنوز؟
- خیر قربان.
- جناب لاکهارت، از دیدار مجددتون خرسندم.
- ممنونم اقای لوپین، تبریک میگم بهتون.
اگر این دو پیرمرد رو به حال خودشون ول میکردم تا فردا صبح برای هم نوشابه باز میکردن برای همین شروع کردم.
- عالیجناب، تا وقتی که متشاکی میاد من جزئیات پرونده رو در اختیارتون قرار میدم.
موکل بنده (با هویت سابقشون) برای جناب @کوین کارتر معجون شیفتگی ای خریداری کردن که طبق قانون اقای کارتر باید دو رول ادامه دار در ادامه پستِ ۱۳۴ یتیم خونه سنت دیاگون ارسال میکردند، منتهی ایشون نکردند.
و از طرفی، موکل بنده از ایشون بخاطر پست ۸۱ ارایشگاه عمو اگریپا شکایت دارن.
داخل این پست موکل بنده کشته شد، نارسیست نامیده شد( که برای شخص متواشعی مثل جناب لاکهارت از مرگ بدتره) و از همه بدتر، شهرت جاودان موکل بنده رو زیر سوال برد.
نقل قول های مورد شکایت از این پست به ترتیب:
نقل قول:
- اینجا قبرِ...
- گیلدروی لاکهارت، مردی که جهان هرگز لایق او نبود.
نقل قول:
- این همون یارو نارسیستست؟
نقل قول:
- این یه آزمایش علمیه. میخواستم ببینم آیا شهرتم پس از مرگ هم پابرجا خواهد موند یا خیر.
که اگر ممکنه به دلایلی تصمیم به رد ادعای بنده درباره نقل قول های ذکر شده بکنین، باید بند ۳ تبصره شماره ۱ رو به شما یاداور بشم.
نقل قول:
هر مسئلهی ایفای نقشی قابلیت شکایت رو داره. حتی به بهانهای مثل هرپوی کثیف دست تو دماغم کرد!
لوپین که پوست شکلات رو به سمت سطل اشغال پرتاب کرد و یک پرتاب سی امتیازی رو رقم زد به جیمز نگاهی سرسرکی انداخت، رو کرد به لاکهارت.
- گیلدروی عزیزم میگفتی، تو چند وقت قبل من تو مدرسه دفاع در برابر جادوی سیاه رو درس میدی؟
افرادی که لایک کردند
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1405/8/8 0:27:30
پیرو مکتب "باشد که وزارتی نباشد"




)
