جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[notice]] دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: امروز ساعت 14:10
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
نقل قول:

تد ریموس لوپین نوشت:
بسم مرلین تعالی


(مرلین خدا نیست؛ پیغمبره )

***

شکوائیه




خواهان: ادوارد تد ریموس لوپین
خوانده: سوروس توبیاس اسنیپ
سبب دعوی: گرگینه‌ستیزی
مورخه اتفاق: ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ تا بامداد ۱۴۰۵/۰۳/۲۹


آقای قاضی که فامیل هم هستیم و تقاضای اندکی پارتی‌بازی خویشتن‌داری داریم...!

اینجانب از آقای سوروس توبیاس اسنیپ بابت اهانتی که در ملاعام (چت باکس) به قشر گرگ‌نما کردند شکایت دارم!

تقاضا دارم به مدارکی که بنده بارگذاری کرده‌ام توجه کافی داشته باشید:

تصویر یکم

تصویر دوم

تصویر سوم

همان‌طور که دیدید ایشان علنا دارند ذکر می‌کنند که قشر محترم و معزز گرگ‌نما لایق ازدواج و تشکیل خانواده نمی‌باشند و علاف و بیکارند.

تشکیل خانواده حق نه تنها هر انسانی، بلکه حتی اگر گرگ‌نما را به عنوان انسان قبول ندارید؛ حق هر موجود زنده‌ای است. البته همه می‌دانیم چه بسیار گرگینه‌ها بوده‌اند که‌ بسی بیشتر از بعضی جادوگران بی‌نقص لیاقت زندگی داشته‌اند! مثلا خواستم از ایشان بپرسم آیا هنگامی که دو انسان کامل (عمو جیمی و عمو سیری) مشغول آزار و اذیت شما بودند، تنها کسی که‌ از شما دفاع کرد یک گرگینه نبود؟!

همچنین اتهام بیکاری و علاف بودن گرگ‌نماها بدلیل شرایط خاصی که در بدرهای کامل ماه دارند به‌شدت آزاردهنده می‌باشد و به هیچ عنوان قابل قبول نیست. دقیقا به این می‌ماند که فردی دارای سرخک را سرزنش کنیم که چرا سرفه می‌کند؛ یا بابت دست و پا زدن کسی که دارد غرق می‌شود شکایت کنیم...!

شاید اندکی از گرگینه‌ستیزان دیگر که مدام دنبال بهانه هستند تا قشر ما را از جامعه‌‌ی جادوگری بزدایند؛ فی‌الفور به نظری که در مورد موی چرب ایشان داده‌ام اشاره کنند و آن‌را هم توهینی نظیر اهانت آقای اسنیپ بدانند! پس این پاسخ بنده‌ی حقیر نسبت به اتهامات احتمالی است:

اولا؛ اگر ایشان بابت نظری که داده‌ام شکایت دارند، این پرونده‌ی جدایی خواهد بود و نمی‌توان با بهانه‌ی اینکه تسویه حساب شده، از کیفر قسر در بروند!

ثانیا؛ همان‌طور که مرلین بزرگ سفارش کرده، در امر به معروف و نهی از منکر نباید درنگ کرد! آیا نمی‌بینید که نصف هاگوارتز به‌خاطر ایشان عفونت گرفته‌اند؟! آیا نمی‌بینید که ایشان چه‌طور از موهایش روغن گیری می‌کند و در قوطی روغن لادن می‌اندازد و به خورد بچه‌های مردم می‌دهد تا خرج اضافه روی دست دامبلدور نیفتد و بتواند حقوق بیشتری بگیرد؟! آیا تنها چون مقام پروفسوری دارد باید سکوت کرد؟! آیا این همان دموکراسی و آزادی بیان جامعه‌ی جادوگری بود که در موردش سخن می‌گفتید؟!

ثالثا؛ در مورد حمام کردن می‌توان انتخاب کرد! ایشان می‌توانند وارد حمام اساتید شوند و به‌خاطر تنبون مرلین هم که شده شامپویی به آن چربستان بکشند! اما آیا پدر من انتخابی داشت؟! من انتخابی داشتم؟! فکر می‌کنید ما هم نمی‌خواستیم مثل شما در مورد زیبایی‌های ماه مروارید حرف‌های عاشقانه بزنیم جای اینکه زوزه بکشیم...؟ فکر می‌کنید ما خیلی خوشمان می‌آید مثلاً ماهی یک‌بار گوشتمان پاره شده و در خون خود بغلتیم...؟

حتی ماگل پشت شناسه هم موقع نوشتن اینها روی گلویش احساس سنگینی می‌کند! بله؟ سرماخوردگی؟! نه خیرم آقا، بغضه؛ بغض!

در نتیجه آشکار است که تلاش‌های وزارتخانه برای عادی سازی روابط اکثریت و اقلیت پس از فروپاشی نظام ولدمورت، همانند اهدای مدال درجه یک مرلین به گرگ‌نمای عضو محفل ققنوس برای اولین بار؛ چندان نتیجه‌ای نداشته است.

از همه نگران کننده‌تر این است که آقای اسنیپ، معلم و الگوی فرزندان شما هستند. وقتی چنین جادوگری به جادوآموزانمان درس می‌دهد چه‌طور انتظار فرهنگ‌سازی آیندگان را داشته باشیم؟!

من تقاضا دارم که آقای اسنیپ به عنوان مجازات حداقل پستی ۲۰۰۰ کلمه‌ای در وصف و تمجید گرگنماهایی که در طول تاریخ جادوگری درخشیدند اما نامشان از ورق خوشبختی زدوده شد، بنویسند. ترجیحا در مورد پدرم باشد

از توجه شما متشکرم!



درود به جناب لوپین پسرِ دختر خاله ی من! بله ما فامیلیم ولی اگر دقت کرده باشید حتی برای خاله بلا هم پارتی بازی نکردم و مجازاتشون رو رسیدگی کردم. دادگاه علنی من بر اساس عدالته، پس اینجا نگران هیچ بی عدالتی ای نباشید!

من شکواییه شمارو مطالعه کردم اما چند نکته رو باید خدمتتون متذکر شم:

من اول که این شکایت رو ارائه کردید گمون کردم که شکایت جدیدی علیه سوروس اسنیپ جدید دارید ولی اینطور نبود. در حال حاضر پروفسور اسنیپی که شما ازش شکایت دارید مرلین بیامرز شدن و شناسه شون بسته شده و ایشون درحال حاضر کلا شناسه دیگه ای دارن.

مطلب بعد اینکه گفتم یکسری شکایت ها شامل مرور زمان میشه و درحال حاضر این شکایت جزو همون دسته هست. شما اگر شکایتی داشتید باید زود تر و به موقع برای طرح اون اقدام میکردید. درحال حاضر شکایت شما غیر قابل پیگیری هست.

رای نهایی دادگاه: متشاکی (جناب سوروس اسنیپ) به دلیل عدم ارائه شکایت شاکی پرونده (تد اوپین) در موعد قانونی (مشمول مرور زمان شدن)، و به اعتبار امر مختوم, از اتهامات وارده مبری هست و دادگاه رای به موقوفی تعقیب پرونده ایشان صادر می‌نماید.

ممنون از توجهتون.
با احترام، قاضی دراکو مالفوی.

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: دیروز ساعت 20:51
نمایش جزئیات
آنلاین
بسم مرلین تعالی


(مرلین خدا نیست؛ پیغمبره )

***

شکوائیه




خواهان: ادوارد تد ریموس لوپین
خوانده: سوروس توبیاس اسنیپ
سبب دعوی: گرگینه‌ستیزی
مورخه اتفاق: ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ تا بامداد ۱۴۰۵/۰۳/۲۹


آقای قاضی که فامیل هم هستیم و تقاضای اندکی پارتی‌بازی خویشتن‌داری داریم...!

اینجانب از آقای سوروس توبیاس اسنیپ بابت اهانتی که در ملاعام (چت باکس) به قشر گرگ‌نما کردند شکایت دارم!

تقاضا دارم به مدارکی که بنده بارگذاری کرده‌ام توجه کافی داشته باشید:

تصویر یکم

تصویر دوم

تصویر سوم

همان‌طور که دیدید ایشان علنا دارند ذکر می‌کنند که قشر محترم و معزز گرگ‌نما لایق ازدواج و تشکیل خانواده نمی‌باشند و علاف و بیکارند.

تشکیل خانواده حق نه تنها هر انسانی، بلکه حتی اگر گرگ‌نما را به عنوان انسان قبول ندارید؛ حق هر موجود زنده‌ای است. البته همه می‌دانیم چه بسیار گرگینه‌ها بوده‌اند که‌ بسی بیشتر از بعضی جادوگران بی‌نقص لیاقت زندگی داشته‌اند! مثلا خواستم از ایشان بپرسم آیا هنگامی که دو انسان کامل (عمو جیمی و عمو سیری) مشغول آزار و اذیت شما بودند، تنها کسی که‌ از شما دفاع کرد یک گرگینه نبود؟!

همچنین اتهام بیکاری و علاف بودن گرگ‌نماها بدلیل شرایط خاصی که در بدرهای کامل ماه دارند به‌شدت آزاردهنده می‌باشد و به هیچ عنوان قابل قبول نیست. دقیقا به این می‌ماند که فردی دارای سرخک را سرزنش کنیم که چرا سرفه می‌کند؛ یا بابت دست و پا زدن کسی که دارد غرق می‌شود شکایت کنیم...!

شاید اندکی از گرگینه‌ستیزان دیگر که مدام دنبال بهانه هستند تا قشر ما را از جامعه‌‌ی جادوگری بزدایند؛ فی‌الفور به نظری که در مورد موی چرب ایشان داده‌ام اشاره کنند و آن‌را هم توهینی نظیر اهانت آقای اسنیپ بدانند! پس این پاسخ بنده‌ی حقیر نسبت به اتهامات احتمالی است:

اولا؛ اگر ایشان بابت نظری که داده‌ام شکایت دارند، این پرونده‌ی جدایی خواهد بود و نمی‌توان با بهانه‌ی اینکه تسویه حساب شده، از کیفر قسر در بروند!

ثانیا؛ همان‌طور که مرلین بزرگ سفارش کرده، در امر به معروف و نهی از منکر نباید درنگ کرد! آیا نمی‌بینید که نصف هاگوارتز به‌خاطر ایشان عفونت گرفته‌اند؟! آیا نمی‌بینید که ایشان چه‌طور از موهایش روغن گیری می‌کند و در قوطی روغن لادن می‌اندازد و به خورد بچه‌های مردم می‌دهد تا خرج اضافه روی دست دامبلدور نیفتد و بتواند حقوق بیشتری بگیرد؟! آیا تنها چون مقام پروفسوری دارد باید سکوت کرد؟! آیا این همان دموکراسی و آزادی بیان جامعه‌ی جادوگری بود که در موردش سخن می‌گفتید؟!

ثالثا؛ در مورد حمام کردن می‌توان انتخاب کرد! ایشان می‌توانند وارد حمام اساتید شوند و به‌خاطر تنبون مرلین هم که شده شامپویی به آن چربستان بکشند! اما آیا پدر من انتخابی داشت؟! من انتخابی داشتم؟! فکر می‌کنید ما هم نمی‌خواستیم مثل شما در مورد زیبایی‌های ماه مروارید حرف‌های عاشقانه بزنیم جای اینکه زوزه بکشیم...؟ فکر می‌کنید ما خیلی خوشمان می‌آید مثلاً ماهی یک‌بار گوشتمان پاره شده و در خون خود بغلتیم...؟

حتی ماگل پشت شناسه هم موقع نوشتن اینها روی گلویش احساس سنگینی می‌کند! بله؟ سرماخوردگی؟! نه خیرم آقا، بغضه؛ بغض!

در نتیجه آشکار است که تلاش‌های وزارتخانه برای عادی سازی روابط اکثریت و اقلیت پس از فروپاشی نظام ولدمورت، همانند اهدای مدال درجه یک مرلین به گرگ‌نمای عضو محفل ققنوس برای اولین بار؛ چندان نتیجه‌ای نداشته است.

از همه نگران کننده‌تر این است که آقای اسنیپ، معلم و الگوی فرزندان شما هستند. وقتی چنین جادوگری به جادوآموزانمان درس می‌دهد چه‌طور انتظار فرهنگ‌سازی آیندگان را داشته باشیم؟!

من تقاضا دارم که آقای اسنیپ به عنوان مجازات حداقل پستی ۲۰۰۰ کلمه‌ای در وصف و تمجید گرگنماهایی که در طول تاریخ جادوگری درخشیدند اما نامشان از ورق خوشبختی زدوده شد، بنویسند. ترجیحا در مورد پدرم باشد

از توجه شما متشکرم!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1405/5/20 22:27:29
- هرآینه هرآینه با شما گویم: دانهٔ گندم که در زمین افتد گر نمیرد، تنها ماند؛ ولی گر بمیرد ثمرات فراوان دهد...
(یوحنا ۲۴:۱۲)
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: دوشنبه 19 مرداد 1405 17:37
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
نقل قول:
لیلیث با کت و شلوار قرمزی که مشخصا برای دادگاه آماده کرده بود، واردِ جایگاهش میشه و با غرور همیشگیش به قاضی نگاه میکنه. پشت سرش وکیلش با یه نایلون پیچ های زنگ زده ایستاده بود که هروقت نیاز شد، وارد عمل بشه.

-سلام آقای قاضی. ببخشیدا آقای قاضی ولی اگر اجازه هست، ما اول مدرک موجود رو تقدیم دادگاه کنیم.

و بعد لیلیث با اشاره‌ی سرش به وکیلش می‌فهمونه که به جایگاه قاضی نزدیک بشه، و درنهایت یک عالمه پیچ زنگ خورده روی میز اقای قاضی ریخته میشه.

-خب اقای قاضی! همونطور که از پرونده اطلاع دارید، این پیچ ها همشون تیکه‌ای از جون من بودن اقای قاضی.

قبل اینکه جمله‌اش رو ادامه بده، دستشو روی قلبش میذاره تا احساسِ داخلِ جملاتش رو بیشتر کنه.

-ولی از وقتی که این مرگ شیاد اومدو چایی هلش رو عمدا رو من خالی کرد، من بخشی از وجودمو از دست دادم آقای قاضی! من اعضای بدنمو از دست دادم.

وکیل لیلیث با سرفه کوتاهی جای لیلیث رو پر میکنه تا مکالمه رو کامل کنه؛

-همونطور که مشاهده میکنید، موکل من از لحاظ روحی و به خاطر از دست دادن پیچ و مهره های بدنشون که به تازگی با روغنِ اصلِ یونانی سیقل داده شده بودن، به شدت افسرده شدن. و از طرفی هم ایشون تا یه مدتی که پیچ های جایگزین برای بدنشون تهیه کنن، از کار و زندگی افتاده بودن! حتی مجبور شدن هزینه‌ی خدمتکار و دکتر و پرستاری بدن، به سزای هزینه‌ای که تعمیرکار واسه صافکاری بدنه و درست کردنِ تو خوردگی های فلزیِ بدنشون از دست رفت. درنهایت اینم خدمتتون عرض کنم که این مرگِ عزیز سری قبلی هم در جلسه حضور پیدا نکردن و ما رو علاف خودشون کردن. و حتی همین الانشم حضور ندارن.

ناگهان دوربین ها همگی به جایگاه خالی مرگ میچرخه،ذذ و ناگهان از پشت وکیلی ریزه و قطعا ناکاربلد بیرون میاد.

-با عرض پوزش جنابِ مرگ سرشون با کشتنِ آدما شلوغه! من به جاشون حضور پیدا کردم که پاسخ رو بهشون برسونم و تا جای ممکن میخوام اعلام کنم که این اقدامِ مرگ، یک اقدامِ کاملا غیرعمدی بود.

لیلیث همزمان که دستشو روی میز میکوبه تا دوربین ها دوباره به سمتش برگردن، با اشک های خیالیش صحبتش رو ادامه میده؛

-نه آقای قاضی دروغ میگن! من خودم قبل از این حادثه بهش گفتم که مواظب چایی هلش باشه اما این شخص نه تنها مواظب چایی هلش نبود، بلکه از عمد و بخاطرِ این جمله‌ی من، چایی هلشو ریخت رو من! نه به رباتِ جادویی آزاری اقای قاضی نه! من یه جلبریتیِ معروفم و وجهه‌ی عمومیم میتونه با همین یه چایِ هلِ پاپتی خراب بشه. من تقاضای اشد ماجازت رو برای ایشون دارم اقای قاضی.


پس با وجود مدارک ارائه شده از طرف شما و عدم حضور مرگ حتی بعد از این مهلتی که داده شد، مرگ محکوم شده و خانوم لیلیث میتونن خسارت خودشون رو از مرگ طلب کنن.
مرگ طی یک پست در دریای سیاه باید اظهار ندامت کنه و خانوم لیلیث رو تعمیر کنه هزینه های تعمیرش رو بده.
اگر طی دو هفته مهلت پست زده نشد، دادگاه جناب مرگ رو به پرداخت پنج گالیون محکوم می‌کنه.

@لیلیث بم
@مرگ

مهلت ارسال پست: تا ۲ شهریور.

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: سه‌شنبه 23 تیر 1405 01:14
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
لیلیث با کت و شلوار قرمزی که مشخصا برای دادگاه آماده کرده بود، واردِ جایگاهش میشه و با غرور همیشگیش به قاضی نگاه میکنه. پشت سرش وکیلش با یه نایلون پیچ های زنگ زده ایستاده بود که هروقت نیاز شد، وارد عمل بشه.

-سلام آقای قاضی. ببخشیدا آقای قاضی ولی اگر اجازه هست، ما اول مدرک موجود رو تقدیم دادگاه کنیم.

و بعد لیلیث با اشاره‌ی سرش به وکیلش می‌فهمونه که به جایگاه قاضی نزدیک بشه، و درنهایت یک عالمه پیچ زنگ خورده روی میز اقای قاضی ریخته میشه.

-خب اقای قاضی! همونطور که از پرونده اطلاع دارید، این پیچ ها همشون تیکه‌ای از جون من بودن اقای قاضی.

قبل اینکه جمله‌اش رو ادامه بده، دستشو روی قلبش میذاره تا احساسِ داخلِ جملاتش رو بیشتر کنه.

-ولی از وقتی که این مرگ شیاد اومدو چایی هلش رو عمدا رو من خالی کرد، من بخشی از وجودمو از دست دادم آقای قاضی! من اعضای بدنمو از دست دادم.

وکیل لیلیث با سرفه کوتاهی جای لیلیث رو پر میکنه تا مکالمه رو کامل کنه؛

-همونطور که مشاهده میکنید، موکل من از لحاظ روحی و به خاطر از دست دادن پیچ و مهره های بدنشون که به تازگی با روغنِ اصلِ یونانی سیقل داده شده بودن، به شدت افسرده شدن. و از طرفی هم ایشون تا یه مدتی که پیچ های جایگزین برای بدنشون تهیه کنن، از کار و زندگی افتاده بودن! حتی مجبور شدن هزینه‌ی خدمتکار و دکتر و پرستاری بدن، به سزای هزینه‌ای که تعمیرکار واسه صافکاری بدنه و درست کردنِ تو خوردگی های فلزیِ بدنشون از دست رفت. درنهایت اینم خدمتتون عرض کنم که این مرگِ عزیز سری قبلی هم در جلسه حضور پیدا نکردن و ما رو علاف خودشون کردن. و حتی همین الانشم حضور ندارن.

ناگهان دوربین ها همگی به جایگاه خالی مرگ میچرخه،ذذ و ناگهان از پشت وکیلی ریزه و قطعا ناکاربلد بیرون میاد.

-با عرض پوزش جنابِ مرگ سرشون با کشتنِ آدما شلوغه! من به جاشون حضور پیدا کردم که پاسخ رو بهشون برسونم و تا جای ممکن میخوام اعلام کنم که این اقدامِ مرگ، یک اقدامِ کاملا غیرعمدی بود.

لیلیث همزمان که دستشو روی میز میکوبه تا دوربین ها دوباره به سمتش برگردن، با اشک های خیالیش صحبتش رو ادامه میده؛

-نه آقای قاضی دروغ میگن! من خودم قبل از این حادثه بهش گفتم که مواظب چایی هلش باشه اما این شخص نه تنها مواظب چایی هلش نبود، بلکه از عمد و بخاطرِ این جمله‌ی من، چایی هلشو ریخت رو من! نه به رباتِ جادویی آزاری اقای قاضی نه! من یه جلبریتیِ معروفم و وجهه‌ی عمومیم میتونه با همین یه چایِ هلِ پاپتی خراب بشه. من تقاضای اشد ماجازت رو برای ایشون دارم اقای قاضی.
کی گفته که رباتا نمی‌تونن یه جادوگر باشن؟
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: جمعه 5 تیر 1405 15:40
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
نقل قول:
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت قاضی القضات، عادل العدلا دراکو مالفوی
و همچنین تشکر از دوستان بالایی که نذاشتن ما بریم ته صف.

جناب قاضی این شرح دفاعیه ی بنده است که گفته بودید تا جمعه خدمتتون ارائه بدم:

بنده فرزند محبوب جناب مرلین هستم و برای این حرفم سند و مدرک‌هایی دارم اما ایا جناب مریلین که گفته اند:

نقل قول:
و اون هم چون من رو خیلی دوست داشت بخشی از اسمش رو گذاشت رو من


سند و مدرکی دارن؟ بنده میگویم خیر زیرا بنده درسته که فرزند ارشد جناب مرلین نیستم اما من در صدر جدول فرزندها هستم و جناب مرلین همه چیز رو با بنده در میون میذارند و از اونجایی که این گفته جناب مریلین رو با من در میون نذاشتند بنده فرض رو بر فراموشی(که محاله) گذاشتم و از جغد ها و قلم پرهای ایشون پرسیدم و اونها هم در جریان نبودن پس از خودشون پرسیدم.
و فکر میکنید ایشون چی در جواب گفتند؟ بله ایشون گفتند:

نقل قول:
جیمز پسرم، من رو هیچ کس بخشی از اسم خودم رو نمیذارم حتی تو که فرزند موردعلاقه منی... ممکنه یک روزی به این مقام برسی ولی این اسم؟ هرگز


بله و شما هم جناب قاضی یک بار گفته بودید که حالا مرلین یک نامه فدایت شوم برای مریلین نوشته و بحث اینجاست که اصلا نامه ای در کار نبوده

و مهم ترین ادله بنده منوط به فرزند موردعلاقه بودن من در معرض دید عموم هست تنها کاری که لازمه بکنید اینه که به امضاء جناب مرلین یک نگاه بندازید.
امضاء ایشون تشکیل شده از اسم منه.

و حالا دلیل بنده برای شکایت چیه؟

از اونجایی که مستحضرید بنده محافظ جادو ام و جناب مریلین از تیشه و داس برادرشون مرگ معلومه که یک کمونیست چپیه موسوم به مارکسیستِ انارشیست هستند پس این لقب " فرزند مورد علاقه" که برای اولین بار به من نسبت داده شده رو اگه دو دستی تقدیم کنم به همچین کسی اونوقت چه بلایی سر جامعه مون میاد؟ فکرشو بکنید که لقبی که همه من و باهاش میشناختند و میشناسند حالا بشه لقب یک کمونیست.
اونوقت وقتی میگن که عه این فرزند موردعلاقه مرلینه بجای اینکه یک نفر که قراره عدالت رو تو جامعه رواج بده و محافظ جادو هست یک کمونیست ببینند اونوقت مردم چه فکری درباره مرلین میکنن؟

امیدوارم همونطور که همیشه داشتید الان هم بهترین صلاحدید رو داشته باشید


درود بر شما.

از اون جایی که طرف مقابل شما دفاعیه ای ارائه ندادن، ادله شماهم چندان قابل قبول نبود، کسی محکوم نخواهد شد.

اما چند نکته ای رو لازم دونستم بگم:

اولا شما قبل از فرزند محبوب مرلین بودن، فرزند محبوب پدر و مادرتون، جینی ویزلی و هری پاتر هستین.

دوما جناب مرلین همه فرزندانش رو به یک اندازه دوست داره، به نظرم زیاد در این باره سخت نگیرید.

ولی اگر همچنان در این خصوص اصرار دارین، بهتر هست که مستقیم از خود جناب مرلین بپرسین.
یا در طی یک پست میتونید گفت و گویی رو از زبان جیمز و مرلین روایت کنین و از دلایلی که جیمز رو بیشتر دوست داره، توضیح بدین.

رای نهایی دادگاه برای ماریلین لایف و جیمز سیریوس پاتر:
بی حقی خواهان و برائت خوانده.

در صورت تمایل برای اثبات بیشتر: ارسال یک پست در تاپیک ماجراهای مردم شهر لندن با موضوع جیمز سیریوس پاتر و مرلین.

بعد از ارسال پست میتونید گزارش ارسال رو توی تاپیک دفتر دیوانه سازها یا از طریق جغد به من اطلاع بدین.

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: چهارشنبه 3 تیر 1405 13:41
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت قاضی القضات، عادل العدلا دراکو مالفوی
و همچنین تشکر از دوستان بالایی که نذاشتن ما بریم ته صف.

جناب قاضی این شرح دفاعیه ی بنده است که گفته بودید تا جمعه خدمتتون ارائه بدم:

بنده فرزند محبوب جناب مرلین هستم و برای این حرفم سند و مدرک‌هایی دارم اما ایا جناب مریلین که گفته اند:

نقل قول:
و اون هم چون من رو خیلی دوست داشت بخشی از اسمش رو گذاشت رو من


سند و مدرکی دارن؟ بنده میگویم خیر زیرا بنده درسته که فرزند ارشد جناب مرلین نیستم اما من در صدر جدول فرزندها هستم و جناب مرلین همه چیز رو با بنده در میون میذارند و از اونجایی که این گفته جناب مریلین رو با من در میون نذاشتند بنده فرض رو بر فراموشی(که محاله) گذاشتم و از جغد ها و قلم پرهای ایشون پرسیدم و اونها هم در جریان نبودن پس از خودشون پرسیدم.
و فکر میکنید ایشون چی در جواب گفتند؟ بله ایشون گفتند:

نقل قول:
جیمز پسرم، من رو هیچ کس بخشی از اسم خودم رو نمیذارم حتی تو که فرزند موردعلاقه منی... ممکنه یک روزی به این مقام برسی ولی این اسم؟ هرگز


بله و شما هم جناب قاضی یک بار گفته بودید که حالا مرلین یک نامه فدایت شوم برای مریلین نوشته و بحث اینجاست که اصلا نامه ای در کار نبوده

و مهم ترین ادله بنده منوط به فرزند موردعلاقه بودن من در معرض دید عموم هست تنها کاری که لازمه بکنید اینه که به امضاء جناب مرلین یک نگاه بندازید.
امضاء ایشون تشکیل شده از اسم منه.

و حالا دلیل بنده برای شکایت چیه؟

از اونجایی که مستحضرید بنده محافظ جادو ام و جناب مریلین از تیشه و داس برادرشون مرگ معلومه که یک کمونیست چپیه موسوم به مارکسیستِ انارشیست هستند پس این لقب " فرزند مورد علاقه" که برای اولین بار به من نسبت داده شده رو اگه دو دستی تقدیم کنم به همچین کسی اونوقت چه بلایی سر جامعه مون میاد؟ فکرشو بکنید که لقبی که همه من و باهاش میشناختند و میشناسند حالا بشه لقب یک کمونیست.
اونوقت وقتی میگن که عه این فرزند موردعلاقه مرلینه بجای اینکه یک نفر که قراره عدالت رو تو جامعه رواج بده و محافظ جادو هست یک کمونیست ببینند اونوقت مردم چه فکری درباره مرلین میکنن؟

امیدوارم همونطور که همیشه داشتید الان هم بهترین صلاحدید رو داشته باشید
برو جلو یک قهرمان بشو فقط بجنگ و نا امید نشو
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 16:32
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
درود به حاضرین محترم

بنده دفاعیه ی هردو متهم رو مطالعه کردم. اما چند نکته رو باید ذکر کنم قبل از اعلام رای:

نقل قول:

از پنجشنبه که این پست را دیدم تا همین حالا یکسره داشتم می‌خندیدم. آخر کدام شیر پاک خورده‌ای "روح" را به آزکابان می‌اندازد؟ جادوگر مومن من خودم وقت‌هایی که گرمم می‌شود یک سر به رفقایم در آزکابان می‌زنم و قلیانی دور هم چاق می‌کنیم و خنک می‌شویم.


اولا شما نمیخواین از حالت روحی در بیاین؟ دنیای فانی به حضورتون بیشتر از دنیای مردگان نیازمنده، منتظر بازگشتتون از اون سر پل مرگ به این سمت پل حیات هستیم. انقدر هم تو آزکابان قلیون نکشید، دیوانه سازهای بیچاره دودی شدن. اصلا همین که بساط قلیونتون رو میارید آزکابان خودش جرمه، دودی کردن دیوانه سازها بماند!




نقل قول:

علی ای حال، دفاعیه خود را به شرح زیر ارائه خواهیم داد:


1- در هر مرحله هر کدام از شرکت کنندگان فقط و فقط هفت روز فرصت دارند تا پست خود را ارسال کنند. به دلیل برنامه‌ریزی و زمانی که هر داور برای داوری پست شما خواهد گذاشت، این زمان به هیچ وجه قابل تمدید نیست.
2- به هر دلیل اگر به نحوه بارگذاری و یا داوری اعتراض داشتید، می توانید به شخص من جغدی ارسال کنید تا پیگیری شود. مهلت اعتراض فقط و فقط تا 24 ساعت بعد از ارسال نتایج داوری خواهد بود.

3- در صورت مشاهده هرگونه تقلب، راهنمایی و کمک از اعضای دیگر و یا ناظران، شخص متقلب از کل مسابقات حذف خواهد شد.

4- در صورت سرپیچی از قوانین شماره یک و دو شخص خطاکار از کل مسابقات حذف خواهد شد.
طبق قوانین اعلام شده توسط برگزارکننده دوئل، بنده قانون شماره 1 را نقض کرده‌ام و به این دلیل، مشمول تنبیه طبق قانون شماره 4 خواهم بود: "از کل مسابقات حذف خواهد شد"

به نظر می‌رسد این مهم پیش از این انجام شده است.

صد البته بنده از مجری این مسابقات عذرخواهی می‌کنم که به دلیل فوت ناگهانی‌ام (و سفری که به برزخ داشته‌ام علاوه بر سفری که در دنیای ماگلی باعث دور شدنم از دنیای مجازی شد) امکان شرکت در دوئل را نداشتم.



دوما این شکایت از جانب داوری و برگزار کننده صورت نگرفته که قوانین مسابقه بتونه توجیه عدم شرکت در مسابقه باشه. دلیل شما در صورتی قابل قبول بود که از سوی دو طرفی که گفتم مطرح می‌شد، در اون صورت میگفتیم مجازاتتون حذف شما از باقی مسابقات هست.

در این مورد اما طرف شکایت جرم یاب هست که در متن شکایتش ذکر شده:

نقل قول:


با سلام خدمت ملت جادوگر و جناب قاضی.
اینجانب لیسا تورپین، خون اشام جرم یاب محافظ جادو، متوجه شدم خانوم بلاتریکس لسترنج و اقای گلرت گریندلوالد، درحالی که توی دوئل دیاگون شرکت کرده بودند اما به وعده خود عمل نکرده و رقیب خود را بدون رقابت به مرحله بعد فرستادند. از شما خواهشمندم برای اونها تنبیه ای در نظر بگیرید تا دیگر وعده بدون عمل ندهند.

با تچکر!


"درحالی که توی دوئل دیاگون شرکت کرده بودند اما به وعده خود عمل نکرده و رقیب خود را بدون رقابت به مرحله بعد فرستادند. از شما خواهشمندم برای اونها تنبیه ای در نظر بگیرید تا دیگر وعده بدون عمل ندهند."

به خاطر عدم تعهد به وعده داده شده و بی رقیب موندن حریفتون شکایت شده.



از طرفی شرکت توی این مسابقه محدودیت ثبت نام داشت، اگر نمیتونستید شرکت کنید باید زود تر به مسئول مسابقه اعلام میکردین تا جای شما رو به علاقه مند هایی که میخواستن توی مسابقه شرکت کنن می‌دادن.

بنابر این با وجود اینکه مسافرت هم رفتین باز هم بهتر بود عدم شرکت در مسابقه رو از پیش به مسئول مسابقه اعلام میکردین.



حکم شما:

دو هفته سپری کردن حبس در آزکابان. ولی از آنجایی که فرمودید روح شدید و به راحتی دیوانه ساز ها را دور می‌زنید، محکوم می‌شوید به ارسال:
یک پست در تاپیک ادامه دار فرار از زندان
و یک پست تاپیک تک پستی چوب خط های زندان.



درود به بلاتریکس لسترنج (خاله بلا)


نقل قول:


سلام به دادگاه گرامی…
من بلاتریکس لسترنج بنا به جرمی که در رونددوئل جدی نویسی به من وارد شده اینجا هستم و با جدیت میگم من بیگناهم گلم!

اصلا گناهکار بودن در خون منه و ما شبها نون و مجازات میخوریم ولی این بار من بیگناهم گلم!
یعنی دوست دارم یه کروشیویی سنگینی به افراد دادگاه بزنم! به چه جرئتی منو متهم کردین؟
نه عزیزم… نترس… من عصبانی نیستم گلم!
من عصبانی نیستم میگم!… کروشیووو!

به هر حال من درگیر این بودم…



و به همین دلیل هم نتونستم به دوئلم برسم…

امیدوارم دادگاه محترم با توجه به دلیلم مجازات گوگولی/سختی برام در نظر بگیره!
ممنونم!



کاش شماهم زودتر خبر می‌دادی. با اینحال ممنون از توضیحات هر دوی شما. (اگر می‌تونید تا جای ممکن استراحت کنید، این همه فشار کاری ضرر داره. مراقب خودتون باشید.)


حکم شما هم به این شرح هست:

دو هفته حبس در آزکابان اما در صورت آزادی زودتر از موعد میتوانید:
یک پست در تاپیک دنباله دار شکنجه گاه
و یک پست در تاپیک تک پستی دریای سیاه ارسال کنید.



گلرت گریندلوالد و بلاتریکس لسترنج، هردو تا دو هفته مهلت دارید پست های خود را ارسال و سپس گزارش آن را در پیام شخصی یا در تاپیک ارتباط با ناظر آزکابان برای قاضی ارسال کنید.

با تشکر، قاضی دراکو مالفوی.

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: پنجشنبه 28 خرداد 1405 10:46
نمایش جزئیات
افتخارات
آفلاین
سلام به دادگاه گرامی…
من بلاتریکس لسترنج بنا به جرمی که در رونددوئل جدی نویسی به من وارد شده اینجا هستم و با جدیت میگم من بیگناهم گلم!

اصلا گناهکار بودن در خون منه و ما شبها نون و مجازات میخوریم ولی این بار من بیگناهم گلم!
یعنی دوست دارم یه کروشیویی سنگینی به افراد دادگاه بزنم! به چه جرئتی منو متهم کردین؟
نه عزیزم… نترس… من عصبانی نیستم گلم!
من عصبانی نیستم میگم!… کروشیووو!

به هر حال من درگیر این بودم…

تصویر تغییر اندازه داده شده


و به همین دلیل هم نتونستم به دوئلم برسم…

امیدوارم دادگاه محترم با توجه به دلیلم مجازات گوگولی/سختی برام در نظر بگیره!
ممنونم!
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: شنبه 23 خرداد 1405 09:38
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نقل قول:
سلام بر خانوم تورپین، جرم یاب گرامی!

دادخواست شما بررسی شد و بر طبق آن بنده اقدام به صدور کیفر خواست برای متهمان گلرت گریندل‌والد و بلاتریکس لسترنج میکنم.


اتهام وارده: عدم شرکت در دوئل جدی نویسی.

طرفین دادخواست

خواهان: لیسا تورپین. (جرم یاب)
خوانده: @گلرت گریندلوالد، @بلاتریکس لسترنج

دادگاه بدوی برای استماع دفاعیه‌ی متهمین، در روز اول جلسه دادگاه برگزار میشود. بدین وسیله با احترام از خوانده های پرونده تقاضا می‌شود که تا روز شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، اقدام به یافتن وکیل و آماده سازی دفاعیه‌‌ی خود کنند.

مدت زمان شرکت در دادگاه و ارائه دفاعیه‌ی شما از روز شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ تا روز جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۰۰ شب، یعنی به مدت یک هفته خواهد بود.

در صورت عدم حضور خود یا وکیلتان در دادگاه، شما مجرم شناخته شده، و به همراه دیوانه سازها به آزکابان فرستاده خواهید شد.

با احترام، قاضی دراکو مالفوی.
like icon
9
از پنجشنبه که این پست را دیدم تا همین حالا یکسره داشتم می‌خندیدم. آخر کدام شیر پاک خورده‌ای "روح" را به آزکابان می‌اندازد؟ جادوگر مومن من خودم وقت‌هایی که گرمم می‌شود یک سر به رفقایم در آزکابان می‌زنم و قلیانی دور هم چاق می‌کنیم و خنک می‌شویم.

علی ای حال، دفاعیه خود را به شرح زیر ارائه خواهیم داد:

نقل قول:
1- در هر مرحله هر کدام از شرکت کنندگان فقط و فقط هفت روز فرصت دارند تا پست خود را ارسال کنند. به دلیل برنامه‌ریزی و زمانی که هر داور برای داوری پست شما خواهد گذاشت، این زمان به هیچ وجه قابل تمدید نیست.
2- به هر دلیل اگر به نحوه بارگذاری و یا داوری اعتراض داشتید، می توانید به شخص من جغدی ارسال کنید تا پیگیری شود. مهلت اعتراض فقط و فقط تا 24 ساعت بعد از ارسال نتایج داوری خواهد بود.

3- در صورت مشاهده هرگونه تقلب، راهنمایی و کمک از اعضای دیگر و یا ناظران، شخص متقلب از کل مسابقات حذف خواهد شد.

4- در صورت سرپیچی از قوانین شماره یک و دو شخص خطاکار از کل مسابقات حذف خواهد شد.
طبق قوانین اعلام شده توسط برگزارکننده دوئل، بنده قانون شماره 1 را نقض کرده‌ام و به این دلیل، مشمول تنبیه طبق قانون شماره 4 خواهم بود: "از کل مسابقات حذف خواهد شد"

به نظر می‌رسد این مهم پیش از این انجام شده است.

صد البته بنده از مجری این مسابقات عذرخواهی می‌کنم که به دلیل فوت ناگهانی‌ام (و سفری که به برزخ داشته‌ام علاوه بر سفری که در دنیای ماگلی باعث دور شدنم از دنیای مجازی شد) امکان شرکت در دوئل را نداشتم.

دفاع دیگری ندارم. اگر کاری ندارید، بروم یک سر به دابی هم بزنم. بنده‌ی مرلین در زندان سختی زیادی می‌کشد.
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: دادگاه علنی آزکابان (آیا من، مجرم هستم؟)
ارسال شده در: دوشنبه 4 خرداد 1405 18:56
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
پس از اتمام دادگاه ملانی برای پاره ای توضیحات بیشتر به کنار جایگاه قاضی آمد...

نقل قول:
ملانی از صندلی اش بلند شد و لبخندی زد.
-جناب قاضی، از دقت و توجه شما ممنونم. چون من ناظر گروهم هستم در جریان شرایط اعضا هستم.

قاضی دراکو سری به نشانه تایید تکان داد.

نقل قول:
جینی ویزلی یکبار وسط حرفای معمولی به من اشاره کرد که دوست داره تا وقتی که میتونه، فعالیت بکنه و لذت ببره؛ چون با توجه به گروه سنی و حساسیت نزدیکانش، ممکنه دسترسیشو از دست بده.

- اگر چنین برنامه ای داشت این کارش رو عمدی در نظر می‌گرفتم و مجازاتش تشدید می‌شد. با توجه به حرف های شما یعنی جینی انتظار این که بالاخره دسترسیش گرفته بشه رو داشته. سن حساس یعنی کم سن و سال و در نتیجه؛ این که دسترسی گرفته شده، یعنی گوشی یا هر وسیله ای که با اون می اومده رو از دست داده. چرا؟ چون احتمالا مثل اکثر بچه های کم سن و سال الان دوره‌ و تایم امتحانشون بوده. ايشون که تایم امتحانشون بوده، خودشون باید این موضوع رو در نظر می‌گرفتن و درخواست دوئل توی این تایم حساس رو نمی‌دادن. اگر هم دادن، تایمش رو طولانی می‌ذاشتن که اگر ناگهانی دسترسیشون گرفته شد چنین مشکل هایی پیش نیاد.

نقل قول:
بنابراین وقتی بدون هیچ هشدار قبلی ناپدید شد من میدونستم که اتفاقی که دوست نداشت افتاده. این چیزی نبود که جینی بتونه براش برنامه ریزی کنه یا فعالیتش رو بخاطرش به تعویق بندازه. اینجوری نبود که قراری گذاشته باشه و اطلاع نداده باشه.
ضمنا ما دسترسیمون رو به جینی از دست دادیم و نمیدونیم یک هفته بعد میاد، چندهفته بعد یا یک ماه بعد. فقط میدونم که برمیگرده و هدفم از اینکه وکالتش رو بر عهده گرفتم این بود که بعد از برگشتن با انگیزه و بدون محدودیت فعالیت کنه.
امیدوارم توضیحاتم برای دادگاه قانع کننده باشه. مطمئنم که جناب قاضی شرایط همه اعضای جامعه جادوگری رو درک میکنن و حکم منصفانه ای میدن. با تشکر از وقتی که گذاشتید.

- دلسوزی شما قابل تحسینه و متشکرم که انقدر از این تازه وارد حمایت می‌کنید. من رای خودم رو داده بودم اگر دقت کنید. می‌گم دلایل برای بی‌گناهی برای من قانع کننده نبود، همچنین با در نظر گرفتن سن و سال و حال ایشون، من حداقل مجازات رو در نظر گرفتم. حالا که گفتین دیر برمی‌گرده پس خودتون به عنوان وکیل ایشون همون یک پست رو به جای جینی بزنید. اگر هم درباره‌ی رای صادره اعتراضی دارین، یک هفته مهلت اعتراض از زمان صدور حکم رو دارین برای بردن رای به دادگاه تجدید نظر، با ارائه دلایل جدید. در غیر این‌صورت پاسخی دیگه اینجا لازم نیست بدین و فقط بعد از انجام مجازات، لینک های تاپیک ذکر شده برای مراجعه و پست زدن رو، در تاپیک مربوطه ارسال کنید.

پس از اعلام نهایی، قاضی دراکو از جایگاهش برخاست و از در پشت، از دادگاه خارج شد.

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs