اما در جنگل ممنوعه خبر دیگری بود.
جارو ها پس از مدتی پرواز کردن دنبال جایی میگشتن تا فرود بیان و زندگی جدید خودشون رو اغاز کنن.
مثل گله های مرغابی در حال مهاجرت پرواز میکردند اما جنگل ممنوعه پر از درخت بود.
پاک جارویی پیر، کهسرکرده سردسته جارو ها بود با دیدن فضایی باز دستور به فرود داد.
- به سوی ان فضای باز.
- اوه کاپیتان، کاپیتان من، من از چوب درخت های صنوبر ساخته شدم و اگر شما در کنار آن کاج های سوزنی فرود بیایید و مستقر بشید، قطعا بخاطر مشکلات قدیمی صنوبرها و کاج های سوزنی شکل شما نیز پاسوز من میشوید.
جاروی فایربالتی که این را گفت، به دمش گلابی ای چسبیده شده بود، که با پرواز کردن تکان میخورد و بخاطر تکان خوردن گلابی بچهها او را shakes pear(تکان دهنده گلابی) نامیده بودند.
پاک جارو موافقت کرد و به پرواز ادامه داد.
ادامه دادند تا به محوطه باز بسیار زیبایی در نزدیکی دریاچه رسیدند.
همه برای فرود موافق بودندو فرود امدند.
اما امان از دل غافل که به محض مستقر شدن فهمیدن که در منطقه سانتور ها فرود اومدن.
- حــــــــمـــــلـــــــــه!
- یا پاک جاروی مرلین!
سانتور ها تیر و کمان هایشان را در اورد و به سمت پاک جارو و فایر بولت های فرسوده پرتاب میکردن.
فایر بولت ها و پاک جارو ها برای نجات جانشان ویراژهایی میدادند که اگر همچین قابلیتی را در بازی های کوئیدیچ به نمایش میگذاشتن قطعا فروش بیشتری نسبت به اذرخش ها و یا نیمبوس های تک و جفت داشتن.
- این چه ازادی ایه دیگه، کاش همون ویزلی ها سوارم میشدن.
- ویزلی که سهله، من حتی حاضرم لانگ باتم سوارم بشه ولی مورد حمله سانتور ها نباشم.
- رو سیستم تعلیقتون تمرکز کنید و جاخالی بدین به جای زر مفت زدن.
پاک جاروی پیر در هنگام گفتن این کلمات بود که تیری اتشین به او برخورد کرد، پاک جارو در حالی که اخرین کلمهی عمرش زر مفت بود رو به پایین، با پایین تنه ای سوزان در حال سقوط بود
جارو ها پس از مدتی پرواز کردن دنبال جایی میگشتن تا فرود بیان و زندگی جدید خودشون رو اغاز کنن.
مثل گله های مرغابی در حال مهاجرت پرواز میکردند اما جنگل ممنوعه پر از درخت بود.
پاک جارویی پیر، که
- به سوی ان فضای باز.
- اوه کاپیتان، کاپیتان من، من از چوب درخت های صنوبر ساخته شدم و اگر شما در کنار آن کاج های سوزنی فرود بیایید و مستقر بشید، قطعا بخاطر مشکلات قدیمی صنوبرها و کاج های سوزنی شکل شما نیز پاسوز من میشوید.
جاروی فایربالتی که این را گفت، به دمش گلابی ای چسبیده شده بود، که با پرواز کردن تکان میخورد و بخاطر تکان خوردن گلابی بچهها او را shakes pear
پاک جارو موافقت کرد و به پرواز ادامه داد.
ادامه دادند تا به محوطه باز بسیار زیبایی در نزدیکی دریاچه رسیدند.
همه برای فرود موافق بودندو فرود امدند.
اما امان از دل غافل که به محض مستقر شدن فهمیدن که در منطقه سانتور ها فرود اومدن.
- حــــــــمـــــلـــــــــه!
- یا پاک جاروی مرلین!
سانتور ها تیر و کمان هایشان را در اورد و به سمت پاک جارو و فایر بولت های فرسوده پرتاب میکردن.
فایر بولت ها و پاک جارو ها برای نجات جانشان ویراژهایی میدادند که اگر همچین قابلیتی را در بازی های کوئیدیچ به نمایش میگذاشتن قطعا فروش بیشتری نسبت به اذرخش ها و یا نیمبوس های تک و جفت داشتن.
- این چه ازادی ایه دیگه، کاش همون ویزلی ها سوارم میشدن.
- ویزلی که سهله، من حتی حاضرم لانگ باتم سوارم بشه ولی مورد حمله سانتور ها نباشم.
- رو سیستم تعلیقتون تمرکز کنید و جاخالی بدین به جای زر مفت زدن.
پاک جاروی پیر در هنگام گفتن این کلمات بود که تیری اتشین به او برخورد کرد، پاک جارو در حالی که اخرین کلمهی عمرش زر مفت بود رو به پایین، با پایین تنه ای سوزان در حال سقوط بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1405/8/9 15:41:07
پیرو مکتب "باشد که وزارتی نباشد"





گریزان آشیـــــــاهاهاهاهان از من! 

این مرغ مثل بچهی خودم میمونه. اصلا درست که فکر میکنم، راست راستی بچهی خودمه! ناسلامتی از تخم خودم متولد شده.
آه مرغکم... دلتنگتم بابا. بذار به دنیا بیارمت. 
از هیچی که بهتره. ولی نه! بنیهای نداره. جثهش کوچیکه. همون مرغش هم به زور میتونه جوابگوی انرژی مردانهی من باشه.
ولی اگه بیخیالش بشم، همینم از دست میره...



بگذارید برایش یک اسم دیگر بگذاریم که تا آخر روی هی این توصیف دارای کژتابی را تحویلتان ندهم.
«آبْهافلپاف» که در نظر گرفتن ساکنش به هنگام تلفظ بسیار کلیدی است، و اگر حواستان نبود نویسنده مسئولیتی نمیپذیرد، و به اختصار معادل همان «آب حاصل از ذوب شدن تمام دانشآموزان هافلپاف و پیوستنشان به یکدیگر» میباشد. چی شد اصلا. 

یا گریفیندوریها که یادآور ...
دابی تنبیه مناسبش رو پیدا کرد! دابی سزاوار این تنبیه! دابی بد!
) همراه با پیچ راهرو میپیچه و مایع زرد رنگ که از قضا هافلپافیها بودن، رو زمین جاری میشن و یکراست به سمتشون میرن.




