راجر دیویس
از عمارت دیویس فمیلی
- تولد نقش
- 1405/06/31
- آخرین ورود
- دیروز ساعت 22:17
- عضویت
- 1405/06/31
- پستها
- 98
از اونجایی که راجر اعصاب درستی نداشت
قیچی رو برداشت و از پشت زد تا کلاه رو پاره پوره کنه
کلاه از ترس جونش دوباره خواست در بره که راجر گرفتش
- خب میخوای فرار کنی آره؟ منو میندازی هافلپاف؟
- رحم کن بابا ولم کن باشه تو همون ریونکلاو بمون
راجر خرسند از اینکه کار رو در اورد کلاه رو ول کرد.
- مگه نگفتی برای بازگشت همه به گروه خودشون سازنده کلاه باید گروهبندی بشه؟
- چرا باشه، انجام میدم فقط اون قیچی رو بگذار کنار.
- اتفاقا با قیچی خیلی کار داریم.
کلاه به اجبار همه رو برگردوند سر جاشون.
اما یه چیز مهم باقی موند. چرا کلاه این کارو کرد و کی بهش گفت؟
راجر کلاه رو برای بازپرسی به دخمه ها برد و به همراه هیئتی از بزرگان درباره روش بازپرسی رای گیری کردن.
- شکنجه
- موافقم
تمام کلاه را شکنجه میکنیم.
قیچی رو برداشت و از پشت زد تا کلاه رو پاره پوره کنه
کلاه از ترس جونش دوباره خواست در بره که راجر گرفتش
- خب میخوای فرار کنی آره؟ منو میندازی هافلپاف؟
- رحم کن بابا ولم کن باشه تو همون ریونکلاو بمون
راجر خرسند از اینکه کار رو در اورد کلاه رو ول کرد.
- مگه نگفتی برای بازگشت همه به گروه خودشون سازنده کلاه باید گروهبندی بشه؟
- چرا باشه، انجام میدم فقط اون قیچی رو بگذار کنار.
- اتفاقا با قیچی خیلی کار داریم.
کلاه به اجبار همه رو برگردوند سر جاشون.
اما یه چیز مهم باقی موند. چرا کلاه این کارو کرد و کی بهش گفت؟
راجر کلاه رو برای بازپرسی به دخمه ها برد و به همراه هیئتی از بزرگان درباره روش بازپرسی رای گیری کردن.
- شکنجه
- موافقم
تمام کلاه را شکنجه میکنیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر تا آخر خوندی افرین 
اگر نه
از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین

اگر نه
از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین




»











در بیان، سالازار که اصلا و ابدا از حضورش در گریفیندور خوشحال نبود، در حالی که جمعیتی به سر کردگی گودریک به دنبالش بودن تا با خوشحالی بدرقهش کنن، میاد از تالار گریفیندور خارج بشه که یهو کلاه از در ورودی قل میخوره و میاد تو.






