پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

349
نفر همین الان آنلاین‌اند 154 نفر در «انجمن»
2 عضو 347 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

ماجراهای مرموز مدرسه هاگوارتز

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
تولد نقش
1405/07/07
آخرین ورود
امروز ساعت 20:00
عضویت
1405/06/30
پست‌ها
47
راجر پس فکر کن این تنها شانس ماست برایه برگردوندنتون به گروه اصلیتون باید بریم از یکی که در باره جادوهایه باستانی اطلاعات داره بپرسیم یکی مثله دامبلدور
_اره دامبلدور خوبه
_ ولی پیدا کردن دامبلدور راحت نیست
_ اره سخته حالا چیکار کنیم
هلنا گفت که: میتونیم از ولدمورت کمک بگیریم اونم اطلاعات زیادی داره درباره جادوهایه باستانی
_ اره ولدمورتم
خوبه
که دوباره ولدمورت از شومینه زد بیرون معلوم بود از خواب بیدار شده بود و با لحن عصبی گفت دوباره کی منو صدا کرد بزارید بخوابیم دیگه بابا
سالازار گفت: لردی عزیز ما تورو صدا کردیم چون ازت سوال داشتیم
_ خب بگو سوالتو
_ چیزی در مورد جادو هایه باستانی میدونی
_ خب اره کدومش
_ نمیدونیم
_ اسم طلسمش
_ نمیدونیم
_ پس چی میدونید
راجر گفت: فقط اینکه من بهش فکر میکنم یهو عمل میکنه
_ اهان اون جادویه باستانی ریونکلاو اون جادویه قدیمی هست
_ اره ولی سوال ما در مورد اون جادو نیست
_ پس چیه
_ ما فهمیدیم که کی کلاه رو دستکاری کرده
_ خب کی
_ رودولف لسترنج ولی میگه که کسی مجبورش کرده و ما اینو مطمئنیم و میخواستیم به ذهنش نفوذ کنیم ولی خاطرش قفل شده بود
_ خب
_ تو چیزی در مورد طلسم باستانی نمیدونی که اینطوری عمل کنه
_ مشخصاتی که دارید میگید اشناست ولی نه
_ باشه چیزی یادت اومد بیا بگو
_ باشه
و تصویرش از تویه شومینه رفت
راجر گفت: خب الان چیکار کنیم بدون هیچ چیزی
هوریس گفت:راجر بیا نیمه پر لیوانو ببینیم ما الان خیلی چیزا میدونیم
_ اره ولی نمیدونیم چجوری کلاه رو برگدونیم به حالت اولش
_ خب اره اینو نمیدونیم
سالازار گفت: ما نباید تسلیم بشیم به گروه هایه دوتایی تقسیم میشیم و میریم کتابخونه تا در مورد این طلسم چیزی پیدا کنیم یکی هم میمونه اینجا تا از رودولف مراقبت کنه تا اگر چیزی یادش اومد بگه
راجر گفت: من بمونم من بمونم
سالازار گفت: نه تو نه هوریس تو بمون من با هلنا میرم راجر تو با جینی برو نویل تو تنها برو
راجر گفت: من با نویل برم
_ نه با جینی
من گفتم: تمایلی ندارم با این برم بزارید با نویل بره
_ همین که گفتم شما دوتا باهم میرید
من و راجر با بی علاقه گی از اتاق اومدیم بیرون
همه به سمت کتابخانه رفتن....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
⚡ 𝓒𝓪𝓽𝓬𝓱 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓸𝔀𝓷 𝓼𝓷𝓲𝓽𝓬𝓱, 𝓘’𝓶 𝓫𝓾𝓼𝔂 𝓼𝓪𝓿𝔦𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭. 🔥
تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1405/06/31
آخرین ورود
امروز ساعت 20:49
عضویت
1405/06/31
پست‌ها
107
- یادم نمیاد
- راست میگه، این خاطره اش رو قفل کردن.
- یعنی چی راجر؟
- یعنی خودش بهش دسترسی نداره و برای بقیه هم رمز داره.
خب گویا ماجرا از به اعتراف ساده به یه رمز شکنی حرفه ای تبدیل شده بود.
- همم... وایسا ببینم، گفتی طلسم بعد از اینکه خوندم، پاک شد؟
- آره.
راجر حسابی به فکر فرو رفت و سعی کرد مثل یه کارآگاه به ماجرا نگاه کنه. همه ساکت ماندند تا راجر حسابی فکر کنه.
- خب، ببینید طلسم از نامه پاک شد یعنی اون شخص دوست نداره ما بفهمیم چی بوده، احتمالا سخت هم بوده که رودولف یادش نمیاد. خاطره اش هم قفله و رمز داره.
- خب چه ربطی داره؟
- شاید طلسم، رمز خاطره است.
- ولی طلسم رو از کجا پیدا کنیم؟ رودولف که یادش نمیاد.
راجر چوبدستی اش را سمت رودولف برد و وارد ذهنش شد. خاطره قفل، کلید در خاطره.
- ممکنه طلسم باستانی باشه؟
- طلسم هایی که من دارم نیاز به ورد نداره صرفا باید بهش فکر کنی، به جز بقیه که... باید یه طلسم سخت و پیچیده رو اجرا کنند. خودشه... طلسم یه طلسم باستانیه.
- پس تو باید بلد باشیش.
- نه من فقط بهش فکر میکنم و اجرا میشن، وردش رو بلد نیستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1405/8/15 20:08:13
اگر تا آخر خوندی افرین
اگر نه از اول بخون.کاریت ندارم


تولد نقش
1396/06/22
آخرین ورود
امروز ساعت 20:52
عضویت
1384/09/08
پست‌ها
1061
هوریس نامه را نزدیک تر برد و چشم هایش را ریز کرد. حالا که همه منتظر بودند نام توطئه گر اصلی را اعلام کند، ترجیح می داد پیش از حرف زدن مطمئن شود؛ به خصوص که سالازار هنوز چاقوی داغ را زمین نگذاشته بود. دستش را داخل کیفش برد و میان کاغذها گشت تا سرانجام تکلیف تاخورده ای بیرون آورد. بالای صفحه نام رودولف لسترنج نوشته شده بود و پایین آن، توضیحی درباره تفاوت اضافه کردن مواد پیش و پس از خاموش کردن شعله؛ تفاوتی که نویسنده ظاهرا فقط پس از انفجار پاتیلش به اهمیت آن پی برده بود.

هوریس دو کاغذ را کنار هم گذاشت و روی میز به سمت سالازار چرخاند. شباهت فقط در ظاهر کلی حروف نبود؛ فاصله عجیب میان کلمات، دنباله بلند بعضی حرف ها و حتی خط خوردگی کوچکی که نویسنده با چند بار کشیدن قلم ضخیم ترش کرده بود، در هر دو دیده می شد. رودولف خودش را جلو کشید تا کاغذها را ببیند و با حرکتش، طناب دور صندلی کشیده شد. راجر چوبدستی اش را بالاتر آورد، اما هلنا دستش را روی لبه تکلیف گذاشت؛ پیش از آنکه این شباهت به اعتراف دوم تبدیل شود، هنوز چند احتمال بررسی نشده باقی مانده بود.

- این دست خط خود رودولفه.
- من اون نامه رو ننوشتم!
- اسمت بالای این تکلیف هست، لسترنج.
- تکلیف رو نوشتم، تهدید رو نه!
- شاید کسی خطش رو تقلید کرده، بابا. یا مجبورش کرده خودش بنویسه.
- اگر مجبورش کرده بودن، چرا نگفت؟
- شاید یادش نمیاد. راجر هم تو ذهنش کلاه دید، ولی هنوز اون خاطره رو بررسی نکردیم.
- من نامه رو با جغد گرفتم. همین رو یادمه!
- بسیار خب، رودولف. از همون جغد شروع کن. کی رسید و قبلش کجا بودی؟

افرادی که لایک کردند

همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
تولد نقش
1405/07/07
آخرین ورود
امروز ساعت 20:00
عضویت
1405/06/30
پست‌ها
47
رودولف وقتی بیدار شد گفت که اینجا چیکار میکنه ولی سالازار امانش نداد
سالازار گفت که: کلاه رو تو دست کاری کردی ها حرف بزن تا نکشتمت
رودولف گفت: درمورد چی حرف میزنی من از چیزی خبر ندارم
_ رودلف خودتو نزن به اون راه همه میدونن کار تو بوده
_ دلیل محکمی دز این باره دارید
سالازار که خون جلو چشماشو گرفته بود طلسم کروشیو رو زد رویه رودولف رودولف که داشت از درد به دور خودش میپیچید گفتش که: اره اره کار من بوده فقط قطعش کن توضیح میدم
سالازار طلسم زو قطع کرد و گفت: حرف بزن تا دوباره درد نکشی
رودولف با قیافیه رنج کشیده گفت: یک روز یکی بهم ناشناس جغد داد و گفتش که کلاه رو دستکاری کن تا بزرگترین چیزتو از دست ندادی سعی کردم بفهمم کی بوده ولی ردی از خودش به جا نذاشته بود منم برایه اینکه چیزی از دست ندم مجبور شدم انجامش بدم
راجر گفت: چجوری کلاه رو دستکاری کردی درحالی که تو فقط یک جادواموزی
_ داخل نامه یک ورد بود وردی که هیچ وقت ندیده بودمش زیر ورد نوشته شده بود اینو به کلاه بزنی تموم میشه کارش
_ اسم ورد چی بود
_ یادم نمیاد بعد از اینکه ورد رو خوندم از رویه کاغذ ناپدید شد
هلنا که تا الان ساکت بود گفت: ولی امکان نداره حتما یک جادویه سیاه قوی بوده
سالازار گفت: نامه رو هنوز داری؟
رودولف جواب داد: اره در چمدونم در سالن خصوصیه
سالازار به نویل گفت برو و ازتویه چمدون رودولف نامه رو بیار
نویل وقتی برگشت نامه در دستش بود سالازار نامه رو گرفت و گفت: هیچ نشونه ای رویه نامه نیست
راجر که عصبی بود گفت: مگه میشه امکان نداره
هوریس نامه رو از سالازار گرفت و گفت : چقدر دست خطش اشناست انگار یه جایی دیده بودمش
همه چشم ها برگشت به سمت هوریس...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
⚡ 𝓒𝓪𝓽𝓬𝓱 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓸𝔀𝓷 𝓼𝓷𝓲𝓽𝓬𝓱, 𝓘’𝓶 𝓫𝓾𝓼𝔂 𝓼𝓪𝓿𝔦𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭. 🔥
تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1405/06/31
آخرین ورود
امروز ساعت 20:49
عضویت
1405/06/31
پست‌ها
107
- دیدید؟ گفت مرگ خوارامون، از کجا معلوم کلاه رو مرگ خوار هاش خراب نکرده باشن؟پس کار رودولفه.
- منطقیه.
تا سالازار این را گفت، ولدمورت از همان شومینه رفت خونه شون تا ادامه خوابش رو ببینه.
- خب همگی با من به سمت اتاق شکنجه.
همه پشت سالازار به سمت اتاق شکنجه راه افتادند.
در راه جینی یک سوال خیلی جالب پرسید که راجر خیلی خوشش آمد.
- راجر این جادوی تو چیکارا میکنه؟
- هر کاری، هر کاری میتونه بکنه. ولی یه طومار دارم که قابلیت هایی که تا الان بروز داده رو نوشتم.
جینی طومار را گرفت و شروع به خواندن کرد:
کنترل چند اشیا به طور همزمان
ساخت وسایل و خانه کوچک
پودر کردن افراد و وسایل
فرا خواندن افراد
کنترل ذهن افراد
و....
جینی خواست چیزی بگوید اما به اتاق شکنجه رسیدند.
- خب آقای رودولف، چه خبرا؟
سالازار این را در حالی که چاقوی داغی در دست داشت گفت و بقیه هم با چوب و چماق دور اتاق ایستاده بودند اما راجر تنها چوبدستی اش را به سمت رودولف گرفته بود و هر چند ثانیه نوری آبی روشن و زیبا از سر چوبدستی اش بیرون میزد.
- میخواین ببینم چی تو ذهنشه؟
- آره یه نگاه بنداز
- خب، اربابش، پولاش.... یه کلاه میبینم.
- خاطره اش رو پیدا کن.
- نه، اینجوری که لذت شکنجه از بین میره
سالازار این را گفت و با سطل آب یخ رودولف را به هوش آورد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر تا آخر خوندی افرین
اگر نه از اول بخون.کاریت ندارم


تولد نقش
1405/07/01
آخرین ورود
امروز ساعت 15:24
عضویت
1405/06/26
پست‌ها
40
خلاصه!

پس از آنکه کلاه گروهبندی گروه تعدادی از دانش‌آموزان و استادان هاگوارتز را تغییر داد، سالازار، هلنا، نویل و راجر تلاش کردند علت این اتفاق را پیدا کنند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که احتمالاً کلاه دستکاری شده و رد ماجرا ممکن است به یکی از دشمنان هاگوارتز برسد. بررسی‌ها آن‌ها را به رودولف لسترنج رساند؛ کسی که حضورش در هاگوارتز مشکوک بود و حالا برای پاسخ‌گویی به جلسه احضار شده است.

رودولف لسترنج هنوز بیهوش بود و جلسه هم هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌بود. سالازار که از دیدن آدم‌های بیهوش و کلاه‌های بدعنق ظاهراً سیر نمی‌شد، تصمیم گرفت بالاخره بفهمد چه کسی پشت این ماجراست. البته رودولف هیچ اطلاعی از ماجرا نداشت، ولی این موضوع برای سالازار دلیل کافی‌ای بود که بیشتر به او شک کند.

راجر نقشه غارتگر را دوباره باز کرد. نقشه یک نقطه قرمز نشان می‌داد. نقطه قرمز حرکت می‌کرد و هر چند ثانیه یک بار ناپدید می‌شد و دوباره ظاهر می‌شد.

ـ ببینید مردم! ببینید که مجرم داره از دست عدالت فرار می‌کنه!

ـ اون نقطه خودتی راجر.

راجر به کفش‌هایش نگاه کرد. واقعاً خودش بود. نقشه غارتگر هم ظاهراً از مرحله جاسوسی به مرحله مسخره کردن صاحبانش رسیده‌بود.

سالازار نقشه را از دستش گرفت و ناگهان متوجه شد که نقطه دیگری هم روی آن ظاهر شده. نقطه‌ای که در هاگوارتز بود.

ـ ای ملت! پس معلوم شد کار کیه!

همه به هم نگاه کردند. هاگوارتز پر از آدم‌هایی بود که می‌توانستند کلاه را دستکاری کنند، اما فقط یک نفر وجود داشت که می‌توانست بدون اجازه وارد هر جایی بشود و بعد هم ادعا کند که اصلاً آنجا نبوده.

لرد ولدمورت!

در همان لحظه شومینه روشن شد و چهره لرد از میان شعله‌ها ظاهر شد.

- داشتیم خواب هفت‌هورکراکس می‌دیدیم. شنیدیم که صدایمان کردید. قصد آمدن نداشتیم، اما چه کنیم که حرف جد ما سند است. چه کار دارید؟

- لرد ولدمورت مجرمه!

راجر این را گفت و با چنان اطمینانی به لرد اشاره کرد که انگار همین الان شخصاً از زیر ردای او یک کلاه گروهبندی دیگر بیرون کشیده‌بود. سالازار به راجر نگاه کرد. سالازار جد لرد بود و طبیعتاً نمی‌توانست همین‌طوری نواده خود را متهم کند. جد بودن مسئولیت داشت. مخصوصاً وقتی نواده آدم لرد ولدمورت باشد.

ـ ببینید مردم! ببینید که این بچه می‌خواد با متهم کردن نوه‌ام، شجره‌نامه خاندان اسلیترین رو به گند بکشه!

راجر اما کوتاه نمی‌آمد. راجر به این نتیجه رسیده‌بود که اگر لرد مجرم نبود، پس چرا هر بار اسمش می‌آمد شومینه روشن می‌شد؟ این استدلال از نظر علمی دقیقاً به اندازه این بود که هر وقت اسم هاگرید می‌آمد، یک اژدها از پنجره رد می‌شد.

لرد هم که از این اتهام ناراحت شده‌بود، دستی به ردایش کشید و گفت:

ـ ما کلاه رو دستکاری نکردیم. گفتیم که، ما داشتیم خواب هفت‌هورکراکس‌مون رو می‌دیدیم. جز اون هم از خونه نمیریم بیرون. مگه این که بریم آشغالا رو بذاریم سر کوچه و برگردیم. یا مگه این که بخوایم چندتا ماگل شکنجه بدیم که اون رو هم مرگخوارامون برامون انجام میدن. مجرم هم خودتونید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1405/06/31
آخرین ورود
امروز ساعت 20:49
عضویت
1405/06/31
پست‌ها
107
- وایسید، الان میگیم کار رودولفه؟ خب اینکه کاری نداره، اصلا وزارتخانه و نقشه نمیخواد.
- ها؟ پس چجوری پیداش کنیم؟
- با کمی صبر.
ملت متعجب به هم نگاه میکردند و فکر میکردن راجر دیوانه شده.
ناگهان در باز شد و رودولف اومد تو،جینی باورش نمیشد.
- چجوری؟
- گفته بودم به نوع خاصی جادوی باستانی دسترسی دارم؟
- نه
- خب الان گفتم. ولی اختیار کاملش دستم نیست بعضی وقتا باهام راه میاد.
رودولف که جوری بود انگار نمیداند چرا اینجا آمده گفت:
سلام، چیشده؟ من اومدم اینجا یه چیزی بگم ولی یادم رفت.
سالازار با خوشحالی شیطانی جواب داد:
هیچی باید با هم حرف بزنیم .
و با یک طلسم رودولف رو بیهوش کرد تا بعدا شکنجه اش کنند که کار اون بوده یانه؟ چرا؟ برای کی؟
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1405/8/13 20:41:28
اگر تا آخر خوندی افرین
اگر نه از اول بخون.کاریت ندارم


تولد نقش
1405/07/07
آخرین ورود
امروز ساعت 20:00
عضویت
1405/06/30
پست‌ها
47
راجر بدعنق نمیتونه یک کلاه جادویی سرسختی مثله کلاه گروهبندی رو دستکاری کنه
شاید یک مرگخوار یا کسی که از هاگوارتز خاطره خوبی نداره یا میخواد هاگوارتز رو خراب کنه یکی مثله ولدمورت
راجر گفت: ولی ولدمورت هاگوارتز رو مثله خونه دوم میدونه مثل هری
_درسته ولی بعد از اینکه از هاگواتز رفت گفتش که این مدرسه رو به گند میکشه
_حالا که دارم فکر میکنم الکیم نمیگی ولی خودش که الان در وزارت خانس
_ پس نیاز داره به یک نفر در هاگواتز
_ ردولف لسترنج اون هنوز در هاگوارتزه
_ اره درسته ولی من از اون حرکت مشکوک ندیدم
_ نقشه غارتگر رو داری؟
_اره دارم
_کجاست سریع بیارش
_ بالا تو خوابگاهه
_بروو بدو
_باشه
و رفتم نقشه غارتگر رو اوردم
_رسما قسم میخورم که شیطنتت کنم
تصاویر نقشه که کامل شد راجر نقشه رو گرفت و دنبال یک نفر گشت
_ رودولف رویه نقشه نیست
_یعنی چی؟
_یعنی اینکه در هاگوارتز نیست
_ ولی کسی غیر از من و اساتید از راهایه مخفی خب نداره
_ این نقشه کسایی که شنل نامرئی دارن رو نشون میده؟
_ اره تازه پیشرفتش کردم هاگزمیدم نشون میده
_پس کجاس؟
سالازار گفت: چون هنوز جادواموزه و رد پاش میمونه
_ پس باید بریم وزارتخانه؟
_نه من راحت میتونم پیداش کنم چون همه جادواموزا در هاگواتز ثبت میشه هرجا که میرن ولی نیاز به یک نفر دارم
_کی؟
_ گودریک گریفیندور
_ ولی اون چند وقته در هاگوارتز نیست
_ کجاس
_ نمیدونم گوردیک خیلی مرموزه
_باید پیداش کنیم هرطور شده
_ولی نمیتونیم
_ چرا میتونیم گوردیک هنوز در دفتر ثبت هاگوارتز جادواموزه
_پس راحت میشه پیداش کرد
_هم اره هم نه
_ یعنی چی؟
_ اون یه بنیان گذاره
_خب
_خب که نمیشه ردپاش نمیمونه ولی یه رد خیلی خیلی کمی میمونه
_ خب الان چیکار کنیم؟
_ نیاز داریم به یک ادم بزرگ کسی که در وزارتخانه نقش پرنگی داشته باشه
_یکی مثله.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/8/13 20:27:50
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1405/8/13 22:05:00
⚡ 𝓒𝓪𝓽𝓬𝓱 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓸𝔀𝓷 𝓼𝓷𝓲𝓽𝓬𝓱, 𝓘’𝓶 𝓫𝓾𝓼𝔂 𝓼𝓪𝓿𝔦𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭. 🔥
تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1405/06/31
آخرین ورود
امروز ساعت 20:49
عضویت
1405/06/31
پست‌ها
107
- یافتم!
- چی رو راجر؟ اینکه چرا گروه ها رو عوض کرده؟
- نه یه نظریه دارم.
ببینین یک چیزی درست نیست. کلاه قبلا خیلی مهربون بود اما وقتی گروه ها رو جا به جا کرد به طرز عجیبی لجبازی کرد و لج در آر شد.
- خب که چی؟
- جینی یکم فکر کن! از کجا معلوم کسی کلاه رو دستکاری نکرده باشه؟
جماعت به فکر فرو رفتند، درست بود. زمانی که اولین بار کلاه را روی سرشون گذاشتن کلاه طور دیگری بود.
- اما کی؟ کی ممکنه این کار رو کرده باشه؟
- نمیدونم! کسی که عاشق آشوب باشه و به همه جا دسترسی داشته باشه.
ذهن همه همزمان به سمت یکی رفت.
- بد عنق؟
- ممکنه... نه خیلی احتمالش زیاده... نه واقعا فقط کار بد عنق میتونه باشه. اونه که میتونه اینقدر شرارت کنه و کلاه رو دستکاری کنه.
دستکاری یک کلاه جادویی کار سختی به نظر نمیامد.
قطعا کار بدعنق بوده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر تا آخر خوندی افرین
اگر نه از اول بخون.کاریت ندارم


تولد نقش
1405/07/07
آخرین ورود
امروز ساعت 20:00
عضویت
1405/06/30
پست‌ها
47
وقتی رفتم سره میز شام شنیدم که اعضای گروهمون دارن پشت سر نویل بقیه گسایی که گروهشون عوض شده حرف میزنن
یهو این به فکرم رسید که شاید مشکل از خود بچها بوده باید به کلاه ثابت کنن که به اون گروهی کل بودن تعلق دارن
نویل با شجاععتش راجر با درس خوندش هلنا رو فکری درموردش ندارم و سالازار با خباثت ولی برایه اینکه بتونن خودشون رو ثابت کنن باید نقشه هایی بکشن که بتونن با هم خودشونو ثابت کنن ولی کار گروهی با راجر غیر ممکنن بود
وقتی شام رو خوردیم مستقیم رفتم پیش سالازار و فکرمو گفتم اون اولش قبول نکرد گفت خودش براش فکری میکنه ولی بعدش گفت به امتحانش می ارزه
سالازار قبول کرده بود باید هلنا رو پیدا میکردم پس رفتم سرسرا هلنا رو اونجا دیدم که داشت کلاه رو باخودش میبرد دفتر مدیر من رفتم که بهش فکرمو بگم  که نزدیکش شدم کلاه گفت منو دست کم نگیرید بلایی بدی به سرتون میارم من به حرف کلاه اهمیتی ندادم و قضیه رو به هلنا گفتم هلنا گفت مشکلی نداره ولی چجوری میخواد به کلاه ثابت کنن منم جواب دادم بعدا فکری درموردش میکنم
بعدش از قضا نویل هم اونجا بود رفتم بهش گفتم چی شده اینا گفت باشه
حالا فقط مونده راجر راجر رو هرجا گشتم پیدا نکردم رفتم جغدخانه دیدم اونجاست داره جغدش رو نوازش میکنه
بهش گفتم قراره این کارو بکنیم در کمال تعجب بدون هیچ حرفی گفت باشه همکاری میکنه
قرار شد فردا جلسه ای بگیرن تا ببینن چیکار کنن
فردا

جلسه
راجر درحالی که داشت همه چیزهارو مینداخت گردن کلاه گفت: الان باید چیکار کنیم
هلنا گفت:باید باهم کار کنیم تا بتونیم برگردیم به گروه خودمون
سالازار گفت:به راحتی نمیشه باید نقشه هایی بکشیم که مو لا در درزش نره
نویل گفت: اخه چجوری ما که اصلا نمیدونیم چرا تو این گروه افتادیم
هلنا گفت باید ببینیم کجا اشتباه کردیم
و اینجاس که همه به فکر فرو میرن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
⚡ 𝓒𝓪𝓽𝓬𝓱 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓸𝔀𝓷 𝓼𝓷𝓲𝓽𝓬𝓱, 𝓘’𝓶 𝓫𝓾𝓼𝔂 𝓼𝓪𝓿𝔦𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭. 🔥
تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.