جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

31 کاربر(ها) آنلاین هستند (30 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: دوشنبه 8 فروردین 1384 10:02
نمایش جزئیات
آفلاین
از ببری خان برای توضیحات تشکر.
و اما در مورد ولدمور باید بگم که این کلمه در اصل از فرانسه ساخته شده و دوستانی که فرانسه می دونن تایید خواهند کرد که حرف ت در آخر این کلمه بی صدا هست.
برای مطمئن شدن می تونید به مراجع تلفظ این کلمه رجوع کنید از جمله سایت ناشر کتاب و سایت خانم رولینگ


پ.ن.
سوای بحث های زبان شناسی یک سری از واژه ها بر اساس
سلیقه ی مترجم انتخاب میشن و بحث روی اونها کسی رو به جایی نمی رسونه. مثل نجوا و پچ پچ.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آن ارزی که می ورزی.
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: شنبه 29 اسفند 1383 09:14
نمایش جزئیات
آفلاین
A cloak is a wide loose coat thet fastens at the neck and does not have sleeves
A robe is a loose piece of clothing which reaches the ground

این دیکشنری (Narcis 5.2 ) به بدونه آستین بودن cloak اشاره کرده.و این با چیزی که تو داستانه تناقض داره.
من کلمه عبا رو پیشنهاد میکنم این جوری از اسلام هم دور نمیشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: شنبه 29 اسفند 1383 01:57
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشيد باز پابرهنه دويدم وسط حرفتون، جهت تكميل كردن اطلاعات خنگ‌هايي مثل من:
1. A loose outer garmentsuch as a cape.
   
2. Something that covers or concealsa cloak of secrecy.


1. A long loose flowing outer garmentespecially:
         
1. An official garment worn on formal occasions to show office or rank, as by a judge or high church official.
         
2. An academic gown.
         
3. A dressing gown or bathrobe.
   
2. robes Clothesapparel.
   
3. A blanket or covering made of materialsuch as fur or clotha lap robe.

من توي اين منبع از جيب چيزي نفهميدم كه آيا Cloak جيب داره يا نه، منبع هم reference.com
در مورد بالاپوش، ذهن من روي اين كلمه دور و ور لباس‌هاي مكزيكي‌ها دور مي زنه، البته اين نكته رو هم بگم كه ذهن من دور خيلي چيزهاي ديگه هم دور مي‌زنه! پس زياد توجه نكنين!‌

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: شنبه 29 اسفند 1383 00:26
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

هری عزیز! در مورد شنل باید بگم که شنل جیب نداره! لغت بالاپوش رو من هم می پسندم و با حاجی دارک هم امروز صحبتش بود، اجازه بدید صحتش رو بررسی کنم.

در مورد ماگل هم عرض کنم که کلمه ای است که همه طرفداران هری از اون اطلاع دارن و به قول معروف جای حرف تازه ای نمونده.

اما برخی کلمات نا آشنا تر هستن و جای بحث دارن. مثل مورد هگرید یا اسنیپ که جایی ذکر نشده اند.

البته اگه شرایط مناسب باشه کلیه کتابهای این مجموعه ترجمه و چاپ خواهد شد که اون موقع حتی کلمه ای مثل ماگل هم کاملا شرح و بسط داده خواهد شد.

از لطف شما و سایر دوستان سپاسگزارم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: جمعه 28 اسفند 1383 10:27
نمایش جزئیات
آفلاین
اول از همه باید بگم متاسفانه من هنوز وقت نکردم این ترجمه رو درست بخونم و یه نگاه سطحی کردم ( شب عیدی نمید نمیزاره دیگه !!!)
دوم در مورد cloak ما این همه کلمه در فارسی داریم در کتاب ژوزف بالسامو که یه جادوگر بوده برای معادل قرار دادن واژه شنل پیشنهاد داده شده و مترجم قبلی واژه بالا پوش رو استفاده کرده به نظر من شنل بهتر از جبه هستش و مانوس تره
دوم اینکه من توی ترجمه دیدم در مورد مثلا یه شهر خاص در انگلیس 4 خط زیر نویس هست ولی در مورد کلمه مهمی مثل ماگل فقط گفته شده این کلمه از ماگ گرفته شده به نظر من حداقل یه صفحه توضیح راجع به تاریخچه و مصاحبه های خود نویسنده راجع به این کلمه لازمه در زیر نویس یا در آخر کتاب اگه ایندکس داره بیاد به خصوص اینکه این کلمه ترجمه نشده اومده
سوم اینکه من دیدم یه سری اصطلاحات و در واقع slang ها زیاد با فارسی جور نشده مثلا if you asked me در انگلیسی به فارسی یعنی اگه نظر منو بخوای و گفتن اینکه اگه از من بپرسی زیاد جالب در نمیاد
فعلا همینا تا ریز به ریز بخونمش بعدا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: جمعه 28 اسفند 1383 00:10
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم ... در مورد این ترجمه چند تا نکته به ذهنم میرسه که باید بگم :
1- در پاراگراف اول لغت متشکرم اومده که در واقع میخواسته از خود ممنون بودن دورسلی ها رو نشون بده . که البته واضحه که چنین لغتی توی زبان فارسی وسط یک جمله کاملا بی ربط به نظر میاد ! به نظر من یک بله کار همون متشکرم رو توی زبون فارسی انجام میده !

2- در مورد جبه که استفاده شده مترجم میخواسته تفاوت بین دو لباس جیب دار و بدون جیب رو نشون بده ! برای لباس بدون جیب از لغت ردا استفاده شده و برای لباس جیب دار از جبه ! من هم با این تمایز موافقم اما لغات جبه و خرقه به نظرم چندان مناسب نیست ! من به ببری عزیز لغت شولا رو پیشنهاد کردم تا چه مقبول افتد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 23:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

آبرفورث دامبلدور نوشته:
مشخصا معلومه كه اون جمله اولي مترجم فعل مناسبي نداشته و سعي كرده يه حالت ماله كشي كنه و منظور رو برسونه‌

آبرفورث جان من در مورد این جمله نفهمیدم منظورت از مترجم کی بود ولی من مثال زدم که همچین معادلی بهتره(از روی هیچ مترجم دیگه ای هم نیگا نکردم).
من یه بار گفتم با جبه مخالفم چون قدیمیه و اگه کسی به گوشش نخورده باشه مجبوره هی بره دیکشنری رو نیگا کنه. خرقه هم جالبه ولی تو دهن خوب نمیچرخه من یکی یاد شعر (حافظ XXXXXXXX این خرقه می آلود) میافتم. نمیدونم شاید این که میگم تو دهن نمیچرخه به خاطر عادت نداشتنش باشه مثلا برای من الان ردا یه چیز جا افتادست چون تا حالا هر چی کتاب هری پاتر خوندم با ردا بوده...
یه چی دیگه هم بگم و برم من فکر کنم لازم نیست تمام و کمال ترجمه های قبلی رو تغییر بدیم درست که پرتو یا مخصوصا ویدا ترجمشون جالب نیست ولی بعضی مواقع معادلاشون خوب بوده یا اگه هم خوب نبوده بهتره که از اون معادل ها استفاده بشه به نظر من خواننده میخواد یه چیز واحد تو مغزش داشته باشه که هی دم به ساعت تغییر نکنه.پس اگه سعی بشه (به جای معادل برای جبه و خرقه و... که همشون یه جورا)بیشتر به همون جمله بندی و و اصالت متن توجه بشه خیلی بهتره که خوشبختانه تمام این عوامل تو این ترجمه دیده میشه فکر کنم سن خوانندگان هری پاتر با این ترجمه چهار ، پنج سال بیشتر شده و این دقیقا داره به اون متنی که رولینگ اشاره کرده بود نزدیک میشه.(البته معادل برای جبه و خرقه و دیگر کلمات نشانه دقت اعضا و مترجم گرامی است )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 22:04
نمایش جزئیات
آفلاین
يه نكته در پاسخ به باك بيك عزيز
پروفسور مك گونگال با صدايي آهسته گفت:
پروفسور مك گونگال نجوا كرد
مشخصا معلومه كه اون جمله اولي مترجم فعل مناسبي نداشته و سعي كرده يه حالت ماله كشي كنه و منظور رو برسونه، پچ پچ كردن هم به نظر من ميشه ولي بحث سر چيز ديگه‌س!‌ جبه، خرقه، يا ردا!‌

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
به نظرم کار عالیه اگه هم یه مقدار برای من یا بقیه روان نیست بخاطر اینه که ما ناخودآگاه با ترجمه های دیگه مقایسه میکنیم.در مورد زیر نویس ها بگم که عالیه یعنی بی نظیره . به نظر من همون مثال هاگرید که پاورقی شده خیلی داستانو با ارزش میکنه (همین که اسم یه ادم اینقدر ارزش داشته تا از اسطوره ها دربیاد نشونه قدرت نویسنده است).
فکر کنم کلمه جبه رو تو درس تاریخ بیهقی دیده باشم(جبه ای داشت حبری رنگ/ یه بار هم ترجمشو تو امتحان اشتباه نوشتم )این کلمه هم مثل سایر کلمات بیهقی منسوخ شده و تو نثر گذشته کاربرد داشته.در مورد کلمه نجوا هم که دوست خوبم کریچر به اون اشاره کرد فکر کنم خیلی معادل های دیگه ای که مناسب متن باشن وجود داره مثلا جمله { پروفسور مک گانگال با صدایی اهسته گفت} به جای { پروفسور مک گانگال نجوا کرد}.
به نظرم خواننده روی خط هایی که حاوی کلمات سنگین هستند اینقدر دور میزنه تا دنباله متن دستش بیاد و این میتونه خواننده رو پس از چند صفحه خسته کنه {نتیجه }پس چه بهتر که با معادل سازی مناسب و روان هم متن اصلی رو حفظ کنیم و هم به خواندن متن به کمک خواننده بیاییم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: فصل اول كتاب سنگ جادوگر:: ترجمه سميه گنجي
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 07:59
نمایش جزئیات
آفلاین
متاسفانه متن انگلیسی رو ندارم ولی مطمئن هستم که مترجم عزیز 100% معنی دقیق کلمه رو انتخاب کرده ولی حرفم اینه که بعضی کلمه ها مترادف هستند و نباید این قدر ریز کار کرد من وقتی کلمه ی خلق رو میشنوم یاد شعر خلق چو مرغابین می افتم
( من اصولا عادتم اینه که از متن فارسی فارسی ویرایش میکنم)

خوب حداقل میدونیم کدوم کتاب رو بگیریم وقتی کتاب 6 در اومد گر چه هنوز فصل اولی بیش ترجمه نشده و معلوم نیست چی جوری بقیه ی کتاب ترجمه بشه ولی مطمئنا خوب در می یاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر