از بدن سياها آتيش بيرون مياد!!!!
دنيس و اندرو:

سياها:

يه نفر از گوشه كافه بيرون مياد!
چوبدستيشو به طرف دنيس ميگيره و ميگه: سريتيان لانكوس!
دنيس ميچسبه به زمين!
اندرو:
گوري پوري لينانكا!همه شيشه هاي نوشيدني خوني خورد ميشه...خورده هاش ميره تو چشم سياها!
شترق!!!! در انباري كافه باز ميشه و يه نفر با چهره پوشيده چوبدستيشو به طرف اندرو ميگيره:و........
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
