جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] هتل ملوان زبل

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 29 مرداد 1384 15:28
نمایش جزئیات
آفلاین
راستش من دلم واسه هتل و نوشتن نمايش تو اينجا تنگ شده بود ! ولي چون نمايش هاي قبلي يه کم پيچيده شده و نميشه ادامه داد سعي مي کنم يه موضوع ديگه رو شروع کنم .

$ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $ $

بچه ها با کمک هم هتل رو تعميراتي کردن ...
شب ، سر ميز شام
ايني : خب بچه ها دستتون درد نکنه هتل رو حسابي تعمير کرديم . سازمانيا اگه بيان حسابي کيف ميکنن !
غريبه : ايني ممکنه پاداشي هم بدن ؟؟ چون ما با اينکه اين کاره نبوديم ولي خوب از پسش بر اومديم !
آرتا : دقيقآ من هم با اينکه از اولش نبودم ولي خيلي دقيق کار ميکردين !!!
ايني : خب ... بعيد نيست ، ممکنه يه پاداشي بدن ...
سيبل : خب حالا شام رو بخوريد بعد صحبتاتون رو بکنيد !

بعد همه شامشون رو ميخورند و ميرن ميشينن تو سالن ...

ايني تکيه داده بود به ديوار و داشت صحبت مي کرد : آقا من جونم دراومد سر اين ديوار !! رنگ و که ميزدي مثل بستني که آب ميشه ميريزه ، ميريخت !! 600 بار رنگ زدم ولي انگار نه انگار ...
تامي ميپره وسط حرف ايني و ميگه ...
آره ... اين ديواره منم خيلي اذيت کرد ! يه لک سياه داشت هر چي رنگ ميزدم روش باز هم سياه مي موند ! البته اولش خوب بودا ولي بعد از 5 مين که ميومدي ميديدي باز هم سياه شده بود !
غريبه : اِ اِ اِ اِ ... من ميگم چرا جاي اين کمده عوض شده !! نگو واسه اينکه تابلو نشه اينو بردي اونور !
تامي : خب گفتم يه وقت ايني ميبينه اون يه ذره حقوقي هم که داريم کم ميکنه ! ولي خب تقصير من نبود !
ايني :
آرتا : شايد مشکل از رنگشه
غريبه : نه بابا چه طور بقيه جاها رنگ گرفته !!
سيبل : تامي آخرين باري که ديدي باز هم سياه بود ؟!
تامي : اوهوم !
ايني : خب بيايين کمک کنين اين کمد رو بديم اونور يه ديد بزنيم !!
بقيه :
ايني : چــــيـــــــــــــــه ؟!
غريبه : ايني واقعآ که !!! تامي که نصف تو هستش خودش کمد رو هل داده تا اونجا ! اون وقت تو نمي توني يه ذره هلش بدي کنار ؟!!!
ايني : اِ اِ اِ اِ ... خب به من چه ؟!!! حالا که تا اينجا هل داده ، خودشم بياد هلش بده کنار !!!
آرتا :
تامي :
غريبه :

=-=-=-=-=
ادامه دارد...
=-=-=-=-=

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...
استخدام در هتل ملوان زبل
ارسال شده در: یکشنبه 23 مرداد 1384 11:22
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آرتابانوس
لقب: گريفيندور
شغلی که مایلم در این هتل داشته باشم: صندوقداري (اگرم احتياجات ديگه اي بود، ميتونم درون زمينه هم بكار بپردازم، ترجيحاً پذيرايي :-D)
سن: هزار و اندي ساله اما جوان!
استعداد ها: تا دلتون بخواد! دفاع در برابر جادوي سياه، تغيير شكل، افسونگري پيشرفته و ... (اينا فقط از يه لحاظ بودن)
تیپ: بلندقامت، خوشرو، ورزيده و تنومند، خوش اندام و گريفيندوري
اخلاق: خوش اخلاق، شوخ طبع و مهربان
_________________
پس از ثبت نام، كارمو شروع ميكنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هتل ملوان زبل
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 02:20
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:چیزی شده جناب مودی؟؟؟؟
مودی:اون کیه؟؟؟
زاخی:کی؟؟؟
اینی:کی رو میگین؟؟؟
غریبه:وااا این یارو دیوونست اونجا که کسی نیست...
مودی یه چیزی رو رو هوا میگیره و شنل نامرئی طرف رو برمیداره....
زاخی:این کیه؟؟؟من اینو قبلا ندیده بودم....
اینی:نه....
غریبه:نه من باور نمیکنم...
تومی:بابا این کیه یکی به ما بگه
زاخی:اگر نگین من از اینجا میرم...
اینی:من باور نمیکنم...این نمیتونه حقیقت داشته باشه....
غریبه:نه منم باور نمیکنم...این نمیتنه حقیقت داشته باشه...
زاخی:ای بابا تا فردا میخواین بگین من باورم نمیشه
مودی:به این میگن خیانت
======================
اون فرد کیه که زاخی و تومی ندیده بودنش...
در پست بعدی میفهمید....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
اینی:بسه دیگه ول کنید....سرمو به درد آوردین.....بسه...آقا ما اصلا به هیچی نیاز نداریم...بسه....
تامی:هوم......چی شده؟
اینی:بابا کشتین منو......هی اون از باباش میگه اون از عمش میگه بسه....نخواستیم......من تازه به یه نتیجه رسیدم که باز کردن قفس کار نویسنده نبوده.....کار خودی بوده
زاخی:یعنی کی؟
اینی:خب....سوال خوبی بود....به خاطر همین من به مودی زنگ زدم بیاد اینجا....قضیه رو پی گیری کنه!
همه:مودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟مااااااااااااا!!!!!!
سیبل:اه......اون میاد؟ با اون قیافیه.....
غریبه:حالا کی میاد؟
**در همین لحظه صدای در میاد**
اینی:بله بفرمایید تو......
**مودی میاد تو.....ابته در حین اینکه میاد پیش اینی چشمش مدام به یه جا نگاه میکنه بعد مودی با خودش میگه.... شنل نامرئی!!**

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 25 تیر 1384 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ببخشید اشتباهی گفتم...بابا قاطی کرده بودم اون موقع...اینایی که توماس گفت درسته....
همه:
زاخی:بریم دنبال اونا بابا...بدیین....سریعتر....
============================
ببخشید باید برم الان....بعدا میام ویرایشش میکنم....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 25 تیر 1384 14:59
نمایش جزئیات
آفلاین
در همين لحظات يهو تامي ميا تو
تامي:هومـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك دوستان من
ملت يهو داشتن ميرفتن بر ميگردن
ايني:تامي..سلام قضيه ي اسكاور چيه؟؟
تامي:اسكاور؟؟
ايني:آره همون كه اين گفت(به زاخي اشاره ميكنه)
زاخي:هووم؟؟مگه اسمش اسكاور نبود
تامي:«تو باز چرت و پرت گفتي..برو بچز اين بنده ي خدا منظورش كرايمه».
زاخي:خوب هر آدمي اشتباه ميكنه
غريبه:قضيش چيـ....
تامي:اي بابا.يه زماني منو زاخي داشتيم تلاش ميكرديم روابطمانيا و رودي رو بريزيم بهم.بعد...قضيه ي بي اف كيو ميدونين
لي:همون بسيج فدرال كرنوال؟
تامي:باز زاخي اسمو اشتباه گفت؟؟بسيج فداييان كرنوال
غريبه:چي هست؟؟
تامي:يه گروهه ريسسش بابامه.چون بابام از اون كله گنده هاي كرنواله يه عده سينه چاكشن0
ملت:آوو
زاخي:بريم؟؟
تامي:كجا؟؟
ايني قضيه رو تعريف ميكنه
تامي:باشه فقط بزارين من برم يه چندتا كرايم بيارم(توجه كنيد اسم اصليش كرايمه نه اسكاور).بعد غيب ميشه
ايني:تو چرا اسما رو اشتباه ميگي؟؟حتما تو باغ وحش به ناندو ميكي نيزل.نه؟؟
چند دقيقه ي بعد تامي مياد تو دستش چندتا خرت و پرته
تامي:بياين منو زاخي كه هميشه جاي ساعت كرايم دستمونه.ايني و غريبه اين عينكا رو بزنن.سيبل و پانسي هم مچ بند لي هم اين بلو توثو وصل كنه.
همه:
--------------------
--------------------
اگه چرته فقط براي اينه كه ميخواستم اون اسما رو درست كنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 25 تیر 1384 04:56
نمایش جزئیات
آفلاین
اینی: تازه ما می خواستیم تو یه مدت نیستی به عنوان توماس ازت استفاده کنم حقوقتو زیاد کنم؟
زاخی:ببین الان میان می گند که ناندو ها هم از قفس ازاد شدن ها ...
سیبل:با ناندو یا بی ناندو ما که نمی دونیم نویسندهه حقیقت رو به کی میگه به کی اعتماد داره .حالا اسکاور هم بیاری ...
پانسی:دقیقا اصلا ....
همه نگاها می ره سمت دختری که ایستاده بوده جلوی اطلااعات .
غریبه :کاری داشتید ؟
دختره :بله من می خواستم پروفسور ... رو ببینم .
غریبه:اتاق ... ببخشید شما؟
دختره:من از دوستانشون هستم .
دختره که می ره ...
غریبه :اشتباه نکرده باشم هدف اسکاورو پیدا کردیم
یه دختر دیگه درست شکل همون اولیه می یاد...
دختره :بببخشید اتاق پروفسور... کجاست ؟
غریبه:شما چقدر شکل همون خانمی هستید که حالا رد شد .
دختره :چی؟پس زودتر شماره اتاقو بدید برم.
غریبه:....
اون یکی به دو دور می شه .
زاخی:اااااا...اینها کی بودن ؟
اینی:باید بفهمیم ....پانسی غریبه سیبل برید بالا ببنید چه خبره .
زاخی و لی:پس ما چی؟
اینی: دو تا دختر تو اون اتاقه شما دو تا می خواید بیان چی کار؟
لی:یعنی تو می ری؟
اینی:من ... من باهاشون می رم تنها نباشن .
زاخی به لی :نترس ما هم دنباشون می ریم ....
پس دخترها اول رفتن بعد اینی و اخر هم زاخی و لی که می خواستن دیده نشند.
----------------------------
ادامه دارد
--------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از شما دعوت می شه تا در کلاس پیشگویی شرکت کنید .
هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 25 تیر 1384 01:18
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:اینی یه پیشنهاد دارم.
اینی:چیه؟؟
زاخ:به نظرم کاراگاه داشتن خوب نیست...اگر میخوای کاراگاه داشته باشی من هستم...ولس یه پیشنهاد دارم....
اینی:خب بگو منو دغ مرگ کردی....
زاخی:به نظرم باید یه گروه برای این کار درست کنیم....یا یه گروه استخدام کنیم....من یه گروه توپو میشناسم.....
اینی:اسم گروهشون چیه؟؟؟؟
زاخی:BFK
اینی:چی؟؟؟؟حالا یعنی چی این BFK??
زاخی:یعنی بسیج فدرال کارناوال.....من یکی از رییسای این گروهم....البته چند وقتیه که این گروه رو استراحت دادیم..بعد از منحل کردن رودی و یاراش به خودمون استراحت دادیم....
اینی:خب حالا قبلا شما چی کار میکردین؟؟؟
زاخی:با بدها مبارزه میکردیم...
اینی:چقدر جالب...حالا بقیه اعضاش کیا هستن؟؟؟؟
زاخی:فقط من و توماس جانسون هستیم الان...البته ساپرت مالی گروه بابابزرگمه...توماس فکر نکنم اینجا سر بزنه....من پیشنهادم اینه که شما بیاین عضو این گروه بشین....یعنی اصلا یه گروه جدید بسازیم....همه دنبال فردی که این کارو کرده میگردیم...
اینی:خب همین شکلی هم میشه گشت...
زاخی:نه دیگه...نشد.....نگاه کن....ما تو این گروه یه وسیله داشتیم به نام.....اسکاور....اسم بابابزرگمو گذاشتم روش....
اینی:خب این وسیله چی کار میکنه؟؟؟
زاخی:این وسیله بعد از اینکه به مچ دست یا پا وصل میشه میتونه کاری کنه که به هر شخصی که میخوای تبدیل بشی....
همه:
اینی:خیلی عالیه....بیارشون.....
غریبه:ما اینجا بوغیم دیگه....
اینی:نه عزیزم...
پانسی:راست میگه ما بوغیم؟؟؟
لی:من این شورای بی اف کی رو یه جایی دیده بودم...
اینی:حالا بزار این اسکاور رو بیاره ببینیم چه شکلیه....
زاخی:فقط یه چیزی....
اینی:چی؟؟؟
زاخی:به شرطی میارم که حقوقمونو بیشتر کنی....
اینی:.........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: جمعه 24 تیر 1384 11:24
نمایش جزئیات
آفلاین
اینی:لی تو که کشتی ما رو!
زاخی:راست میگه بزار ما این مسئله نویسنده رو معلوم کنیم!
غریبه:اینی به نظر من این یارو رو یه جایی بزاریم....مخ مون رو خورد!
اینی:باشه عزیزم(سانسور... )
اینی:هوم....ل جان.....شما بشو مسئول شست و شو.....خب؟
لی:باشه مشکلی نداره!!
اینی:حقوقتم میشه 1 گایون در ماه.....یعنی در سال
لی:اشکل نداره خوبه....
همه:
اینی:با همتونم! حقوق همتون فعلا 1 گالیون در سال هستش... چون الان چند ماهه که این هتل افتتاح شده ما فقط 4 تا مسافر داشتیم یه یکی دو روز بیشتر نموندن!بعد شما چطور توقع دارین تا حقوقتون بیشتر از 1 گالین در ماه باشه؟
همه:ماااااااا!!!!
زاخی:من که برای حقوق کار نمیکنم!
لی:برای منم حقوق اهمیت نداره!
پانسی:اما من چی؟؟؟؟؟؟من هیچی واسه جهیزیم ندارم!! !

سیبل:من انگیزه ای برای کار ندارم!
غریبه:اینی!!!!!
اینی:غریبه.....حساب تو جداست.....
غریبه:همون 10000 گالیون در ماه دیگه؟ :bigkiss: (سانسور....)
اینی: آره.......
زاخی:ولی این یکمی نامردیه!
اینی:حرف نباشه!هر کی ناراحته هریییی...
اینی:خب......من دنبال یه کارگاه میگردم....کسی میخواد دومین مسئولیتش کارگاه باشه؟ هووم؟؟
همه:کارگاه واسه چی؟
اینی:برای مسائلی که توی این هتل اتفاق میوفته!یکیش همین باز شدن قفس ها هستش!

-----------------------------------

ببخشید اگه بد شد!
بچه ها لطفا فعالیت خودتون رو بیشتر کنید!
شما باید بتونید بدون من هم کار کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: پنجشنبه 23 تیر 1384 07:36
نمایش جزئیات
آفلاین
حالا بی شوخی من میخاستم تو این تاپیک فعالیت کنم.
================================
اینی:زاخی من مدیر اینجام هر کی رو هم بخام استخدام میکنم.
زاخی:باش به من چه
غریبه:چی داداش یعنی ما اینجا هیچکاره؟
لی:بابا بسه شورشو در آوردید؟اصلا من رفتم
اینی:نرو..........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين