جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: پنجشنبه 30 تیر 1384 03:33
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:وایستا بینیم....
شون:بله..آقا درست صحبت کن....
زاخی:اون چیه تویه دستت؟؟؟
شون:چی؟؟؟....کدوم؟؟؟
زاخی:همون کاغذه.......
شون:اینو میگی.....
زاخی:آره....بدش به من....زود....
شون:نه....
زاخی:بدش مگر نه به زور ازت میگیرم....
شون:جرات میخواد....
زاخی:مانیا....کتی....سریع ازش کاغذو بگیرین...
******زنا هم که خشن ***
شون بعد از یک دقیقه:
زاخی:ببین این تو چی نوشته مانیا....
مانیا:چی نوشته....واااااااای.....نههههههه.....
**و غش میکنه******
زاخی:کتی برو آب قند بیار.
===================
تویه اون کاغذ چی بود؟؟؟؟.......
این پستو ادامه بدین موضوعشم همین کاغذ باشه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 12:45
نمایش جزئیات
آفلاین
شون با عجله میاد توی مغازه ومیگه:سلام دوستان ببخشید که میان این بحث شیرین مزاحم میشم ولی باید یه چیزی رو بهتون بگم.
زاخی یه نگاه چپ چپ به شون میکنه و میگه:تو چی میگی این وسط؟
کتی:بابا حرف نزن ببینم چی میگه.
شون:اومدم بگم بخش ما در وزارت سحر و جادو از امروز قراره امنیت این مغازه و چندجای دیگه رو تامین کنیم. اگه کسی مزاحمت درست کرد فقط کافیه بگین:شونوس بیوس تا من سریع بیام اینجا. اکی؟
مانیا و کتی:
زاخی: به تو چه مربوطه؟ من خودم اینجام. نیازی به شما نیست!
شون: چرا عصبانی میشی زاخی؟ مثل اینکه این شغل منه ها.
زاخی:به هر حال فکر نکنم نیازی به شما باشه.
شون میره طرف در و میگه: هر وقت به من احتیاج بود همون ورد رو بخونین من میام. خداحافظ.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:من پدر این لارا رو در میارم...نگاه کن چی کار کرد با ما.....بعد رفته پیش تومی و میگه من با زاخی و بقیه مشکل دار...دیوونست...
کتی:ولی فکر نکنم دیوونه باشه...به نظر من مسته....
مانیا:مست...برای چی مست حالا....
زاخی:بابا اصطلاحه....حالا کتی نمیشه اینو نگی....هر وقت میگی همه میگن یعنی چی...
کتی:بابا عادت کردم...
مانیا:حالا یعنی چی؟؟؟
زاخی:هیچ بابا جان..هیچی...
کتی:وایستا ببینم....اصلا میدونی چیه...تو دیگه حق نداری با مانیا صحبت کنی...
مانیا:وااااا......کتی جان برای چی؟؟؟؟...
کتی:من چندشم میشه...یه حالتی بهم دست میده....
مانیا:نه بابا....زاخی آدم چشم و دل پاکیه....با بقیه فرق داره(از خودم چقدر تعریف کردم! )
زاخی:ممنون مانیا....
کتی:گفتم حرف نزن....خودم میدونم مانیا ولی من هنوز هم به شما دوتا مشکوکم....من بالاخره سر در میارم...
زاخی:ببینم کتی نمیخوای دوباره کلوپ رو راه بندازیم؟؟؟
کتی:برو بابا حوصله داری....این همه پول داریم...کلوپو دیگه برای چی میخوایم....
زاخی:ولی....تو یادت نمیاد...اون مقوع چی میگفتی...میگفتی به ظرطی باهات ازدواج میکنم که بیای کلوپ کار کنی...حالا خودت کلوپو بستی....
مانیا:ببینم جریان ازدواج چیه؟؟؟؟.......مبارکه....بالاخره عروسی میخواین بگیرین؟؟؟
زاخی:نه بابا چی میگی.....ببینم...راستی من الان یه چیزی یادم اومد...راستی مانیا تو که میگی با رودی ازدواج کردی عکس عروسیتو داری؟؟؟؟
مانیآ:هوووم....نه.....چطور؟؟؟....
زاخی:یاته اون موقع میخواستم ثابت کنم که تو با رودی ازدواج نکردی؟؟؟
مانیا:آره من حافظه خوبی دارم....
زاخی:خب من میتونستم تو دادگاه ازتون عکس عروسی بخوام...
کتی:وایستا وایستا ببینم...این جریان دادگاه چیه؟؟؟؟...
========================
خلاصه حسابی بحث میکنن دیگه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 01:32
نمایش جزئیات
آفلاین
.....
2 ساعت بعد:
لارا:سلام مانيا جون..خوبي؟
مانيا:باز كه تو اين طرفا پيدات شد..
لارا:اومدم باهاتون اشتي كنم.ميخوام از طرف من براي زاخارياس عزيزم و كتي جونم و تومي دلنشين وخودت 4 دست رداي خوشگل بدوزي.اين يه هديه اس....
مانيا هيجانزده ميشه:باشه..حالا كه اينطوره سعي خودمو ميكنم..برو 3 روز ديگه بيا.
لارا(با لبخند مليح):باشه. .باي
3 روز بعد:
لارا:سلام ماني جون..رداها حاضرن؟
مانيا:بله لارا.خيلي خوشگل شدن.البته مال خودم از همه قشنگتره.
لارا:خيلي ممنون.حالا اگه ميشه اونارو بده به من ميخوام دورشون روبان ببندم.
مانيا:باشه..بگير.
2 ساعت بعد:
لارا:دوستان عزيزم.زاخي-كتي-ماني و تومي از همتون معذرت ميخوام...اميدوارم از هديه من خوشتون بياد...
همه:كف......سوت......جيغ
لارا:

همه رداهاشونو ميپوشن و از مغازه خارج ميشن.
كتي:زاخي جون..نيگا كن..همه به ما زل زدن.يعني رداهامون اينقدر قشنگه؟؟؟؟
زاخي:ام...نميدونم ولي يه جوري نيگا ميكنن!!!!
اونا هيچوقت نفهميدي لارا تو اون 2 ساعت با رداها چيكار كرده بود كه هر كي بهشون نگاه ميكرد اون 4 تا رو در حالتي ميديد كه هر كدوم يه كدو حلوايي گنده پوشيدن و يه بادمجون رو سرشون گذاشتن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 01:26
نمایش جزئیات
آفلاین
تومی:ببخشید زاخی اصلا دست خودم نبود...مانیا رو بوسیدم...
زاخی:اصلا به من چه؟؟؟....مگه من چیزی گفتم...
تومی:یعنی چی؟؟؟؟.....پس تعصبت کجا رفته زاخی؟؟؟
زاخی:پیش کتی هستش....
تومی:بابا یادت نمیاد وقتی کسی مانیا رو میبوسید تو چی کار میکردی؟؟؟
زاخی:خب آره به عنوان یه خواهر دوستش داشتم و فکر میکردم خواهرمه......
تومی:خب پس چرا الان هاین جوری نیستی؟؟؟
زاخی:کی گفته این جوری نیستم....
تومی:خب اگر هستی پس چرا هیچی نمیگی؟؟؟
زاخی:مگه چی شده؟؟؟
تومی:خب من به مانیا تنفس مصنوعی دادم...
زاخی:چییییییی داداش؟؟؟؟؟
تومی:خودم کردم که لعنت بر خودم باد.....
تومی راهی سنت مانگو میشه....
کتی:ببینم تو چرا تومی رو اون شکلیش کردی/؟؟
زاخی:آخه به مانیا تنفس مصنوعی داد....
کتی:خب به تو چه؟؟؟.....تو که گفتی با مانیا رابطه ای نداری...
زاخی:بابا مثل خواهرمه....
کتی:آهان
مانیا:چی شده...کی گفت مانیا....
زاخی:هیچی خواهر.....
مانیآ:چی؟؟؟؟....چرا ای شکلی حرف میزنی زاخی؟؟؟؟
زاخی برای مانیا چشم و ابرو میاد....کتی میبینه...
کتی:زاخی میکشمت....
و میدوئه دنبال زاخی....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
مانيا بسيار عصباني مياد تو:
پرميس:باز چته؟؟
مانيا:رووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووديييييييييييييييييييي
رودي: بنال
مانيا و پرميس: چيزي گفتي عزيزم؟؟
رودي:گفتم بنال
مانيا به پرميس:ميشه بپرسم وردنه كجاست
رودي از پشتش وردنه رو در مياره
مانيا:تو چرا اينجوري شدي؟؟
رودي:براي چي من بايد انقدر زز باشم؟؟تصویر تغییر اندازه داده شده!!الآنم جفتتونو هووشت ميكنم
پرميس يه نگاه كه مو رو از وسط ميشكافه به رودي ميكني
رودي در حال شكافته شدن:چيه؟؟
پرميس در گوش مانيا يه چيزي ميگه
مانيا:عزيزم ساعت جديد خريدي؟؟
رودي در حالي كه سعي ميكنه ساعتو پنهان كنه:من؟؟نه...همون ساعتمه ديديديگه
پرميس:ميشه ببينمش؟
رودي:نه...يعني آر..آر..قبل از اينكه بقيشو بگه مانيا و پرميس شيرجه ميرن روي دست رودي و ساعتشو در ميارن
رودي:منو بگير...منو ببر...چي شد؟؟
پرميس و مانيا:تصویر تغییر اندازه داده شده توماس جرالد جانسون
تامي:اِ اسممو بلدي؟؟
مانيا:باتومو بده به من
رودي در همين حال مياد تو
بعد كه اين صحنه ي بسيار خشن و دهشتناك رو ميبينه غش ميكنه
بعد پرميس شروع ميكنه دنبال تامي دوييدن(اسلو موشن)
-نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
-آررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره
پرميس:تو ميميري جانسون
تامي:نـــ...پوخ ديش بنگ شپلخ
مانيا:حالا كي اين دوتا رو ببره سنت مانگو؟؟
زاخي مياد تو:سلام مانيا سلام پرمـــ....تو چيكار كردي؟؟تو توماس منو كشتي؟؟اونم بدبختو سنت مانگويي كردي؟؟تو چه كردي بي رحم
مانيا: يا اينو ميبري سنت مانگو و شتر ديدي نديدي يا كل مغازه رو تميز ميكني
زاخي:نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه تـــــــــــــــــــــــــامــــــــــــــي
پرميس يه نگاه داركيانه به زاخي ميكنه
تامي:اِ اين شيمررو(به پرميس نگاه ميكنه)آخي يه موش(به زاخي نگاه ميكنه)واي يه پري (به مانيا نگاه ميكنه) بعد يهو گيلدي مياد جلوي چشمشو ميپره بغل مانيا و :bigkiss: :bigkiss:
احساس ميكنه مانيا فوق العاده به تنفس احتياج داره
زاخي:بي ناموس عوضـ...
پرميس:چشمو دلم روشـ...
رودي:آخي كبوترها رو نگاه كـ...
حاجي يهو ظاهر ميشه:وايييييييييييي دو دقيقه نبوديم ناموس مردم رفت به باد فنا
رودي كه تازه متوجه شده:تومـــــــــــــــــــــــاس جـــــــــــانــــــــــــســـــــــــــــــــــــــــون تصویر تغییر اندازه داده شده
تامي كه هنوز در عالمه خودشه و مانيا كم كم داره رنگ به رنگ ميشه:بيا زن من شو قول ميدم همه ي كرنوالو به نامت كنم
بعد تازه ميفهمه چه سوتيي داده
-اهم ببخشيد من مزاحم شدم بايد برم سر قرار نـــــــــــــــــــــــــــه
ملت:بگيرنش........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 11:49
نمایش جزئیات
آفلاین
ساتانيكا كه انگار يه چيزي تو مغازه جا گذاشته مياد تو
اينجا چه خبره
زاخي : هيچي بابا اين لارا رداي تو رو ميخواست از مانيا بخره من بهش گفتم چرا بعدشم.....
ساتانيكا:بعدش رو نگو خودم ميدونم من يكم ميتونم وقيع رو كه اتفاق افتاده در ذهنم ببينم
ساتانيكا رو به لارا:تو خودت بلد نيستي بري يه ردا براي خودت سفارش بدي متقلب آخه خجالت داره
مانيا:ببين لارا مغازه رو ريختي به هم من اصلا بهت توصيه ميكنم بري يه مغازه ديگه من سرم خيلي شلوغه نميتونم براي تو هم ردا بدوزم
لارا:معلومه كه ميرم انگار نو برش رو آورده
كتي:اصلا نوبرش رو آورده دلش نمي خواد بدوزه گيزر داديا
لارا : حالا كه اينجور شد منم ميرم پيش يهخياط ديگه كليم براش تبليغ ميكنم تا چش تو دراد
بعد لارا ميره
ساتانيكا:كتي راستي گفت چشم چشت چي شده
كتي :اين لاراي نامرد كرد (بعد گريه ميكنه)
ساتانيكا:حالا گريه نكن سلافورا آيزن سالام
چشم كتي درست ميشه
كتي و زاخي :بابا دستت درد نكنه خيلي خوبي اصلا ما نيمدونيم چه جوري از تو تشكر كنيم بيا با ما بريم هاوايي
ساتانيكا:نه دارم خودم رو براي دوءل آماده ميكنم نميتونم بيام
راستي مانيا چوب من جا مونده رو ميزت
مانيا آره الان برات ميارم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارادتمند-ساتانيكا ملوني
ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 04:33
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:وایستا ببینم کجا داری میری.....ردای منو پس بده....
لارا:چی مثل اینکه بازم حوس کردی جادو بشی....
زاخی:ریداکتور.....
لارا جا خالی میده....
لارا:نه اون میخواست منو بکشه....تو قاتلی..... .....تو قاتلی.....
زاخی:من با هیچ کس شوخی ندارم....هر کی با زن من کاری داشته باشه میکشمش.....
مانیا:نگاه کن شیشه مغازه رو چی کارکردی.....
زاخی:فدای سر کتی...پولشو میدم بابا....
کتی:اوه زاخی تو خیلی با احساسی....
زاخی:
لارا:حالا چرا میخواستین برین هاوایی؟؟؟
زاخی:خب به خاطر اینکه موقع نامزدی کتی بهم گفته بود یکی از آرزوهاشه که بره هاوایی....منم میخوام آرزوهاشو به واقعیت پیوند بدم....
مانیا:نامرد .....منو نمیخوای ببری....مثل اینکه ما چند ساله با هم دوستیما.....
زاخی:من میخوام با کتی تنها باشم....میخوام حرف دلمو بهش بگم....حالا اگر تو میخوای میتونی موقع خرید با ما بیای بیرون...ولی باید یه اطاق دیگه اجاره کنی...
مانیا:
زاخی و کتی:
لارا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: دوشنبه 27 تیر 1384 03:38
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ببینم تو به ناموس من چی کار داری؟؟؟
لارا:هیچ کار....
زاخی:نبینم دیگه درباره کتی حرفی بزنیها....باشه؟؟؟؟
لارا:خب بعد اون موقع چی میشه مثلا؟؟؟
زاخی:خب اون موقع هر چی دیدی از چشم خودت دیدی....
لارا:منو تهدید میکنی؟؟؟؟
زاخی:آره حرفیه؟؟؟.....ببین....من و کتی دو نفریم....در ضمن مانیا هم دوستمه.....اگر مشکلی داری باید با سه تامون بجنگی....
لارا:نامردا....سه به یک....این نامردیه......
زاخاریاس:برو بابا...من یه نفری سوسکت میکنم.....یه ساحره...ها ها ها ها....
لارا:چی؟؟؟...من دارم عصبانی میشما....
زاخی:خب بشو.....
مانیا و کتی و لارا با هم:تالانتالگرا
زاخی:
مانیا:تا تو باشی دیگه درباره ساحره ها حرفی نزنی.....
کتی:راست میگه....
زاخی:بابا....ببخشید...من دارم لغ وزنم....کتی بعد چه شکلی بریم هاوایی منو از این طلسم نجات بده...
کتی:بریم بچه ها.....بزار همین جا بمونه.....
همه دارن میرن مثلا....
کتی برمیگرده اشاره میکنه برمیگرده و چشمک میزنه.....
زاخی:
کتی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: یکشنبه 26 تیر 1384 23:46
نمایش جزئیات
آفلاین
حمید سریع با کله میزنه به در و در رو باز میکنه...
حمید: دو تا ردا مشکی ...یکی برای مدرسه یکیشم ردای شب باشه!....ردای شبو خفن بدوز به سبک شرقی ...تا روز سه شنبه آمادش کن ...برای جشن تازه واردای ریون میخوام!..
مانیا: ....
حمید: چرا اینجوری نگاه می کنی؟...مگه تا حالا خارجی ندیدی؟...
مانیا: ...ولی من یک کلمه از حرفاتم نفهمیدم....
حمید: اینجا نوشتم ...اندازه رو هم دادم .. بیا بگیر...فقط تخفیف ویژه بده مشتری شیم
مانیا: جان ..تخفیف چیه دیگه؟
حمید: تخفیف دیگه ...
مالی که داشت به حرفاشون گوش میداد به مانیا گفت:
مالی: مانیا منظورش sale هست!
حمید: ...
مانیا : آها...ببخشید قیمت هامون مقطوعه!
حمید: ...نمنه؟....
مالی: منظورش اینه که تخفیف نداره...راهی هم نداره ...بی خودی چونه نزن!
مانیا: بله...میشه 20 گالیون برای ردای شب و 10 گالیون هم ردای مدرسه..
حمید: ...مالی شما مترجمی؟...
مالی : بله من مدرکمو از دانشگاه آکسفورد گرفتم و در سن ..
حمید: آها گرفتم...لطفا مانیا این سفارش رو زودی آماده کن...
مانیا: باشه پس حساب شد 200 گالیون!
حمید: ...چی شد؟..
مانیا خوب سفارش ویژه خودش 160 گالیونه..
حمید: ...حالا گیریم سفارش ویژه 160 گاالیون ...چرا شد 200؟
مانیا: خوب 10 گالیون هم بخاطره جریمه که بیخودی چونه زدی..
حمید:
مالی: تازه شانس آوردی... منو یک بار 20 گالیون جریمه کرد...
حمید:
مانیا : امر دیگه ای ندارید؟
حمید:
مانیا پس لطف کنید 220 گالیون بدین به صندوق!
حمید:
مانیا: اگرم پول نقد ندارید می تونید با کارت اعتباری "گیلدی ویزا" بپردازین!
حمید:
مانیا : ببخشید توقف بیجا هم جریمه داره پس شد2200 گالیون!
حمید:... ...
مانیا: اوا!!!.این چرا اینجوری شد؟... مالی با همراهت یه زنگ بهشت ویزارد بزن(قبرستان جادوگران)...منم یه کفن براش میدوزم ..
مالی : باشه فقط پوله تلفونو از حسابش میگیرم! که میشه10 گالیون
حمید:
مانیا: ا خوب شد یادم انداختی ..حساب این مرحوم با کفن و استرسی که ایجاد کرد میشه 2000000 گالیون!
حمید:..............................
مانیا:...............................گالیون!
مالی:.....الو بهشت ویزارد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده