جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] خوابگاه دختران ریونکلاو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 21 مرداد 1384 17:21
نمایش جزئیات
آفلاین
من هنوز خوابم هیچ کس هم یادش نیست که من هم هستم در همین وقت
"فلور ...قول می دم تا یه ماه یه روز در میون به مامان گزارش رد کنم منو از این تو در بیار!"
فلور:گابریل هنوز اون توئه ! گابی ما الان می یام
لونا:ما نمی یام !
اوریل:دقیقا اگه می خواستیم الان بیرون نمی اومدیم
راجر:چیزه ...من تو رختخواب بودم بعد حمید من رفتم دیگه خب ؟
فلور پشت یقه راجرو می گیره :دیگه کی می یاد ؟
دزیره:من بیام؟
فلور:خب بیا ...پیش به سوی خوابگاه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شب حادثه
ارسال شده در: جمعه 21 مرداد 1384 13:18
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج رول : بچه ها من این نمایشنامه رو 4 بار نوشتم و هر دفعه به دلایل مختلف نشد بفرستم و چون تایپ فارسیم ضعیفه پدرو در اومد تا اینو نوشتم. تورو خدا اگه بده نزنین تو سرم.
________________________________________________
******ساعت 2:24 دقیقه نیمه شب*********
دخترا همه با دل راحت گرفتن خوابیدن و صدای نفساشون که به یه خرخر نسبتا آروم شباهت داره کل خوابگاه رو برداشته.
از بیرون یه صدایی میاد. دزیره یه غلت می زنه.
دوباره صدا میاد. پادما و لونا غلط می کنن نه ببخشید غلت می زنن.
دفعه سوم که صدا میاد دیگه کار از غلت زدن می گذره و آوریل بیدار میشه. میره طرف در خوابگاه تا بره بیرون ببینه چه خبره و دنیا دست کیه....که صدای موذی راجر اونو سر جاش میخکوب می کنه.
راجر : هیـــــــــــــــس. اروم کریچ.
کریچ : بابا نمیشه اینا رو نگه دارم.
ارنی : ااااا...بچه مگه بلندگو قورت دادی؟ اروم صحبت کن.
کریچ : تو بیا اینا رو نگه دار بیبین می تونی اصلا 1 دقیقه هم نگهشون داری؟ چقده هم زور دارن.
سام : بابا ارومتر. دعوا نگیرین. اینا اگه بلندشن حسابمون دیگه با کرم الکاتبینه.
حمید : ایول برادر. خوشم اومد ازت. من به شخصه واقعا لذت می برم وقتی می بینم که کسی داره از این واژگان زیبای عربی استفاده می کنه.
سام : چاکریم.
راجر : خیلی خب. بسه دیگه. بذارین یه بار دیگه نقشه رو مرور کنیم. کریچ! تو از اینجا آروم غیب میشی و میری تو خوابگاه اینا. تو این فاصله منو بچه ها بر میگردیم دم خوابگاه خودمون. تو اروم اروم اینا رو ول میدی تو خوابگاه. بعدش غیب میشی و میری تو خوابگاه خودمون یا هر جای دیگه که خواستی.
ما هم وقتی جیغا رو شنیدیم و اولین نفر رو که دیدیم اومد بیرون میریم طرف خوابگاه اینا و مثلا نجاتشون میدیم. اینجوری دیگه فلور اینا هی نمی زنن تو سرمون و براشون خدا میشیم.
حمید : اهای...نبینم برای خدای لاشریک داری شریک میگیریــا. گفته باشم...:chomagh: :chomagh:
راجر : خیلی خب بابا. حاضرین همه؟
کریچ : راجر من یه دقیقه برم دست به اب؟
راجر : ای مرده شورت رو......نه یعنی ایشالا مردخ شورت رو خودم بکشم . تو مگه همین نیم ساعت پیش نرفتی؟ چت شد باز؟
کریچ : آخه گلاب به روتون شدم.
همه :
راجر : اه.....برو گمشو ولی زود بیا.
********آوریل تو خوابگاه**********
آوریل که اینا رو میشنوه زود میره و دخترا رو بیدار میکنه.
فلور : تو مگه مردم آزاری؟
دزیره : تو فرق بین شب و روز رو نمی دونی عزیزم؟
لونا : خیلی بدی. تازه داشتم خواب اسنورکک های شاخ شکسته رو میدیدم.(همه : )
پادما : آخه مگه تو خواب نداری؟
آوریل : واقعا که. من بمیرم که دفعه بعد بخوام شماها رو از خطر آگاه کنم.
دخترا : خطــــــــــــــــــــــــــر؟؟؟؟
آوریل : هیــــــــــــش. آره خطر. و جریان رو براشون تعریف می کنه.
فلور : راچـــــــــــــر من توره موکوشم. (لهجه دهات اطراف پاریس)
پادما : اینا واقعا عجب ادمای موذی ان.
دزیره : احمقای ....بوق....بوق..بوق.
لونا : هوی بچه....من به دامبل می گم اینقده فحشای بد میگیــــا. :chomagh: :chomagh:
فلور : بیاین من یه نقشه دارم. هیسهیهسیسهیسهیهسهی(صحبت به صورت در گوشی)
همه :
آوریل : پس دزیره برو دم در.
دزیره میر دم در و صدای اونا رو میشنوه.
کریچ : اخیـــــش. اومدم. میگم راجر . تو معجونی چیزی نداری بدی به من؟ از 9 شب تا حالا شیکمم 8 دست اجابت کرده.
همه :
راجر : نخــیر. خب همه حاضرین؟ با شماره من.....1.........2.........3
پسرا میرن عقب و کریچ میاد تو خوابگاه.
دخترا : :chomagh: :chomagh:
کریچ : به خدا من بی تقصیرم.
آوریل : بی ادب.
فلور : بی حیا.
دزیره : ....بوق.
پادما : شرم آوره.
لونا : مایه ی شرمه.
کریچ : به خدا من نمی خوستم. اون راجر منو مجبور کرد.
دخترا : :chomagh: :chomagh:
کریچ : نزنین بابا. من کمکتون می کنم.
فلور : مثلا می خوای چه غلطی بکنی؟
کریچر : هسهیهسیسههیسههی(در گوشی)
دخترا : عالیه.
فلور : خیلی خب کریچ. برو بالای در.بچه ها با شماره ی من همتون شروع می کنین به جیغ زدن. و بعدش لونا تو میدویی میری بیرون و ......خب : 1...2...3
صدای جیغ از خوابگاه بلند میشه.
پسرا :
تو همین موقع لونا میاد بیرون.
لونا : ســـــوســــک...........
راجر :اااااا؟ سوسک اومده تو ریون؟ به به...خوش اومده. قدمش رو چشم
لونا : سوسکا ریختن تو خوابگاه ما!!!!!!
سام : ااا؟ سوسک با کدومتون دشمنی داره که دوستاش رو فرستاده اونجا؟
لونا : توروخدا بیاین کمک.
پسرا : اومدیم.
و همه می دون تو خوابگاه.
پسرا :
دخترا :
ارنی : فــــــــــــراررررررررر
تو همین موقع همشون فرار می کنن.
فلور : بگیرینشــــــــــون. الان در میــــرن.
حمید : خواهر لطفا دستتون به من نخوره که اسلام زیر سوال میره. بعدش هم مگه ما کش شلواریم.
دخترا می دون و فقط می تونن راجر رو نگه دارن. و بقیه فرار می کنن.
آوریل : زود اقرار کن راجر. برای چی این کار رو انجام دادی؟
راجر : من کاری انجام ندادم. اینا همه نقشه کریچر بود.
کریچر : اااااااااااااااا؟ آدم خالی بند...دماغش میره لای در.
دخترا : راس میگی راجر ؟
کریچر : نه بخدا دروغ میگه. همه فرماندهیش رو اون کرده داره میندازه تقصیر من.
راجر : مگه تو نیوندی به من گفتی من این سوسکا رو پیدا کردم بندازیمشون تو خوبگاه دخترا؟ من فقط وظیفه هر فرد رو مشخص کردم. بله!
کریچر : داره دروغ میگه. این اول منو با طلسم فرمان زیر فرمان خودش گذاشته و این مارا رو به من دستور داده.
راحر : چرا دروغ میگی؟
کریچر : راس میگم. بعدش هم این فلور اومد منو از طلسم فرمان تو در اورد و منو دوباره طلسم کرد که این کارا رو بکنم.
فلور : چرا دروغ میگی؟
راجر :یعنی تو این کارو نکردی؟
فلور : معلومه که نه. مگه تو کردی؟
راجر : نه بخدا
آوریل : یعنی این کریچـــــــــــر؟؟؟
همه اعم از دختر و پسر : کریچـــــــــــــــر :chomagh: :chomagh: :chomagh:
آوریل کیسه سوسکا رو میگیره و همه رو میریزه رو تن کریچر و با بقیه دخترا و راجر از خوابگاه میره بیرون.
کریچر : مامـــــــــــــــــــــــــــان :mama: :mama: :mama:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 مرداد 1384 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم من از تو كل درش اوردم!
مكه نبنيد خوابكاه بسرا بره كله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 مرداد 1384 12:49
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج از رول :
( راستي فلور اونب پنج روز پيش خوابگاه ما رو گل گرفتن !!!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 مرداد 1384 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور: من از بيرون يه صدايي شنيدم!
آوريل: جي شنيدي؟
فلور: لرد امير مي كفت ...
و همه ي داستانو مي كم!
دخترا: غلط كردن
فلور: يه فكر دارم بياييد نزديك
فكرم اينكه ماهم بريم خوابكاشونو كل بكيريم! من ديروز به افغاني ها بول دادم!
دخترا: ايول فلور
فلور: لباساتونو عوض كنيد تا من بيل و كلنك و بيارم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مرداد 1384 00:58
نمایش جزئیات
آفلاین
به نظر من باید در این خوابگاه دخترا رو گل بگیریم...(gel)
راجر:چرا؟
چون شبا خیلی سرو صدا می کنن من می خوام بخوابم!
کریچر:منم موافقم...فقط باید این کارو یه شب که همشون تو هستن بکنیم....
راجر:من دو تا افغانی میشنایم که تو گریفندور هستن...از اونا کمک می گیریم!
پس تا فردا شب...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جاوید باد، کشورم...سرزمین علم و هنر...غولاباد...
www.deireno.mihanblog.com
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مرداد 1384 17:20
نمایش جزئیات
آفلاین
...دزیره...میگه..دخترا خواهش میکنم....بسه..اه..
یه هو یک بالش میخوره تو صورتش...
دزیره:کی بود....
همه:.....
دزیره:اخرین بارتو...هی...
فلور با بالش میزنه تو سر دزیره ...
دزیره:(با صدای بلند..):خسته ام ولم کن....
یه هو همه حمله میکنن به دزیره....
و تا صبح میزننتو سرش...
......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور راجر ديويس در 1384/5/5 19:14:29
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مرداد 1384 11:55
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور: هین هین اوخ پام آها اینجا بود نه اونجا بود ای خدا این دره کجا بود! یکدفعه تو راه خوابگاه دختران از طریق راه مخفی بودم که! هوم لباس دخترونه و اینم لباس پسرونه! اینجا چی کار می کنه؟ مااااااااااااااا هوم اینجا نزدیک خوابگاه هست!
و فلور بدو بدو می ره که برسه به در درو باز می کنه!
فلور:
پادما: نهههههههههههههههههههههه(جیغ بنفش مثل همون جیغایه مازمولا)
فلور: ها من اینوری می شم!
وقثتی لباس پوشیدن پادما تموم شد
فلور و پادما می پرن بغل هم!
فلور: آخ دلم براتون تنگ شده بود!
پادما: منم همینطور
بعد همه ی دخترا وارد خوابگاه می شن
همه: هوراااااااااااااااااااا
فلور: وای
گابریل: خواهر گلم امدی؟
فلور:
گابریل: وای کجا رفتی چی کار کردی مامان چی می گفت؟!
فلور: هیچی مامان گفت بگم که باید مراقب گابریل باشم
گابریل: نهههههههههههه و می زنه تو سر فلور
از اون ور فلور می زنه به گابریل و فلور یک بالش برمی داره و می ندازه طرف گابریل و گابریل هم پتو برمی داره و می پره رو فلور
یکدفعه همه می پرن و هر کی به هر کی بزنه!
همه: هوراااااااااااااااااااااا
******************************
دوستان من پسرا نمی تونن الکی وارد بشن! اونا همیشه بیرونن مراقب باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: شنبه 1 مرداد 1384 12:59
نمایش جزئیات
آفلاین
راجر: بچه ها این کریچر که الان با من بود و در رو باز کرد رو ندیدید؟
همه:
راجر: جن پر روی در پیت ودو دره ی .. بوق .. بوق
همه: راجر تو این فشا رو از کجا یاد گرفتی؟
راجر:
راجر سریع از پله های خوابگاه می یاد پایین و میره کنار استخر میشینه که یک دفعه میبینه از توی آب حباب داره می یاد بیرون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re:جشن
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 17:07
نمایش جزئیات
آفلاین
من:خیله خوب حالا تو برو تا ما ببینیم چی کار کنیم
راجر:چیو چی کار کنین؟
فلور:مگه نمی گی بیایم جشن؟
راجر:خوب چرا
پر طلا:iqخوب باید اماده شیم مثلا جشن
راجر:اهان ولی ...جشن که اماده شدن نداره با همین لباسا خوبه بیاین
همه:
من:تو فکر کردی با لباسای فرم مدرسه می شه اومد مهمونی؟
راجر:اااا یعنی باید ما هم لباسامونو عوض کنیم؟
اوریل:بله اگه دوس دارین
فلور:حالا برو بیرون تا ما حاضر شیم
راجر :حالا نمیشه....
همه:برو
راجر نا امید بر می گرده که بره میبینه کریچر نیس
راجر:پس کریچ کو؟
همه:
-----------------------------------
من اینو که فرستادم فهمیدم فلور چیزه دیگه ای زده حالا شما ببخشد اگرم مشکلی داره پاکش کنین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Just green day