کینگزلی شکلبوتold
از فضا
- تولد نقش
- 1403/06/12
- آخرین ورود
- یکشنبه 20 مرداد 1387 16:16
- عضویت
- 1382/10/20
- پستها
- 402
همینجوری که کینگزلی نشسته مودی رو زیر نظر داره که داره به تک تک افراد چشم غره میره.
مودی میره سمت تانکس.
مودی:تانکس یه ساعت با ارزش طلا از خانم ویزلی جینی ویزلی رو میگم گم شده یعنی احتمال دزدیده شدنش هست باید باهام همکاری کنی!
تانکس(در حالی که داشت فکر میکرد):باشه باشه حالا چیکار کنم؟
مودی:ببین...
کینگزلی که حرفا رو شنیده بود:الستور کمکی از دست من بر میاد؟
الستور:البته خوب
کینگزلی:الان حل میکنم مسئله رو!کینگزلی میره بالای منبر!!
کینگزلی:میکروفونو میگیره توجه توجه!یک ساعت ارزشمند طلا دزدیده شده به دزد هرچه زودتر دستور داده میشود آن را بصورت مخفی به کینگزلی تحویل بدهد در غیر این صورت دستور میدهم نیروهای ارزشی بیایند و کاری کنند که اگر دزد پیدا شد 10 سال در آزکابان باشد!
جمعیت:
یکی از افراد جمعیت:راست بگو تو اینو دزدیدی منو بگو فکر نکردم که تو اینا همه پول نداری واسه من چیز بخری بیا برو پسش بده لازم نیست واسه دادن هدیه به من تو خطر بیفتی!
دومی:عاخه آبروم میره جلوی این حمه جمعیط برم پیش کینگزلی!
اولی:ولی بالاخره گیر میفتی مگه کینگزلی رو نشناختی؟
دومی:آره داصت میگی!یک فکر خوب کردم!
با جقد واصش میفرثتم!
پس از چند دقیقه!
یه جغد سمت کینگزلی میاد!
کینگزلی نامه رو که توش ساعت بود رو در میاره روی نامه نوشته:با تغدیم اهتراماط
کینگزلی :ماکه نفهمیدیم کی بود!
-----------------------------------------------------
کینگزلی و مرلین:مرلین جان این ساعتو بده به جینی نمیخواستم از روز عروسی خاطره ی بدی داشته باشه!
مودی میره سمت تانکس.
مودی:تانکس یه ساعت با ارزش طلا از خانم ویزلی جینی ویزلی رو میگم گم شده یعنی احتمال دزدیده شدنش هست باید باهام همکاری کنی!
تانکس(در حالی که داشت فکر میکرد):باشه باشه حالا چیکار کنم؟
مودی:ببین...
کینگزلی که حرفا رو شنیده بود:الستور کمکی از دست من بر میاد؟
الستور:البته خوب
کینگزلی:الان حل میکنم مسئله رو!کینگزلی میره بالای منبر!!
کینگزلی:میکروفونو میگیره توجه توجه!یک ساعت ارزشمند طلا دزدیده شده به دزد هرچه زودتر دستور داده میشود آن را بصورت مخفی به کینگزلی تحویل بدهد در غیر این صورت دستور میدهم نیروهای ارزشی بیایند و کاری کنند که اگر دزد پیدا شد 10 سال در آزکابان باشد!
جمعیت:
یکی از افراد جمعیت:راست بگو تو اینو دزدیدی منو بگو فکر نکردم که تو اینا همه پول نداری واسه من چیز بخری بیا برو پسش بده لازم نیست واسه دادن هدیه به من تو خطر بیفتی!
دومی:عاخه آبروم میره جلوی این حمه جمعیط برم پیش کینگزلی!
اولی:ولی بالاخره گیر میفتی مگه کینگزلی رو نشناختی؟
دومی:آره داصت میگی!یک فکر خوب کردم!
با جقد واصش میفرثتم!
پس از چند دقیقه!
یه جغد سمت کینگزلی میاد!
کینگزلی نامه رو که توش ساعت بود رو در میاره روی نامه نوشته:با تغدیم اهتراماط
کینگزلی :ماکه نفهمیدیم کی بود!
-----------------------------------------------------
کینگزلی و مرلین:مرلین جان این ساعتو بده به جینی نمیخواستم از روز عروسی خاطره ی بدی داشته باشه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.



....