پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

111
نفر همین الان آنلاین‌اند 40 نفر در «انجمن»
1 عضو 110 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

46 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

تالار جشن هاگزمید

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 21 فروردین 1383 11:38
نمایش جزئیات
آفلاین
همینجوری که کینگزلی نشسته مودی رو زیر نظر داره که داره به تک تک افراد چشم غره میره.
مودی میره سمت تانکس.
مودی:تانکس یه ساعت با ارزش طلا از خانم ویزلی جینی ویزلی رو میگم گم شده یعنی احتمال دزدیده شدنش هست باید باهام همکاری کنی!
تانکس(در حالی که داشت فکر میکرد):باشه باشه حالا چیکار کنم؟
مودی:ببین...
کینگزلی که حرفا رو شنیده بود:الستور کمکی از دست من بر میاد؟
الستور:البته خوب
کینگزلی:الان حل میکنم مسئله رو!کینگزلی میره بالای منبر!!
کینگزلی:میکروفونو میگیره توجه توجه!یک ساعت ارزشمند طلا دزدیده شده به دزد هرچه زودتر دستور داده میشود آن را بصورت مخفی به کینگزلی تحویل بدهد در غیر این صورت دستور میدهم نیروهای ارزشی بیایند و کاری کنند که اگر دزد پیدا شد 10 سال در آزکابان باشد!
جمعیت:
یکی از افراد جمعیت:راست بگو تو اینو دزدیدی منو بگو فکر نکردم که تو اینا همه پول نداری واسه من چیز بخری بیا برو پسش بده لازم نیست واسه دادن هدیه به من تو خطر بیفتی!
دومی:عاخه آبروم میره جلوی این حمه جمعیط برم پیش کینگزلی!
اولی:ولی بالاخره گیر میفتی مگه کینگزلی رو نشناختی؟
دومی:آره داصت میگی!یک فکر خوب کردم!
با جقد واصش میفرثتم!

پس از چند دقیقه!
یه جغد سمت کینگزلی میاد!
کینگزلی نامه رو که توش ساعت بود رو در میاره روی نامه نوشته:با تغدیم اهتراماط
کینگزلی :ماکه نفهمیدیم کی بود!
-----------------------------------------------------
کینگزلی و مرلین:مرلین جان این ساعتو بده به جینی نمیخواستم از روز عروسی خاطره ی بدی داشته باشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 21 فروردین 1383 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلين از تالار بيرون ميدوه تا جيني رو پيدا كنه .كنار درخت بزرگي اونو مبينه كه قطرات اشك سرازيره از چشماش.
چي شده عزيزم، چرا گريه ميكني؟
جيني خودشو تو بغل مرلين ميندازه و زار زار گريه ميكنه: من ساعت طلاي قديمي پدربزرگمو گم كردم. توي جشن.
من: اوه خداي من. نگفته بودي ساعت طلا داري.
جيني: اگه بابام بفهمه سكته ميكنه.
من: خيلي خوب. خودم حلش ميكنم. حالا اون اشكاتو از چشماي قشنگت پاك كن. بريم؟
جيني: بريم.
دست در دست هم به تالار ميرن. مودي از اونطرف داد ميزنه: هي مرلين مگه نگفتم كسي از تالار خارج نشه؟
من: الاستور بيا اينجا كارت دارم.
الاستور آخرين ليوان شراب رو هم نوشيد و به طرف مرلين رفت: سلام جيني ارتور كجاست؟
جيني بغض كرده و نميخواد حرف بزنه.
مرلين دست مودي رو ميگيره ميكشه يه طرف: توي اين تالار يك نفر ساعت طلاي پدربزرگ جيني رو دزديده. ميخوام هر چه زودتر پيداش كني. اين يه دستوره.
آثار فهميدن موضوع در صورت مودي نمايان ميشه. : دستت درد نكنئه. هيچ چيز مثل گير دادن به اين و اون تو زندگيم بيشتر كيف نميده. جبران ميكنم.
:-D
مرلين پيش جيني برميگرده
جيني:‌ يعني ميگي الاستور ميتونه پيداش كنه؟
مرلين: اره دست كم گرفتيش. تا 100 بشمر پيدا ميشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
بالاخره منم تصمیم گفتم نمایشنامه ای بنویسم!!!!
مرلین از مودی:مودی این حلقه ها رو از کجا خریدی؟
مودی:سفارشیه چطور مگه؟
مرلین:میخوام برای جینی بخرم!
من:اما جینی که هنوز نیومده!
مرلین:وای!!خاک بر سرم!پس کجاس؟قرار بود نیمساعت پیش اینجا باشه!حتما دزدیدنش!
مودی:چی؟؟مشکوکه!!خیلی مشکوکه!!
هیچ کی خارج نشه!!
سوروس:من تا غذا ندین بیرون نمیرم مطمئن باش!
مودی:توروکه میدونم...
مینروا:چی شده الستور جونم؟
مودی زیر لبی به من میگه:حواست باشه مینروا بویی از ماجرا نبره ناراحت میشه!
من زیرلبی به مودی :مطمئن باش.
هیچی نشده مینروا جان!مثل اینکه بانو باهات کار داره! بیا بریم اون طرف!
مودی:باید به صورت مخفیانه تحقیقاتو شروع کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Poor Is The Pupil Who Does Not Surpass His Master
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
شکمبولی:چیه چیرا اینجوری نیگام می کنید؟!
مرلین در حالیکه یه دستش به شلوارشه یه رول دستمال توالت میگره و میره دستشویی!(مرلین تو مجبوری همیشه صحنه های حساس دستشویی بری؟!)
دارکی:بوق بوق,راه واز کنید ببینم چیه اونجا؟!
مودی دست مینروا رو یهو ول میکنه و میره....و لی از اونجایی که پاش چوبیه به لباس مینروا گیر میکنه و مینروا رو دنبال خودش رو زمین می کشونه!
بانوی سایه ها:اااا مودی؛ببین چی کار کردی!
مودی تازه متوجه شده و مینروا رو بلند میکنه و لباسشو می تکونه!
مینروا:عزیزم واسه قلبت خوب نیست اینقدر هیجان!بعدشم دستمال قدرت داری تو!؟یا بازم از این سوروس معجون گرفتی؟!
اااااا یوههههههههههاااااااااااااا
سوروس از دور خودشو با یه شیرجه روی مینروا میندازه...
سوروس:کو کو غذا...
نیرو های نوشابه ای سوروس رو از روی مینروا بلند میکنن..و کشون کشون می برنش.
اون که گودریک با بنفش اسمش رو نوشته:بچه حا؛ببینید اینجا چی نشصطه!
شکمبولی:برید کنار وزیر داره میاد....احترام بگذارید!
شکمبولی با کب کبه و دب دبه!داره از وسط جمع رد میشه و به طرف بنفش میره که
شترقققققققق
هری پاتر و رون از خنده منفجر میشن...
شکمبولی با صورت خورده زمین..........
بنفشه:ااا بچه حا؛مصه اینکه هلغه ها رو آوردند!
مودی با یک جفتگ خودشو به لب پنجره میرسونه و حلقه ها رو رو هوا میزنه!و تو راه چون بنفشه رو هل داده بود،بنفشه ولو میشه کف سالن و مودی پاشو میزاره روش و رد میشه و به طرف مینروا میره که حلقه دستش بکنه.....
مرلین که اومده بود آفتابه ببره:oh my precious فکر کنم به درد جینی بخوره...
مرلین به طرف مودی حمله ور میشه......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 22:04
نمایش جزئیات
آفلاین
جیرینگ(صدای گالیونه مغزش)........اهان اونو میگی...تو هم میتئنی ببینی؟!!!!اره خیلی مامانیه...........(در حالی که به سرعت از اسنیپ دور میشد تا ازش چیزی نپرسه.......)

دامبلدور بر میگرده و :الستور ...مینروا یه کی از دوستان برایتان چیزی به عنوان هدیه فرستاده و جون اون متعلق به شماست فقط شما میتونید اونو باز کنید...و در این صورت بقیه هم میتونند اونو ببینن....

کینگی:ولی من الانم دارم ااونو میبینم .........اسنیپ هم همینطور مگه نه اسنیپ.....؟؟؟؟؟؟؟؟(اسنیپ خودش رو پشت ریموس پنهان کرده بود و.......)(خنده ی جمع)

الستور:ولی دامبلدور به نظر من اون خطرناکه...از کجا معلوم که ....پ

دامبلدور:....نه نه نه الستور از طرفه یه دوسته حالا بیاین و بازش کنید....

مینروا و الستور در حالی که مینروا لباسش رو میکشید به طرف دامبلدور رفتند...

الستور:مینروا جون بهتر تو بازش کنی.....

مینروا: من..؟اهان باشه....

پیدا کرنش کار اسونی بود چون نفس میکشید و گرمایش به دسته مینروا میخورد...

جمع:وای ی ی ی ..........

بانوی سایه ها:آخییییی چقدر قشنگه..............!!!!!!!!!

بله....اون موجود که حالا همه میتونستن ببیننش یک جغد دورگه بود........جغدی که صدای زیبا و پرهای رنگینش از ققنوس و هم اندازه ی جغدها بود..........

درخشش پرهایش همه جارا پر کرد و تالار زیباتر به نظر میرسید...
از میان پر هایش چیزی بیرون اورد و به طرف مودی گرفت

مودی ان رو بتز کرد و......

صدا:


الستور و مینروا ی عزیزم ...تبریک ها صمیمانه ی مرا به خاطر این شب با شکوه بپذیرید...با کمال تاسف به دلیل مسافرتی که برایم پیش اومد نتونستم از نزدیک برایتان آرزوی خوشبختی نمایم...امیدوارم شاد کام و خوشبخت باشید و از در کنار هم بودن لذت ببرید...امیدوارم که سخت گیری های مینروا و شکاکی های الستور از شیرینی های زندگیتان نکاهد.....گودریک گریفندور

مینروا:وای گودریک...... :-D
الستور:این گریفندور همیشه باید مشکو ک باشد....(نگاه مینروا)
منظورم اینه که......همیشه انقدر به ما لطف داره.... :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از مخالفان نهراسید زیرا بادبادک با باد مخالف بالا میرود!!!!!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 21:35
نمایش جزئیات
آفلاین
همه در تالار قلعه ی هارپی جمع شده بودند و این شب پر شکوه رو جشن میگرفتند عروس خانوم هم که بله رو گفته بود ............ گروهی در حال رقص و آواز بودن و عده ای هم در حال نوشیدن و صحبت با همدیگه....

صدای زیبای از دور به گوش می رسه و توجه همه به اون جلب میشه......

الستور: مینروا جون تو هم این صدا رو میشنوی؟؟؟؟؟

مینروا:آره....چه قدر قشنگه...........

الستور:کمی مشکوک به نظر میاد... ....

مینروا: اه اه اه الستور دست بردار دیگه ...به نظر من که همه چیز عالی و هیچ چیز مشکوک نیس ...مخصوصا صدایی به این قشنگی..........

در اون طرف سالن ...

خونی: چه صدای جالبی میاد تامی ژون .....
... ان طور نیس....

تامی:هان..؟؟
اهان چرا چرا خیلی قشنگه(در حالی که گوش هاشو گرفته)

فقط یه نفر این صدا رو بخوبی میشناسه و اون کسی نیس جز که آلبوس دامبلدور...
به طرف پنجره میره و با حرکت دستش معلومه که داره چیزی رو نوازش میکنه....
همه سعی میکنن تا اونو ببینن
کینگی که قدشو بلند تر کره و سعی میکنه بفهمه اون چیه
به اسنیپ که کنارش واستاده نگاه میکنه

اسنیپ:...........وای چقدر قشنگه... ماله کی میتونه باشه؟...(زیر چشمی به کینگی نگاه میکنه..)

کینگی :ااااا ........چی ....؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از مخالفان نهراسید زیرا بادبادک با باد مخالف بالا میرود!!!!!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 21:04
نمایش جزئیات
آفلاین
هری نفس نفس زنان وارد میشه

هرمایونی: تا حالا کدوم گور...

هری: مگه جشن تموم شده

هرمایونی: نه ولی عروس بله رو گفته

رون : ولی خوب موقعی رسیدی هنوز شام و ندادن

هری:

هرمایونی: جون به جونتون کنن خودتونید و شکمتون

از اون طرف ونوس با عصبانیت در حالی که لباسش کاملا کیکی شده رد میشه

هری: سلام بالاخره کدوم وری شدی با مایی یا با ما نیستی

ونوس : زهر مار

و از سالن خارج میشه

الستور که از این صحنه ها خیلی عصبانی شده میگه : کاش نمیومد این پاتر ها یه شب خوش بودیم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 20:49
نمایش جزئیات
آفلاین
درهاي سالن خود به خود باز مي شن.

تالار بالماسكه واقعا با شكوه شده امشب.نورهاي سبز و قرمز و زرد وغيره تالار و رو روشن كرده و اين نورها در حال حركت هستن.يه موكت قرمز از دم در شروع مي شه و به دو تا صندلي زيبا و مجلل مي رسه.

مودي:بفرماييد عزيزم.

من:خواهش مي كنم.

دست به دست وارد سالن مي شيم!

در يه طرف سالن يه ميز طويلي گذاشتند كه روش انواع و اقسام غذاها رو گذاشتن.دارك لرد و سدريك به زور جلوي سوروس رو گرفتن!

سوروس:كو كو غذا!

بانوي سايه ها:لي لي لي لي لي :-D

ونوس:لي لي لي لي لي لي :-D

همه واندها را بالا گرفتن و از نوك واندها شون گل و جرقه هاي نور مي زنه بيرون...

من و الستور روي صندلي ها مي شينيم.

تقي خان داره واسه همه بندري ميخونه:

چه خوشكل...چه خوشكل...چه خوشكل شدي امشب.....

مرلين مياد جلو و پيام پايينو ميگه

من:...........بله!

همه:لي لي لي لي لي
:-D :-D :-D :-D :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
طاقتم تموم شد خطبه رو بخونم؟
من الان كارتم تموم ميشه وا.
دوشيزه خانم مينروا مك گوناگال آيا بنده وكيلم با مهريه 1 گاليون و 1500 سيكل و 3000 نات و... به عقد دائم مداي الاستور مودي در بياورم. بنده وكيلم؟
بعد مرلين ليوان نوشابه رو برميداره و اينجوري ميخوره :pint:
مكگوناگال: من رفتم گل بچينم.
دوشيزه خانم ايا بنده وكيلم با مهريه مقرر شما را به عقد دائم مداي الاستور مودي دراورم؟
بانو سايه ها: عروس رفته گلاب بياره!
دوشيزه خانم ايا بنده وكيلم با مهريه مقرر شما را به عقد دائم مداي الاستور مودي دراورم؟
(لطفا كسي پيام نده تا عروس خانوم جواب بده)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی میبینه جشن آروم شده!
کینگزلی:آهای اصغر شیشه طلا بپر بگو خواننده ی سلطنتی با گروه ارکستر بیاد!
اصغر(از نیرو ها):چشم قربان و غیب میشه دو ثانیه بعد با چند نفر میاد!
کینگزلی:تقی هنجره طلا میخوام امشب آتیش کنی!
تقی:چشم قربان
تقی:نور ، صدا،دوربین،اون میکروفونو بده من بینم!،ارکستر آمادست؟ارکستر:بله!
تقی:بچها آهنگای بندری دوست داری؟
جمعیت:بله!
تقی:آآآآااااااااااااااا هه
ازون ور دنیا باز یه جغد رسیده
میبینی که عکسشو واسم کشیده
کوشش نوشته آهای الستور
میون ترانه ها و فصل دیدار
الستور با گونه های خیسش
واسه اون مینویسه
به اون وفادار به اون عزیزش
هدیه ی الستور به مینروا طلسم هاشه
روزی که طلسماش نیاد مگه صداشهههههههههه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.