جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  112 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  249 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  200 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: چهارشنبه 28 دی 1384 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
دست شما درد نکنه چوب جادویی خوبی بود

________________________________________________

آرتیکوس: سلام بر پرفسور کوییرل اومدم یک چوب جادویی بخرم. ولی می خوام بیشر تخفیف بدی.
کوییرل:10% کافیه. و حتی زیاد هم هست.
آرتیکوس: مگه یک تیکه چوب چه ارزشی داره.
کوییرل: چه ارزشی داره. مگه نمی دونی چوب های جادو رو از چه وسایلی می سازیم. اونا واقعا کمیابن.
آرتیکوس: ولی من یکی دست این لوسیوس دیدم که از شما گرفته بود. همچین مالی نبود.
کوییرل: چرا خودش بابت چوب جادو کلی هم ممنون بود.
آرتیکوس: من که دیدم داشت به لارالسترنج بدیش رو تعذیف میکرد.

در همین زمان رزن وارد مغازه می شود.
آرتیکوس: سلام لوسیوس حالت چطوره. در مورد چوبی که از کوییرل خریدی بگو.
رزن: منکه لوسیوس نیستم من داداش دوقلوش هستم. چوبم که جدید گرفتم خیلی عالیه.
آرتیکوس: از چی درست شده؟
رزن:پر ققنوس + چوب درخت گردو
آرتیکوس:آهان که اینطور همینه که کوییرل میگه چیز باارزشی داره. پس منظور پر ققنوس بوده.
رزن: سلام کوییرل اومده بودم بابت این چوب جادو تشکر کنم واقعا که خیلی خوبه و با اونیکی چوبی که دارم راحت کنار میاد.
کوییرل:خواهش می کنم.
رزن: خداحافظ
آرتیکوس: پس اینطور ولی من همراهم پول کمه میرم گرینگورتز و بر می گردم.
کوییرل: باشهو بعدن می بینمت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من برگشتم
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: دوشنبه 26 دی 1384 11:20
نمایش جزئیات
آفلاین
لارالسترنج: اوه سلام لوسيوس بهت تبريک مي گم چشمات روشن بالاخره رزن از لهستان برگشت.
سر لوسيوس: متشکرم لارا. اونجا رو نگاه ساتانيکا با توماس جانسون دارن چي کار مي کنن؟
لارا: هيچي ديونه شدن از وقتي سر رزن مالفوي برگشته همين جوري از خودشون .... در مي کنن.
زاخارياس: هي چت شده توماس چرا از خودت .... در مي کني؟
ساتانيکا: هيچي بد بخت شديم حالا رزن از لهستان برگشته وردهاي لهستاني هم خوب بلده.
زاخاريس: پس چرا من نمي بينمش.
توماس: آخه از ورد Encryption استفاده کرده و ديده نميشه.
بنگ: حالا رزن يک دفعه ظاهر مي شه و با دو چوب جادو که از هر کدوم يک ورد مي ياد بيرون به سمت ساتانيکا و توماس ورد ميفرسته و حالشون سرجاش ميآيد و ديگه از خودشون .... در نمي کنن
سر رزن مالفوي: سلام سر لوسيوس داداشي عزيز خيلي دلم تنگ شده بود. آخرين باري که ديدمت 20 سال پيش بود.
سر لوسيوس: سلام رزن جان با اينکه 20 سال از هم دور بوديم ولي هنوز قيافمون عين همه.
لارا: آره حتي تن صداتون هم با هم فرقي نمي کنه.
سرلوسيوس: تنها چيزي که باعث ميشه ما با هم فرق کنيم رداهامونه که بايد بريم از ردا فروشي دو دست رداي يک دست بگيريم.
سر رزن مالفوي: موافقم لوسيوس.
سر لوسیوس: ولی اون تاپیک که بسته شده.
سر رزن: عیب نداره می ریم از مغازه فروش چوب های جادو چوب جادو بهش می گیم
برامون ردا بیاره. ها ها ها .
سر لوسیوس: باشه فهمیدم جریان چیه بریم.
زاخي: ديديد توماس, ساتانيکا عين يک سيب بودن که از وسط نصف شده بودن.
**********************************
**********************************
وحالا سر رزن با قدرت وارد مي شود. (معرفي سر رزن در تاپيک ها)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من برگشتم
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: پنجشنبه 15 دی 1384 17:07
نمایش جزئیات
آفلاین
يوهو...
كسي اينجا نيست؟((مگه ساعت چنده؟))
-كيه؟
آه سلام ..در باز بود اومدم تو ببخشيد...
-سلام..خاهش ميكنم
هوا بيرون خيلي سرده ولي اينجا خيلي خوبه.
-هي همه همينو ميگم
شما بايد پروفسور كوبريل باشين شما مسئول اينجائين؟
-بله امرتون
من تعريفتون رو خيلي شنيدم..ميگن چوبدستيهاتون حرف نداره...
-بقيه لطف دارن
ببخشيد خودمو معرفي نكردم من يارا حودد هستم... تازه اومدم اينجا ..قبلا جهانگردي ميكردم
آره شنيدم..پس تازه وارده تويي..الان كجا زندگي ميكوني؟
جاي خاصي كه فعلا ندارم ولي فعلا اينجامvahomana_mb@yahoo.com
-حالا من چي كار ميتونم بكنم برات؟
يه چوب دستي ميخواهم حدودا بيست سانت از چوب درخت سكويا با موي دم گرگينه درست عين چوب دستي قبليم
فقط چون قبليم خيلي كهنه شده يه نو ميخاك
روشم نوشته باشه يارا حودد از خاندان ميترا
-ok
بدرود پس من ميرم..راستي اين رسيد بانك

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
براي شناخت زندگي، زتدگي را بايد شناخت...براي مرگ، مرگ را.. و براي خدا خود را بشناس... پس خود را بشناس تا خدا شوي....
یارا حودد از خاندان میترا
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: دوشنبه 12 دی 1384 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
(فكر كنم فقط يه ذره !طولاني شد!)
پروفسور كوييرل تازه مغازه را باز كرده بود و مشغول شمردن پول هايش(براي هفتمين+6بار در طول دو روز) شده بود كه دانه هاي برف شروع به پايين آمدن از آسمان كردند و بارش برف دوباره شروع شد.همه جا سفيد بود و هوا سرد اما داخل مغازه گرم بود.(درجه ي حدود 37 و نيم )
صدايي آمد.كوييرل ترجح داد به شمردن پول هايش به روش دستي!ادامه دهد.
-پونصدتا...ششصدتا...دويست تا...بيست تا...
خداييش عجب فروشي داشت.همين ديروز وزارت خونه 16 تا سفارش داد.مثل اينكه عمليات با دشمن فرضي داشتند!
دوباره صدايي بلندتر و طولاني تر از دفعه ي قبل شنيد.اين دفعه بلند شد و بعد زود پول ها را جمع كرد و به سمت در حركت كرد.همين جوري درحال حركت بود و مي رفت كه يهو چيزي درست در 4/12سانتي متري دماغش ظاهر شد:موجودي سفيد!به عقب رفت و آماده ي دفاع شد.اما بعد صدايي كه انگار از موجود سفيد مي آمد گفت:
-سلام،ببخشيد...در زدم اما جواب ندادين گفتم ظاهر شم اينجا حالا شايد مي خواستيد درو باز كنيد اما وقت نشده.پس گفتم خودم مزاحم شم و نذارم تو زحمت بيفتيد!
-هان؟!شم...ا؟
يونا كلاهش را كنار زد و گفت:
-خب راستش چوب دستي ام شكسته وگرنه درو ايكي ثانيه اي باز مي كردم!آهان ...يونا هستم.
- امرتون؟
يونا در حالي كه برف هاي روي لباسش را مي تكاند گفت:
-چوب دستي مي خواستم.
-بله... بله
-مرغوب و مخصوص باشه... جنسش از چوب درخت گردو و بعد طولش:9999999999999999999999999999999999999999999/21باشه بهتره (cm)و انعطاف پذير باشه و بعد...آهان!مهمتر از همه اينكه بايد اين پرو توش به كار ببري!
و پر را جلوي چشم كوييرل تكان مي دهد و به سرعت اضافه مي كند:
-نه...نه ...ازم نپرس چرا!نه نپرس!اين با ارزش ترين چيز ماديه كه دارم!
-باش...
-نه...گفتم كه نپرس!(كوييرل: كي خواست بپرسه!)فقط گمش نكني كه وحشتناك ميشه.(برات!)
-خوب ...خوب... پولش با تخفيف جانانه(يونا: )مي شه:(حالا هرقدر‍!)
يونا دنبال كيف پولش مي گردد و بعد
كوييرل:ننننننننهههه!!!
يونا:ميدوني چي شد؟كيف پول پوست الاغم را(الاغ از اون لحاظ:رجوع به كتاب موجودات شگفت انگيز و زيستگاه آن ها!!!).......گم كردم!
كوييرل:
يونا:
(يك صدا!:هي صبر كن من پول مي دم فقط تو تبليغ ما رو بكن!
يونا:چشم! )
كوييرل:-خوب ...خوب... پولش با تخفيف جانانه(يونا: )مي شه:(حالا هرقدر‍!)
يونا دنبال كيف پولش مي گردد و بعد
كوييرل:ننننننننهههه!!!
يونا:ميدوني چي شد؟كيف پول پوست الاغم را(الاغ از اون لحاظ:رجوع به كتاب موجودات شگفت انگيز و زيستگاه آن ها-->فقط و فقط انتشارات آبسكيورس!ما منتشر بهترين ها!و.......(ادامه دارد!)
كوييرل:
يونا: نه! اين دفه پول دارم! بيا اينم پولت!
(حال مي كني شانسو؟راستي:md_neay@yahoo.com)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هنوز در همين نزديكي شايد منتظر ماست
يك جاده ي جديد يا كه دروازه اي مخفي?
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: دوشنبه 12 دی 1384 14:23
نمایش جزئیات
آفلاین
هوممممم پس از مدت ها که در ایفای نقش پست نزدم
---------------------------------------------------------------

فرانک در حالی که برف رو سرشو داره میتکونه و یه شال دور

گردنشه و صورتشو گرفته (با صدای گرفته ): سلام

پرفسور کوییریل ( ) : سلام چه عجب

فرانک : دقیقآ 5 ماهه اینجا نبودم

پرفسور : بازم چوبت شکست

فرانک : نه .. ... یعنی اره توی وایت تورنادو و 10000

جور دعوا و مکافات

کوییریل : پس واسه همین اومدی اینجا

فرانک : نه اومده ..بودم تو بیرون سرد بود
پرفسور : حالا چی میخوای

فرانک : چوب بید با انعطاف با پر ققنوس {سفارشی }

پولشم قسطی از دم ماهی 1 گالیون اخه 3 گالیونه فعلآ خداحافظ . گرمم شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عضو تیم دراگون (کوییدیچ)
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
مدیر کتابخانه ی گریفیندور ( خصوصی و محرمانه)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: دوشنبه 12 دی 1384 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق در باز ميشه و ساتانيكا ميره تو
ساتانيكا:سلام پرفسور روزتون بخير
كوييرل:سلام چطوري خيلي وقت بود نبودي كجا بودي ؟
ساتانيكا : خوب جريانش مفصله توي ماموريت مخفي بودم حالا سر فرصت برات ميگم
كوييرل :خوب حالا چي ميخواي
ساتانيكا: ميدوني راستش رو بخواي از چوبم كه نميتونم دل بكنم اما دنبال يه روغن براي روش ميگردم
يكم ترك خورده كمي هم پوسته پوسته شده گفتن روغن شاخ تك شاخ خوبه تو داري
كوييرل :نميدونم بزار ببينم حالا چرا روغن تك شاخ بزار شايد من تونستم يه معجون بهتر براش بسازم
ساتانيكا :باشه پس من بازم سر ميزنم يا اينكه اصلا اگر پيدا كردي با جغد برام پيك بفرست ميام ميگيرم
كوييرل: باشه اما ازت پيش پرداخت ميگيرم
ساتانيكا:چقدر حالا اين پيش پرداخت
كوييرل:فعلا 5 گاليون بده تو خرج مواد تا ببينم آخرش چي ميشه
ساتانيكا:ببين قيمتش برام مهم نيست فقط كار ساز باشه بيا اين 5 گاليون رو فعلا بگير
كوييرل :خيلي خوب برات پيك ميفرستم
ساتانيكا:باشه پس فعلا(وبعد يك نور قرمز و ساتانيكا محو ميشه)
كوييرل :ااااا اين چه جوري اينجوري كرد فكر كنم تو اين مدت كه نبوده دوباره رفته پيش عموش خودش فكر ميكنه كه هيچكي نميدونه برادر زاده لرد اما من اينو ميدونم ميگم چطوره دفعه بعد ازش حق السكو ت بگيرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارادتمند-ساتانيكا ملوني
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: یکشنبه 11 دی 1384 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
ساعت ۳ صبح !!

درينگگگگگگگگگ يکی داشت زنگ مغازه ی جوب فروشی رو می زد

کوييرل :(.......) کی داره زنگ می زنه؟؟

منم
منم کيه
منم منم ديگه! از ولايتمون کوبيدم اومدوم اينجا چوب
بگيرم می دونی دسته بيلموم خراب شده می خواستم
يکی ديگه بگيروم فرمودند اهل محل که اينجا ۱۱۰ درصد
تخفيف می ده!!

کوييرل ها برام (برادرم) جان کارداک تويی!!!

به به کوييرل پسر چی خبر ديگه روستا نمی يا؟؟

ناظر فروم: عزيزم اينجا تهرانه ولايتتون نيست ! درکت
می کنم! رول درست بنويس!

ساعت ۱۰ صبح

ببخشيد اقا اينجا دسته.. ببخشيد چوب جادويی می فروشن؟؟

بله البته سفارشی!!

باشه من يه چوب از درخت راش می خوام که وسطش

پشم بز باشه!!(ببخشيد ريسه ی قلب اژدها!!)

کوييرل:انجام می ديم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: چهارشنبه 7 دی 1384 13:55
نمایش جزئیات
آفلاین
یک روز زیبای زمستانی همراه با هوایی آفتابی ساعت یک بعدظهر
کوییرل در حال بسته بندی چوبها برای مشتریها بود.این هفته برخلاف هفته های گذشته تعدادبسیار زیادی مشتری داشت که که همشون درخواستهای عجیبی برای نوع و ورد چوبدستیشو داده بودند.زمان بسرعت میگزشت و کوییرل همچنان در حال بسته بندی بود.ناگهان زنگ مغازه به صدا در میاد و دختری حدودا بیست و سه ساله با موهایی به رنگ صورتی وارد مغازه میشه.
تانکس:سلام استاد سفارش من آماده نشده؟
کوییرل نگاهی به دختر میندازه و بنظرش قیافش آشنا میزنه با خودش میکه چقدر این دختره منو یاده یکی از دوستام میندازه
تانکس:استاد با شما بودم چوبدستی من آمادس؟
کوییرل:هان؟آهان خب اسمتون چی بود؟پرنسس...
تانکس: نخیر پروفسور نیمفادورا تاکس هستم همونی منو یادتون میاد؟
کوییرل با جالت کاملا گیجی به دختر نگاه میکنه و میگه :خیلی جالبه چقدر شما شبیه یه نفر هستین که من...
تانکس: اشتباه میکنید
کوییرل: شاید ولی خیلی شبیهین ها
دختر که دیگه الان کاملا عصابی بنظر میرسه چوبدستیشو به سمت کوییرل نشونه میگیره و میگه :یا چوبمو میدی یا با همین چوبدستی داعون داغونت میکنم
کوییرل:ای بابا خواهر من چرا عصبانی میشی الان داشتم میبستم برات تا یه دور تو مغازه بزنی آمادس
دختر گشتی در اطراف میزنه دونه بدونه قفصه های خاک گرفتته مغازه رو نگاه میکنه و چند تا چودستی رو هم امتحان میکنه. هر از گاهی به پروفسور زیر چشمیم نگاه میکنه و با خودش میگه "این دیگه کیه "کوییرل که همچنان مطمئنه که این دختره رو یه جا دیگه حواسش پرت میشه و اشتباهی چوبدستی آرتیکوس دامبلدور رو به دختر میده
تانکس:واووووووووو این فوق العادس پروفسور این ماله منه؟ :bigkiss:
کوییرل:خب بله دیگه سفارش شما اینه از ریسه قلب اژدها و چوب درخت گردو ...
تانکس:ولی اینکه از عصاره وجود ارواح مطهره وای پروفسور دستت درد نکنه همیشه یکی از اینا میخواستم
کوییرل: شتباه شده شرمند بزار ببینم آهان بله این ماله شماست
تانکس:ای بابا ای کاش نمیگفتم
کوییرل:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: یکشنبه 4 دی 1384 16:14
نمایش جزئیات
آفلاین
تقریبا ساعت حدود ۸ صبح بود که تانکس از خواب بیدار شود تصمیم گرفت اون روز بعد از انجام کارهاش برای خرید یک چوبدستی جدید بره و پس از انجام کاراش حدود ساعت ۴ بود که وارد مغازه شد
کوئيرل:سلام...بفرمایید
تانکس:سلام مرسی...من یه چوب دستی خوب میخوام
کوئيرل:خوب
تانکس:از ریسه قلب اژدها که ۳۰ سانت هم اندازش باشه و چوبشم چوب گردو باشه مثل چوبدستی قبلیم
کوئيرل:خوب شما پولشو واريز کردین؟
تانکس:بله
کوئيرل: پس نامتون رو بنویسین و آدرس میلتونم برام بزارین
تانکس:بله حتما ولی شما مگه کارآگاه درجه اول وزارتخونه رو نمیشناسین
کوئيرل:کارآگاه؟؟؟؟؟
تانکس:بله خوب من ...من نیمفادورا تانکس هستم
کوئيرل:اوه اوه اوه....بله ..ببخشین به جا نیوردم بفرمایین چوب دستی رو مهمون ما باشین
تانکس:نه ممنون..مرسی..میلم هم براتون به دلایل امنیتی پیام شخصی میزنم:D
کوئيرل:بله ...براتون در طی این هفته میفرستم
تانکس:ممنون....مرسی
کوئيرل:خواهش میکنم ..وظیفه اس
تانکس:نه شما لطف دارین ..فعلا با اجازه
کوئيرل:اجازه ما هم دست شماس...بفرمایید
تانکس:پس فعلا خداحافظ
کوئيرل:خداحافظ...خوش حال شدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیمفادورا تانکس در 1384/10/4 22:12:46
تصویر تغییر اندازه داده شده تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف
ارسال شده در: یکشنبه 4 دی 1384 14:28
نمایش جزئیات
آفلاین
وسط ظهر بود!
خورشيد به سنگ فرش هاي دياگون مي تابيد.كسي كه از دور نگاه مي كرد در نظرش مي آمد كه گويي سنگ ها ذوب شده اند.
كوچه خلوت بود.
تك و توكي برخي از مغازه داران ديده مي شدند كه داشتند مغازشان را قفل مي كردند.
مرده كوتاه قامت و خميده رويي به سمت آخرين مغازه حركت مي كرد.
درب مغازه باز بود.جادوگر صاحب مغازه داشت با دقت زيادي چوبدستيي رو برق مي انداخت.
متوجه ورود شخص به مغازش شد اما چون تا اين لحظه هر كس كه وارد مغازش شده بود شخص خوشايندي نبود جرات نداشت سرش را بلند كند.درنگي كرد تا خود مشتري شروع به صحبت كند.
مرد صداي زير و جيرجير مانندي داشت و آدم رو به ياد صداي موش ها مي انداخت.
- سلام من اومدم يك دونه چوبدستي سفارش بدم.
كوييرل سرش را بلند كرد.
پيتر پتيگرو در مقابلش با حالت معذبي ايستاده بود.
سرش را با شگفتي حركتي داد.شايد ديگه وقتش بود تا مغاش رو تعطيل كنه.
- مشخصاتش چي باشه؟
- چوب درخت آبنوس،ريسه س قلب اژدها،31 سانتي متر،انعطاف پذير،داراي ورد ايمپريوس.
- بسيار خب چند روز ديگه درست مي شه.
فكر كرد كه ديگه يك به دو كردن با اينگونه مشتري ها و سوال پرسيدن بي فايده و شايد اندكي خطرناك باشد.
مرد با صداي بي اعتنايي پرسيد:
- قيمتش؟
- براي شما 30 گاليون.
مرد دستش رو دراز كرد تا پول را بپردازد ولي به جاي چيزي كه كوييرل عادت ديدنش را داشت دستي نقره فام جلويش دراز بود.
با تعجب نگاهي به پيتر كرد.اما اون فقط پول رو گذاشت و از مغازه خارج شد.....
------------------------------------------------------------------
bigbong525@yahoo.com

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=large][color=003300][font=Georgia]و ازش پرسيدم كه:خ