* افتضاحه...هیشکی درباره مجیکن درست ننوشته...واقعا که
بچه ها با تعجب به جانسون که پشت میز خود نشسته بود و ورق های کاغذ پوستی را جابه جا میکرد نگاه میکردند.با خشم به ورقه ها نگاه میکرد.
* چرا همتون اشتباه نوشتین؟همتون نوشتین ماله جادوی سیاهه...بابا این برای تمام جادوهاس
- پروفسور میشه بگین این چیه؟
* خوب توضیح روبیوس تا حدی درست بود.ببینین...مجیکن یا همون magic'n ها نوعی ذرات نیمه ریز هستند.اندازه هاشون هم بین یک نخود تا سر سوزن متغییره.مجیکن ها مثل ذرات نور هستند و همچنین کاملا هم وجود خارجی ندارند.یعنی به نحوی فرد باید درکشون کنه تا ببینتشون.رنگهای آبی درخشان،قرمز روشن،کاملا سفید و یا اونقدر سیاه که فکر کنین اون تیکه در دنیا وجود نداره رنگ های اوناس.
ماجراشون هم مربوط میشه به ریاضیات جادوییتون...اینها با نوعی مکانیک کوانتومی کار میکنن...کوانتوم گربه ای!یعنی به طرز جادویی و عجیبی هم ذرات زنده هستند و هم ذرات مرده...هم سیاهن هم سفید...خصوصیات جالبی دارن که کتاب جادوی آفرودیا نوشته رنیا استینلر میتونه براتون مرجع خوبی باشه.تعداد این ذرات وگونه هاشون هم بسیار زیاده.تنها یه نفر اونم سازنده رشته بزرگ مجیکن کاملا مجیکن ها و کارشون رو میدونسته.در ضمن مجیکن ها هوش بسیار کمی هم دارند.باهوش ترین اونها میتونه کارهایی مثل فرار از دست شما یا نخوردن به دیوار رو انجام بده.گفته میشه در سازمان اسرار دارن روی مجیکن هایی با هوش بیشتر کار میکنن،به طوری که حتی بتونن چند حرف ساده رو ادا کنن!
برای ساخت طلسم هم لازمه چند نوع مجیکن لازم(که در طلسم های معمولی از 50 عدد تجاور نمیکنه)در کنار هم جمع کنین و بعد بوسیله نوعی نخ که به اسم پیناریا شناخته میشه اونها رو به هم متصل میکنین.البته نه از وسطشون رد کنین بلکه به سورت قرار گیری دی ان ای...سپس اونو وارد یه چوبدستی میکنین و بعد از نام گذاری و طرز ادای طلسم اون رو وارد شبکه اوتوماتیک طلسم ها میکنین.طبق نوشته ها رشته بزرگ مجیکن ها از حدود 30 میلیون یا بیشتر از این مجیکن تشکیل شده!!
بچه ها که همه تا این لحظه تعجب کرده بودند چیزهایی را یادداشت کردند و منتظر ادامه حرف جانسون شدند.
* خوب این چیزا هنوز براتون خیلی زوده...خیلی تخصصیه.میریم سراغ درس امروز.سبک های دوئل ها...
با چوبدستیش به تخته اشاره کرد و این عبارت بر روی تحته نوشته شد.
* کلا دوئل چیه؟کی میدونه؟
دست چند نفر با قاطعیت همزمان بالا رفت.
* دامبلدور...آره تو بگو!
آنیتا از جایش بلند شد و شروع کرد به توضیح دادن.
- کلا دوئل به رویارویی دو نفر و جنگ تن به تن بین اون دوتا برای حفظ شرف و گرفتن انتقام بوده.ولی الان در بین جادوگران به جنگ طلسم ها و رد و بدل کردن اونها میگن.
* عالی بود...دوئل ها به سبک و سیاق های مختلفی بوده...مثل شمشیر بازی،شلیک بوسیله...چند تیر بود؟...یا دوئل با چوبدستی..اما دوئل جادوگران هم دو بخش بود...دوئل گروهی و دوئل فردی
* مهمترین کار در دوئل ها بلد بودن طلسم ها،تمرکز،سرعت عمل و قابلیت ذهن خوانیه که اون هم با تمرکز ایجاد میشه...
* برای تمرکز در دوئل شما ذهنتون رو تنها به دو چیز محدود میکنید و به چیزی جز اون دو کاری ندارید.حفظ اطلاعات و طلسم ها و بخشی خالی برای گرفتن اطلاعات فرد.شما به این وسیله باید به ذهن فرد نفوذ کنید و بعد از دریافت اطلاعات از مغز فرد اونو در حافظه بایگانی کرده و بعد مجددا فضا رو خالی کنید.
* برای موفقیت در دوئل باید بتونید اعصاب خودتون رو کنترل کنید و به فکر حفظ جونتون باشین.سرعت عمل رو هیچ وقت فراموش نکنید.همینطور تمرکز و ذهن خونی.سعی کنین اگه نمیتونین ذهنتون رو ببندید به اطلاعات اشتباه فکر کنین تا اگه حداقل فرد به ذهنتون نفوذ کرد اطلاعات گمراه کننده ای نصیبش بشه.
- پروفسور چطوری ذهنمون رو ببنیدم؟
* اوه...داری زیادی تند میری لاوین...این مربوط به امسال نمیشه...صدای زنگم در اومد از حرفای من...امیدوارم هفته بعد این تکالیفو درست بنویسین:
1- چگونه اطلاعاتی را که وارد ذهن فرد مقابل شده بدون اینکه او بفهمد خارج کنیم؟
2- چگونگی اجرای طلسم فرمان را شرح دهید.
3- چهار ضد طلسم معروف(افسون دفاعی ساده)را فقط نام ببرید.
بچه ها با تعجب به جانسون که پشت میز خود نشسته بود و ورق های کاغذ پوستی را جابه جا میکرد نگاه میکردند.با خشم به ورقه ها نگاه میکرد.
* چرا همتون اشتباه نوشتین؟همتون نوشتین ماله جادوی سیاهه...بابا این برای تمام جادوهاس
- پروفسور میشه بگین این چیه؟
* خوب توضیح روبیوس تا حدی درست بود.ببینین...مجیکن یا همون magic'n ها نوعی ذرات نیمه ریز هستند.اندازه هاشون هم بین یک نخود تا سر سوزن متغییره.مجیکن ها مثل ذرات نور هستند و همچنین کاملا هم وجود خارجی ندارند.یعنی به نحوی فرد باید درکشون کنه تا ببینتشون.رنگهای آبی درخشان،قرمز روشن،کاملا سفید و یا اونقدر سیاه که فکر کنین اون تیکه در دنیا وجود نداره رنگ های اوناس.
ماجراشون هم مربوط میشه به ریاضیات جادوییتون...اینها با نوعی مکانیک کوانتومی کار میکنن...کوانتوم گربه ای!یعنی به طرز جادویی و عجیبی هم ذرات زنده هستند و هم ذرات مرده...هم سیاهن هم سفید...خصوصیات جالبی دارن که کتاب جادوی آفرودیا نوشته رنیا استینلر میتونه براتون مرجع خوبی باشه.تعداد این ذرات وگونه هاشون هم بسیار زیاده.تنها یه نفر اونم سازنده رشته بزرگ مجیکن کاملا مجیکن ها و کارشون رو میدونسته.در ضمن مجیکن ها هوش بسیار کمی هم دارند.باهوش ترین اونها میتونه کارهایی مثل فرار از دست شما یا نخوردن به دیوار رو انجام بده.گفته میشه در سازمان اسرار دارن روی مجیکن هایی با هوش بیشتر کار میکنن،به طوری که حتی بتونن چند حرف ساده رو ادا کنن!
برای ساخت طلسم هم لازمه چند نوع مجیکن لازم(که در طلسم های معمولی از 50 عدد تجاور نمیکنه)در کنار هم جمع کنین و بعد بوسیله نوعی نخ که به اسم پیناریا شناخته میشه اونها رو به هم متصل میکنین.البته نه از وسطشون رد کنین بلکه به سورت قرار گیری دی ان ای...سپس اونو وارد یه چوبدستی میکنین و بعد از نام گذاری و طرز ادای طلسم اون رو وارد شبکه اوتوماتیک طلسم ها میکنین.طبق نوشته ها رشته بزرگ مجیکن ها از حدود 30 میلیون یا بیشتر از این مجیکن تشکیل شده!!
بچه ها که همه تا این لحظه تعجب کرده بودند چیزهایی را یادداشت کردند و منتظر ادامه حرف جانسون شدند.
* خوب این چیزا هنوز براتون خیلی زوده...خیلی تخصصیه.میریم سراغ درس امروز.سبک های دوئل ها...
با چوبدستیش به تخته اشاره کرد و این عبارت بر روی تحته نوشته شد.
* کلا دوئل چیه؟کی میدونه؟
دست چند نفر با قاطعیت همزمان بالا رفت.
* دامبلدور...آره تو بگو!
آنیتا از جایش بلند شد و شروع کرد به توضیح دادن.
- کلا دوئل به رویارویی دو نفر و جنگ تن به تن بین اون دوتا برای حفظ شرف و گرفتن انتقام بوده.ولی الان در بین جادوگران به جنگ طلسم ها و رد و بدل کردن اونها میگن.
* عالی بود...دوئل ها به سبک و سیاق های مختلفی بوده...مثل شمشیر بازی،شلیک بوسیله...چند تیر بود؟...یا دوئل با چوبدستی..اما دوئل جادوگران هم دو بخش بود...دوئل گروهی و دوئل فردی
* مهمترین کار در دوئل ها بلد بودن طلسم ها،تمرکز،سرعت عمل و قابلیت ذهن خوانیه که اون هم با تمرکز ایجاد میشه...
* برای تمرکز در دوئل شما ذهنتون رو تنها به دو چیز محدود میکنید و به چیزی جز اون دو کاری ندارید.حفظ اطلاعات و طلسم ها و بخشی خالی برای گرفتن اطلاعات فرد.شما به این وسیله باید به ذهن فرد نفوذ کنید و بعد از دریافت اطلاعات از مغز فرد اونو در حافظه بایگانی کرده و بعد مجددا فضا رو خالی کنید.
* برای موفقیت در دوئل باید بتونید اعصاب خودتون رو کنترل کنید و به فکر حفظ جونتون باشین.سرعت عمل رو هیچ وقت فراموش نکنید.همینطور تمرکز و ذهن خونی.سعی کنین اگه نمیتونین ذهنتون رو ببندید به اطلاعات اشتباه فکر کنین تا اگه حداقل فرد به ذهنتون نفوذ کرد اطلاعات گمراه کننده ای نصیبش بشه.
- پروفسور چطوری ذهنمون رو ببنیدم؟
* اوه...داری زیادی تند میری لاوین...این مربوط به امسال نمیشه...صدای زنگم در اومد از حرفای من...امیدوارم هفته بعد این تکالیفو درست بنویسین:
1- چگونه اطلاعاتی را که وارد ذهن فرد مقابل شده بدون اینکه او بفهمد خارج کنیم؟
2- چگونگی اجرای طلسم فرمان را شرح دهید.
3- چهار ضد طلسم معروف(افسون دفاعی ساده)را فقط نام ببرید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�

