هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: اگر هري بخواهد نقشه غارتگر را به يكي از بچه هايش بدهد به كدام یکی از بچه هایش می دهد؟
پیام زده شده در: ۷:۴۰ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
#1
فکر می کنم به جیمز بده

- چون به دردش میخوره (اخه خیلی شره)


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
پیام زده شده در: ۱۱:۱۴ یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۷
#2
گروه: گریفندور


2-آیا تا به حال عضو ارتش سیاه بوده اید؟

نه ، اصلا ، این چه سوالی می پرسی نوه گلم

3- افتخاراتی که در ایفای نقش کسب کرده اید رو به صورت خلاصه ذکر کنید.

من کلا تو ایفای نقش نبودم


4-آیا حاضر هستید جانتان را فدای محفل کنید ؟

جان چیه ، این همه دارم براتون خدمت می کنم ، براتون آشپزی می کنم ، کی براتون خونه سیریوس رو حاظر کرد؟

در کل آره



5-محفل بهتر است یا ثروت؟

محفل


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: تولد پنج سالگی سایت جادوگران
پیام زده شده در: ۲۱:۳۲ چهارشنبه ۴ دی ۱۳۸۷
#3
دوستان من هم تولد سایت رو تبریک می گم ولی نمی تونم بیام


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۰:۲۲ دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
#4
نقل قول:
چه نکته سنج!!کسی تا حالا متوجه این موضوع نشده بود یا اگه شده بود ازم چیزی در این مورد نپرسیده بود.وقتی من میخواستم معرفی شخصیت کنم به دلیل تعویض پشت سر هم چند لرد،حدود ده تا معرفی شخصیت لرد ولدمورت با فاصله های خیلی کم تو تاپیک معرفی شخصیت وجود داشت.نمیخواستم برای یازدهمین بار همون حرفا رو تکرار کنم.برای همین فکر کردم اگه از لرد سیاه میخواستن خودشو معرفی کنه چی میگفت؟شاید میخواستم از همون موقع برم تو قالب لرد.


ممنون از اینکه به سوالم جواب دادی


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: تاثیرگذارترین قسمت کتاب...
پیام زده شده در: ۷:۳۵ چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷
#5
به نظر من کتاب قسمتهای تاثیر گذاری داشت بستگی داره که چه جور تاثیری داشته باشه
مثلا قسمتی که که در کتاب هفتم که هری وارد خاطرات پرفسور اسنیپ می شه بعد از شش کتاب که اسنیپ رو همه فکر می کردن دشمن هری آخرش فهمیدن که اسنیپ یه عاشق بوده و کلی به خاطر هری کار انجام داده
یا به طور مثال سریوس بعد از دو کتابی که اومد سریع کشته شد و خیلی ها رو متاثر کرد
یا مرگ دامبلدور به دست اسنیپ چون کسی فکر این کار رو هم نمی کرد
یا مرگ جرج و لوپین و تانکس و اون پسر کوچیکه (اسمش یادم نیست) تو کتاب آخر

در آخر هر کسی در این مورد نظری داره و این سوال یه سوال کلیه
من قسمتی که هری با اسنیپ آشنا شد قشنگ بود

امتیاز شما:4 از 5 موفق باشید


ویرایش شده توسط بلاتريكس لسترنج در تاریخ ۱۳۸۷/۸/۲۲ ۲۱:۴۹:۴۲

دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: بعد از دامبلدور و لرد سیاه کی قوی ترین جادوگره؟چرا؟
پیام زده شده در: ۱۴:۳۴ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۷
#6
راستش این سوال یه خورده مبهمه چون تو کتاب زیاد به بقیه جادوگران و قدرت های اونا نپرداخته و ما اطلاعاتی از اون نداریم مثلا در مورد اسلاگهون گفته شده در معجون سازی خیلی استاد بوده ، در مورد مک گوناگل گفته شده که در تغییر اشیاء خیلی خوب بوده

اما به نظر من اسنیپ (با توجه به اطلاعات کتاب) هم در جادوی سیاه خوب بوده (یعنی آشنایی داشته مانند دامبلدور و ولدمورت) هم اکولامانسی خوبی بوده هم در معجون سازی خیلی خوب بوده و مهمترین بخشش عاشق بوده و این خیلی مهمه
_________________-

ویرایش ناظر (امتیاز پست ): امتیاز شما 4از 5 موفق باشید


ویرایش شده توسط بلاتريكس لسترنج در تاریخ ۱۳۸۷/۸/۲۰ ۲۰:۰۰:۵۶

دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۲:۴۱ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۷
#7
سلام من سوال مهمی دارم اینه که چرا از زندگی نامه ای دروغین استفاده کردی برای ولدمورت ؟

نقل قول:
در 31 دسامبر 1926 در دهکده زیبای لیتل هنگلتون در قصر باشکوه ریدلها متولد شدم.پدر و مادرم جزو اصیلترین خانواده های جادوگران بودند.پدرم لرد تام ریدل نام تام مارولو ریدل را برای من انتخاب کرد.نامی که همیشه به آن افتخار کرده ام.از همان دوران کودکی در رفاه و آرامش کامل بزرگ شدم.کوچکترین کارهای من توسط جن های خانگی که در قصر ریدلها به وفور یافت میشدند انجام میگرفت.در همان دوران بود که یادگرفتم این موجودات پست و بی ارزش فقط و فقط برای خدمت به جادوگران اصیلی مانند من خلق شده اند.در یازده سالگی طی دعوتنامه ای مخصوص به هاگوارتز دعوت شدم ولی پدرومادرم علاقه ای به فرستادن من به هاگوارتز نداشتند و قصد داشتند مرا در خانه توسط بزرگترین جادوگران آن دوره آموزش دهند ولی وقتی آلبوس دامبلدور شخصا برای بردن من آمد مقاومتی نکردند. هفت سال از عمر من در هاگوارتز به سرعت گذشت.طبیعتا پیشینه درخشان خانوادگی وشجره نامه پر افتخار ریدلها که در بلندترین شاخه آن نام سالازار اسلیترین به چشم میخوردباعث جذب شدن عده زیادی به طرف من شد.استعداد درخشان من از سال اول ورودم توجه اساتید-بجز دامبلدور که همیشه نسبت به هوش و ذکاوت من حسادت میکرد- ومدیر مدرسه را به خود جلب کرد.بطوریکه عنوان لرد ولدمورت بعد از پایان تحصیلاتم توسط وزیر سحر و جادو بطور افتخاری به من داده شد و هر سال بطور مداوم از مدیر مدرسه دعوتنامه های متعددی جهت تدریس دروس مختلف(مخصوصا دفاع در برابر جادوی سیاه)در هاگوارتز دریافت کردم..ولی من اهداف والاتری داشتم که عنوان پروفسور ولدمورت درمیان آنها جایی نداشت.هرگز عشق را تجربه نکردم چون روح و جسم و قلب من باارزشتر از آن بود که آنرا با کسی قسمت کنم.روح من فقط و فقط برای یک هدف باید تقسیم میشد...جاودانگی


چرا لرد ؟ آیا خودت هم مثل لردی ؟ (یعنی عشق قدرت و جاودانگی)

ممنون


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۱۲:۳۵ یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷
#8
چوچانگ عزیز من به دلیل زیر فقط پست دادم

نقل قول:
5) اعضای ایفای نقش هم می تونن اینجا پست بزنن...اینجا یه تاپیک آزاد برای همه ست...برای پستهای ایفای نقشی ها هم جا داره!


پرواز - دوست - زیبا - اسنیچ - آبی - عجله - جارو - طلایی - دور - محکم
------------------------------------------------------------------------------
از نگاه گزارش گر:
امروز روز یه روز صاف و آسمانی آبی بود که جون می ده برای کوییدیچ بچه های گریفی با عجله و دستانی که محکم دور جاروهاشونو گرفتن از چادر بیرون میان و شروع کردند به پرواز ................... انتهای بازی
بله جینی ویزلی اسنیچ طلایی رو رو گرفت و به طرف دوستش رفت برای چهارمین بازی هم گریفی ها برنده بازی شدند


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: تفاوت فضاي كتاب هفتم با ديگر كتابها
پیام زده شده در: ۱۲:۰۸ یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷
#9
به نظر من فضای کتاب هفتم مثل بقیه کتابها بود (البته بهتر) چرا؟ چون هم داستانهای فرعی داشت که دوستان گفتن نداشته

نقل قول:
بلیز زابینی گفته : تفاوت فضای کتاب هفتم هری پاتر در این موضوع بود که در کتاب های سابق هری پاتر در کنار سوژه اصلی داستان .. داستان های فرعی دیگم بودن که هیچ ربطی به داستان اصلی نداشتن .. مثل مسابقات کوییدیچ .. گردش در هاگزمید .. پرسه زدن شبانه .. شرکت در کلاس های هاگوارتز .. و هزارتا مسئله دیگه ..


درسته که مثل بقیه کتابها پرسه زدن نداشت اما داستان فرعی داشت مثل داستان علاقه اسنیپ به لیلی و یا گذشته دامبلدور

در کل داستان بیشتر حال داد در فضاهای بیشتری نه تنها هاگوارتز و یا هاگزمید تقریبا فضایی اندازه اروپا رو گشتن

من که لذت بردم

با تشکر


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۴:۱۴ پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۷
#10
سلام فلور من از اون مادر شوهر ها نیستم اما ...
به نظرت چرا تو کتاب فلور و مالی با هم مشکل داشتن؟


دارنده یه صد آفرین و یه ده آفرین تو انشاء از تدی

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.