هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
پیام زده شده در: ۲۳:۵۱ دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۶
#1
تصویر کوچک شده
برخیزید...!

شیفتگان جادوی سیاه و مریدان لردسیاه اگر قصد دارید افتخار و سعادت خدمت به لرد کبیر رو داشته باشید و در این راه از جان خود برای رسیدن لردسیاه به قدرت و تسخیر جهان او را یاری کنید ...ارباب شما رو پذیرا خواهد بود...تمام موجودات از ( جادوگر ، فشفشه، دیمنتور، گرگینه، غول ،پرنده ، مار، جن، جن خونگی،و...)
--------------------
برای پیوستن به مریدان لردسیاه(مرگخواران) باید به این شکل اقدام کنید...

نام:
لقب:
شغل:
سابقه عضویت در گروه مرگخواران:
سابقه ی عضویت در محفل ققنوس:
هدف از پیوستن به ارتش تاریکی:


زدن نمایشنانه ای در رول پلینگ(ایفای نقش) سایت که در آن وفاداری خود را به لرد سیاه ثابت کنید...
و قرار دادن لینک آن در پست معرفی خود.(نمایش نامه میتواند حداکثر متعلق به 7 روز قبل از معرفی خود در این تاپیک باشد.)
لردشما را زیر نظر دارد مراقب باشد خطایی از شما نبینم!


تصویر کوچک شده


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۳۴ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#2
با سلام

خوب من از شخصیت لردولدمورت کناره گیری میکنم... خیلی هم معذرت میخواهم اگه نتونستم به اون اهدافی که میخواستم برسم.. امیدوارم مرگخواران از دست من راضی بوده باشند و تو این مدت کوتاه که که اربابشان و بودم... توانسته باشم چیزی هم بهشون یاد بدم.

متاسفانه بنده از 5 روز دیگه در سفر هستم تا 15 تیر بعد از آن هم که انتشار کتاب و فیلم هست. و خوب سایت هم که دو هفته ای بسته است... بعد از آن کی زنده باشد.. برای همین یک ماهی نیستم و برای همین دیدم شرایط لازم برای لرد ولدمورت شدن را ندارم، و قبل از اینکه نا رضایتی از عدم فعالیت من پیش بیاد کناره گیری میکنم...

خیلی بد شد.. قرار بود این مسافرت که به تهران ، مشهد است در شهریور انجام شود... که خوب افتاد تو تاریخ خیلی عذر میخواهم بای.


در ضمن درخواست داشتم شناسه قدیم من به شناسه عضو 8606 به نام لوسیوس مالفوی رو باز کنید تا مجدد با اون به فعالیت بپردازم... واین را ببندید...


البته اگه مرگخواران و مدیرت قبول داشتن این بیست چند روز من فعالت کمی محدود بشه... و معاون های من جور بنده رو بکشن من میتونم.. بمونم البته اگه بعد این مدت عمری بود.. اگه نبود هم حلال کنید...

با سپاس ولدمورت قدیم.


خب مورد قبول واقع نشد! شما همین شخصیت رو خواهی داشت! و تا 15 تیر هم مشکلی نخواهد بود! بعدش تا 25 هم کتاب نمیاد و وقتی هم که اومد این شرط پست نزدن و به سایت نیومدن کلا برداشته می‌شه! چون کلا کسی نمیاد!



خوب اگه اینجوری هست.. من قبول دارم! خیلی خوب شد خیالم راحت شد... البته تو این مدت هم سعی میکنم و تلاش خودم رو در جهت وظایفم میکنم.. ولی کمی محدود.... ولی وای به روزی که به اوج برگردیم... محفل رو برای همیشه نابود میکنم.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۱۹ ۲۰:۴۵:۵۴
ویرایش شده توسط [fa]راجر دیویس[/fa][en]Roger Davies[/en] در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۱۹ ۲۰:۵۸:۱۴
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۱۹ ۲۱:۰۴:۳۳

تصویر کوچک شده


Re: انتخاب برترين نويسندگان خانه ي ريدل ها...!
پیام زده شده در: ۲۲:۱۵ یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶
#3
توجه کنید...

از این به بعد هر هفته بهترین نویسنده خانه ریدل انتخاب میشود...

انتخاب فرد شایسته توسط لردسیاه انجام میشود.
نکته اضافی:
مرگخوارانی که موفق به کسب این این نشان بشن5 قدم میتوانند به لرد سیاه نزدیک تر شوند...

در صورت این که فرد برنده از اعضا مرگخوار نبود هم نشان درجه لیاقت از دست لردسیاه دریافت خواهد کرد... و در صورت تمایل میتواند به عضویت جبهه ما در آید...تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده


Re: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۶
#4
چیزی که حیرت انگیزه، ضعف و راحت طلبی اعضایه اسلیترین هست نه اتحاد و اقتدار!


جناب کوییرل عزیز بسیار نا امید شدم از این گفته... شما فکر میکنید..جمع کردن 6 نفر توی اسلیترین کاره خیلی سختی بوده.. که به خاطرش که راحت باشیم...تیم ندیم؟ نه این نبوده... وگرنه افرادی مثل همین ایگور هستن که سر و دست بشکونند برای تیم... ولی ما جام رو تحریم کردیم که اعتراض خودمون رو اعلام کرده باشیم... کلا خیلی عوض شدید! البته حق هم دارید..میدونم خسته شدید! ولی لطفا جسارت به اعضا نکنید! ما گروهی بودیم که همیشه با کمترین افراد تو مدرسه درخشیدیم... و همین اتحاد و اقتدار گروه بود نه ضعف و راحت طلبی. خیلی ناراحت شدم که اینجوری به اعضا اسلیترین صحبت کردید... در ضمن در این که شما برای مدرسه زحمت های زیادی کشیدید شکی نیست..همه هم سپاس گذار هستن!


تصویر کوچک شده


Re: محفل ققنوس(خانه شماره 12 گريمالد)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۶ جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶
#5
لرد هم با الگو برداری از ویولت سعی کرد خاطرات گذشته را در خودش به وجود بیاره.... و از این تشعشات از خودش تولید کنه، ولی هر چی فشار میاره... اتفاقی نمی افته!

در همین حال تعدادی زیادی مرگخوار از سر میرسن... و محفلی ها هنوز در گوشه ای داشتن در مورد بزرگترین افتخار محفل ققنوس بحث میکردن...
آلبوس: اگه ارتش WC...t نبود و این پشتیبانی لجوستکی را از محفل نکرده این افتخار نایل ما نمیشد! تصویر کوچک شده
لوپین که خیلی هیجان زده بود...تصویر کوچک شده : خدا رو شکر قبل از پایان ماموریت که فردا بود توانستیم... به این افتخار کبیر.. و این حماسه اعظیم رو خلق کنیم... تصویر کوچک شده

هدویگ که حالا تنها کسی بود که متوجه حضور مرگخواران اعصبانیتصویر کوچک شده شده بود... یادش به دورانی که داداش کایکوتصویر کوچک شدهبود افتاد.. و سعی کرد از خودش تشعشات خارج کنهتصویر کوچک شده ... ولی زابینی حالا درب پشتی را باز کرده بود... و بیرون از انباری اتوبوس جادویی بزرگ که حدود3 طبقه داشت ایستاده بود و روی اون نوشته بود سرویس کودکستان جادوگران!تصویر کوچک شده

زابینی و چند مرگخوار که برای کمک آمده بودن... راننده جادو که یک خانم خیلی با شخصیتتصویر کوچک شده بود را به زور وارد کردن...

زابینی: قربان این هم مدیر کودکستان!تصویر کوچک شده

لرد سیاه: خانم با شخصیت با من ازدواج میکننده!(با لهجه)تصویر کوچک شده لردسیاه این را گفت و ناگهان اطراف او را هم تشعشات قرمزی فرا گرفت!
ولی لردسیاه به خود آمد...تصویر کوچک شده

ده اخه خانم چند بار بگم وقتی این بچه های را برای گردش علمی میارید پارک جنگل نذارید بیان اینجا..اینجا خطر داره جیزه... افتاد الان؟...زابینی بگیر این توله موله ها رو پرت کن بیرون از اینجا...

مرگخواران شروع کردن به گرفتن محفلی ها و انداختن اونا تو گنی... سر گنی ها رو هم با ریسمانی که از چوبدستی خود ایجاد کرده بودن بستن... و داخل اتوبوس جادویی مهدکودک انداختن... خانم، مدیر مهدکودک هم که توسط لرد سیاه مورد آزار و اذیت(تنفس مصنوعی) قرار گرفته بودتصویر کوچک شده سوار اتوبوس شد... و شروع کرد به تصویر کوچک شده و اتوبوس ناپدید شد!


----------------------------------------------------------
خوب از آنجایی که لوپین گفته ماموریت محفل تا فردا تموم میشه... با برو بچ به این نتیجه رسیدیم که فردا اوج امتحانات بچه های عزیز محفل است... گفتیم یه کار خیر کرده باشیم... ما تمومش کردیم... در ضمن دفعه دیگه خواستید بیاید دژ مرگ خوب بیاد...تصویر کوچک شده چرا اینجا رو میکنید دژ مرگ.تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۱۲ ۰:۰۳:۲۱

تصویر کوچک شده


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۲:۴۶ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
#6
یه نکته فقط در مورد حرف های آوریل بزنم...

در مورد وزیر به نظر من وزیر وقتی ما میگم سوژه است..یعنی اینکه از همون قبل انتخاب سوژه است... یعنی فرض کنید الان لردسیاه برای قدرت بیشتر یکی رو به عنوان وزیر برگزیده تاریکی انتخاب میکنهو سعی میکنه انو با زور وزیر کنه..مثل زمانی که امپراطور کبیر تاریکی این کارو میکرد.. واین خودش خیلی سوژه بود.. در حالی که حتی اگه وزیر هم نمیشد..عین خیالش نبود... ولی یک سوزه خوب وبد..و ملت خیلی باهاش ذوق میکردن..پس ما وقتی میگم وزیر منظور ناظر.. یا کسی که با نظر سنجی قبول بشه..یا اینکه بیاد بشه...یا کسی که شد وزیر مثلا بیاد هی از خودش برای ملت سوژه بریزه.. اینا نه..وزیر در رول حتی اگه ناظر هم نشه(البته این فکر کنم لازم باشه) متاسفانه از دوره وزارت ققنوس نقش وزارت خیلی پرت شد.. و اصلا از ایفای نقش خارج شدو تبدیل شده بود.. به انگار قیم رول... باز هم میگم...وزیر هم مثل نقش آلبوس یا لرد داره میشه.... وزارت..محفل..مرگخوار


تصویر کوچک شده


Re: خبرگذاري سياه : VDNS
پیام زده شده در: ۱۲:۳۷ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
#7
News In The Headlines

راه اندازی مجدد نیروگاه اتمی سیاهان... و آغاز چرخه غنی سازی اسید آواداکوارا!

لردسیاه در همایشی که به مناسبت رفع تعلیق نیروگاه اتمی سیاهان در نیروگاه اتمی حضور داشت چنین فرمودن:

آغاز غنی سازی یک پیام دارد! به چالش کشیدن... دنیا و تلاش برای نابودی محفل ... جادوگران سفید به شکل دسته جمعی(کشتار جمعی) این بار مصمم هستیم که جهان رو در تسخیر خود بگریم...!

هنوز هیچ واکنشی از طرف وزارت سحر و جادو یا محفل ققنوس... یا ارتش wc...t... در این باره اعلام نشده... که این شایعه رو پر رنگ میکند، که به جزیره جیجو فرار کردن از ترس کشته دشن... و در حال کمک به یانگوم هستن!( در گوشی... میگن سارا اوانز(مامان سارا) در راس فراری ها بوده و الان داره پیش یانگوم در قصر آشپزی یاد میگره... تا از پس شکم کارد خورده گرواپ بر بیاد!)

این بود آخرین تحولات جبهه تاریکی!


تصویر کوچک شده


Re: نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)
پیام زده شده در: ۱۲:۳۶ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
#8
نیروگاه اتمی سیاهان که در بیست و یک کیلومتر خانه ریدل واقع شده... حالا به یک خرابه خوفناک تبدیل شده... که حتی مرگخوارانم جرات نزدیک شدن به آن را ندارند... اطراف نیروگاه را همه جا را پس مانده فاضلاب نیروگاه گرفته، رکه های بزرگی از همین فاضلاب ها تشکیل درست شده که حالا رنگش کاملا تیره... و مایل به سبز ... روی سطح آن را کف پوشانده بود...

در داخل نیروگاه از تمام لوله ها... و دستگاهای عظیم... که سالها پیش توسط دانشمندان ماگل که توسط لردسیاه زور به کار گرفته شده بودن تاسیس شده بود... حالا مایعی سبز رنگ میچکید... و روی زمین بخار میکرد... در کف تمام راه رو ها ماده سبز رنگی که بخار میکرد.. و از همان لوله های فرسوده میچکید، جریان داشت... ماده ای که احتملا همان اسید آواداکوارا بود... که سیاهان با خطرناک ترین ماده ماگل ها... شوم ترین نفرین جادوگران درست کرده بودن... میشه گفت یه سلاح دورگه... درست مثل خود لردولدمورت!


یک سال بعد سالن سانتیفیوژ ها 12:13 ظهر!

ویلیام ادوار دانشمندی که قبلا هم در نیروگاه کار میکرد در حال ور رفتن با دستگاهای عظیم... بود!
ویلیام ادوار: جناب لرد تاریکی الان حدود سیصد زنجیره شصت تایی از سانتیفیوژ ها در چرخه هستن... و به تمامی گاز منو اکسید فلوراید اسید آواداکوارا تزریق شده... و این تعداد برای تولید روزانه یکصد گالن اسید آواداکوارا غنی شده کافی است.! قربان

لرد ولدمورت که به جای ردای سیاه رنگ خودش ...یه روپوش سفید... و ضد گاز به همراه یک کلاه شبیه به کلاه آشپزی با یک عینک محافظ و یک ماسک پوشیده بود... چشمان قرمز رنگش برقی زد.!

5 ساعت بعد مقابل درب آسانسوری که از اعماق زمین ..از محل غنی سازی بالا می آمد...:

لرد ولدمورت جلو تر از همه ایستاده بود... تعداد بسیاری دیگر پشت سره ایستاده بودن که همه لباس های شبیه لردولدمورت به تن داشتن خبرنگار های خبرگذاری سیاه هم حضور داشتن...

ناگهان درب آسانسور باز شد... و دو نفر نمایان شدن.. که آنها هم لباس های مشترکی با بقیه پوشیده بودن... یکی از آنها یک استوانه شیشه ای مخصوص که در آن ماد ای سبز تیره میدرخشید رو را هم چون جام قهرمانی کوییدیچ بالا گرفته بود.. و از افتخار اشک میریخت...
چشمان خوفناک لردسیاه مجددا برقی زد... اینبار دستانش را بالا برد... و گفت ملت آمدیم :bat:


تصویر کوچک شده


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۹:۰۸ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
#9
هگرید جان منم میگم وزیر باید همین باشه...ولی الان ما حتی فعالیت مرگخواران رو از 25 اردیبهشت تا 25 خرداد متوقف کردیم... و همین الان هم همین روزی چهار تا پست هم که میخوره... 2 تاش ماله محفل هست...2 تاش ماله مرگخواران... حالا اگه وزیر هم بیاد میشه 6 تا پس خیلی هم تاثیر داره... تاثیرش رو زمانی مشخص میشه... که مرگخواران و محفل یه مدت پست نزنند... بعد ببینید..دیگه کی تو رول پست میزنه... البته شاید اگه شما لرد شده بودی..تاثیره بیشتری میگذاشتی...و رول را نجات میدادی.فرانک لانگ باتم

----------------------
پ.ن:بنده هم الان لردولدمورت سایت هستم... پس لوسیوس صدا نزنید...یه دفعه مثلا وقتی میخواهید صدای پویان بزنید بنویسید: کرام(ارباب ولدی اعظم ، سر بارون خون آلود، کرام اسبق).. ملاک شخصیت الان هست... .


تصویر کوچک شده


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۶:۳۴ سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶
#10
من بیام یه کمی چیز ها رو شفق سازی کنم:

وزارت:
ببینید اصلا کی گفته وزیر باید مثل مدیر باشه...سر پرست رول باشه..روی رول کنترل کنه!

به نظر من وزیر کسی هست مثل لردسیاه یا دامبلدور.. و اینا به هر شکل که این دو مثلا محفل و مرگخوران روی سایت تاثیر میذارند وزیر هم همین طور... واصلا نیمدونم جدا سازی ..یا تقسیم بندی ..یا امیتاز دادن و اینا حتی اگه خوب یا بد هم باشه.. ربطی وزیر نداره..وزیر شخصیت است برای رول پلینگ!

ببینید... زمانی که گیلدی شد وزیر قبلش چقدر رول سایت سوژه داشت... چقدر سطح تبلیغات ... ورول ها در مورد وزیر جالب بود... امپراطور کبیر تاریکی سیاهان رو جمع میکرد.. واینا اینا همش در قابل رول بود... و ایفای نقش... و اصلا ربطی به خود طرف نداشت... که مثلا بعد که وزیر شد بیاد بگه این تعداد باید مشنگ بشن اینا باید جادوگر بشن..و اینا باید فشفشه بشن..کلا روی شخص حقیقی دخالتی نداشت... ولی حالا اعضا جدید فکر میکنند وزیر باید بیاد رول رو کنترل کنه... نه! وزیر هم میتونه مثل لرد و محفل فعالیت کنه مگه قبلا توی وزارت دفتر فرماندگی کاراگاهان نبود... زیر نظر وزارت هم بود.. یا خیلی چیز های دیگه.. حتی اون زمانی که من مرگخوار شدم حدود 3 سال پیش مرگخواران قبل که با محفل درگیر رول بشن.. همیشه ..کاراگاها وزارت بودن که با مرگخواران وارد جنگ میشدن... اون زمان مثلا شون پن خیلی تو کاراگاها شیر بود

پس نسبت به وزیر توقع خود را عوض کنید... پس وزیر.. و راه افتادن وزارت هم لازم هست...

در مورد... انتخاب وزیر...بله اگه وزیر در رول هست.. پس نباید خیلی غیر رول هم انتخاب بشه!

ولی اینجوری که آنیتا گفت که مثلا من پست میزنم و خودمو وزیر میکنم... عزیز دل من.. تازه یه زمانی امپراطور کبیر تاریکی با اون همه مرید.. و حمایت سیاهان اومد کودتا کرد اونم چه کودتا رول پلینگ قشنگی...بازم وزیر نشد حالا شما مثلا میخوای با یک پست بیای وزیر بشی... و بعد پشت سره شما هزار تا ارزشی دیگه هم بیان بگن ما هم وزیر...یه دفعه بزنیم سایت رو تجزیه کنیم هر کی وزیر یک جا...

در مورد وزارت بعد باز هم صحبت میکنم...


در مورد نقد پست ها!

نقد پست ها در حال حاضر هیچ ارزشی نداشته..اونم این نقد ها:


ولدی خودتون ترسو است جمله اولت خوب بود ..دیالگوش زیاد بود فضا سازی نداره... کلا شما مرگخواران هیچ وقت ظرافت نداشتین( این درست عین نقد پست یکی از مرگخواران در محفل است.)

خوب طرف از این نقد چه چیزی میخواد یاد بگیره؟( بعد مثلا کوییرل میخواد منم بیام زیر پستهای ملت اینو بنویسیم؟ )

حتی نقد های بسیار خوبی که توسط نارسیسا هم انجام میشد خیلی خوب هم بود... ولی یه یه چیزی رو خراب کرد... اونم این که خیلی اومدن مثلا بشن مثل نارسیسا، آرمینتا، بووبو و... و همون حکایت که کلاغ اومد راه رفتن کبک یاد بگیره راه رفتن خودش را هم از یاد برد هست...

در ضمن چند تا نقد کننده خوب مثلا تو سایت پیدا میشه..حتی پیتر(آرمینتا) که مثلا خیلی خدا نقد میکرد..اونم اوایل که اومده بود... یه پست خیلی زیبا طنز رو نمیتونست نقد کنه درست مثل نارسیسا پس از آن جای که کسانی هم که داخل سایت فعالیت میکنند بیشتر در سن 13 تا 20 سال هستن در این سن هم نقد کننده ادبی نداریم توی سایت نقد رو بیخیال بشیم... نصف خراب شدن رول هم ماله همین نقد ها بود...

ولی چیزی که خیلی بهتر است نسبت به نقد خواندن پست های خوب است..که من خودم به شخصه برای آموزش مرگخواران جدیدم این کارو میکنم.... یا کارگاه ها آموزشی هست.


در مورد برگشتن به عقب من مخالفم... به نظر من باید یه جوری تعادل رو برقرار کنیم... طوری که سطح پست های هم فانتزی.. هم طنز..هم جدی روی یک تعادل باشند...نباید دوباره کاری کرد... باید راه برون رفتی را پیدا کرد.

خوب فکر کنم برای اولین پست کافی باشه...بقیه در قسمت بعد...

در ضمن یه چیزی هم هست ... اگه از روز اول مدیران یه کمیته رو مسئول کرده بودن روی این بحث های که توی این تاپیک انجام میشه..یک تحقیق بکنند و نکاتی که همه تقریبا قبول دارند رو نکاتی که همه مخالف هستن رو بررسی کرده بود... و ب هاجرا گذشاته الان وضع این نبود... از صحفه اول این تاپیک ... تمام بحث ها به گذشت زمان و از روی تجربه..مسیر رو مشخص میکنه..که نیاز به بررسی داشت..و اجرا نه بعد از مدتی یه مدیر با گردن کلفتی بیاد بگه... از حالا به بعد هر کی در این مورد بحث کرد..بلاک میشه..فلان میشه... که خیلی وقت ها سربارون خون آلود هم اینکارو میکرد... مخصوصا این سالی که گذشت... و هر مدیر دیگری...

روی این قسمت آخر خوب توجه کنید...

اگه جایی غلط املایی تایپی دیدید به سواد بنده نگذارید.. از روی سرعت تایپ بود... منم اصلا تایپیست خوبی نیستم...!

موفق باشید.


تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.