به نام یزدان پاک
جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
سال ها بود که خورشید قدرت تابیدن را از دست داده بود و آخرین زمزمه های هستی به گوش میرسید.
. همه در تکاپو و جستجو بودند که قدرت فناناپذیری که از گذشته حکایت میکرد را به دست بیاورند و جادوهای پیشرفته که جادوگران مطرح اختراع کرده بودند را در اعماق جنگل پیدا کنند .
ولی زندگی کوتاه و پوچ تر از آن هست که چنین چیزی تبدیل به حقیقت شود !
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[educate]] بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/11
آخرین ورود: دوشنبه 17 اردیبهشت 1386 13:36
از: هرجا که حال کنیم. که فعلا هیچ جا حال نمیکنیم.
پستها:
219

جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
سلام
یه راست میرم سر نوشتن.
در میان جنگل کشته های جادوگران قدرت را جستجو میکرد. اما چیزی پیدا نکرد. برای همین فهمید که آخرین راه برای رسیدن به فنا کشتن است. یعنی تبدیل جسم به روح . به خاطر همین واسطه روح و جسم را کشت.
سلام
یه راست میرم سر نوشتن.
در میان جنگل کشته های جادوگران قدرت را جستجو میکرد. اما چیزی پیدا نکرد. برای همین فهمید که آخرین راه برای رسیدن به فنا کشتن است. یعنی تبدیل جسم به روح . به خاطر همین واسطه روح و جسم را کشت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما بدون امضا هم معتبریم
جزئیات کاربر

- جنگل - - جستجو - فنا -- آخرین - تبدیل -- کشت
جادوگران قدرتمند هرگز روح خود را به واسطه رسیدن به برترین قدرتدر کل دنیا، فنا نمی کنند زیرا هرگز در جستجوی قدرت نیستند و می دانند که هر کسی که در جستجوی این کار باشد به زودی تبدیل به یک انسان پلید و بد زات می شود.آخرین کسانی که به این گونه افراد تبدیل شدند، در جنگل به دست خودشان کشته شدند زیرا آنقدر روحشان را باخته بودن که دیگر حتی به خودشان هم رحم نکردند.
جادوگران قدرتمند هرگز روح خود را به واسطه رسیدن به برترین قدرتدر کل دنیا، فنا نمی کنند زیرا هرگز در جستجوی قدرت نیستند و می دانند که هر کسی که در جستجوی این کار باشد به زودی تبدیل به یک انسان پلید و بد زات می شود.آخرین کسانی که به این گونه افراد تبدیل شدند، در جنگل به دست خودشان کشته شدند زیرا آنقدر روحشان را باخته بودن که دیگر حتی به خودشان هم رحم نکردند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عضو اتحاد اسلایترین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
عده ای جادوگر در جنگلی در جستجو روحی قدرتمند و واسطه فناناپذیر آن میگشتند تا آخرین نسل آنها را بکشند.
بد از 3 ساعت آنها را در حالی که تبدیل به گربه شده بودند پیدا کردند و با مبارزه ای سخت آنها را شکست دادند اگرچه بسیاری از این جادوگران کشته شدند.
عده ای جادوگر در جنگلی در جستجو روحی قدرتمند و واسطه فناناپذیر آن میگشتند تا آخرین نسل آنها را بکشند.
بد از 3 ساعت آنها را در حالی که تبدیل به گربه شده بودند پیدا کردند و با مبارزه ای سخت آنها را شکست دادند اگرچه بسیاری از این جادوگران کشته شدند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

جزئیات کاربر

از من درباره اش سوال كرد. بايد واقعيت را به او مي گفتم چون مي خواست در خانه اي نزديك به آن زندگي كند و هيچ بعيد نبود روزي بخواهد وارد آن شود. پس حرف هايي را كه با پرس و جو كردن از مردم جمع آوري كرده بودم، به ياد آوردم:
جنگل مرموزي است. جادوگران كمي در جستجوي قدرت و يا پيدا كردن رازش حاضر به قدم گذاشتن در آن شده اند. كساني كه از آن بيرون آمده اند تنها چيزي كه به ياد دارند خاطره هاي نه چندان جالبي هستند كه اغلب آن ها به مرگ موجود زنده اي منتهي مي شود.
بعضي ها مي گويند موجودات كشته شده در جنگل به روح تبديل شده و براي هميشه فناناپذير مي شوند و در آنجا مي مانند.
جنگل مرموزي است. جادوگران كمي در جستجوي قدرت و يا پيدا كردن رازش حاضر به قدم گذاشتن در آن شده اند. كساني كه از آن بيرون آمده اند تنها چيزي كه به ياد دارند خاطره هاي نه چندان جالبي هستند كه اغلب آن ها به مرگ موجود زنده اي منتهي مي شود.
بعضي ها مي گويند موجودات كشته شده در جنگل به روح تبديل شده و براي هميشه فناناپذير مي شوند و در آنجا مي مانند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
من در یکی دو سال پس از حمله مرگخواران به دنیای جادوگران یک داستانی شنیدم که:
در شبی خوف انگیز لرد سیاه و گروهی از مرگخوارانش که قدرت فراوانی داشتند در جنگل تصمیم به قتل آخرین خانواده آن منطقه می گیرند ولی یکی از مرگخوارن که نمی دانم اون چه کسی بود نظرش عوض میشه و به لرد سیاه بقیه مرگخواران میگه که من دیگه از انجام دادن کارهای شوم خسته شدم آخر چه فایده ای دارد لرد سیاه صدا را جستجو کرد و او را یافت که به گفته حاضرین شکل و رنگ روح داشته است از شنیدن این جملات بسیار خشمگین شده بود و میدید که ضعف و سستی در گروهش نفوذ کرده است فورا" او را با تلسمی دردناک تبدیل به جانوری زشت کرد و به سرعت او را کشت یک مرگخوار دیگر هم که به نظر برادر آن مرگخوار کشته شده می رسید به جلو آمد و برای طرفداری و گرفتن انتقام برادرش از لرد سیاه او را به دوئل دعوت کرد((البته باید بگویم که یک با هم هنگامی که لرد سیاه برادرش را به شکل جانوری در آورد می خواست واسطه شود اما دیگر مرگخوارا ن نگذاشتند)) اما لرد سیاه با توجه به دارا بودن قدرت شوم بالایش او را هم از پای در آورد و درس عبرتی برای دیگر مرگخواران شد.با این کشتن ها حتی در گروه خودش لرد سیاه می خواست به همه بگوید که گروه و اهداف و قدرتش فنا ناپذیر است اما همه ما بعد از شنیدن این داستان فهمیدیم که حتی لرد سیاه هم فنا پذیر است زیرا در گروهش هم مخالف هایی با او وجود دارد.
دوست عزیز همون طوری که گفته شده باید کلمات که باید در داستان به کار بره رنگی باشند. ولی شما رعایت نکردی پست های که اینجوری باشند در امتیاز دهی قرار نمیگیرند وحتی شاید پاک بشند.
دیگه از کسی تکرار نشه با تشکر ناظر انجمن.
من در یکی دو سال پس از حمله مرگخواران به دنیای جادوگران یک داستانی شنیدم که:
در شبی خوف انگیز لرد سیاه و گروهی از مرگخوارانش که قدرت فراوانی داشتند در جنگل تصمیم به قتل آخرین خانواده آن منطقه می گیرند ولی یکی از مرگخوارن که نمی دانم اون چه کسی بود نظرش عوض میشه و به لرد سیاه بقیه مرگخواران میگه که من دیگه از انجام دادن کارهای شوم خسته شدم آخر چه فایده ای دارد لرد سیاه صدا را جستجو کرد و او را یافت که به گفته حاضرین شکل و رنگ روح داشته است از شنیدن این جملات بسیار خشمگین شده بود و میدید که ضعف و سستی در گروهش نفوذ کرده است فورا" او را با تلسمی دردناک تبدیل به جانوری زشت کرد و به سرعت او را کشت یک مرگخوار دیگر هم که به نظر برادر آن مرگخوار کشته شده می رسید به جلو آمد و برای طرفداری و گرفتن انتقام برادرش از لرد سیاه او را به دوئل دعوت کرد((البته باید بگویم که یک با هم هنگامی که لرد سیاه برادرش را به شکل جانوری در آورد می خواست واسطه شود اما دیگر مرگخوارا ن نگذاشتند)) اما لرد سیاه با توجه به دارا بودن قدرت شوم بالایش او را هم از پای در آورد و درس عبرتی برای دیگر مرگخواران شد.با این کشتن ها حتی در گروه خودش لرد سیاه می خواست به همه بگوید که گروه و اهداف و قدرتش فنا ناپذیر است اما همه ما بعد از شنیدن این داستان فهمیدیم که حتی لرد سیاه هم فنا پذیر است زیرا در گروهش هم مخالف هایی با او وجود دارد.
دوست عزیز همون طوری که گفته شده باید کلمات که باید در داستان به کار بره رنگی باشند. ولی شما رعایت نکردی پست های که اینجوری باشند در امتیاز دهی قرار نمیگیرند وحتی شاید پاک بشند.
دیگه از کسی تکرار نشه با تشکر ناظر انجمن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/19 17:28:26
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام
جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
خادمان لرد سیاه ، بله ، همان مرگخوارانی که سالها خود را زیر سایه قدرت اربابشان حفظ میکردند ، آنان هنگامی که وارد جنگل میشدند لرزه بر اندامی هر موجودی می انداختند ! چطور ؟
بله به واسطه همان قدرت بی مانند لرد ولدمورت !!!
آنان همان هایی هستند که ، زمانی که لرد از اوج قدرت بی پایانش به زیر فرو کشیده شد و با پستی تبدیل به روح ی ذلیل و خوار گشت . همان لردی که شنیدن نامش لرزه بر اندام بود و نبود می انداخت ، همان فردی که خادمانش با پشتی خم بر آورده به دنبال او راه می افتادند و زمانی که موجودی را شکنجه میکرد و می کشت بی درنگ فریاد خنده بر می آوردند .
آنها جادوگرانی هستند که بعد از فنا شدن اربابشان راه خود را پیش گرفتند و حتی حاظر نشدند به خاطر الطاف پیشین اربابشان به خویش ، در صدد جستجوی او بر آیند .
آنان به ظاهر هستند ، ولی به واقع نیستند !!!
با تشکر
ویرایش شد ناظر انجمن.
چرا ویرایش شد ناظر انجمن ؟
چراش دیگه به
جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
خادمان لرد سیاه ، بله ، همان مرگخوارانی که سالها خود را زیر سایه قدرت اربابشان حفظ میکردند ، آنان هنگامی که وارد جنگل میشدند لرزه بر اندامی هر موجودی می انداختند ! چطور ؟
بله به واسطه همان قدرت بی مانند لرد ولدمورت !!!
آنان همان هایی هستند که ، زمانی که لرد از اوج قدرت بی پایانش به زیر فرو کشیده شد و با پستی تبدیل به روح ی ذلیل و خوار گشت . همان لردی که شنیدن نامش لرزه بر اندام بود و نبود می انداخت ، همان فردی که خادمانش با پشتی خم بر آورده به دنبال او راه می افتادند و زمانی که موجودی را شکنجه میکرد و می کشت بی درنگ فریاد خنده بر می آوردند .
آنها جادوگرانی هستند که بعد از فنا شدن اربابشان راه خود را پیش گرفتند و حتی حاظر نشدند به خاطر الطاف پیشین اربابشان به خویش ، در صدد جستجوی او بر آیند .
آنان به ظاهر هستند ، ولی به واقع نیستند !!!
با تشکر
ویرایش شد ناظر انجمن.
چرا ویرایش شد ناظر انجمن ؟

چراش دیگه به
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1385/10/19 13:13:57
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/19 13:29:57
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1385/10/19 16:21:26
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/19 17:32:04
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/19 13:29:57
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1385/10/19 16:21:26
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/19 17:32:04
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر

در جهت بالا بردن کیفیت و فعال تر شدن این تاپیک به داستانها امتیاز داده می شود...
این امتیازات توسط ناظرین انجمن داده می شود
در حال حظر امتیازات زیر مربوط به داستانهای دوره قبل بوده و از کلمات :مرگخوار - کاملا - پیغام - عصبانیت - نشان - وزارتخانه - گذشت - تنها - ولدمورت - نبرد استفاده شده.
1. هری پاتر
پست بسیار کوتاه و مفید بود و میشه گفت با همین کوتاهی بسیار جذاب بود. 8/10
2.سر کادوگان کبیر
6/10
3.بیلز زابینی
6/10
4.آرامیس بارادا
5/10
5.باسیلیسک
4/10
6.بیگانه
4/10
7.اينيگو ايماگو
4/10
8.توبیاس اسنیپ
4/10
9.اوون کالدون
2/10
این امتیازات توسط ناظرین انجمن داده می شود
در حال حظر امتیازات زیر مربوط به داستانهای دوره قبل بوده و از کلمات :مرگخوار - کاملا - پیغام - عصبانیت - نشان - وزارتخانه - گذشت - تنها - ولدمورت - نبرد استفاده شده.
1. هری پاتر
پست بسیار کوتاه و مفید بود و میشه گفت با همین کوتاهی بسیار جذاب بود. 8/10
2.سر کادوگان کبیر
6/10
3.بیلز زابینی
6/10
4.آرامیس بارادا
5/10
5.باسیلیسک
4/10
6.بیگانه
4/10
7.اينيگو ايماگو
4/10
8.توبیاس اسنیپ
4/10
9.اوون کالدون
2/10
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جادوگران
جزئیات کاربر

جادوگران - جنگل - قدرت - جستجو - فنا - واسطه - آخرین - تبدیل - روح - کشت
جادوگران همچنان در جنگل وحشتناک پیش می رفتند و به دنبال راه فراری از آنجا بودند...گفته می شد در این جنگل روحی وجود دارد که با تبدیل خود به جانوران و اجسام به انسان ها حمله می کند و آنها را می کشد
آن ها در این جنگل تاریک گم شده بودند ولی همچنان به جستجوی خود ادامه می دادند...
یکی از جادوگران با صدای آهسته شروع به صحبت کرد:من احساس میکنم موجودی ما رو زیر نظر گرفته...نگاه سنگینش رو احساس میکنم
جادوگری که قد بلندتری نسبت به بقیه داشت جواب داد:این خیالات همه به واسطه ی تفکر غلطمونه...هیچ اتفاقی برای ما نمیوفته...
ناگهان صدای نعره ای فضا را پر کرد...جانور بزرگ و در ظاهر قدرتمندی به طرف آن ها دوید
همراهان هر کدام به طرفی دویدند...همه آن ها می دانستند قطعا این آخرین لحظات عمر آن ها خواهد بود و فنا و نابودی در انتظار همه ی آنهاست، زیرا روح خبیث به هیچ کدام از آن ها رحم نمی کرد.
یکی از جادوگران در حالی که نفس نفس میزد چوبدستی خود را به طرف موجود گرفت و ورد آواکادراوا را به زبان آورد...
جانور زوزه ای کشید و به زمین افتاد...او جانور را کشت بود...جادوگران با تردید به سمت آن جانور دویدند...ولی آن موجود یک انسان بود...او یکی از همراهان تنومند آن ها بود که در راه او را گم کرده بودند...او از سر شادی نعره کشیده بود...ولی...
جادوگران همچنان در جنگل وحشتناک پیش می رفتند و به دنبال راه فراری از آنجا بودند...گفته می شد در این جنگل روحی وجود دارد که با تبدیل خود به جانوران و اجسام به انسان ها حمله می کند و آنها را می کشد
آن ها در این جنگل تاریک گم شده بودند ولی همچنان به جستجوی خود ادامه می دادند...
یکی از جادوگران با صدای آهسته شروع به صحبت کرد:من احساس میکنم موجودی ما رو زیر نظر گرفته...نگاه سنگینش رو احساس میکنم
جادوگری که قد بلندتری نسبت به بقیه داشت جواب داد:این خیالات همه به واسطه ی تفکر غلطمونه...هیچ اتفاقی برای ما نمیوفته...
ناگهان صدای نعره ای فضا را پر کرد...جانور بزرگ و در ظاهر قدرتمندی به طرف آن ها دوید
همراهان هر کدام به طرفی دویدند...همه آن ها می دانستند قطعا این آخرین لحظات عمر آن ها خواهد بود و فنا و نابودی در انتظار همه ی آنهاست، زیرا روح خبیث به هیچ کدام از آن ها رحم نمی کرد.
یکی از جادوگران در حالی که نفس نفس میزد چوبدستی خود را به طرف موجود گرفت و ورد آواکادراوا را به زبان آورد...
جانور زوزه ای کشید و به زمین افتاد...او جانور را کشت بود...جادوگران با تردید به سمت آن جانور دویدند...ولی آن موجود یک انسان بود...او یکی از همراهان تنومند آن ها بود که در راه او را گم کرده بودند...او از سر شادی نعره کشیده بود...ولی...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
