جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  213 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 26 اسفند 1392 17:28
نمایش جزئیات
آفلاین

قور.. قور...

تلپ! [ افکت صدایی پریدن قورباغه روی میز پیروف. ]

خش خش خش. [ افکت صدایی باز کردن لوله‌ی کاغذ پوستی که قورباغه آورده. ]

" پروف دامبــــلدوووور!!

خیلی بد شدن. خسته کننده شدن. توصیف ندارن. طولانی شدن. دوسشون نـــــــــــــدارم!

شما اینـ ـو نظاره بنموی مِن باب ِ مثـــال!

چاکریم. "

خش خش خش... [ افکت صدایی نوشتن جواب روی کاغذ پوستی. ]

قور.. قور..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 26 اسفند 1392 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست نوزده سال بعد کلاوس بودلر


یه بودلر جدید! فقط یه سانی با دندون های خانمان برانداز کم دارید.. لطفا اولش هم براش توضیح بدید که من گزینه خوبی برای گاز گرفته شدن نیستم!!

خب کلاوس عزیز به نقدستان محفل ققنوس خوش اومدی.. البته خیلی دیر به دیر این ورا میای، حواسم بهت هست! من امیدوارانه فکر می کنم از طرح ایراد و انتقاد از کارت بدت نمیاد ولی پیرو نظریه ی خودمی.. آدم نباید همه ی پستاشو به یه نفر بده برای نقد! قراره تکمیل بشه نه تقلید!

حقیقتش این که نشستم پستت رو دوباره و سه باره می خونم تا بتونم ایراد پیدا کنم، البته که ایراد تایپی و نگارشی میشه گرفت اما من به ایرادهای محتوایی و فنی نویسندگی علاقه مند ترم تا نکات ویراستاری!

مثلا یه نکته اینجا هست که شامل هر دو مساله هست. این " ... " که می ذاری. اولا که از ابتدا باید به کلمه ی قبلی بچسبه چون شامل قوانین ". و ، و ؛ "هاست. بعد اینکه.. البته من براش دلیل قانونی و معتبری از جایی ندارم اما فکر می کنم بهتر باشه از .. استفاده کنی تا سه نقطه، یه جور بهتریه هر چند نکته ی مهم تر در مورد طرز استفاده از اینهاست. این که چطور با ، تفاوت پیدا می کنه؟

این نقطه ها توی دیالوگ یا نوشته های اول شخص مناسب ترن، نشونه ی مکث کردن نیستن؛ نشونه ی سکوت کردن و وقفه بین حرف زدن هستن، در واقع "، و ؛" به خواننده میگن چطور جمله رو بخونه اما ".." به خواننده میگه که گوینده چطور داره صحبت می کنه، بریده بریده یا مسلسل وار!

از این ایرادهایی که باب میل من نیست اگه بگذریم می رسیم به بخش مورد علاقه من.. که نکات نویسندگیه!

ببین فرزندم! n راه برای ادامه دادن یک داستان وجود داره.. در واقع راههایی بی نهایت. دغدغه ی مهم یه نویسنده باید همین باشه همیشه، کدوم راه؟ چرا؟ راهی که انتخاب کردی این بود. جیمز و تدی میرن بعد پشیمون میشن و دوباره برمیگردن که کلاوس رو با خودشون ببرن. چرا؟ یه حرفی باید برای گفتن باشه توی این راه، باید توی پست خودت یا توی ادامه ی داستان حکمت این تصمیم مشخص بشه.

شما به عنوان یه نویسنده باید یه سری مسائل رو توی داستانت پر رنگ کنی، از کنار یک سری مسائل بگذری. مثلا، یک راهش توصیفاتی هست که توی نقد پست آلیس گفتم. با توصیفاتت می تونی یه چیزی رو مهم تر کنی، توی داستان برجسته ش کنی.. اون چیزی که لازمش داری! مثل این فیلمهای سینمایی که یه نفر یه دیالوگی اول فیلم میگه، یا یه چیزی می بینه یا یه اتفاق ساده ای رخ میده که بعدها تو آخر فیلم تقش تعیین کننده داره..

این تصمیمات شما برای ادامه ی داستان باید اینطوری باشه، حساب شده و دقیق.. رفتن و برگشتن جیمز و تدی یه حرفی برای گفتن داشته باشه.. یه دور خود چرخیدن اضافه نباشه. حداقل، کم ِکم برای خواننده جا بندازه که این دوتا شخصیت آدمهای خوب داستانن، از روی خوبی ذاتیشون نتونستن یه نفرو تنها بذارن! باید جزئیات داستان گاهی های لایت بشن، باید به چشم بیان.. صورت ساده ی یک نوشته گاهی یه کمی آرایش نیاز داره..

اینها.. مسائل و ریزه کاری های خیلی خیلی کوچیک توی پستات کمه.. وگرنه شما از نظر توصیف و فضاسازی و ظاهر و جلو بردن سوژه و ... کوچک ترین مشکلی نداری! اما این ریزه کاری ها روح به نوشتتون میده، کاملش می کنه و اینطوری تبدیل به بهترین میشن!

بیشتر از این دیگه توضیح دادن لزومی نداره.. موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 24 اسفند 1392 17:33
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پرفسور دامبلدور!

اجازه هست؟

با اجازتون من یه درخواست نقد واسه این تاپیک دارم، ممنون میشم زحمتشو بکشید؛ نوزده سال بعد


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
[
تصویر تغییر اندازه داده شده

بنفش! [ ]

پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1392 13:35
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست کافه محفل ققنوس رون ویزلی

رونالد ویزلی!

پسرجان.. من توی همین دو سه تا پست پیش یه نقد عریض و طویل برای شما نوشتم راجع به سه تا موضوع تاکید کردم!

1- توصیف
2- واقع گرایی
3- پاراگراف بندی

از لحاظ توصیفات پست قبلیت توی زندگی به سبک سیاه بهتر و قوی تره. واقع گرایی این پست بهتره و پاراگراف بندیش واقعا زیر سطح مقبوله!

رون! هیچ وقت توی زندگیت پسرفت نکن! این دفعه رو می تونیم بذاریم به حساب این که یه مدتی میشه که پست نزدی. اون حس توی وجودت یه کم فروکش کرده و ذهنت آمادگیشو از دست داده. بیشتر بنویس. اصلا مهم نیست حتی اگه صدتا پست بد هم بزنی. چون با هر نوشتن ذهنت توی این کار پیشرفت می کنه و هرچقدر ننویسی تواناییش کمتر میشه!

به همین خاطر نقد قبلیت رو دوباره بخون و به پاراگراف بندی توجه کن. پاراگراف بندی نامناسب خودش یه عامل منفیه.. خواننده حی رغبت نمی کنه خوندن پست رو شروع کنه، بلافاصله نادیده می گیردش! ظاهر پست حداقل باید دافعه نداشته باشه..

و اما چیزی که می خوام اضافه کنم راجع به سوژه پردازیه:

سوژه ی جدید دادن کار واقعا سختیه. برای من که همیشه استرس زا بوده.. قدیما رو یادم نیست ولی الان احتمال این که متوجه ی سوژه ی من نشن زیاده، برای همین آدم توی دلهره ی این که آیا سوژه م رو کسی ادامه می ده یا نه می مونه! شما شجاعت به خرج دادی که سوژه ی جدید دادی، خیلی ساده هم مطرحش کردی به حدی جاذبه ی داستان به خطر افتاده..

اولین ایراد سوژه ی جدیدت همینه که خیلی ساده ست، بیش از حد؛ هیجانی که دیگران مجبور به ادامه دادن کنه درش وجود نداره.

دومین ایراد هم اینه که به نوعی مسئولیت سوژه رو انداختی رو دوش نفر بعدی، این که چه راه حلی برای کافه پیدا میشه به مراتب مهم تره از قرار پلمپ شدن کافه ست. در واقع اون راه حل سوژه ی اصلیه نه پلمپ شدن!

برای دفعات بعد که سوژه ی جدید می دی باید غیر از ایده ای که تو ذهنت داری، حواست به این که چطور باید ادامه داده بشه هم باشه لطفا..

همچین برای دفعات بعد: رون.. من مثل همین دفعه چک می کنم ببینم کارایی که گفتم رو انجام دادی یا نه. من این نقدها جلوی چشمم هست، جلوی چشم تو هم باشن باباجان!

موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 22 اسفند 1392 16:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سام علیک!
گفتم ببینم اولین سوژه ی جدیدی که دادم چطوره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 11 اسفند 1392 10:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست ویلای صدفی آلیس لانگ باتم



دخترک گیسو طلایی ماهیتابه به دست! نویل چطوره؟!

خوب بود دخترم.. خوووب! اهمم.. چند سالتونه شما؟

آلیس، بچه ها بهت گفتن که من ذاتا آدم ایراد گیری هستم؟ در واقع گیر زیاد می دم ولی به خدا ایراد بنی اسرائیلی نمی گیرم! الانم وقتی می گم خوب بود یعنی واقعا خوب بوده. بازم نمی خوام ایرادهای ریز از نقطه و ویرگول و تکرار فلان فعل و کج بودن سرکش "گ" بگیرم! برای این قدری که نوشتی به نظر من همه چیز از خوب هم کمی بالاتره و سختگیری های بیش از حد باعث میشه کمتر دست به قلم ببری اما یه توصیه ای دارم که برای ارتقای سطحت به دردت می خوره!

فک کن من میام توی توصیفاتم میگم: "جسم کروی قرمز رنگ که بر آمدگی تاج مانندی داشت درون سبد قرار داشت!" اینجا شمای خواننده میگی خب یه انار توی سبده. یه بار دیگه میام شما رو جلوتر از این هم می برم میگم:

" آلیس دیروز که با سبدی پر از انار در دستش آمده بود، امروز دیگر در راهروها و اتاقهای خانه قدم نمی زد و تنها اناری که از خیل انارهای دیروز در سبد مانده بود یکه و تنها رفته رفته پوستش خشک تر می شد و کم کم داشت دلش می شکست"

ببین کلی جلو افتادیم این دفعه!! اون دفعه فقط یه توصیفی ارائه دادم که شما رو به این می رسوند که یه انار تو سبده ولی این بار توصیفات از همین انار یه داستان به شما ارائه داد. نمی گم توصیف های اون مدل اولی بی مورد و به درد نخور و نا به جاست. گاهی هم ما لازم داریم که مخصوصا راجع به یه چیزی کمتر توضیح بدیم که تو سایه بمونه و خواننده بعدها در موردش بیشتر بدونه. اما یه وقتهایی لازمه که خواننده ها توی دریای توصیفات شما غرق بشن و تا وقتی پست تموم میشه نتونن چشمشونو بردارن!

این یه هنره که بعدها باید به موقع ازش استفاده کنین.. امیدوارم به دردتون بخوره!

موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 9 اسفند 1392 22:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر دامبلدور قرن!
اگه وقتتان تنگ نیست این پست منو نقد بفرمایید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 25 دی 1392 01:09
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست زندگی به سبک سیاه رون ویزلی


رونالد فضاسازی ویزلی!!

راضیم از پیشرفتت در فضاسازی، خیلی خوشمان آمد. مخصوصا که یه جاهایی حس کردم نوشتنش به نوشته ی خودم شبیه شده و بسیار ذوق زده شدم فرزند روشنایی! آفرین.. خیلی مردی باباجون!

حالا بیا یه کم ایراد ریز بگیریم:

نقل قول:
نگاهی به نقاط دیگر صورت او انداخت. چین و چروک نداشت و برای یه زن با عمر زیاد این چیز عجیبی بود. به هر حال او مادر ارباب بود و این مستلزم عجیب بودنه.


نگاهش را به نقاط دیگر صورت او انداخت حسی تو ذهن آدم متواتر می کنه که با اون چیزی که لازم داریم متناسب نیست. آدم حس می کنه باید یه چیزی خیلی وسیع باشه تا نقطه زیاد داشته باشه مثل نقشه و اینا، می تونستی یه ترکیب ادبی زیرکانه به کار ببری. از آرایه های ادبی استفاده کنی. مثلا " نگاهش روی صورت مروپ به گردش درآمد/ چرخید/ سُر خورد!"

به طور کلی میشه رو ریزه کاری ها بیشتر کار کنی تا زیباتر بشه، بذار به عنوان مثال من همین نقل قول از پستت رو بازنویسی کنم:

نقل قول:
نگاهش روی صورت بانوی خانه چرخید. برای زنی در سن و سال و جایگاه یک مادر صورت صاف و باطراوتی داشت؛ این طراوت و شادابی خودش چشمه ی عجایب بود ولی نه آن قدر عجیب که برای مادر لرد ولدمورت کفایت کند!


البته لزومی نداری این طوری بنویسی دقیقا. اینا همش به سبک و سلیقه مربوطه فقط می خواستم کاربرد ادبی تر رو به نمایش بذارم.

نکته ی مهم دومی که توی پستت کم توجه شده بهش "واقع گرایی"ـه. توی پستهای جدی این خیلی مهمه. صرفا نقل کردن یک داستان نیست. باید ببینی واقعا چه اتفاقی میوفته. مثلا مرگخوارها مروپ رو چی صدا می کنن؟ بانو گانت؟ نه! مرگخوارها به ولدمورت می گن ارباب یا مای لرد.. خیلی منطقی به نظر می رسه که اسم مروپ رو هم به زبون نمیارن، حتی فامیلیش رو. احتمالا مناسب تره که بگن: بانو، بانوی من، مای لیدی یا از این قبیل الفاظ!

و مهمتر از اون.. تصور کن یه نفر پا میشه میره خونه ی ریدل بین یه سری آدم واقعا خشن و روان پریش که واقعا قلبهای سیاه دارن.. مرگخوارهای واقعی اینطورین خب! فکر می کنی اذیتش نکنن؟ بهش حمله نکنن؟ تحقیرش نکنن؟ یقینا این کارو می کنن.. من انتظار داشتم اینجا با همچین صحنه ای رو به رو بشیم.. این که مرگخوارها چو رو دوره کنن. بعضیاشون به سمتش طلسم شلیک کنن، حرفهای تمسخر آمیز زیادی بزنن! و بلاتریکس و مروپم تا یه جایی از این حرکات بقیه لذت ببرن و فقط بخندن!

ولی خب حداقل بلاتریکس اینجا یه کم دست به کار شده بود و از این بابت جای شکر داره!

یکی دیگه هم سرعت جلو رفتن داستانه، ببین تو این سه چهارتا پست آخر، چو فقط داره دور خودش می چرخه.. کسی جرئت نکرده به امتحانا بپردازه. این درست نیست! هی تکرار و تکرار و مثل لاک پشت جلو رفتن فایده ای نداره، باید تشخیص بدید که کجا لازمه برید سر اصل مطلب. تو پست تو لازم بود که بالاخره معلوم بشه این امتحانا چیه ولی بازم نگفتی.

رون..این روند وقتی ادامه پیدا کنه سوژه سرد میشه و از بین میره و دیگه کسی ادامه ش نمیده، پس اینو بهش توجه کن که سوژه شهید نشه..!

و آخرین نکته راجع به پاراگراف بندی.. وقتی از فضاسازی یه بند می نویسی و میری به دیالوگها، قبل و بعد از دیالوگها هم باید یه اینتر بزنی تا فاصله ایجاد بشه. اینطوری ظاهر بهتری داره.

- دیالوگ دیالوگ دیالوگ!
-دیالوگ دیالوگ و....

این جوری! مجموع دیالوگها یه بند محسوب میشه. یعنی اگه یه دیالوگ هم بعد از این داشتی، بدون اینتر اضافه باید بنویسی.

دیگه همین. موفق باشی کاراگاه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 23 دی 1392 19:50
نمایش جزئیات
آفلاین
رون با زمزمه ی "فضا سازی، فضاسازی"وارد دفتر دامبلدور شد. کاغذی را روی میز گذاشت و با همان زمزمه خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 9 دی 1392 21:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست رینگ دوئل گودریک گریفیندور

گودریک گریفیندور عزیز! ای صاحب شمشیر و کلاه! پستت از همه ی لحاظ حداقل خوب رو داره اما برای پست دوئل نوشتن خوب کافی نیست گودریک!

پستهای خوب زیادی توی مسابقه ی دوئلمون داشتیم اما خیلی ها، واقعا خیلی ها توجه نکرده بودند که لازمه پستی که برای مسابقه می نویسند نه تنها از لحاظ نوشتن که از لحاظ سوژه هم باید قدرتمند باشه، تماما هم طنز نویسها با این مشکل رو به رو بودند.. البته نه این که نوشته های جد از این نظر غنی بودند نه اینطوری نبود.

پس نتیجه ی اول اینکه چه توی دوئل، چه هر پست تکی دیگه از و همانند یک سفید اصیل و خاطرات گرفته تا هالی ویزارد و جام آتش، سوژه ی قوی انتخاب کنین، داستانی که جذاب باشه.. واقعا با "زمان برگردان" میشه داستانهای فوق العاده جذابی نوشتو از این نظر کم لطفی کردین!

مساله ی مهم دوم!

یه بار تو یه فیلمی یه دیالوگ واقعا حکیمانه و گولاخانه گفته شد که بد نیست بهش توجه کنیم! "جوک خوب و بد وجود نداره، جوک گوی خوب و بد وجود داره!" خیلی خیلی تیکه های بامزه ای توی پستت وجود داشت. اون تبلیغات، طلسم مو صاف شو که توی نقطه ی حساس به داد گودریک رسید و ... نگاه کنی اینا همشون واقعا خنده دار بودن ولی کل پستت خواننده رو توی فاز طنز و خنده نگه نمی داشت. علتشم لحن روایتت بود. با این طور ادبیات رسمی و حالت اخبارگویانه نمیشه داستان طنز روایت کرد. روایت کردن داستان طنز با ادبیات جدی وارد سبک طنز و جد میشه مثال هاشم، پستهای خانه ی گانت ها، تدریس پیشگویی من و پست دوئل تد ریموس لوپینه.

هر ادبیاتی یه جای خاصی برای خودش داره و یه کاربرد مخصوصی، البته این چیزی نیست که من به شما یاد بدم.. کاملا خودتون بلدید. مثلا اومده بودی جملات کوتاه و رسمی به کار برده بودی، رسایی و شیوایی متن بالا می رفت و سریع الانتقال میشد ولی جو و فضا رو هم به همین میزان رقیق می کرد. ادبیات اینطوری با جملات کوتاه و سریع الانتقال برای داستان کودکه! جمله های کوتاه و ساده و کم آرایه که بچه ها راحت بتونن بفهمن.. ما اینجا بچه نداشتیم، وسط رینگ دوئل بودیم.. باید ثابت می کردید که نویسنده های سطح بالا هستید.

تو پست طنز باید اصطلاحات عامیانه داشته باشیم، تکیه کلام های طنزی که توی جامعه یا برنامه های طنز رسانه ای رایج هستن رو باید به کار ببریم. این جور که ساده و روون یک داستان رو فقط نقل کنیم مثل این می مونه که کیک بپزی و همونجوری سفید و بدون تزیین ببریش مجلس عروسی! اصلا اون کیک شایستگی یک مجلس رسمی رو نداره با اون حالت..

وقتی که توی کلیات به سطح خوب می رسید، از لحاظ روایت و نوشتن صحیح داستان بعد تازه باید به جزئیات بپردازید، باید تازه اون موقع دقیق بشید توی ریزه کاری ها.. که خب به جزئیات هم نپرداختی متاسفانه..

در کل من که دلم واقعا سوخت که یه کیکی رو با این همه زحمت درست کردی و پختی و آماده کردی ولی چهارتا ریزه کاری که باعث جلوه ش هست رو نادیده گرفتی.. دفعه ی بعد به این ریزه کاری ها، به لحن روایت داستان و به سوژه به طور جدی توجه کنین.



موفق باشی!



نقد پست وزارتخانه ویلبرت اسلینکرد


هووم.. ویلبرت!

قابل قبول بود، دلیلشم اینه که توی پستهای یک ماموریت شلوغ با زمانهای محدود انتظار زیادی از پستها نمیره! حالا من نمی دونم تا چه حد این آشوبهای وزارتی قوانین ماموریت برشون حاکمه، ولی به هر حال واضحه که زود پست می خوره و فرصت فکر کردن زیاد نیست.

از لحاظ نگارشی، پاراگراف بندی، آغاز و پایان داستان _ با توجه به این که بالاخره نشستم و پستهای این سوژه رو خوندم! _ هم مشکلی نداره. البته این کاملا سلیقه ایه. ممکنه کسی باشه که بگه اگه داستان اینقدر با جهش جلو نمی رفت بهتر بود..

منظورم اینه که داستان با حرکت چیزکشان(!) از آزکابان تموم میشه و دلورس تو انتهای پستش میگه که یه خر زخمی رو پیدا کرده.. اگه کمی تو ذهن خوانی پیشرفته باشیم می فهمیم که دلورس می خواسته شرایط رو برای چیزکشا سخت کنه. اینطوری که اونا برسن به لندن و ببینن خری با کمک های مرلین در کار نیست و حسابی مستاصل و بیچاره بشن، که خب خیلی عالی ایده ی مهلک دلورس رو دور زدی! واقعا جای تبریک داره!

در مجموع پستت واقعا خوب بود. فقط.. یک مقدار می تونستی از فضاسازی و توصیف استفاده کنی تا پستت از هر نظر تکمیل بشه!

راضیم ازت فرزندم.. موفق باشی!


نقد پست بازنویسی رون ویزلی که با پیام شخصی فرستاده

هوووم! نه.. اولا که طمانینه! رون حالا که بقیه پستها رو هم خوندم می تونم راهنمایی بهتری در اختیارت بذارم! به پست بعدی نگاه کن.. یه طنزپرداز قدیمی، لودر بگمن! !

لودو اول پستش رو به کمبودهای پستت اختصاص داده، بسیار کامل و جامع. در واقع از نظر داستانی لازم بود که تمام این ها رو توی پستت داشته باشی تا مییزان تاثیرگذاری پستت بالا بره.

مهمه که نوشته شما در روند داستان موثر باشه اینو دفعه ی قبل هم گفتم. ولی خب توی این ویرایشت فقط یه کمی پیاز داغ ماجرا رو زیاد کردی و طنزهای جالبی رو که دفعه ی قبل داشتی حذف کردی، که نیازی به این کار نبود..

گفتم که قبل از نوشتن باید به موضوعاتی فکر کنی. بیا عملا خودمون اینجا صحنه رو بازسازی کنیم!

دقت کن رون.. من یا شما یا هرکی حالا.. داریم یه تاپیکی رو می خونیم. از داستان خوشمون میاد و تصمیمی میگیریم که داستان رو ادامه بدیم. اول از همه لازمه که بدونیم چطور داستان رو باید ادامه بدیم.

اولین قدم اینه که با پست آخر هماهنگ باشیم. گاهی اوقات داستان از چندجا ادامه پیدا می کنه، مثلا تو همین سوژه ما لودو رو یه سمت داستان داریم، دلو رو یه سمت دیگه، آزکابانیا یه طرف و ایوان یه طرف دیگه و هوووم! خیلی زیاد شخصیت داریم!

آخرین صحنه ای که اون شخصیت مورد نظرمون تو داستان هست رو در نظر میگیریم و براش یه برنامه ای میریزیم بسته به خلاقیت و ابتکار و هر ایده ای که تو ذهنمون داریم!

ایوان باید بره به ولدمورت خبر بده.. چطور این کارو می کنه؟ وقتی خبر می ده چه اتفاقی میوفته؟ تصمیم ولدمورت چیه!؟ این ها رو باید بگی تا داستانت به یه جایی برسه و گرنه داستانت اصلا جلو نرفته و تاثیرگذار نیست.

توی پستهای بعدیت این مراحل رو پیاده کن ببینم چطور انجامش میدی!

تا بعد.. موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده